بوستان جنگلی سرخهحصار، یکی از قدیمیترین مناطق حفاظتشده جهان، این روزها با بحران خشکسالی، آفات و فرسودگی درختان دستوپنجه نرم میکند؛ اما با آغاز برنامههای احیای گسترده، امیدها برای بازگرداندن طراوت به شرق تهران دوباره زنده شده است.
به گزارش سرمایه فردا، در دل شرق تهران، جایی که روزگاری شکارگاه سلطنتی قاجار بود، امروز بوستانی نفسگیر در تلاش برای بقاست. سرخهحصار، با قدمتی بیش از یک قرن، نهتنها میراث طبیعی پایتخت بلکه یکی از قدیمیترین مناطق حفاظتشده جهان است. اما خشکسالی، آفات پوستخوار، و فرسودگی درختان، چهره این تفرجگاه را دگرگون کردهاند. مرگ هزاران اصله درخت، هشدار کارشناسان منابع طبیعی، و تهدید امنیتی در مرزهای رهاشده، همگی زنگ خطر را برای این میراث طبیعی به صدا درآوردهاند. با این حال، شهرداری منطقه ۱۳ با اختصاص بودجهای چشمگیر، فعالسازی چاهها، احداث تصفیهخانه و کاشت دهها هزار درخت مقاوم، ماراتن احیای سرخهحصار را آغاز کرده است. اگر این تلاشها با نظارت دقیق، مشارکت مردمی و توسعه زیرساختهای گردشگری همراه شود، شاید بتوان دوباره طراوت را به این خاطره سبز تهران بازگرداند.
شاید کمتر کسی اطلاع داشته باشد که یکی از قدیمیترین مناطق حفاظتشده در سرتاسر جهان بیخ گوش تهرانی ها و در شرق آن قرار دارد. منظورمان بوستان جنگلی سرخه حصار است که قدمت آن به دورهی قاجار میرسد. این پارک و منطقهی حفاظتشدهی خجیر در واقع در گذشته شکارگاه سطلنتی پادشاهان قاجار بودند. از ویژگیهای این تفرج گاه وپارک جنگلی میتوان به پوشش گیاهی، گونههای جانوری متنوع و آبوهوای مطلوب آن اشاره کرد. علاوه بر این جاذبههای طبیعی این پارک امکانات رفاهی و تفریحی مناسب و مهیجی دارد که آن را به تفرجگاهی کلیدی بدل کرده وگردشگران بسیاری را به خود جذب میکند.
با این حال این منطقه گردشگری چند سالی است که حال و روز چندان خوبی ندارد. بخشی از درختان خشک یا قطع شده این بوستان در کنار بخشی از درختانی که قطع شده اند باعث شده تا دیگر این بوستان تقریبا ۶۰ ساله، طراوات و شادابی گذشته را نداشته باشد. دلیل آنهم، درست همان دلیلی است که باعث شده تا برخی دیگر از بوستان ها نیز به همین شکل، حال و روز خوبی نداشته و نیازمند رسیدگی فوری باشند. کمبود آب و آبیاری به همراه شیوع آفت سوسک پوستخوار و البته سن زیاد، باعث شده تا به گفته کارشناسان منابع طبیعی در این بوستان نیز چندین هزار اصله درخت عملا از بین بروند که باید با درختان جدید جایگزین شوند.
در سرخهحصار ۲۷۰ هزار درخت وجود دارد که ۲۵۰ هزار اصله آن کاج است و از این تعداد حداقل شش هزار درخت بهصورت قطعی خشک شدهاند.
پیش از این شهریار زمانیپور، معاون فنی سازمان منابعطبیعی استان تهران، چندی قبل گفته بود که اگر شرایط فعلی از نظر تنش آبی و آفت در پارک سرخهحصار ادامه پیدا کند، حداقل ۷۰ تا ۸۰ درصد درختان آن باید جایگزین شوند.
با این حال امیر نوری، شهردار منطقه ۱۳ در گفت و گو با «هفت صبح» می گوید که خوشبختانه مشکل تامین آب آبیاری دو ساله بوستان حل شده است. وی در این زمینه توضیح می دهد که تا دو سه سال پیش فقط دو چاه از ۶ چاه سرخه حصار فعال بودند ولی الان همه آنها فعال شده اند که باعث شده تا دیگراین بوستان مشکل آبیاری نداشته باشد. در عین حال دو تصفیهخانه در مسیل جاجرود احداث خواهد شد تا نیاز به استفاده از سفرههای آب زیرزمینی برای آبیاری به کلی رفع شود.
نوری همچنین بر لزوم جایگزینی درختان در سرخه حصار تأکید کرد و می گوید: امسال ۱۲ هزار درخت جایگزین کاشتیم و قرار است ۳۰ هزار درخت دیگر از گونههای مقاوم مانند بلوط، داغداغان و زیتون تلخ کاشته شود.
حالا و همزمان با هشدارهایی که از سوی دوستداران محیط زیست و کارشناسان داده شده، به نظر می رسد هم مدیریت شهری و هم دیگر متولیان، به شدت به تکاپو افتاده باشند تا این قدیمی ترین بوستان جنگلی شرق پایتخت را دوباره سرزنده کنند بطوریکه شهرداری فقط در بودجه امسال ۳۵۰ میلیارد تومان اختصاص داده است ضمن آنکه پیشبینی شده تا این اعتبار در سال آینده به حدود ۸۰۰ میلیارد تومان برای بخشهای مختلف افزایش یابد.
اما همانطور که گفته شد بی شک سرخه حصار مهمترین و قدیمی ترین تفرجگاه مردم پایتخت نشین شرق تهران است. برای همین قرار است با توسعه خط ۲ مترو، ایستگاهی نیز در یکی از ورودی آن زده شود. گرچه هنوز برای تبدیل این منطقه به یک منطقه گردشگری استاندارد. راه زیادی وجود دارد کمااینکه به گفته شهردار منطقه ۱۳، هنوز ۲۹ کیلومتر مرز این بوستان با مراکز نظامی، بدون نظارت و بی دفاع رها شده است که می تواند امنیت شهروندانی که برای تفریح و گردش و ورزش به این بوستان می آیند را تهدید کند. البته نوری در عین حال تاکید کرده که رای رفع ناامنی، ۴۰ دوربین نظارتی، ۴ دوربین گردان با زوم بالا و ۴ دوربین پلاکخوان نصب شده و تعداد نیروی یگان حفاظت مستقر در پارک به ۱۲ نفر افزایش یافته است.
از حق نباید گذشته که چهره سرخه حصار این روزها کم کم رو به بهبود است. حالا شما می توانید ورزشکاران و دوچرخه سواران بسیاری را ببینید که روزها برای ورزش و تمرین در این بوستان تردد می کنند که به گفته شهردار منطقه، خودش می تواند عاملی باشد برای تامین امنیت بوستان. حالا باید منتظر ماند و دید که آیا این اقدامات می تواند این قدیمیترین منطقه حفاظتشده دنیا را تجات دهد یا ….؟!
پارک میتواند منبع درآمد داشته باشد و محدوده کمپ آن درآمدزاست، به همین خاطر باید این درآمد در سطوح ذخیرهگاهی به مصرف برسد و آن سطوح را تقویت کند تا جنگل پایدار بماند اما این درآمد در حال از دست رفتن است
به دنبال اجرای سیاستهای برنامه هفتم توسعه و کوچکسازی دولت، دفتر جنگلکاری و پارکهای جنگلی سازمان منابع طبیعی با دفتر بهرهبرداری ادغام میشود تا دولت به اهدافش دست یابد. در حالی که تشکیلات تخصصی پارکهای جنگلی تضعیف شده، رضا افلاطونی قصد دارد بخشهای وسیعی از عرصههای جنگلی و مرتعی را با مدل پارکهای جنگلی مدیریت کند. مدلی که از گذشته برای اجرا چشم به شهرداریها داشته و به اعتقاد کارشناسان، چندان موفق هم نبوده است. متخصصان حوزه منابع طبیعی بر این باورند که با تضعیف تشکیلات پارکهای جنگلی، دستیابی به اهداف ترسیم شده از سوی رئیس سازمان منابع طبیعی تحت تاثیر قرار میگیرد.
رضا افلاطونی رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در نشست سراسری معاونان فنی ادارات کل استانها اعلام میکند: «معتقدم عرصههای وسیعی از جنگلهایمان و حتی عرصههای مرتعی را میتوانیم با مدل پارکهای جنگلی مدیریت کنیم. میشود طبق شرح خدمات توسط شرکتهای مشاور طرح تهیه شود و باتصویب ما به اجرا برسد». سخنانی که مغایر با تشکیلاتی است که این روزها در حال خانه تکانی است.
در حالی که سازمان اداری و استخدامی کشور قصد انحلال کامل سازمان منابع طبیعی و توزیع وظایفش در دستگاههای دیگر در راستای کوچک سازی دولت را داشت، سرانجام مسئله انحلال ملغی شد اما این سازمان داوطلبانه تمام تعهدات برنامه هفتم توسعه را به یکباره اجرا کرد و ۲۰ درصد از پستهای خود را کاهش داد. در راستای اجرای این سیاست، دفتر جنگلکاری و پارکهای جنگلی این سازمان با دفتر بهرهبرداری ادغام شد و به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، این ادغام به مفهوم تضعیف فعالیتهای جنگلکاری و پارکهای جنگلی در این سازمان بود اما با وجود این تغییرات ساختاری، افلاطونی قصد دارد بخش زیادی از عرصههای جنگلی و مرتعی را با مدل پارکهای جنگلی مدیریت کند! مدلی که به نظر میرسد نیاز به تشکیلات قوی و مستقل دارد زیرا شرح وظایفش گسترده است. از سوی دیگر در گذشته موضوع مدیریت پارکهای جنگلی با تکیه بر واگذاری پروژهها به شهرداری اجرا شده که به نظر نمیرسد موفق بوده است اما آیا در شرایط کنونی میتوان این مدل را برای عرصههای بیشتری از جنگلها و مراتع تکرار و اجرایی کرد؟
موسی رسولی کارشناس جنگلکاری و پارکها در گفتوگو با «هفت صبح» در این رابطه توضیح میدهد که یک جریان از خیلی سال پیش ایجاد شده است که شهرداریها پارکهای جنگلی را بگیرند.
او ادامه میدهد: شهرداریها نگاهشان به جنگل، نگاه خدمات گرفتن و نه خدمات دادن است. همه مسایل را با دید محاسبه مستقیم ریالی و درآمد میبینند. تاکنون نمیخواهم بگویم ۱۰۰ درصد اما اکثر قریب به اتفاق پارکهای جنگلی که به شهرداریها دادهاند، وظایفشان را به نحو خوب انجام ندادهاند. یک نمونه آن هم همین پارک شهید زارع ساری است.
به گفته رسولی، شهرداریها در رابطه با پارکهای جنگلی سرجمع موفق نبودهاند. اولین علتش هم این است که نگاهشان تجاری است. مسایل مربوط به مدیریت پارکهای جنگلی به دو بخش هزینهزا و درآمدزا تقسیم میشود. تاسیسات بخش درآمدزا هم هزینه دارد اما در سرجمع، درآمد ایجاد میکند. شهرداریها هرجا که درآمد دارد، سنگ تمام میگذارند و برای آن چانهزنی میکنند تا بیشتر جنگل را تخریب کنند و کلبه و آلاچیق بسازند اما در بخش حفاظت و نگهداری پارکهای جنگلی که هزینهزاست؛ مثل حصارکشی، گماردن قرقبان یا اعمال ممنوعیت برای ورود به برخی قسمتها اصلا توجهی از سوی شهرداریها وجود ندارد. به همین خاطر امر حفاظت در پارکهای جنگلی به درستی انجام نمیشود.
به اعتقاد رسولی زون تفرج متمرکز در پارکهای جنگلی محدود بوده و حدود پنج درصد از سطح کل پارک را شامل میشود و حفاظت از آن کار دشواری نیست اما مثلا در همین پارک جوارم، مجری فقط چانه میزند که فروشگاهها را در این زون توسعه بدهد ولی گله گاو در بخش تفرج چرا میکند و به این ترتیب مجالی برای استقرار زادآوری فراهم نمیشود. در حالی که میتوان با دو سگ از ورود دام به جنگل جلوگیری کرد.
او میگوید که به لحاظ نظری توسعه پارکهای جنگلی کار خیلی خوبی است اما به لحاظ عملی و تجربهای که در این مدت حاصل شده، اصلا به موضوع پارکهای جنگلی توجه نمیشود. ادغام تشکیلات پارکهای جنگلی هم روی عملکرد این دفتر بسیار اثر میگذارد. تجربه ثابت کرده است که معمولا در طرحهای جنگلداری بهطور عام نگاه بهرهبرداری بر نگاه احیا و حفاظت غالب است. وقتی تشکیلات پارکهای جنگلی را منحل میکنید و در تشکیلات دیگری که نگاهش نگاه صرف بهرهبرداری، برداشت چوب و درآمد است، ادغام میکنید، طبیعی است دفتر جنگلکاری تحت تاثیر سیاست بهرهبرداری قرار میگیرند.
بهزاد انگورج معاون اسبق امور جنگل سازمان منابع طبیعی نیز در گفتوگو با «هفت صبح» موضوع مدیریت عرصههای طبیعی از مسیر پارکهای جنگلی را مسئله جدیدی نمیداند و بر این باور است که اجرای تنفس باعث شده که تجربیات اجرایی رها شود و از دست برود.
او میگوید که در مدیریت پارکهای جنگلی از گذشته هم نگاه سازمان منابع طبیعی به شهرداریها بود اما شهرداریها به تعهداتشان عمل نمیکردند.
معاون اسبق امور جنگل سازمان منابع طبیعی به خاطر میآورد که در سال ۹۳ به کمیسیون راه و شهرسازی مجلس فراخوانده میشود تا به سئوال نمایندگان درباره دلیل عدم اجرای بند ج ماده ۱۴۷ قانون که مربوط به واگذاری پارکهای جنگلی بوده، پاسخ بگوید. متاسفانه در این جلسه نماینده کمیسیون کشاورزی هم به جای حمایت از سازمان منابع طبیعی از مواضع کمیسیون راه و شهرسازی حمایت کرده است.
انگورج در آن جلسه اعلام میکند که پارک میتواند منبع درآمد داشته باشد و محدوده کمپ آن درآمدزاست به همین خاطر باید این درآمد در سطوح ذخیرهگاهی به مصرف برسد و آن سطوح را تقویت کند تا جنگل پایدار بماند اما این درآمد در حال از دست رفتن است و نباید چنین روندی ادامه یابد.
او تاکید میکند که نگاه مدیریت با نگاه جنگلبانان متفاوت است و جنگلبانان اساسا واگذاری پارکها به شهرداری را قبول ندارند و اتفاقی که در پارک چیتگر رخ میدهد، مورد قبول هیچ جنگلبانی نیست.
در حالی که تجربیات گذشته نشان میدهد که مدل قبلی تعریف شده برای مدیریت پارکهای جنگلی مناسب نبوده و به هدف نرسیده است، معلوم نیست چگونه نسخه آزموده شده قبلی قرار است توسط سازمان منابع طبیعی به عرصههای مرتعی هم تعمیم داده شود. در شرایطی که تشکیلات پارکهای جنگلی تضعیف شده، آیا میتوان به افق ترسیم شده از سوی رئیس سازمان منابع طبیعی امیدوار بود؟
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا