فناوری

پشت‌پرده رشد پلتفرم‌های داخلی

به گزارش سرمایه فردا، در روزهایی که اینترنت جهانی قطع شده، کسب‌وکارهای دیجیتال واقعی یکی پس از دیگری در حال خون‌ریزی هستند و آمار فروششان به صفر میل می‌کند، ناگهان اتفاق عجیبی می‌افتد: برخی مدرسان و اینفلوئنسرها در کمتر از دو ماه، در پلتفرم‌های داخلی و بدون الگوریتم، به کانال‌های میلیونی یا چندصد هزار نفری می‌رسند! حامد هدائی، فعال رسانه‌ای، این پدیده را «توهم سهم‌بازاری» می‌داند که با پول‌های رانتی و کثیف تغذیه می‌شود. گزارشی از پشت پرده رشد قارچ‌گونه برخی کانال‌ها و هشداری به کسب‌وکارهای واقعی برای گرفتار نشدن در دام این شارلاتان‌ها.

وقتی شریان اینترنت جهانی قطع می‌شود و کسب‌وکارهای واقعی دیجیتال در سلاخ‌خانه فیلترینگ ذبح می‌شوند، بوی تعفن یک پدیده عجیب به مشام می‌رسد. در حالی که پیج‌های بزرگ، سازمان‌های خدمات‌محور و مجموعه‌های آموزشی در حال خون‌ریزی هستند و آمار فروششان به صفر میل می‌کند، ناگهان با یک «جهش ژنتیکی مشکوک» در میان عده‌ای از مدرسان و اینفلوئنسرهای دوزاری مواجه می‌شویم.

فردی که در فضای آزاد و هوشمند اینستاگرام و یوتیوب، با ده سال جان‌کندن و شامورتی‌بازی به زور توانسته بود چند صد هزار فالوور جمع کند، چطور در کمتر از دو ماه در پلتفرم‌های داخلیِ فلج و بدون الگوریتم، به کانال‌های میلیونی یا چند صد هزار نفری می‌رسد؟ اینجا دیگر بحث «نبوغ بازاریابی» نیست. ما با یک «رانت اطلاعاتی و مالی کثیف» طرف هستیم.

پشت پرده رشد قارچ‌گونه در پلتفرم‌های داخلی

پلتفرم‌های داخلی، نه قدرت جذب ارگانیک اینستاگرام را دارند و نه الگوریتم‌های هوشمند آن را. از طرف دیگر، تعرفه تبلیغات در آنها به طرز بیمارگونه‌ای نجومی است. پس این رشد سریع از کجا می‌آید؟ پاسخ عریان است: تزریق بودجه‌های نامشخص، رانتی و بادآورده.

در شرایطی که شبکه‌های اجتماعی داخلی با مشکلات فنی متعدد، کندی سرعت، پر بودن از باگ و نبود جذابیت‌های بصری مواجه هستند، هیچ منطق بازاریابی نمی‌تواند چنین جهش رشدی را توجیه کند. الگوریتم‌های پیچیده اینستاگرام و یوتیوب سال‌هاست که برای جذب مخاطب و حفظ او طراحی شده‌اند. اما در پلتفرم‌های داخلی، نه خبری از آن الگوریتم‌هاست و نه زیرساخت مناسبی برای رقابت وجود دارد.

پاسخ ساده است: این رشد سریع، ارگانیک نیست. این صرفاً خرید فله‌ای ممبر فیک، لشکرکشی ربات‌ها و پمپاژ ترافیک با بودجه‌های رانتی و بادآورده است. اعدادی که می‌بینید، توهمی بیش نیستند.

سهم‌بازاری در بحران؛ خودکشی استراتژیک یا حماقت محض؟

قسمت تهوع‌آور ماجرا اینجاست که همین عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی، با همان پول‌های کثیف پشت تریبون می‌روند و برای کسب‌وکارهای در حال مرگ نسخه می‌پیچند که «در شرایط بحران باید سهم بازار بگیرید».

اما واقعیت چیز دیگری است. استراتژی سهم‌گیری از بازار در شرایط بحران، زمانی توجیه اقتصادی دارد که شما با تورم چند صد درصدی و هزینه‌های کمرشکن تبلیغات مواجه نباشید. اینکه در اوج بحران، سهم بازار را بسیار گران‌تر از شرایط عادی و با خون دل بخرید، خودکشی محض و حماقت استراتژیک است.

این افراد به این دلیل ساده چنین خزعبلاتی را تئوریزه می‌کنند که پول تبلیغاتشان از جیب خودشان نمی‌رود. آنها درد تولید، ترس از دست دادن سرمایه و پرداخت حقوق پرسنل در آخر ماه را نمی‌فهمند. برای یک کاسب واقعی که با سرمایه خودش کار می‌کند، چنین ریسکی کاملاً غیرمنطقی و مرگ‌بار است.

اصطکاک شناختی؛ چرا مخاطب واقعی پلتفرم را عوض نمی‌کند؟

از منظر تحلیل رفتار مصرف‌کننده، انسان‌ها به رابط کاربری و فضای روانی یک پلتفرم کاملاً شرطی می‌شوند. مغز انسان به شدت محافظه‌کار است و در برابر هرگونه تغییر عادت، مقاومت وحشتناکی نشان می‌دهد. در علوم اعصاب و طراحی محصول به این پدیده «اصطکاک شناختی» می‌گویند.

تغییر پلتفرم برای کاربر یعنی سوزاندن بی‌هوده انرژی روانی. مخاطب واقعی، حتی وفادارترین‌شان، با یک استوری التماس‌گونه یا یک دستور توخالی، خانه دیجیتال و عادت‌های روزمره‌اش را عوض نمی‌کند. کوچ دادن حتی ده درصد از مخاطبان واقعی به یک بستر جدید، یک کابوس استراتژیک است که حتی دهن بزرگ‌ترین استراتژیست‌های جهانی را سرویس می‌کند. این در شرایطی است که اینترنت جهانی وصل باشد و مخاطب را بخواهی به جای دیگری هول بدهی.

در شرایط فعلی ایران، اگر در پلتفرم شخصی‌ات مشتری وفادار نداشته باشی، نمی‌توانی چنین غلط بزرگی کنی. مشتری اصلاً دلش نمی‌خواهد راحتی روانی خودش را خرج پیدا کردن تو در یک پلتفرم دیگر مثل بله یا روبیکا بکند. اگر هم مشتری خودت را داری، که کلاً مسیر کوچ دادن پلتفرمی یک طنز احمقانه است. پس این داستان کلاً از اساس غلط است و بوی کثافت‌کاری می‌دهد.

پادوهای رسانه‌ای و توهم قدرت رهبری بازار

این شارلاتان‌ها الفبای رفتار انسان را نمی‌فهمند و توهمات عددی خود را به عنوان «قدرت رهبری بازار» به حلقوم کسب‌وکارهای ناآگاه می‌ریزند. آنهایی که ادعای کوچ سریع و میلیونی مخاطب را دارند، استراتژیست نیستند؛ آنها صرفاً در حال ساختن یک توهم عددی هستند تا کسب‌وکارهای واقعی را بدوشند.

این عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی رهبران تجاری نیستند؛ آنها پروژه‌هایی هستند که منشأشان مشخص نیست. گول این پادوهای رسانه‌ای را نخورید. استراتژی یک کاسب واقعی که پول و مشتری‌اش را مستقل ساخته، در چنین منجلابی فقط یک چیز است: تمرکز روی حفظ مشتریان استراتژیک فعلی.

برای کسب‌وکار واقعی، فقط دو راه وجود دارد؛

در این وانفسای اقتصادی، هر کسب‌کاری که تازه یادش افتاده «سهم بازار» بگیرد، یا یک آماتور تازه‌کار است که الفبای بقا را نمی‌فهمد، یا صرفاً دلقکی است که دوست دارد با پول‌های بادآورده نمایش قدرت بدهد.

اگر کسب‌وکار واقعی هستید و با سرمایه خودتان کار می‌کنید، در شرایط قطعی اینترنت و تورم چند صد درصدی، به جای دویدن به دنبال سهم بازار واهی، روی حفظ مشتریان فعلی‌تان تمرکز کنید. شما برای زنده ماندن به یک مشتری وفادار نیاز دارید، نه به صد هزار ممبر فیک که هیچ‌وقت از شما خرید نمی‌کنند. شارلاتان‌ها همیشه هستند و همیشه خواهند بود. هوشمند و شرافتمند باشیم و فریب توهمات عددی آنها را نخوریم.

modir

Recent Posts

تعزیراتی شدن قاچاق چوب

باید قوانین مرتبط با برخورد با قاچاق چوب به ماده 48 قانون حفاظت بازگردد تا…

2 ساعت ago

ترامپ زیر موج انتقادات

با وجود انتقادهای تند پادکستر مشهور آمریکایی از جنگ علیه ایران، رئیس‌جمهور آمریکا در تلاش‌…

2 ساعت ago

تخلف بانک‌ها در جنگ چه بود؟

مشتریان آسیب‌دیده از جنگ انتظار حمایت داشتند اما با اقدام بانک‌ها برخلاف مصوبه یعنی برداشت…

3 ساعت ago

بازار سیاه دارو در ۱۴۰۵

کمبود دارو باعث شده بیماران به گروه‌های مجازی مراجعه کنند و داروهای ناشناخته و خطرناک…

3 ساعت ago

بررسی وضعیت امنیت غذایی ایران در صورت ادامه جنگ

در شرایطی که اقتصاد کشور تحت تاثیر جنگ یا تنش قرار می‌گیرد صرفا در بودن…

4 ساعت ago

مشکلات نیروگاه خورشیدی در ایران چیست؟

ایران با وجود ظرفیت بالای خورشیدی و بادی، به دلیل نبود برنامه‌ریزی منسجم هنوز نتوانسته…

5 ساعت ago