جامعه

قتل در رباط کریم

به گزارش سرمایه فردا، اواسط سال ۱۴۰۲ زن جوانی با مراجعه به پلیس مفقود شدن ناگهانی شوهر خود به نام وحید را اعلام کرد و در گزارش ابتدایی خود به مأموران گفت: «شوهرم در یک کارگاه بازیافت زباله واقع در قلعه میر ورامین کار می‌کرد. او هر روز سر ساعت مشخصی به خانه بازمی‌گشت و روز گذشته زمانی که با تأخیر او مواجه شدم با تلفن همراهش تماس گرفتم؛ اما خاموش بود.

سراغ یکی از همکارانش رفتم و او هم با نگرانی به من گفت که وحید برای ملاقات با فردی ناشناس محل کار را ترک کرده و دیگر حتی جواب تماس‌های همکارش را هم نداده بود.» این زن جوان در ادامه گفت: «اخیراً در تماس‌هایی که شوهرم برقرار می‌کرد متوجه شدم که اختلاف مالی با شخصی به نام صابر پیدا کرده بود. صابر ادعا می‌کرد که ۳۲ سکه تمام بهار آزادی از وحید طلب دارد و برای گرفتن آن با شوهرم تماس‌های مکرر می‌گرفت و بارها شاهد بگومگوهای شدید آنها بودم. برای همین به صابر شک دارم.»

‌اولین سرنخ

با ثبت این گزارش بلافاصله مأموران اقدام به تحقیقات لازم برای یافتن ردی از وحید کردند. در اولین قدم از بررسی‌ها سراغ همکار وحید رفتند که او به پلیس گفت: «روز حادثه وحید به من گفت برای ملاقات با فردی به نام صابر باید به یک باغ برود. به نظرم می‌رسید که وحید کمی نگران است. حدود دو ساعت بعد به من پیام داد و گفت صابر به کارگاه می‌آید.

کل کارگاه را به او تحویل بده و از او رسید هم بگیر. من در پیام نوشتم که اگر مشکلی هست می‌خواهی موضوع را به پلیس اطلاع دهم؛ اما او نوشت نگران نباش.» این فرد ادامه داد: «من تا غروب منتظر صابر ماندم اما نیامد. در همین حال تلفن وحید هم خاموش شد.»
به این ترتیب صابر به عنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت و سرانجام بعد از گذشت حدود دو ماه از گم شدن وحید، رد او در حوالی جاده چالوس زده شد.

خودکشی یک دوست

صابر در اولین برخورد با مأموران درحالی‌که به او اتهام آدم‌ربایی تفهیم شده بود به‌کلی منکر هرگونه ارتباط با موضوع گم شدن وحید شد، اما در همین حین مشخص شد که خودروی تیبای وحید در اختیار صابر قرار داشته‌است. همچنین مأموران دریافتند که ظهر روز حادثه فردی با کارت‌بانکی وحید اقدام به خرید کرده بود که در نهایت معلوم شد صابر این خرید را از یک غذاخوری انجام داده بود.

وقتی درباره این دو مورد از صابر سوال شد، او به مأموران گفت: «مدتی قبل من از وحید خودروی تیبا را به همراه یک زمین ۲۵۰۰ متری واقع در کجور مازندران خریده بودم. هزینه حفر یک چاه آب در همان زمین هم به‌اندازه ۳۲ سکه طلا بود که صابر باید آن را به من می‌پرداخت؛ اما امروز و فردا می‌کرد. به همین دلیل من با او اختلاف پیدا کرده بودم تا اینکه با یکی از دوستان وحید به نام همایون برخورد کردم و با او درددل کردم. گفتم که وحید جان من را به لبم رسانده، طلبم را نمی‌دهد و خودرو را هم به من تحویل نداده است. همایون گفت اتفاقاً خود من هم از او طلبی دارم و پیشنهاد داد وحید را به باغ همایون واقع در رباط‌کریم دعوت کنیم و با او صحبت کنیم تا مشکل هر دوی ما حل شود. من هم قبول کردم.»

صابر ادامه داد: «آن روز من و همایون با وحید قرار گذاشتیم و بعد از اینکه به باغ رسیدیم و صحبت کردیم وحید قبول کرد که خودرو را به من تحویل دهد. بعد هم از من خواست برای ناهار غذا بگیرم و کارتش را به من داد. غروب آن روز هم وحید برای قرار ملاقاتی که در مورد فروش یک زمین با یک خانم گذاشته بود به مازندران رفت و دیگر از او خبری ندارم.»

در حالی که هیچ ادله‌ای مبنی بر خروج وحید از شهر وجود نداشت، صابر تا روشن‌شدن ماجرا در بازداشت ماند. در همین حال وقتی همسر وحید متوجه ادعای صابر مبنی برقرار مشترک او و وحید و همایون شد، به مأموران گفت: «همایون یکی از دوستان قدیمی شوهرم بود که حدود شش هفته بعد از گم شدن وحید به طرز هولناکی اقدام به خودکشی کرد و جان باخت.» بررسی صحت صحبت همسر وحید نشان می‌داد که همایون خودکشی کرده است؛ اما صابر این موضوع را نمی‌دانست و تا روشن شدن ابعاد پنهان ماجرا و کشف ردی از وحید، موضوع خودکشی همایون از سوی مأموران به صابر اعلام نشد.

کشف جسد

چند روز بعد از بازداشت شدن صابر بود که جسد وحید در حاشیه شهر در حالی کشف شد که مشخص بود دفن شده بود. اما با گذشت زمان بخشی از جسد از خاک شسته شده بیرون زده و توسط رهگذران مشاهده شده بود.مأموران جنایی بلافاصله در محل کشف جسد حاضر شدند و مشاهده کردند که جسد پتوپیچ شده وحید، به ضرب گلوله به قتل رسیده بود. در بررسی‌های ابتدایی مشخص شد که زمان قتل وحید با زمان مفقود شدن او همخوانی دارد.

اعتراف به قتل

بعد از کشف جسد وحید، صابر خودش را در بن‌بست اطلاعاتی دید و لب به اعتراف گشود: «روز حادثه همایون به من گفت که وحید با همسرش رابطه برقرار کرده و برای همین نقشه قتل او را کشیده است. او اسلحه‌ای تهیه کرد و به من گفت ۱۵۰ میلیون تومان به تو می‌دهم که به وحید شلیک کنی، بعد هم ماشین و زمین را بی‌دردسر صاحب می‌شود. همایون می‌گفت وحید طلبکاران زیادی دارد و اگر کسی به ما شک کرد گناه را گردن بقیه طلبکارانش می‌اندازیم. من هم قبول کردم و وقتی وحید به ما پیوست او را کشتم. اما قبل از آن به او گفتم که کارگاه را گرو می‌گیرم تا زمین کجور و ماشین را به نام من بزند.»
با اعتراف صابر به قتل پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.

در دادگاه

در ابتدای جلسه رسیدگی اولیای دم تقاضای قصاص متهم را کردند. سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و این بار اتهام خود را انکار کرد. او در دفاع از خود گفت: «روز حادثه همایون به من گفت که برای خرید غذا بیرون از باغ بروم. آن باغ اجاره‌ای بود و وقتی از خرید غذا برگشتم دیدم که همایون مست بود و به وحید شلیک کرده بود. حتی بعد از حادثه صاحب باغ به خونی بودن موکت‌ها شکایت کرد که همایون گفت با هم درگیر شده‌ایم و قول داد موکت‌ها را عوض کند. همایون ۱۵۰ میلیون تومان را هم بابت حق‌السکوت به من داد که موضوع را به کسی نگویم.»

اولیای دم با اعتراض به ادعای جدید صابر گفتند متهم حالا که فهمید همایون خودکشی کرده حرفش را عوض کرده است.قضات دادگاه بعد از پایان دفاعیات متهم ختم جلسه دادرسی را اعلام کرده و بعد از مشورت با درنظرگرفتن محتویات پرونده صابر را به قصاص محکوم کردند.

modir

Recent Posts

بازتعریف هویت فرهنگی ایران

بازتعریف و معرفی جهانی هویت فرهنگی ایران در شرایط جنگی برای حفظ تمدن، تقویت جایگاه…

4 ساعت ago

فوتبالیست‌هایی که هندبالیست بودند

احمدرضا عابدزاده دانش‌آموز مدرسه راهنمایی شهید اندرزگو در ناحیه 2 آموزش و پرورش اصفهان یکی…

4 ساعت ago

بازتعریف نظام اقتصادی در جهان

در آسیا، بسیاری از کشورها به‌شدت تحت تأثیر بسته شدن تنگه هرمز قرار گرفته‌اند و…

4 ساعت ago

بررسی ادامه تعطیلی بازار سهام

بازار سرمایه ایران در حالی نزدیک به دو ماه است که تعطیل شده که کارشناسان…

5 ساعت ago

شرط سازمان بورس برای بازگشایی معاملات

پیام رئیس سازمان بورس به سهامداران این است که بازار به زودی باز می‌شود، اما…

5 ساعت ago

واکنش به تخریب محیط‌زیست در جنگ

تجربه جهان نشان می‌دهد که محیط زیست در دوران پساجنگ یا پسابحران، یا به حاشیه…

13 ساعت ago