پدیده طلاق روحی به تدریج و اغلب بدون گفتوگو آغاز میشود و آرامآرام کیفیت رابطه عاطفی و جنسی زوجین را کاهش میدهد. این نوع طلاق پدیدهای رو به گسترش است که اگر بدون گفتوگو و حل ریشههای عاطفی رخ دهد، میتواند آرامآرام به طلاق عاطفی و فروپاشی خانواده منجر شود
به گزارش سرمایه فردا،«طلاق روحی» اصطلاح و پدیدهای نسبتا جدید و نوظهور است که برای توصیف شرایطی به کار میرود که در آن زوجها تصمیم میگیرند در دو اتاق و یا تخت مجزا شب را به صبح برسانند. پدیدهای که ممکن است بسیاری از تصورات رمانتیک و رویاگونه ما را از زندگی مشترک و ازدواج ویران کند. تغییراتی که ذهن ما را با انبوهی از سوالات متفاوت مواجه میکند؛ سوالاتی مانند اینکه چه شد که چنین شد؟ یا آیا اصلا میشود که این زندگی را زندگی «مشترک» نامید؟ و از آن مهمتر اینکه آیا میتوان چنین رفتاری را نشانهای از سردی زوجین نسبت به هم دانست که شاید در نهایت حتی به طلاق و جدایی منتج شود؟ در مقابل اما گروهی دیگر معتقدند که این جداخوابی حتی میتواند به سلامت روحی و روانی زوجین کمک کند. از سویی کمی جستجو نشان میدهد که این پدیده، رفتار عجیبی نیست بلکه از گذشتههای دور وجود داشته و حتی بسیاری از گذشتگان ما بدون آنکه نامی برای آن در نظر گرفته باشند، به همین شیوه سالیان سال زیر یک سقف زندگی میکردهاند. بدین ترتیب به نظر میرسد این پدیده که شاید کمتر خانواده و زوجی به آن توجه کرده باشد، میتواند موضوعی قابل تامل و حساس در زندگی مشترک آنها باشد.
طلاق خواب میتواند دلایل مختلفی داشته باشد. به اعتقاد کارشناسان، مهمترین دلایل جدا خوابیدن برخی از زوجین عبارتند از: مشکلات عاطفی؛ نارضایتی زناشویی زوجین از یکدیگر؛ بالا رفتن سن زن و شوهر چراکه با مسن شدن میل جنسی ممکن است افت کند و دیگر نخواهند یک جا بخوابند؛ برخی به لحاظ فرهنگی عیب و زشت میدانند که پا به سن گذاشتهاند و عروس و داماد دارند ولی یک جا بخوابند؛ مشکلات و اختلالات خواب مانند خروپف کردن و …؛ نگهداری از کودکان و خوابیدن در اتاق آنها. در عین حال نباید از یاد برد که جدا خوابیدن زوجین میتواند با توافق و رضایت هر دو اتفاق بیفتد یا یکی از آنها بدون توجه به نیازها و خواسته طرف مقابل در این باره تصمیم بگیرد.
باتوجه به دلایل جدا خوابیدن و مدت زمان حل آن، این مسئله میتواند موقت یا دائم باشد. به هرحال پیامدهای منفی این موضوع بیشتر از اتفاقات مثبتی است که به دنبال آن ایجاد میشود. تقریبا در تمامی فرهنگها این انتظار وجود دارد که زوجین محل خواب یکسانی داشته باشند و اگر نباشد احتمال رخداد پیامدهای منفی هم وجود دارد. مانند: افزایش احتمال خیانت، کاهش ارتباط صمیمانه بین زوجین و تاثیر منفی روی فرزندان(چرا که وقتی کیفیت ارتباط زوجین به دلیل طلاق خواب پایین بیاید، روی تربیت فرزندان و سلامت روحی و روانی آنها تاثیر مستقیمی خواهد داشت).
در مقابل این تاثیرات، گروهی از کارشناسان معتقدند که طلاق خواب در بسیاری از موارد نه تنها بد نیست که حتی میتواند تبعات مثبت فراوانی داشته باشد. آنها از بهبود کیفیت خواب، کاهش کم خوابی، بهبود عملکرد در طول روز، استرس کمتر، بهبود سلامت جسمانی، افزایش سلامت روان، رنجش کمتر، زمان برای تامل شخصی، بهداشت خواب سالمتر، آزادی حرکت، پیشگیری از تعارضات، استقلال و بهبود رضایت در رابطه، به عنوان مزایای طلاق خواب نام میبرند.
این پدیده وقتی پر اهمیتتر میشود که نگاهی داشته باشیم به آمار طلاق خوابی در بین زوجهای ایرانی. فاطمه آذرتاش، مدیر تیم تخصصی سلامت جنسی انجمن ازدواج، چندی قبل در این مورد گفته بود؛ «طبق نظرسنجی در یک جامعه آماری ۲۶۲ هزار نفری، ۴۴ درصد از زوجین گفتهاند که جدا از همسرانشان میخوابند، این نشان میدهد زوجین مهارتهای لازم را بلد نبوده که همین رفته رفته باعث میشود رابطه آنها تحت تاثیر قرار بگیرد.»
آماری که نشان میدهد حدود نیمی از زوجهای ایرانی، عملا با این پدیده دست و پنجه نرم میکنند.
اما نباید فکر کنید که این پدیده فقط مختص زوجهای ایرانی است بلکه گشتی در اینترنت و فضای مجازی نشان میدهد طلاقخواب تقریبا در همه کشورها وجود داشته و در عین حال حتی در بعضی از کشورها با شدت بیشتری به چشم میخورد.
دورسی استندیش، عصبشناس و عضو موسسه مسترمایند بدترین عاملی را که باعث پیری سریعتر میشود، عادتهای غلط در طول روز و هنگام خواب عنوان میکند. در همین راستا و طبق روش خواب اسکاندیناوی هر فرد باید خودش نحوه خواب خود را تنظیم کند و شرایط سردی و گرمی رختخواب نباید تحت تاثیر علائق زوجهای مشترک تعیین شود. یعنی هر زوج باید رختخواب و شرایط خودش را تعیین کند. به عبارتی روش اسکاندیناوی به زوجها و افراد توصیه میکند که هنگام خواب فقط به خودشان فکر کنند و تنهایی بخوابند! و این چیزی نیست جز همان پدیده طلاق!
آمریکا را نیز میتوان یکی از کشورهای پیشتاز در مورد «طلاق خوابی» زوجین دانست بهطوریکه طبق گزارش نیویورکتایمز که بر اساس نظرسنجی از ۲۲۰۰ بزرگسال آمریکایی در سال ۲۰۲۳ انجام شده است، از هر ۵ زوج یک زوج حداقل گاهی اوقات یا به صورت دائم در اتاقهای جداگانه خانه میخوابند.
چنانچه به روایات و گفتههای کسانی که این پدیده را با گوشت و پوست خود لمس کردهاند گوش بکنیم، متوجه میشویم در اغلب موارد طلاق خواب مقدمهای است بر طلاق رسمی و قانونی. در عین حال حتی اگر هم طلاق رسمی و قانونی رخ ندهد، غالبا طلاق عاطفی حتمی است.
«مهرنوش» زنی ۵۷ ساله است که بیش از ۳۵ سال از زندگی مشترکش میگذرد. او که دو فرزند بزرگسال دارد چندین سال است که با همسرش در یک اتاق نمیخوابد. مهرنوش در گفتوگو با «هفتصبح» در قالب جملههایی کوتاه زندگی مشترکش را اینگونه وصف میکند: «آدم خیلی چیزها ممکن است از شوهرش ببیند و دلش بشکند، اما چیزی نگوید… فقط بهخاطر بچهها و زندگی که کردهام باید تحمل کنم و ادامه بدهم. در چنین شرایطی چطور میتوانم با شوهرم در یک تخت بخوابم؟! » همسر مهرنوش سالهاست که مسیر زندگی خود را از او جدا کرده و صرفا به عنوان یک همخانه به وی نگاه میکند. او با زن دیگری در رابطه عاطفی است و مهرنوش هم از این مسئله آگاهی کامل دارد.
