به گزارش سرمایه فردا، رفتن نجف دریابندری، بهانهایست برای باز کردن در اتاقی که هنوز بوی کاغذ و جوهر میدهد؛ اتاقی که در آن، ترجمه شبیه کارگری دقیق نبود، بیشتر به شعبدهای شبیه بود که واژهها را از زبانی به زبان دیگر میبرد و طوری مینشاند که انگار از اول همانجا زندگی میکردهاند.
داستان از آبادان شروع میشود؛ شهری که نفت و گرما و صدای انگلیسیها در خیابانهایش قاطی شده بود. نوجوانی که مدرسه را نیمهکاره رها کرد، بیشتر از آنکه به زنگ تفریح دل ببندد، به جملههایی فکر میکرد که هنوز ننوشته بود. زبان انگلیسی را با سماجتی شخصی یاد گرفت؛ نه معلمی بالای سرش ایستاد، نه کلاس رسمیای در کار بود. سینما، خیابان و کتابهای دستدوم شدند معلمهایش. اولین ترجمهاش از ارنست همینگوی، «وداع با اسلحه»، مثل پرتاب سنگی در آب راکد بود؛ موجی راه افتاد که تا سالها ادامه پیدا کرد. این ترجمه فقط یک کتاب نبود، اعلام حضور مترجمی بود که قرار بود معیارها را جابهجا کند.
زندگی برایش مسیر صاف نکشید. زندان، آن هم در جوانی، میتوانست هرکسی را خاموش کند. اما برای او، به شکلی عجیب، تبدیل شد به کارگاهی برای فکر کردن. در همان سالها سراغ فلسفه رفت و اثری از برتراند راسل را به فارسی آورد؛ کاری که بیشتر به کندن کوه با قاشق شباهت داشت. در سلول، وقتی خیلیها زمان را میکُشند، او زمان را به متن تبدیل میکرد. بعدها هم همین ویژگی در کارش ماند: توانایی تبدیل پیچیدهترین مفهومها به جملههایی که بیدردسر در ذهن مینشینند.
پس از آزادی، مسیر حرفهایاش شکل جدیتری گرفت. در مؤسسه فرانکلین، به ترجمه آثاری پرداخت که هرکدامشان مثل یک کلاس درس بودند. «پیرمرد و دریا» از همینگوی، «هاکلبری فین» از مارک تواین و داستانهایی از ویلیام فاکنر، با صدای او وارد فارسی شدند.اما نکته مهم فقط انتخاب آثار نبود؛ شیوه روایتش بود. او جمله را ترجمه نمیکرد، آن را از نو مینوشت.
به همین دلیل، متنهایش بوی ترجمه نمیدادند. خواننده حس نمیکرد با واسطه روبهروست؛ انگار نویسنده اصلی فارسی بلد بوده و مستقیم نوشته است. میگفت مترجم باید گوشش به زبان مردم باشد. نه فقط کتابها، که کوچه و بازار هم برایش منبع بودند. شاید به همین دلیل است که نثرش خشک و رسمی نمیشود؛ زنده است، راه میرود، نفس میکشد.
در میان همه این ترجمهها، یک کتاب هست که انگار از مسیر دیگری آمده: «مستطاب آشپزی». اثری که با همراهی فهیمه راستکار نوشته شد و بهسرعت به یکی از محبوبترین کتابهای نشر ایران تبدیل شد.این کتاب دستور پخت نیست؛ نوعی روایت فرهنگیست. غذا در آن، بهانهایست برای حرف زدن از تاریخ، جغرافیا و عادتهای مردم. پشت هر دستور، قصهای خوابیده. از همان نامش میشود فهمید با نویسندهای طرف هستیم که حتی در انتخاب عنوان هم بازیگوشی دارد.
ایده این کتاب هم از دل یک مهمانی ساده بیرون آمد؛ شامی که تبدیل شد به پروژهای چندساله. نتیجه کار، متنی شد که هم میشود با آن غذا پخت، هم میشود نشست و خواند، مثل یک رمان بلند درباره زندگی.
دریابندری یک مترجم آرام پشت میز نبود. در گفتار و نوشتار، رگهای از طنز داشت که کارش را از دیگران جدا میکرد. نقد مینوشت، گاهی تند، گاهی گزنده. اهل تعارف نبود. درباره ترجمه، نظرهایش را بیپرده میگفت؛ حتی اگر به مذاق بعضیها خوش نیاید.با این حال، طنزش از جنس تمسخر نبود؛ بیشتر شبیه لبخندی بود که پشت یک جمله جدی پنهان شده. همان چیزی که باعث میشد متنهایش خشک و آموزشی به نظر نرسند.
اردیبهشت ۱۳۹۹، در سکوتی که بیشتر شبیه مکث بود تا پایان، از دنیا رفت. مراسم خاکسپاریاش به دلیل شرایط آن روزها خلوت برگزار شد؛ اتفاقی که با شخصیتش جور درمیآمد. مردی که همیشه کارش را کرده بود، بیآنکه دنبال هیاهو بگردد.اما میراثش، درست برعکس، پرصدا باقی ماند. کتابهایش هنوز چاپ میشوند، هنوز خوانده میشوند، هنوز به کار میآیند. مترجمان جوان، چه بخواهند چه نخواهند، از کنار نامش رد نمیشوند.
نجف دریابندری از آن آدمهایی بود که نشان داد برای تأثیر گذاشتن، مسیر مشخصی وجود ندارد. میشود مدرسه را نیمهکاره رها کرد و به یکی از دقیقترین صداهای زبان تبدیل شد. میشود در زندان نشست و کتابی ترجمه کرد که سالها بعد هنوز خوانده شود. میشود درباره غذا نوشت و کاری کرد که خواننده گرسنهاش شود و همزمان به فکر تاریخ بیفتد.او تنها و تنها یک مترجم نبود؛ کسی بود که به زبان فارسی نشان داد چقدر ظرفیت دارد. و این، کاریست که هرکسی از پسش برنمیآید.
صداهای انفجار باعث میشود کودکان اوتیسم دچار حملات عصبی شوند و خانوادهها برای کنترل شرایط…
یکی از سدهای مهمی که روی رودخانه هیرمند ساخته شده و خروجی آن همواره محل…
در این گزارش، نگاهی میاندازیم به جزئیات مصوبه و وام ودیعه مسکن ۱۴۰۵و همچنین شرایط…
صنعت سفر و گردشگری که حدود ۱۰ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل…
تحلیلگران معتقدند که شکست تأییدشده بالای محدوده عرضه فعلی، میتواند موج دیگری از رشد را…
بازار سرمایه ایران این روزها شاهد رونق صندوقهای املاک و مستغلات (REITs) است. هر کدام…