به گزارش سرمایه فردا، لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ ایران، رقمی در حدود ۳۵ تا ۴۰ میلیارد دلار برآورد میشود. وقتی این عدد را بر ۹۰ میلیون نفر جمعیت ایران تقسیم میکنیم، سهم هر ایرانی از بودجه عمومی کشور به حدود ۴۴۰ دلار میرسد.
۴۴۰ دلار. این تمام چیزی است که دولت ایران میتواند در یک سال، برای هر شهروند خود در زمینههایی مثل زیرساخت، آموزش، بهداشت، دفاع، رفاه و خدمات عمومی هزینه کند.
حالا بیایید این عدد را با کشورهای دیگر مقایسه کنیم. تفاوتها چنان فاحش و چشمگیر است که هر خوانندهای را شوکه خواهد کرد.
نروژ با تنها ۵.۵ میلیون نفر جمعیت، بودجهای سرانهای معادل ۳۲,۷۰۰ دلار برای هر شهروند خود اختصاص میدهد. یعنی دولت نروژ ۷۴ برابر دولت ایران برای هر نفر هزینه میکند.
تفاوت را تصور کنید: یک شهروند نروژی خدمات دولتی معادل ۳۲ هزار دلار در سال دریافت میکند، در حالی که یک شهروند ایرانی تنها ۴۴۰ دلار. این یعنی کیفیت مدارس، بیمارستانها، جادهها، زیرساختهای ارتباطی و خدمات رفاهی در نروژ در سطحی کاملاً متفاوت از ایران است.
عربستان سعودی با جمعیت ۳۶ میلیون نفر، بودجه سرانهای حدود ۹,۷۰۰ دلار برای هر شهروند دارد. این رقم تقریباً ۲۲ برابر بودجه سرانه ایران است. یعنی دولت عربستان میتواند برای هر شهروند خود ۲۲ برابر بیشتر از دولت ایران هزینه کند.
وقتی این تفاوت را در کیفیت خدمات شهری، حملونقل عمومی، بهداشت و درمان، و زیرساختهای آموزشی ضرب کنید، تصویر روشنی از شکاف عمیق میان ایران و همسایه جنوبی به دست میآید.
امارات متحده عربی با جمعیت ۱۰ میلیون نفر، بودجه سرانهای حدود ۵,۵۰۰ دلار برای هر شهروند دارد. این رقم ۱۲.۵ برابر ایران است. امارات با بودجه سرانه خود توانسته است زیرساختهای درجه یک جهانی، بهترین فرودگاهها، بنادر مدرن، و شهرهایی با کیفیت زندگی بالا بسازد.
نکته تکاندهنده، مقایسه با ترکیه است. ترکیه با جمعیتی بسیار نزدیک به ایران (۸۵ میلیون نفر در برابر ۹۰ میلیون ایران)، بودجه سرانهای حدود ۵,۳۰۰ دلار برای هر شهروند دارد. یعنی ۱۲ برابر ایران.
ترکیه با بودجه سرانه ۱۲ برابر ایران، توانسته است شبکه حملونقل ریلی پیشرفته، فرودگاههای مدرن، بیمارستانهای مجهز، دانشگاههای معتبر و زیرساختهای صنعتی گستردهای ایجاد کند. جادهها، پلها، تونلها و فرودگاه سوم استانبول تنها بخشی از ثمرات این بودجه سرانه بالاتر است.
حتی عراق که سالها درگیر جنگ و بیثباتی سیاسی بوده، با جمعیت ۴۴ میلیون نفر، بودجه سرانهای حدود ۳,۴۰۰ دلار برای هر شهروند دارد. این رقم ۸ برابر ایران است. عراقِ جنگزده و ناآرام، بودجه سرانهاش هشت برابر ایران است.
این مقایسه تلخ، عمق فاجعه را نشان میدهد. کشوری که زیرساختهایش بارها تخریب شده، همچنان بودجه بیشتری برای هر شهروند خود نسبت به ایران اختصاص میدهد.
بودجه کل ایران (۳۵ تا ۴۰ میلیارد دلار) تقریباً با بودجه یک شهر متوسط در اروپا یا آمریکا برابری میکند. لسآنجلس، شیکاگو یا حتی برلین ممکن است بودجهای در این حدود داشته باشند، اما برای شهری با چند میلیون نفر، نه برای کشوری با ۹۰ میلیون جمعیت.
علت اصلی این فاجعه چیست؟ دو عامل کلیدی: سقوط ارزش پول ملی و تحریمهای اقتصادی. ارزش ریال در برابر دلار طی سالهای اخیر بیش از ۹۰ درصد کاهش یافته است. بودجه ایران که به ریال محاسبه میشود، وقتی به دلار تبدیل میشود، ارزش واقعی خود را از دست میدهد. تحریمها نیز درآمدهای نفتی را کاهش داده و دسترسی به بازارهای جهانی را محدود کرده است.
نتیجه نهایی: دولت ایران توانایی نوسازی زیرساختها، سرمایهگذاری در آموزش و بهداشت، و ارائه خدمات با کیفیت به شهروندان خود را به شدت از دست داده است. بودجه سرانه ۴۴۰ دلاری یعنی به ازای هر شهروند، دولت نمیتواند حتی یک ماه هزینه زندگی حداقلی را تأمین کند. این یک زنگ خطر جدی برای آینده کشور است.
تولید ناخالص داخلی یک کشور، تصویر کلی از قدرت اقتصادی آن ترسیم میکند. اما اگر بخواهیم بفهمیم یک شهروند معمولی در آن کشور چقدر از این کیک اقتصادی سهم میبرد، باید سراغ شاخص دیگری برویم: درآمد سرانه حقیقی.
این شاخص با تقسیم تولید ناخالص داخلی بر جمعیت کشور و سپس حذف اثر تورم محاسبه میشود. عددی که حاصل میشود، تخمینی از ثروت نصیبشده به هر فرد است. تصویر این شاخص در سالهای ۱۹۷۰ و ۲۰۲۴، داستانی متفاوت از رتبهبندی اقتصادی کشورها روایت میکند.
نگاهی به فهرست بیست کشور اول از نظر درآمد سرانه در سال ۲۰۲۴، یک الگوی آشکار را نشان میدهد: کشورهای کوچک با جمعیت محدود و درآمدهای متمرکز، صدرنشینان این جدول هستند.
موناکو، شاهزادهنشینی کوچک در کنار دریای مدیترانه، با درآمد سرانه بیش از ۲۴۰ هزار دلار در رتبه اول ایستاده است. برمودا و لوکزامبورگ در رتبههای بعدی قرار دارند. قطر و کویت – دو کشور نفتی با جمعیت کم – نیز جزو بیست کشور اول هستند.
نکته جالب و قابل تأمل اینکه بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان در این شاخص جایگاه پایینتری نسبت به اندازه اقتصادی خود دارند. چین که دومین اقتصاد بزرگ جهان است، در این فهرست دیده نمیشود. برزیل، روسیه، اندونزی و حتی ژاپن نیز یا غایباند یا در رتبههای بسیار پایینتر. این یعنی بزرگی اقتصاد الزاماً به معنای توزیع گسترده ثروت و رفاه عمومی نیست.
ایالات متحده در این جدول یک استثناست. آمریکا نه تنها بزرگترین اقتصاد جهان است، بلکه جزو بیست کشور اول از نظر درآمد سرانه نیز قرار دارد. در سال ۱۹۷۰، آمریکا هم از نظر حجم اقتصادی و هم از نظر درآمد سرانه در جمع برترینها بود. در سال ۲۰۲۴ نیز این وضعیت حفظ شده و درآمد سرانه ایالات متحده نسبت به نیمقرن پیش، افزایش چشمگیری پیدا کرده است.
این یعنی آمریکا توانسته است کیک اقتصادی بزرگ خود را به گونهای توزیع کند که میانگین ثروت هر شهروند نیز بالا بماند. رؤیایی که بسیاری از اقتصادهای بزرگ دیگر نتوانستهاند به آن برسند.
اما یک نکته حیاتی: درآمد سرانه، میانگین است. نه میانه. اگر صد نفر در یک کشور زندگی کنند و ۹۹ نفر آنها هر ماه یک دلار درآمد داشته باشند و یک نفر ماهی ۱۰ هزار دلار، درآمد سرانه حدود ۱۰۰ دلار میشود. عددی که تصویر واقعی فقر ۹۹ نفر را پنهان میکند.
کشورهای نفتی کوچک خلیج فارس، درآمد سرانه بالایی دارند. اما بخش بزرگی از این ثروت در دست اقلیت کوچکی از شهروندان متمرکز است. کارگران خارجی که اکثریت جمعیت این کشورها را تشکیل میدهند، از این درآمد سرانه نصیب چندانی نمیبرند.
نکته غایب بزرگ این گزارش، نام ایران است. ایران نه در سال ۱۹۷۰ و نه در سال ۲۰۲۴ در جمع بیست کشور اول از نظر درآمد سرانه قرار نداشته است. با جمعیتی بیش از ۸۵ میلیون نفر و تولید ناخالصی که در سالهای اخیر به دلیل تحریمها و محدودیتها تحت فشار بوده، درآمد سرانه ایران بسیار پایینتر از میانگین جهانی است.
تنها نقطه امید، رشد جمعیت کندتر و تلاش برای افزایش تولید از طریق توسعه صادرات غیرنفتی و جذب سرمایه خارجی است. راهی طولانی و دشوار تا رسیدن به جایگاهی که نام ایران در کنار اقتصادهای بزرگ دیده شود.
تصویر نهایی از دو گزارش قبلی و این گزارش ساده است: جهان به دو دسته کشورها تقسیم شده است. دسته اول اقتصادهای بزرگ اما نابرابر – مانند چین، هند و برزیل – که کیک بزرگی دارند اما سهم هر شهروند از این کیک کوچک است. دسته دوم اقتصادهای کوچک اما نسبتاً عادلانه – مانند کشورهای شمال اروپا – که کیک کوچکتری دارند اما تقسیم آن عادلانهتر است. و در نهایت، آمریکا که توانسته هر دو را با هم داشته باشد: کیک بزرگ و تقسیم نسبتاً عادلانه.
برای ایران، مسیر دشوار است. باید هم کیک اقتصاد را بزرگ کرد (افزایش تولید، رفع تحریمها، جذب سرمایه) و هم توزیع را عادلانهتر کرد (مبارزه با فساد، بهبود نظام مالیاتی، حمایت از اقشار ضعیف). رسیدن به هر دوی این اهداف، نیازمند اراده سیاسی، اصلاحات ساختاری عمیق و زمان است. چقدر دیر؟ بستگی به تصمیمهایی دارد که امروز گرفته میشوند.
تاصیکو با NAV هر سهم ۲۵,۱۲۷ ریال و نسبت P/NAV فقط ۴۵ درصد، از نظر…
بانک کشاورزی به یک بمب ساعتی در سیستم بانکی کشور تبدیل شده است. دو راه…
تجربیات تلخ، یک اصل مهم در مدیریت بحران بازار سرمایه را به ما یادآوری میکند:…
مهدی یکتا: چند روزی از بازی پاریسنژرمن و آرسنال گذشته اما اخبار و حواشی آن…
دولت دکتر پزشکیان در روزهای سخت نشان داد که کنار مردم میایستد؛ امروز هم با…
تاصیکو در یک نگاه؛ ارزش خالص داراییها و پتانسیل رشد ۵۵ درصدی دارد همین مسأله…