چرا زاینده‌رود خشک شد

چرا زاینده‌رود خشک شد

پژوهشگر محیط‌زیست گفت: با توجه به اینکه ۳۲۰ روز در سال زاینده رود خشک است پس نمی‌توان گفت دلیل اصلی خشکی زاینده‌رود توسعه فضای سبز است.

به گزارش سرمایه فردا، حشمت انتخابی پژوهشگر محیط‌زیست به سرمایه فردا گفت: مهمترین سوال این است که چرا زاینده رود از ۳۶۰ روز ۳۲۰ روز خشک است. ۴ عامل تغییر اقلیم و خشکسالی مطرح است در ۴۰ سال گذشته ۱۱ تا ۱۸ درصد علت خشکی زاینده‌رود کاهش بارش است. اگر این بود با صرفه‌جویی در مصرف آب در صنعت، کشاورزی و شرب این مشکل را حل کرد، اما دلیل اصلی این نیست. حتی انتقاد میشود چرا در شهر خشکی مانند اصفهان این میزان فضای سبز وجود داشته باشد که برای آن آب زیادی استفاده می‌شود. اما با توجه به اینکه ۳۲۰ روز در سال زاینده رود خشک است پس نمی‌توان گفت دلیل اصلی خشکی زاینده‌رود توسعه فضای سبز است.

وی افزود: تصاویر هوایی دهه ۴۰ نشان می‌دهد که سطح سبز اصفهان ۱۱ برابر بیشتر از امروز بوده است. به عبارت دیگر بخش سبز اصفهان ۷۰ درصد بود که امروز به ۲۰ درصد رسیده به همین دلیل سطح سبز عامل خشکی زاینده‌رود نیست.

انتخابی همچنین تصریح کرد: ۶ درصد آب زاینده رود را صنایع استفاده می‌کنند و کمتر از ۲ درصد آب زیرزمینی و روزمینی صرف صنایع می‌شود پس این موضوع نیز درست نیست. هرچند معتقدم توسعه صنعتی در اصفهان باید متوقف شود و بیشتر به صنایع دستی توجه شود تا محوریت گردشگری در این استان توسعه یابد. چراکه امروز در میدان نقش جهان صنایع دستی هندی و چینی به فروش می رود.

وی افزود: در بخش پایین دستی نیز میزان برداشت آب از زاینده‌رود نمی‌تواند دلیل خشکی زاینده‌رود رود باشد. بنابراین مهمترین مشکل خشکی تالاب در کشور ناشی از سوءمدیریت است. این مشکل از زمانی به وجود آمد که مدیریت تالاب‌ها استانی شد و بدون طرح آمایش سرزمین موضوع خود کفایی منجر شد تا توسعه کشاورزی بدون توجه به قابلیتها منجر به بروز مشکلات فرونشست و خشکی تالاب‌ها شد تا جایی که فرونشست زمین در استانی مانند گلستان بیشتر اصفهان شود‌.

 

شیوه‌های زیست جوامع محلی و نقش موثر آنها بر تالاب‌ها

به روز رسانی خبر ۱۴ بهمن ۱۴۰۴/ روز جهانی تالاب‌ها را در حالی پشت سر گذاشتیم که توجه به شعار امسال چندان کارایی برای ایران ندارد. در شعار این روز بر شیوه‌های زیست جوامع محلی و نقش موثر آنها بر تالاب‌ها تاکید شده در حالی که کارشناسان بر این باورند که این سیاستگذاران و برنامه‌های آنهاست که بلای جان تالاب‌های ایران شده است. به نظر می‌رسد تصمیمات کلان و نبود هماهنگی بین دستگاهی زمینه خشک شدن نزدیک به ۴۰ درصد از پهنه‌های آبی کشور را فراهم کرده است.

دوم فوریه روز جهانی تالاب‌های امسال را با شعار «تالاب‌ها و دانش سنتی؛ پاسداشت میراث فرهنگی»، در حالی پشت سر می‌گذاریم که در ایران، این اقدامات جامعه محلی نیست که اکوسیستم‌های آبی را تهدید می‌کند. دنیا در روز جهانی تالاب‌های امسال تلاش کرده با انتخاب یک شعار بر پیوند میان تالاب‌ها و شیوه‌های زیست جوامع محلی تأکید کند اما در کشور ما سیاست‌های توسعه‌ای کوچکترین توجهی به حفظ محیط زیست ندارند و صدای جامعه محلی برای حفظ حقابه‌های سنتی هم به گوش کسی نمی‌رسد.

سیاستگذاری‌ها عاملی اصلی خشکی تالاب‌ها 

ایرج حشمتی، متخصص و پژوهشگر محیط زیست؛ در یادداشتی یکی از ریشه‌های اصلی بحران تالاب‌ها را نادیده گرفتن مدیریت یکپارچه حوضه‌های آبریز معرفی می‌کند. زیرا تالاب‌ها در پایین‌دست قرار دارند و نخستین قربانی سدسازی، برداشت بی‌رویه آب، تخلیه فاضلاب و تغییر کاربری اراضی هستند.

به اعتقاد او، تفاوت وضعیت تالاب گاوخونی که کاملاً خشک شده با تالاب انزلی که تحت فشار شدید آلودگی است، نشان می‌دهد بحران تالاب‌ها نه تصادفی بلکه نتیجه زنجیره‌ای از تصمیم‌های ناهماهنگ و متناقض است.حشمتی ورود مستمر فاضلاب شهری، صنعتی و کشاورزی را عاملی می‌داند که در تالابی مثل انزلی بر کاهش شدید کیفیت آب تاثیر داشته اما اقدامات اصلاحی همچنان کند، پراکنده و فاقد ضمانت اجرایی موثر پیگیری می‌شوند.

به اعتقاد او، در سطحی گسترده‌تر، فشار پروژه‌های توسعه‌ای تالاب‌ها را به میدان تقابل منافع تبدیل کرده است؛ از طرح‌های صنعتی و انرژی‌محور در محدوده شادگان و هورالعظیم تا فعالیت‌های نفت و گاز در مناطق حساس این رویه را تشدید می‌کنند. این پروژه‌ها اغلب با استناد بر ضرورت‌های اقتصادی توجیه می‌شوند، بی‌آنکه هزینه‌های بلندمدت تخریب زیست‌بوم‌ها به‌طور شفاف محاسبه یا اعلام شود.
این متخصص و پژوهشگر محیط زیست صراحتا وضعیت شکننده امروز تالاب‌های ایران را ناشی از ضعف در اجرا، نبود هماهنگی نهادی و ناکارآمدی نظام تصمیم‌گیری و نه کمبود قانون توصیف می‌کند.

عدم توجه به خواسته جامعه محلی

اگرچه تصمیم‌سازان به ظاهر بر اهمیت نقش جوامع محلی در حفظ اکوسیستم‌های تالابی تاکید دارند اما در عمل شاهد برنامه‌های اجرایی موثر برای ایجاد پایداری در معیشت جامعه محلی نیستیم و عملا صدای مردم مجاور تالاب به گوش کسی نمی‌رسد. نزدیک به یک دهه است که کشاورزان کرمانی به طرح انتقال آب هلیل رود اعتراض دارند. این پروژه حقابه قانونی تالاب جازموریان را به حوضه آبریز دیگری منتقل می‌کند اما این اعتراضات راه به جایی نبرده است و معیشت یک میلیون نفر در معرض خطر جدی قرار گرفته است.

بدهکاری به تالاب گاوخونی ادامه دارد و حقابه طبیعی این تالاب صرف برنجکاری و توسعه باغات در بالادست شده است. تقریباً تمامی تالاب‌های استان گلستان خشک شده‌اند و این موضوع نتیجه مستقیم نبود هماهنگی میان وزارت نیرو و سازمان حفاظت محیط زیست در مدیریت منابع آبی و تالابی در این استان است. حقابه بسیاری از تالاب‌ها توسط صنایع آب‌بر بلعیده می‌شود و دریاچه ارومیه برای اولین بار در تابستان امسال به‌طور کامل خشک شد تا به ستاد احیا ثابت کند که آبگیری این دریاچه علاوه بر ارتباط با منابع آب سطحی، با افت سطح آب زیرزمینی هم مرتبط است و نمی‌توان این دو مقوله را به صورت جدا از هم تفسیر کرد.

برنامه‌های معیشت پایدار راه به جایی نبرده‌اند

اگرچه آرزو اشرفی‌زاده، مدیرکل دفتر حفاظت و احیای تالاب‌های سازمان حفاظت محیط زیست می‌گوید که توسعه معیشت‌های پایدار در اطراف تالاب‌ها از محورهای مهم فعالیت‌ سازمان محیط زیست بوده و در تالاب‌هایی مانند شادگان، ارومیه، بختگان و تالاب‌های اقماری ارومیه، مشارکت زنان روستایی و جوامع محلی به‌صورت جدی پیگیری می‌شود اما اتفاقات روی زمین کاملا بیانگر آن است که اندک موفقیت‌های به‌دست آمده با همکاری جامعه محلی به دلیل عدم توجه سیاستگذاران در حال از دست رفتن است و حال تالاب‌های ایران اصلا خوب نیست. اکنون بسیاری از تالاب‌ها به کانون ریزگردها تبدیل شده‌اند و سلامت جامعه محلی تحت تاثیر این گرد و غبارها قرار دارد.

در نهایت، بزرگداشت روز جهانی تالاب‌ها در ایران زمانی معنا پیدا می‌کند که فاصله میان شعار و واقعیت کاهش یابد. تأکید بر دانش سنتی و نقش جوامع محلی، بدون اصلاح سیاست‌های کلان و بازنگری جدی در مسیر توسعه، نه‌تنها کمکی به نجات تالاب‌ها نمی‌کند بلکه می‌تواند به نوعی فرافکنی مسئولیت نیز تعبیر شود.

دیدگاهتان را بنویسید