به گزارش سرمایه فردا، از زمانی که جنگ سوم خلیج فارس در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴) آغاز شد، بازارهای مالی جهان شوک بیسابقهای را تجربه کردهاند. یکی از مهمترین شاخصهایی که میتواند سلامت اقتصاد آمریکا را نشان دهد، نرخ بهره اوراق قرضه دهساله دولت ایالات متحده است. این نرخ از شروع جنگ، ۵۶ واحد پایه (۰.۵۶ درصد) رشد کرده است. این رقم، نه یک عدد ساده، که یک فاجعه برای دولت آمریکا محسوب میشود و میتواند کاخ سفید را در موقعیتی غیرقابل تحمل قرار دهد. در این گزارش نگاهی میاندازیم به ابعاد این بحران و پیامدهای آن برای آینده جنگ.
—
بخش اول: نرخ بهره اوراق دهساله چیست و چرا مهم است؟
اوراق قرضه دهساله خزانهداری آمریکا، یکی از مهمترین ابزارهای تأمین مالی دولت ایالات متحده است. دولت برای پوشش کسری بودجه خود، این اوراق را منتشر میکند و سرمایهگذاران آنها را میخرند. نرخ بهره این اوراق، در واقع هزینه ای است که دولت برای قرض گرفتن پول میپردازد. هر چه این نرخ بالاتر برود، یعنی دولت باید سود بیشتری به سرمایهگذاران بدهد و این یعنی فشار بیشتر بر بودجه فدرال.
علاوه بر این، نرخ بهره اوراق دهساله به عنوان «معیار» برای سایر نرخهای بهره در اقتصاد آمریکا عمل میکند. نرخ وام مسکن، نرخ وام خودرو، نرخ کارتهای اعتباری و حتی نرخ بهره شرکتها برای تأمین مالی، همگی تحت تأثیر این نرخ قرار دارند. وقتی نرخ اوراق دهساله بالا میرود، کل اقتصاد گران میشود. مردم اقساط بیشتری میپردازند، شرکتها هزینه تأمین مالی بیشتری دارند، سرمایهگذاری کاهش مییابد و در نهایت، رشد اقتصادی کند میشود.
—
بخش دوم: ۵۶ واحد پایه؛ رقمی که کابوس واشنگتن است
از شروع جنگ تا کنون، نرخ بهره اوراق دهساله آمریکا ۵۶ واحد پایه افزایش یافته است. این رقم در نگاه اول شاید کوچک به نظر برسد، اما در دنیای مالی، هر واحد پایه حکم یک بمب را دارد. برای درک بزرگی این افزایش، بد نیست بدانیم که فدرال رزرو ماهها تلاش کرد تا نرخ بهره را کنترل کند، اما جنگ خاورمیانه تمام معادلات را به هم ریخت.
این افزایش ۵۶ واحد پایه، به این معناست که دولت آمریکا برای تأمین مالی ۳۰ تریلیون دلار بدهی خود، باید سالانه دهها میلیارد دلار بیشتر به سرمایهگذاران سود بپردازد. این یعنی کسری بودجه بزرگتر، یعنی فشار بیشتر بر مالیاتدهندگان آمریکایی، و یعنی کاهش توان دولت برای هزینه در بخشهای حیاتی مانند دفاع، بهداشت و زیرساخت.
تحلیلگران اقتصادی معتقدند اگر این نرخ به ۴.۵ درصد برسد، یعنی اگر ۵۶ واحد پایه دیگر افزایش یابد، اوضاع برای دولت آمریکا کاملاً از کنترل خارج خواهد شد. در آن نقطه، هرگونه تنش از سمت دولت آمریکا الزاماً باید صفر شود. یعنی واشنگتن چارهای جز عقبنشینی و کاهش تنش نخواهد داشت، مگر اینکه آمریکا برده یک کشور دیگر، مثلاً اسرائیل، باشد و منافع خود را فدای منافع تلآویو کند.
—
بخش سوم: چرا نرخ اوراق افزایش یافته است؟
دلایل متعددی برای این افزایش وجود دارد. نخست، نااطمینانی ناشی از جنگ. سرمایهگذاران در شرایط جنگی، ریسک بیشتری برای سرمایهگذاری احساس میکنند و برای خرید اوراق قرضه، سود بیشتری طلب میکنند. دوم، افزایش انتظارات تورمی. جنگ باعث افزایش قیمت نفت و گاز شده و این یعنی تورم بالاتر. سرمایهگذاران برای جبران کاهش ارزش پول خود، سود بیشتری میخواهند. سوم، افزایش هزینه استقراض دولت. برای تأمین مالی جنگ، دولت مجبور به انتشار اوراق بیشتر است و این افزایش عرضه، قیمت اوراق را پایین میآورد و نرخ بهره را بالا میبرد.
نکته مهم این است که این افزایش، برخلاف تصور برخی، یک پدیده موقتی نیست. تحلیلگران معتقدند اگر جنگ ادامه یابد و تنگه هرمز برای مدت طولانیتری بسته بماند، نرخ اوراق میتواند از مرز ۴.۵ درصد نیز عبور کند. در آن صورت، اقتصاد آمریکا با یک بحران جدی روبرو خواهد شد.
—
بخش چهارم: پیامدهای افزایش نرخ اوراق برای آمریکا و جهان
افزایش نرخ اوراق دهساله، پیامدهای گستردهای برای آمریکا و جهان دارد. برای آمریکا، این یعنی افزایش هزینه تأمین مالی، کاهش توان سرمایهگذاری، افزایش نرخ بیکاری و در نهایت، کاهش رشد اقتصادی. برای جهان، این یعنی تقویت دلار، خروج سرمایه از کشورهای در حال توسعه، افزایش هزینه بازپرداخت بدهیهای دلاری، و تشدید بحران بدهی در کشورهای فقیر.
بر اساس گزارش صندوق بینالمللی پول، هر ۱ درصد افزایش نرخ بهره اوراق دهساله آمریکا، رشد اقتصادی جهان را ۰.۵ درصد کاهش میدهد. با افزایش ۰.۵۶ درصدی فعلی، جهان حدود ۰.۲۸ درصد رشد اقتصادی خود را از دست داده است. اگر نرخ به ۴.۵ درصد برسد، این رقم بسیار بزرگتر خواهد بود.
—
جمعبندی: نقطه عطف برای کاخ سفید
نرخ بهره اوراق قرضه دهساله دولت آمریکا از شروع جنگ سوم خلیج فارس، ۵۶ واحد پایه رشد کرده است. این رقم، یک فاجعه برای دولت آمریکا است و غیرقابل تحمل محسوب میشود. تحلیلگران معتقدند اگر این نرخ به ۴.۵ درصد برسد، هرگونه تنش از سمت دولت آمریکا الزاماً باید صفر شود. به عبارت دیگر، واشنگتن چارهای جز کاهش تنش و بازگشت به دیپلماسی نخواهد داشت، مگر اینکه آمریکا برده یک کشور دیگر، مثلاً اسرائیل، باشد و منافع ملی خود را فدای منافع تلآویو کند.
در روزهایی که جنگ ادامه دارد و تنگه هرمز به دست ایران بسته است، شاید مهمترین درس این باشد که هزینههای جنگ، هرگز محدود به میدان نبرد نیست. هزینه واقعی جنگ را آمریکا نیز با افزایش نرخ بهره، کاهش رشد اقتصادی و فشار بر بودجه خود میپردازد. و این هزینهها، هر روز که جنگ ادامه مییابد، سنگینتر میشوند.
تجربه جهان نشان میدهد که محیط زیست در دوران پساجنگ یا پسابحران، یا به حاشیه…
بلیت اکران آنلاین با احتساب مالیات به عددی رسیده که برای بسیاری از خانوادهها قابل…
تیمهای سحر با حضور در مناطق بحرانزده در زمان جنگ به آسیبدیدگان کمک میکنند تا…
کارشناسان میگویند استفاده از گونههای بومی و مقاوم به کمآبی میتواند کیفیت فضای سبز پایتخت…
پرونده قتل مشکوک یک کشاورز با نبود ادله قطعی و ناتوانی در اجرای قسامه به…
تصویری از بحران فعلی اقتصاد جهانی پیچیده است. آنچه امروز میتوان گفت این است که…