نتایج یک پژوهش علمی نشان میدهد که در اقتصاد ایران، درآمد بیش از ثروت بر مصرف خانوارها اثرگذار است و الگوی «تداوم عادت» در رفتار مصرفی ایرانیان صدق میکند. این یافتهها میتواند راهنمایی مهم برای سیاستگذاران در طراحی سیاستهای مالی و تنظیمی باشد.
به گزارش سرمایه فردا، در پژوهشی علمی، تأثیر درآمد و ثروت بر مصرف خانوارهای ایرانی با استفاده از روش رگرسیون کوانتایل در بازه زمانی فصل اول ۱۳۶۹ تا فصل سوم ۱۴۰۱ بررسی شده است. متغیرهای مصرف بخش خصوصی، تولید ناخالص داخلی به قیمت بازار و نقدینگی، همگی بر اساس قیمت ثابت سال ۱۳۸۳ محاسبه شدهاند. نتایج نشان داد که درآمد در بخشهای پایین توزیع مصرف اثر بیشتری دارد، در حالی که ثروت در بخشهای بالای توزیع نقش پررنگتری ایفا میکند.
در میان مدلهای مختلف، مدل براون بیشترین انطباق را با اقتصاد ایران داشت. این مدل بر وجود «تداوم عادت» در رفتار مصرفی تأکید دارد؛ به این معنا که مصرف خانوارها نه تنها به درآمد جاری وابسته است، بلکه به میزان مصرف دورههای گذشته نیز ارتباط دارد. براساس این الگو، خانوارها مصرف خود را با دورهای مقایسه میکنند که بیشترین مصرف را داشتهاند و این عادت در طول زمان ادامه مییابد. البته اثر مصرف دورههای دورتر به تدریج کمرنگ میشود و مصرف اخیرترین دورهها بیشترین تأثیر را بر رفتار فعلی دارند.
ضرایب متغیر درآمد در تمامی مدلها (به جز مدل فریدمن که بر درآمد دائمی تأکید دارد) مثبت و معنادار بوده است. این یافته نشان میدهد افزایش درآمد و کاهش مالیات بر درآمد میتواند مصرف خانوارها را افزایش دهد و در نتیجه رشد اقتصادی را تقویت کند. همچنین در مدلهای مودیگلیانی و فریدمن، تأثیر ثروت بر مصرف نیز مثبت و معنادار گزارش شد. در این تحقیق نقدینگی بهعنوان شاخصی برای ثروت در نظر گرفته شده است و نتایج نشان میدهد کنترل نقدینگی و کاهش سطح قیمتها میتواند مصرف را افزایش دهد.
بررسی مدلهای دوزنبری نیز نشان داد درآمد دورههای گذشته بر مصرف فعلی اثر مثبت دارد، اما همچنان مدل براون قدرت توضیحدهندگی بیشتری برای اقتصاد ایران دارد. بر این اساس، دولت میتواند با ابزارهایی مانند پرداخت یارانه نقدی به طور مستقیم بر درآمد خانوارها اثر بگذارد و مصرف را تنظیم کند. در مقابل، سیاستهای مرتبط با ثروت مانند مالیات بر دارایی تأثیر کمتری بر مصرف دارند.
به طور کلی، نتایج تحقیق نشان میدهد درآمد و ثروت هر دو بر مصرف اثر مثبت دارند، اما تقارن میان چندکها بیانگر آن است که میزان این اثرات در سطوح مختلف اقتصادی تقریباً مشابه است. بنابراین دولت میتواند بدون توجه به تفاوت چندکها، از سیاستهای مرتبط با درآمد و ثروت برای تنظیم مصرف استفاده کند. با توجه به انطباق مدل تداوم عادت با رفتار مصرفی ایرانیان، پیشنهاد میشود دولت با شناخت دقیق الگوهای مصرفی خانوارها ـ از کالاهای ضروری تا لوکس و مکمل ـ سیاستهای مالیاتی و کنترلی مناسبی را اعمال کند تا ضمن مدیریت رفتار مصرفی جامعه، رشد اقتصادی نیز تقویت شود.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا