روایت کشف صدها نگاتیو از دل گنجهای قدیمی است؛ تصاویری که حبیب فرشباف، معلم سپاه دانش، در دهه چهل از روستاهای دورافتاده قرهداغ ثبت کرده و نیم قرن در سکوت نگه داشته بود.
فاطمه برزویی: کلمه «مهم» اغلب با شهرت، دیده شدن و بازتابهای آنی گره خورده است. اما گاهی، اهمیت در سکوت و غبار دههها پنهان میشود؛ در گنجه چوبی خانهای، میان نگاتیوهایی که نیم قرن انتظار کشیدهاند تا دیده شوند. مستند ۲۷ دقیقهای «مهم یعنی چی؟» ساخته روشن نوروزی، دقیقا روایتی از همین کشف است؛ داستانی درباره حافظه، معلمی و هنری که از دل تاریخ بیرون کشیده میشود تا معنای واقعی «اهمیت» را بازتعریف کند.

این فیلم سفری است به دنیای حبیب فرشباف؛ معلمی که در تیرماه سال ۱۳۴۲، با شور جوانی و مدرک دیپلم، به عنوان معلم سپاه دانش راهی روستاهای دورافتاده قرهداغ آذربایجان شد. او در آن سالها به کودکان آن دیار درس زندگی و الفبا آموخت و با یک دوربین ساده «لوبیتل»، لحظاتی ناب از زندگی روستاییان، دانشآموزان و رویدادهای آن زمان را برای همیشه ثبت کرد.
جرقهای در میان پژوهش؛ تولد یک پروژه
داستان این مستند از جایی آغاز میشود که روشن نوروزی، که خود سالها به عنوان عکاس مطبوعاتی فعالیت کرده، برای پروندهای در یک مجله پیرامون «معلمها» تحقیق میکرد. او که حبیب فرشباف را دورادور به عنوان یک معلم شریف و اثرگذار میشناخت برای گرفتن خاطرات و عکسهای احتمالی از دوران خدمتش به او مراجعه میکند. نوروزی تعریف میکند:

«من آقای شالباف رو دورادور به عنوان معلم میشناختم… به او رجوع کردم که ببینم آیا خاطرات و عکسهایی از آن سالها دارند یا نه. و متوجه شدم که در آن سالها با یک دوربین لوبیتل چندین وقت عکاسی کردن… و در تمام این سالها نگاتیو این عکسها را هم حفظ و نگهداری کرده بودند.» این نقطه، لحظه کشف گنجینه بود. چند نگاتیو اولیه اسکن شد و کیفیت و ارزش تاریخی و هنری آنها، تیم را شگفتزده کرد. پروژهای که با هدف یک مصاحبه ساده آغاز شده بود، به یک ماموریت آرشیوی تمامعیار تبدیل شد.

دو سال تلاش برای احیای حافظه
روشن نوروزی که دغدغه همیشگیاش «آرشیو» بوده و از فقدان و پراکندگی آرشیوهای عکس مطبوعات ایران همواره گلهمند است، این پروژه را فرصتی برای نجات بخشی از تاریخ دیداری کشور یافت. او میگوید: «این پروژه در واقع برای من به نوعی فرصتی بود تا بتوانم بخشی از یک آرشیو شخصی را از خانهای یا انباری بیرون بکشم و آن را به شکل حرفهای پردازش کنم.»

این پردازش نزدیک به دو سال به طول انجامید. تیمی متشکل از خود نوروزی و همکارانش، بارها و بارها نگاتیوها را از فرشباف تحویل گرفته، اسکن کرده و سپس وارد مرحله پژوهشی شدند. این مرحله مهمترین بخش پروژه بود. نوروزی توضیح میدهد: «ما یک فرآیند پژوهشی را بر روی این عکسها آغاز کردیم. آنها را نزد خودشان میبردیم و از او میخواستیم تا در تعیین تاریخ، مکان، هویت افراد حاضر در عکس و شرح وقایع به ما کمک کنند تا توضیحات عکسها تکمیل شود.» این کار دقیق و وسواسگونه، عکسهای صامت را به اسنادی گویا و زنده از یک دوران خاص تبدیل کرد.

تولد یک هنرمند!
اولین ثمره این تلاش دو ساله، برگزاری نمایشگاهی از عکسهای حبیب فرشباف در گالری «دنا» در سال ۱۳۹۷ بود. نمایشگاهی با عنوان «از کرانههای آراز» که با استقبالی باورنکردنی از سوی مخاطبان مواجه شد. مردم برای دیدن تصاویری آمده بودند که هم زیبا و هنرمندانه بودند و هم روح زندگی و اصالت یک دوران را در خود داشتند. موفقیت نمایشگاه، قدم بعدی را رقم زد؛ انتشار کتاب عکسهای فرشباف با همین نام توسط «انتشارات تصویر ایران».

کتاب «از کرانههای آراز» نیز به سرعت جای خود را در میان علاقهمندان به عکاسی مستند باز کرد و به چاپ دوم رسید. این روند، حبیب فرشباف را از یک معلم بازنشسته گمنام به یک هنرمند شناختهشده تبدیل کرد. نوروزی با هیجان از این تحول یاد میکند: « آقای فرشباف اکنون به عنوان یکی از هنرمندان گالری دنا شناخته میشوند. پروفایل او در وبسایت گالری در کنار هنرمندان برجستهای چون خانم مریم زندی و آقای کیومرث کیاست قرار دارد… آثارشان وارد بازار هنر شده و اکنون مجموعهدارانی هستند که مشخصا آثار آقای فرشباف را جمعآوری میکنند.»

دیدار دوباره معلم سپاه دانش با دانشآموزانش
مستند «مهم یعنی چی؟» حلقه نهایی این زنجیره و شاید کاملترین روایت از این ماجرای شگفتانگیز است. فیلم فرآیند کشف، اسکن و پژوهش عکسها را به تصویر میکشد و به نقطه اوج عاطفی داستان میپردازد: بازگشت حبیب فرشباف پس از نزدیک به50 سال به همان روستاها.این مستند لحظات بینظیر دیدار دوباره معلم با دانشآموزان قدیمیاش را ثبت کرده است؛

دانشآموزانی که حالا خودشان پا به سن گذاشتهاند اما هنوز با عشقی عمیق از معلم دوران کودکی خود یاد میکنند. این فیلم به ما نشان میدهد که آن معلم جوان سپاه دانش فقط یک کارمند دولت نبوده و فردی «اثربخش» بوده که یاد و خاطرهاش پس از نیم قرن همچنان در قلب و ذهن مردم آن دیار زنده است.
واکنش خود فرشباف به این همه توجه، بخش مهمی از داستان است. نوروزی میگوید: «ایشان بسیار هیجانزده و خوشحال بودند… خودشان نیز در یادداشتی در کتاب آوردهاند که هرگز تصور نمیکردند روزی این عکسها از گنجه شخصیشان بیرون بیاید و دیگران آنها را ببینند.»

نگاهی از درون: دغدغه یک مستندساز
وقتی از روشن نوروزی درباره تاثیر تجربه مطبوعاتیاش بر این پروژه سوال میشود، او بیش از هر چیز بر هویت خود به عنوان «عکاس» و دغدغهاش برای «آرشیو» تاکید میکند و معتقد است این پروژه تلاشی بود تا یک ارائه تمیز و حرفهای برای بخشی از تاریخ تصویری این سرزمین فراهم شود. با این حال ترجیح میدهد وارد بحث درباره فضای فعلی فیلمسازی مستند و چالشهای آن نشود.

نوروزی که خود سابقه دبیری انجمن صنفی عکاسان مطبوعات را در کارنامه دارد و با چالشهای حقوقی و محدودیتهای همکارانش از نزدیک درگیر بوده، با تلخی میگوید: «راستش را بخواهید، نمیخواهم در این مورد اظهارنظری بکنم، زیرا معتقدم چنین حرفهای (عکاسی مستند مطبوعاتی) دیگر به پایان رسیده و عملا وجود ندارد.» این جمله، خود گویای شرایطی است که هنرمندان و روزنامهنگاران مستقل در آن فعالیت میکنند. «مهم یعنی چی؟» ، بیش از آنکه یک مستند پرتره باشد، یک جستجوی فلسفی برای یافتن معنای «اهمیت» است.

اهمیت در تاثیری پنهان است که حبیب فرشباف بر زندگی شاگردانش گذاشته؛ در عشقی که پس از پنجاه سال هنوز در چشمان آنها موج میزند. اهمیت در نگاتیوهایی است که با وسواس حفظ شدهاند تا امروز سندی از یک برهه تاریخی باشند و اهمیت در تلاش مستندسازی است که غبار را از روی گنجینهای فراموششده کنار میزند تا به همگان نشان دهد که تاریخ واقعی، گاهی در همین داستانهای کوچک و شخصی پنهان شده است. این فیلم کوتاه، بزرگداشتی است برای تمام معلمانی که بذر دانایی را در دورافتادهترین نقاط این سرزمین کاشتند و یادآوری میکند که هر یک از ما میتوانیم با ثبت و حفظ خاطراتمان، راوی بخشی از تاریخ باشیم؛ تاریخی که شاید روزی کسی آن را از گنجه بیرون آورد و به جهان نشان دهد.