«برای رفع نیاز جنسیات دیگر روی من حساب نکن»؛ این جمله فرناز ۳۷ ساله است که حدود ۷ سال پیش به شوهرش گفته بود، یعنی قبل از آن که به طور رسمی از او طلاق بگیرد. فرناز پیش از طلاق رسمی حدود دو سال در اتاقی جداگانه شب را به صبح میرساند و رویای آن را در سر میپروراند که هرچه سریعتر به استقلال برسد و زندگیای برمبنای اعتقادات و سلایق خودش پایهگذاری بکند و مطابق خواست و اعتقادات طرف مقابل خود. او هم که حالا بیمحاباتر میتواند از طلاق خواب حرف بزند به «هفتصبح» میگوید: تختخواب مشترک فقط برای زندگی عاشقانه است نه وقتیکه زن یا مرد یا هر دو علاقهای به ادامه زندگی مشترکشان ندارند!
قطعا مهمترین ریشه طلاق خواب در لایههای پنهان روحی و روانی زوجین است. علیرضا عسگری، روانشناس و رواندرمانگر جزو کارشناسانی است که معتقد است طلاق خواب نتیجهای جز سرد شدن کانون خانواده و یا حتی جدایی زوجین به همراه ندارد. وی در گفتوگو با «هفتصبح» از اعتقادش سخن میگوید که بر اساس آن جدا کردن جای خواب زوجین از یکدیگر میتواند یک علامت و زنگ خطر جدی باشد چرا که رابطه عاطفی و به تبع آن رابطه جنسی آنان را دچار چالش و مشکلاتی جدی میکند و نتیجهای جز سست شدن شالوده کانون خانواده ندارد: « چنین رفتاری در کمتر فرهنگی پذیرفته شدنی است و نمیتوان آن را یک امر طبیعی جلوه داد. چرا که این پدیده در واقع نمودی از طلاق عاطفی است. در همه این سالهایی که کار روانشناسی انجام دادهام، اکثر جداییها و طلاقها از جدا کردن جای خواب زوجین شروع میشود. گاهی زن و شوهرها میخواهند وانمود کنند که هیچ ایرادی ندارد که جای خوابشان را جدا کنند و این یک اقدام بسیار عادی و متعارف به حساب میآید. اما درواقع این فضای مجازی و رسانه است که سعی دارد چنین چیزی را عادیسازی کند. اگر بخواهیم پدیده «طلاق خواب» را بررسی کنیم به خوبی متوجه میشویم که این پدیده ریشه روانشناختی دارد و حاکی از یک رابطه شکست خورده و بحرانزده است. ماهیت مسائل روانشناختی به گونهایست که شما ممکن است فقط شاهد ظاهر ماجرا باشید. درحالی که در بطن و کُنه این رخداد یک سری مسائل حل نشده و مهم نهفته است.»
از نظر این روانشناس، موضوعاتی از قبیل اختلاف در ساعت خواب زوجین، نیاز به خلوت بیشتر و… دلایل قانعکنندهای برای جدا کردن جای خواب نیستند:«حتی اگر هم مسائل فیزیولوژیکی همچون خروپف کردن، سندروم پای بیقرار و… هم در یکی از زوجین وجود داشته باشد، چنانچه آن رابطه عاطفی رابطه سالم و مستحکمی باشد، زن و شوهر درصدد حل این مسائل برمیآیند و اجازه نمیدهند که کار به این نقطه برسد. نکته مهمی که وجود دارد، این است که براساس علم روانشناسی اگر بخواهیم کیفیت رابطه عاطفی یک زوج را ببینیم و میزان رضایتشان را از آن ارتباط بسنجیم، اولین مسئلهای که مد نظر قرار میدهیم مسئله رابطه جنسی است. یعنی از تعداد و کمیت رابطه جنسی میشود به کیفیت رابطه عاطفی آن دو نفر پی برد. در نتیجه، زوجی که رابطه جنسی ندارند و در دو جای جداگانه میخوابند قطع به یقین رابطه عاطفیشان هم خراب است و این یک امر واضح و روشنی است.»
عسگری معتقد است که اگر قصد داشته باشیم که از منظر روانشناختی عشق را در یک مثلث تعریف کنیم، یک عشق کامل باید هر سه ضلع را داشته باشد: «یکی از این اضلاع تعهد است، یعنی فرد باید با یک نفر باشد و نسبت به او وفادار بماند. ضلع بعدی شهوت است، بدین معنا که حتما باید رابطه جنسی بین دو طرف وجود داشته باشد و در آخر صمیمیت است که آن دو نفر بایستی در کنار یکدیگر احساس نزدیکی کنند. اگر هر یک از اضلاع این مثلث غایب باشد یا هرچیزی غیر از این سه مورد باشد، رابطه یک شکل دیگری پیدا میکند و معنا و مفهوم دیگری خواهد داشت. پس عشق کامل صرفا در این مثلث میگنجد و حتما باید با رابطه جنسی همراه باشد.»
این متخصص علم روانشناسی خاطرنشان میکند که پدیده جدا خوابیدن پدیدهای نیست که صرفا در دنیای امروز قابل مشاهده باشد، بلکه در فرهنگ و جامعه ما بنا به دلایل متعددی سابقه نسبتا زیادی داشته است: «اگر به روابط عاطفی و ازدواج نسل گذشته نگاهی بیندازیم، متوجه میشویم که پدیده جدا خوابیدن در بین نسل پدران و مادران قدیم یک پدیده بسیار شایعی بوده است. به شکلی که اگر ده زوج را بیاورید که متولد دهه ۴۰ باشند میتوانم بدون اغراق بگویم که ۸ یا ۹ نفر از آنان اصلا باهم نمیخوابند. علتش هم بسیار واضح است؛ واقعیت امر این است که آن ازدواجها اصلا ازدواج نبودند، بلکه صرفا زن گرفتن و شوهر کردن بودند. رابطه بر پایه اشتیاق نبوده، بلکه رابطهای بوده که مبتنی بر احتیاج بوده. یعنی یک جور رفع تکلیف بوده است. بدون آنکه مهر و محبت، مراقبت، توجه و دلسوزی و صمیمیتی بین آنان باشد… فقط میگفتند زن بگیر و شوهر بکن به این دلیل که بقیه هم یک عمر همین کار را کردند.»
این رواندرمانگر در ادامه تاکید میکند که جدا کردن جای خواب یا همان پدیده طلاق خواب را میتوان نوعی ابراز خشم نسبت به شریک زندگی تعبیر کرد. خشمی که به دلیل عدم کارکرد درست رابطه عاطفی و جنسی ابراز میشود و بیشتر هم از جانب خانمها اتفاق میافتد: «ما دو نوع خشم داریم. یکی پرخاشگری فاعلانه که در قالب ضرب و جرح و فحش دادن خود را نشان میدهد. دیگری پرخاشگری منفعلانه که مکانیسم بسیار پیچیدهای دارد و بارزترین و بغرنجترین شکل این نوع پرخاشگری در قالب قهر کردن است. زمانی که یکی از طرفین قهر میکند به طرف مقابل خود آسیب بسیار جدیای میزند؛ هرچند که در ظاهر چنین کاری بیاهمیت و کوچک به نظر برسد. بنابراین، هنگامی که یکی از زوجین جای خواب خود را جدا میکند درواقع دارد به شریک خود این پیام را میرساند که من از این رابطه احساس رضایت نمیکنم. چنانکه چنین روندی ادامهدار بشود، در بدترین حالت میتوان این احتمال را داد که پای نفر سومی در رابطه دو نفره باز شده است. درنهایت این رفتار در حقیقت یک نوع رفتار منفعلانه است. اگر مشکلی در رابطه عاطفی هست فقط در صورت گفتوگو، دیالوگ و تعامل است که میشود آن مشکل را حل و فصل و ریشهیابی کرد وگرنه جدایی و طلاق نباید چندان دور از ذهن باشد.»
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا