جامعه

تأثیر یارانه بر سیاست‌ جمعیتی

 

مهسا قوی قلب: در روزهایی که آمارهای رسمی از کاهش نرخ باروری، افزایش سن ازدواج، فاصله گرفتن زوج‌ها از فرزندآوری و کوچک‌تر شدن ابعاد خانواده در ایران حکایت دارد، اعلام خبر سه برابر شدن یارانه خانواده‌های پرجمعیت بار دیگر بحث سیاست‌های تشویقی جمعیتی را به صدر اخبار آورده است. تصمیمی که از نگاه سیاستگذاران می‌تواند بخشی از فشارهای اقتصادی خانواده‌های دارای چند فرزند را کاهش دهد و در عین حال به عنوان یک مشوق برای زوج‌های جوانی عمل کند که به دلیل نگرانی‌های معیشتی، فرزندآوری را به تعویق انداخته‌اند. اما پرسش مهم اینجاست که آیا افزایش یارانه نقدی به تنهایی قادر است روند نزولی فرزندآوری را متوقف کند یا آنکه مسئله جمعیت در ایران بسیار پیچیده‌تر از آن است که با یک مشوق مالی حل شود؟

‌از پرداخت وام فرزندآوری تا افزایش رایانه خانواده‌های پرجمعیت

سال‌هاست که کارشناسان حوزه جمعیت نسبت به ورود کشور به مرحله سالمندی هشدار می‌دهند. آمارها نشان می‌دهد نرخ باروری کل که در دهه‌های گذشته بالاتر از سطح جانشینی قرار داشت، اکنون به سطحی رسیده که ادامه آن می‌تواند در سال‌های آینده ساختار سنی کشور را با چالش‌های جدی مواجه کند. در چنین شرایطی دولت‌ها تلاش کرده‌اند با استفاده از ابزارهای مختلف، از پرداخت وام فرزندآوری و تسهیلات مسکن گرفته تا افزایش مرخصی زایمان و ارائه بسته‌های حمایتی، خانواده‌ها را به داشتن فرزند بیشتر تشویق کنند. اکنون نیز افزایش چند برابری یارانه خانواده‌های پرجمعیت به عنوان تازه‌ترین حلقه این زنجیره حمایتی مطرح شده است.

طرفداران این سیاست معتقدند اقتصاد مهم‌ترین مانع فرزندآوری در جامعه امروز ایران است. افزایش هزینه‌های مسکن، آموزش، درمان، خوراک و پوشاک باعث شده بسیاری از زوج‌ها حتی برای داشتن یک یا دو فرزند نیز دچار تردید شوند. در چنین فضایی، هرگونه حمایت مالی مستقیم از خانواده‌ها می‌تواند بخشی از نگرانی‌های معیشتی را کاهش دهد.  وقتی خانواده‌ای اطمینان پیدا کند که با افزایش تعداد فرزندان از حمایت بیشتری برخوردار می‌شود، تصمیم برای فرزند آوری آسان‌تر خواهد شد.

به ویژه در مناطق کم‌برخوردار که یارانه نقدی سهم قابل توجهی از درآمد خانوار را تشکیل می‌دهد، افزایش سه برابری یارانه می‌تواند اثر ملموس‌تری بر وضعیت اقتصادی خانواده‌ها داشته باشد. بررسی تجربه کشورهای مختلف نیز نشان می‌دهد سیاست‌های مالی به تنهایی نتوانسته‌اند جهش قابل توجهی در نرخ باروری ایجاد کنند. بسیاری از کشورها سال‌هاست انواع کمک‌هزینه‌های نقدی، معافیت‌های مالیاتی و حمایت‌های اقتصادی را برای خانواده‌های دارای فرزند اجرا می‌کنند اما همچنان با بحران کاهش جمعیت روبه‌رو هستند. در مقابل، کشورهایی که مجموعه‌ای از سیاست‌های حمایتی شامل امنیت شغلی والدین، خدمات نگهداری از کودک، مسکن مناسب، آموزش ارزان و حمایت‌های بلندمدت اجتماعی را به کار گرفته‌اند، نتایج بهتری در زمینه تثبیت یا افزایش نرخ باروری کسب کرده‌اند.

در ایران نیز بسیاری از زوج‌های جوان معتقدند هزینه بزرگ کردن فرزند تنها به چند سال نخست زندگی محدود نمی‌شود. نگرانی از تامین آینده فرزندان، هزینه‌های تحصیل، اشتغال و مسکن آنان در سال‌های بعد، از جمله دلایلی است که تصمیم به فرزندآوری را دشوار می‌کند. به همین دلیل برخی کارشناسان تأکید دارند که هرچند افزایش یارانه اقدامی مثبت است، اما اگر در کنار آن برنامه‌ای جامع برای ارتقای کیفیت زندگی خانواده‌ها وجود نداشته باشد، اثرگذاری آن محدود خواهد بود.از سوی دیگر، موافقان این طرح می‌گویند نباید تأثیر اقدامات اقتصادی را دست‌کم گرفت. آنان معتقدند هیچ سیاست جمعیتی موفقی بدون پشتوانه مالی امکان تحقق ندارد و افزایش یارانه خانواده‌های پرجمعیت می‌تواند پیام روشنی از سوی حاکمیت درباره اهمیت مسئله جمعیت ارسال کند.

موفقیتی وابسته به اعتماد مردم

در این میان، برخی تحلیلگران بر یک نکته مهم دیگر نیز تأکید دارند؛ اینکه موفقیت هر سیاست تشویقی به میزان اعتماد مردم به پایداری آن بستگی دارد. خانواده‌ای که قصد برنامه‌ریزی برای فرزندآوری دارد، نیازمند اطمینان از تداوم حمایت‌ها در سال‌های آینده است. اگر مردم تصور کنند این حمایت‌ها موقتی یا وابسته به شرایط اقتصادی و بودجه‌ای کشور است، احتمالاً تأثیر آن بر تصمیم‌های بلندمدت خانوارها محدود خواهد بود. از این رو، پایداری و استمرار سیاست‌های حمایتی می‌تواند به اندازه میزان کمک‌های مالی اهمیت داشته باشد.

اکنون و با اعلام سه برابر شدن یارانه خانواده‌های پرجمعیت، بار دیگر این پرسش در افکار عمومی مطرح شده است که آیا مشوق‌های اقتصادی می‌توانند موتور فرزندآوری را در کشور روشن کنند یا خیر. پاسخ این سوال احتمالاً نه یک «بله» قطعی است و نه یک «خیر» مطلق. آنچه مسلم است این است که اقتصاد یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر تصمیم خانواده‌ها برای فرزندآوری به شمار می‌رود، اما تنها عامل نیست. موفقیت سیاست‌های جمعیتی زمانی امکان‌پذیر خواهد بود که حمایت‌های مالی در کنار ایجاد امنیت اقتصادی، تسهیل دسترسی به مسکن، تقویت خدمات رفاهی، حمایت از اشتغال جوانان و افزایش امید به آینده قرار گیرد. در چنین شرایطی شاید بتوان انتظار داشت که خانواده‌ها با اطمینان بیشتری به داشتن فرزند فکر کنند و سیاست‌های تشویقی از مرحله شعار به مرحله اثرگذاری واقعی برسند، موضوعی که آینده جمعیتی کشور بیش از هر زمان دیگری به آن وابسته است.

محمد زینالی اناری جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعی در این باره با اشاره به این که وقتی سخن از افزایش یارانه به خانواده‌های پرجمعیت می‌شود، به معنای تداوم سیاست‌های حمایتی آن هم در ازای افزایش جمعیت و بیشتر شدن سهم این خانواده‌ها از منابع عمومی است به «هفت صبح» می‌گوید: «بعد از کوپن دوره‌ جنگ ۸ساله، با دو دهه وقفه یارانه به صورت نقدی به حساب سرپرستان خانوار واریز شد و تا به امروز کالابرگ و یارانه مادران نیز به آن افزوده شده است. یارانه به عنوان سرانه‌ای حمایتی در جهت توانمندسازی جامعه استفاده می‌شود. در طول مدتی که این پدیده شکل گرفت،  بیشتر به این دلیل بود که بتواند طبقات محروم را از لحاظ معیشتی ارتقا بخشیده و برای آنها رهایی اجتماعی به ارمغان بیاورد.»   بعد از دوره‌ اصلاحات، ایده‌ای مطرح شد که پس از جنگ ساختارهای اشرافی‌گری در جامعه شکل گرفته و طبقات محروم از یاد رفته‌اند.

پیامد این ایده، مدت طولانی وام‌های زیادی به عنوان کارآفرینی تحت عنوان بنگاه‌های کوچک زودبازده اختصاص یافت. از سوی دیگر، تلاش شد به واسطه‌ یارانه بخشی از فشار اقتصادی را در قبال حذف سوبسید کالاها به خصوص بنزین جبران کرده و مردم در بخشی از فعالیت‌های اقتصادی با سهام عدالت شریک شوند.  اما به گفته این پژوهشگر اجتماعی با تمام این تلاش‌ها، سرانه ناخالص ملی به دلیل چالش‌های اقتصادی و سیاسی و تحریم چندان سودآوری نداشته و تمامی بذل و بخشش‌های یارانه و سهام عدالت و وام‌های زودبازده به این نتیجه رسید که امروز تعداد طبقات محروم مستمری‌بگیر افزایش یافته است. یعنی سیاست وام‌های اشتغالزا، یارانه و سهام به بخش محروم چندان که وعده می‌شد اثربخش نبوده است.

 سیاست حمایتی یا ایجاد وابستگی؟

اما با این حال، سیاست‌های حمایتی در حال افزایشی شدن بوده، چندان که از سه برابر شدن یارانه خانواده‌های پرجمعیت پیش‌بینی می‌شود مبالغ بیشتری از درآمدهای کشور صرف تأمین این اقلام خواهد شد. از این رو باید این پرسش را مطرح کرد که آیا دولت با افزایش یارانه‌ حمایتی خانوارهای پرجمعیت خواهد توانست به انتظارات و چشم‌اندازهای حمایتی دست پیدا کند؟به اعتقاد زینالی اگرچه این سیاست‌ها بخش بزرگی از فشارهای اقتصادی طبقه محروم را تا امروز کنترل کرده است، انتقال این تجربه ریاضتی در برابر مشکلاتی مثل تحریم به حوزه خانواده و جمعیت ورود کرده و یادآور این است که حمایت‌های دولتی و سوبسیدها در جامعه ایرانی به یک تداوم تبدیل شده است. در عین حال، حفظ خانواده‌هایی که جمعیت بیشتری دارند، برای اینکه آسیب نبینند و برای اینکه فرزندان آنها بتوانند در جامعه ادغام شوند و از فشارهای اقتصادی لطمه نبینند، ایده‌ غلطی به نظر نمی‌رسد.

امروز هم در جامعه ما، اعتراضات زیادی به ناکارآمدی وام‌های بنگاه‌های کوچک اقتصادی و یارانه‌ها و سهام عدالت وارد می شود. عملاً هم این سوبسیدها نقش مؤثری در توانمندسازی ایفا نمی‌کند، چرا که در جای دیگر، در گسترش مدارس غیرانتفاعی، کاهش شغل‌های با منزلت و تأمین درآمد برای طبقه دستمزد بگیر، یعنی کارگر، کارمند و دکان‌داران مستأجر، مشکلات خود را نشان می‌دهد. به نظر می‌رسد که سیاست‌های سوبسید به خانواده‌های دارای مشکل مالی و مددجویان بهزیستی، در جهت پرورش بهتر فرزندان، الگویی باشد که مشکلات را در کوتاه‌مدت سامان بخشد و فرزندان خانواده‌های کم‌درآمد بتوانند به مدد آن وارد جامعه شوند. اما در کنار آن، نیازمند راهبردهای بلندتر برای شکل‌گیری سازوکار بهتر در جهت تأمین عزت نفس خانواده‌ها و اشتغال پایدار با درآمد مکفی باشیم.

فرزندان به حمایت‌هایی بیشتر  نیاز دارند

توجه صرف به فقر و معیشت به عنوان موضوعی قابل حل توسط یارانه پرداختی دولت مشکلات معیشت را به یک مقوله اقتصادی تبدیل کرده است و ابعاد دیگر آن را کمرنگ می‌کند. به نظر ‌می‌رسد یک فرزند به چیزهایی بیش از مبالغی که به او اختصاص داده می‌شود نیاز دارد. زینالی در این زمینه براین نکته تاکید دارد که در ساختارهای حمایتی موجود، بخش‌هایی از یارانه به صورت آموزشی، درمانی، بیمه و غیره پرداخت می‌شود که گمان می‌شود با تبدیل شدن به صورت یارانه خانوادگی، این یارانه‌ها برداشته شده و مدیریت هزینه بر عهده خانواده‌هایی انجام گیرد که چه بسا در خصوص حساسیت‌های تربیتی دقت نظر را صورت ندهند و هزینه‌ها توسط سرپرستان خانوار تنظیم و تحریف شود.

تکیه فقرزدایی به توزیع یارانه و نبود دقت در سیاست‌های تنظیم شغل، منزلت و حفظ حرمت فرزندان در مسئله آموزش، بهداشت و به خصوص تنظیم شبکه‌های محلی و ادغام سالم نوجوانان در گروه‌های همسال طی اردوهای تربیتی و فرهنگی، ذهن ما را از خانواده‌های پرجمعیت به عنوان موضوعی اجتماعی به سوی خانواده‌های نیازمند اقتصادی می‌برد و خانواده پرجمعیت با دهک محروم را مستحق و مستضعف می‌پنداریم

modir

Recent Posts

نقش پنهان نمایندگی‌های خودرو در التهاب بازار

قیمت‌هایی که در سایت‌های خرید و فروش دیده می‌شود، اغلب توسط نمایندگی‌ها و واسطه‌های بزرگ…

21 دقیقه ago

مترو کلاسی برای آموزش تفکیک پسماند

مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند از برگزاری موفقیت‌آمیز رویداد یک‌روزه آموزش شهروندی «نوماند» در ۶۴ ایستگاه…

51 دقیقه ago

سند ۱۴ ماده‌ای صلح از تهران تا واشنگتن

پیش‌نویس ۱۴ ماده‌ای نشان می‌دهد که ایران و آمریکا به یک نقشه راه جامع برای…

3 ساعت ago

دلایل افزایش تورم جهانی چیست

تورم هسته در حال افزایش است، چون حمل و نقل، مواد اولیه و خدمات تولیدی…

3 ساعت ago

آثار آزادسازی منابع ایران بعد از توافق

تفاهم اولیه میان ایران و آمریکا گرچه درحالت شکننده قرار دارد و ممکن است به…

4 ساعت ago

افزایش ‌دو قطبی مجلس

کامران غضنفری: اگر مجلس و شورای نگهبان را دور بزنند، ما پزشکیان را استیضاح می‌کنیم…

13 ساعت ago