به گزارش سرمایه فردا، در حالی که چشمها به تحرکات ناوگان دریایی و هواپیماهای نظامی در خلیج فارس دوخته شده است، یک میدان نبرد نامرئی و حیاتی در ژرفای آبهای تنگه هرمز در جریان است. روزنامه ژاپن تایمز در گزارشی به یکی از مهمترین ابزارهای فشار ایران برای اعمال حاکمیت بر این آبراه استراتژیک اشاره کرده است: «کابلهای ارتباطی زیردریایی». این کابلها که ستون فقرات اینترنت جهانی و تراکنشهای مالی بینالمللی هستند، از بستر تنگه هرمز عبور میکنند و ایران میتواند با استفاده از «توان نظامی قابل توجه» خود و با جلوگیری از عملیات تعمیر و نگهداری آنها، بدون هدف قرار دادن مستقیم، بر این شریانهای حیاتی اعمال حاکمیت کند. این گزارش به تحلیل این تهدید خاموش و پیامدهای آن میپردازد.
یکی از مهمترین کابلهای ارتباطی که از تنگه هرمز عبور میکند، «کابل AAE-1» (Asia-Africa-Europe-1) است. این کابل غولپیکر، هنگکنگ، ویتنام، کامبوج، مالزی، سنگاپور، عمان، امارات متحده عربی، قطر، عربستان سعودی، جیبوتی، مصر، یونان، ایتالیا و فرانسه را به هم متصل میکند. دادههایی که از طریق این کابل منتقل میشوند، صرفاً شامل ویدئوها و ایمیلهای معمولی نیست، بلکه شامل «تراکنشهای مالی بینالمللی (سوئیفت)»، «ارتباطات دولتی و نظامی» و «اطلاعات حساس تجاری» نیز میشود. عملاً هر پیامی که از آسیا به اروپا و آفریقا (و بالعکس) ارسال میشود، ممکن است از این کابل عبور کند. اختلال در این کابل، به معنای قطعی گسترده اینترنت، اختلال در سامانههای مالی و حتی فلج شدن برخی ارتباطات دیپلماتیک و نظامی در منطقه و فراتر از آن خواهد بود.
روزنامه ژاپن تایمز به صراحت اعلام کرده است که ایران دو راهبرد اصلی برای اعمال حاکمیت بر این کابلها در اختیار دارد. راهبرد اول، «حمله مستقیم به کابلها» است. ایران میتواند با استفاده از زیردریاییهای کوچک، غواصهای ماهر و تجهیزات مخصوص، به کابلها آسیب فیزیکی وارد کند. اما این راهبرد ریسک بالایی دارد و میتواند به عنوان یک اقدام خصمانه (جنگ) تلقی شود. راهبرد دوم که هوشمندانهتر و در عین حال مخربتر است، «ممانعت از عملیات تعمیر و نگهداری» کابلهاست. کابلهای زیردریایی به طور طبیعی مستعد آسیب هستند (کشتیهای ماهیگیری، لنگرها، زلزله و…). برای تعمیر آنها، شرکتهای کابلگذاری نیاز به کشتیهای مخصوص کابلگذار و مجوز از کشورهای منطقه دارند. ایران میتواند با اعمال محدودیتهای نظامی و اداری (مثلاً ممنوعیت ورود کشتیهای تعمیرات به منطقه) و با بهانههای قانونی (نقض آبهای سرزمینی)، عملاً از تعمیر کابلهای آسیبدیده جلوگیری کند. در این حالت، ایران مستقیماً به کابل حمله نکرده است (و بنابراین نمیتوان او را متهم به خرابکاری مستقیم کرد)، اما با «بازدارنده» کردن فرآیند تعمیر، عملاً کابل را برای مدت نامحدودی از کار میاندازد.
روزنامه ژاپن تایمز تأکید میکند که «نظامیان آمریکایی نتوانستهاند مانع عملیات ایران از سواحل طولانی این کشور در خلیج فارس شوند و تهران همچنان توان نظامی قابل توجه خود را حفظ کرده است.» این گزاره نشان میدهد که علیرغم سالها تحریم و فشار نظامی، ایران همچنان یک «بازیگر قدرتمند» در عرصه دریایی منطقه است. سواحل طولانی ایران در خلیج فارس (از بندرعباس تا خرمشهر) و نزدیکی آن به مسیرهای اصلی کشتیرانی و کابلهای زیردریایی، به ایران یک «مزیت استراتژیک» بینظیر داده است. آمریکا با وجود ناوگان عظیم خود در منطقه (ناوگان پنجم در بحرین)، نمیتواند به طور کامل بر این سواحل طولانی مسلط شود و از هرگونه اقدام ایران (اعم از مینگذاری، استقرار موشکهای ساحلی یا حضور قایقهای تندرو) جلوگیری کند. به عبارت دیگر، ایران «آبهای سرزمینی خود» را به یک «منطقه ممنوعه» برای هرگونه فعالیت خارجی (از جمله تعمیر کابل) تبدیل کرده است.
اگر ایران تصمیم به اجرای این راهبرد (ممانعت از تعمیر و نگهداری) بگیرد، پیامدهای فاجعهباری برای اقتصاد دیجیتال و ارتباطات جهانی خواهد داشت. نخست، «قطع یا کندی شدید اینترنت در منطقه و اروپا» رخ میدهد. کابل AAE-1 یکی از اصلیترین مسیرهای ارتباطی آسیا به اروپا است. قطع آن، ترافیک را به کابلهای دیگر (با ظرفیت محدودتر) منتقل میکند و باعث افزایش تأخیر (Latency) و کاهش سرعت میشود. دوم، «اختلال در بازارهای مالی و ارزی» اتفاق میافتد. تراکنشهای سوئیفت که وابسته به زیرساختهای ارتباطی پایدار هستند، با اختلال مواجه میشوند. این میتواند به معنای تأخیر در پرداختهای بینالمللی، افزایش هزینه تراکنشها و حتی توقف موقت برخی تبادلات مالی باشد. سوم، «شکاف در ارتباطات دولتی و نظامی» ایجاد میشود. سفارتها، آژانسهای اطلاعاتی و مراکز فرماندهی نظامی که از این کابلها برای ارتباطات امن استفاده میکنند، با چالش جدی روبرو میشوند. چهارم، «افزایش هزینه اینترنت و تجارت الکترونیک» را شاهد خواهیم بود. شرکتهای ارائهدهنده خدمات اینترنت و کسبوکارهای آنلاین مجبور به استفاده از مسیرهای جایگزین گرانتر میشوند و این هزینه در نهایت به مصرفکننده نهایی منتقل میشود.
کابلهای زیردریایی تنگه هرمز، «آشیل پاشنه» اقتصاد دیجیتال جهانی هستند. ایران با درک این واقعیت، گزینه «اعمال حاکمیت بر این کابلها» را در سبد ابزارهای خود قرار داده است. این راهبرد به مراتب هوشمندانهتر و کمهزینهتر از درگیری مستقیم نظامی با ناوگان آمریکا است. ایران نیازی به غرق کردن ناو هواپیمابر ندارد؛ کافی است اجازه ندهد کابل آسیبدیده تعمیر شود. در این صورت، اختلال در ارتباطات و تراکنشهای مالی جهانی، هزینههای سنگینی را به غرب (به ویژه اروپا و آسیا) تحمیل میکند و ممکن است آنها را مجبور به امتیازدهی در مذاکرات کند. این یک «بازی با برگ برنده» برای ایران است. سرمایهگذاران و فعالان اقتصادی در منطقه باید این ریسک جدید را جدی بگیرند. قطع یا اختلال در کابلهای زیردریایی میتواند تأثیری مشابه (و حتی بدتر از) بسته شدن تنگه هرمز بر روی نفتکشها داشته باشد. مراقب باشید. موفق باشید.
بازار جهانی فولاد در آستانه تابستان ۲۰۲۶ با چهار چالش عمده مواجه است. نخست، «ضعف…
اعلام نرخ ارز مبنای محاسبه (۱۳۱,۰۶۶ ریال برای دلار) و نرخ مالیات بر ارزش افزوده…
ورود میانگین روزانه ۱۴,۵۰۰ میلیارد تومانی به صندوقهای طلا، جهش سه برابری حجم معاملات سکه…
علی پروین از دست وحید قلیچ دلخور بود و به همین خاطر دروازهبان اسبق تیم…
در حال حاضر تعداد اتوبوسهای فعال و شاغل در تهران از ۸۰۰ دستگاه در ابتدای…
مردی ۶۰ ساله که در سال ۲۰۲۳ با هدف قرار دادن یک افسر روس از…