جامعه

فلسفه تجمع‌های شبانه مردم

رضا نیکنام: در این اجتماعات مردمی، علاوه بر پرچم‌گردانی گسترده از گوشه و کنار میادین، شعارهایی با مضامین مختلف طنین‌انداز شد؛ فریادهایی بلند با شعارهای انقلابی همچون «ای رهبر آزاده، آماده‌ایم آماده»، «خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست» و «یا سید مجید نقطه‌زن تلاویو رو شخم بزن»، فضای حماسی میادین همچنین با رجزخوانی مهدی رسولی،مداح معروف گره خورد که با صدای بلند خوانده می‌شد:«بزن که خوب می‌زنی، تو شیر پیل‌افکنی»؛ و این یعنی همان روایت شفاهی و زنده یک حماسه مردمی که ضبط و پخش آن توسط رسانه‌ها و دیگر شبکه‌های دیداری و شنیداری، اثری ماندگار بر حافظه تاریخی این روزها گذاشت.

اما آنچه این تجمعات را از هر راهپیمایی پیشین متمایز کرده، نه فقط تداوم و وسعت آن، بلکه «نهادینه شدن شعارهایش» است. شعارهایی مانند «میدان با شما، خیابان با ما»؛ شعاری که نه از جایگاه یک نهاد، که از میان خود جمعیت برخاست و تبدیل به شناسه این روزهای تاریخی شد.این سرودها اما چه در سال‌های تلاش برای پیروزی انقلاب و چه در طول ۴۷ سال گذشته همواره نقشی کلیدی را در خط دهی به مردم کشورمان داشته‌اند.

در واقع کارکرد این سرودها ایجاد هیجان و روح انقلابی بوده و به خوبی هم از عهده این وظیفه بر آمده است. البته این نقش‌آفرینی منحصر به انقلاب ایران نبوده و در سایر انقلاب‌ها و نهضت‌ها و خیزش‌های آزادی‌بخش مثل انقلاب فرانسه یا انقلاب روسیه هم سابقه داشته است. رهبر شهید انقلاب هم چندین بار به این نقش‌آفرینی سرودها و موسیقی‌ها در تهییج مردم اشاره کرده بود. در کتاب «دغدغه‌های فرهنگی» به نقل از ایشان آمده است: «من شنیده‌ام که در قضایای جنگ جهانی در روسیه، «شور امیرُف» آهنگ معروفی است که البته من نه آهنگش را شنیده‌ام، نه درست می‌دانم چیست؛ آقایان می‌دانندـ در تهییج مردم برای وارد شدن به میدان جنگ بیشترین تأثیر را داشت؛ یعنی در خدمت اهداف مردمی قرار گرفت. به طور طبیعی این توقع از هنرمند هر کشوری وجود دارد.»

در ایام پیش و حین انقلاب اسلامی نیز سرودها، تصنیف‌ها و ترانه‌هایی در این میدان نقش‌آفرینی کردند مانند «از خون جوانان وطن لاله دمیده»، «ایران ایران رگبار مسلسل‌ها»، یا سرودهایی، چون «برخیزید»، «خمینی‌ای امام»، «بانگ آزادی»، «بهاران خجسته باد» و آنها که در واحد سرود حسینیه ارشاد با شعرها و موسیقی‌ها و اجرای کسانی، چون حمید سبزواری، م. آزرم، حمیدرضا شاهنگیان،

احمدعلی راغب و گلریز ساخته و پرداخته می‌شد و سرودهای ایام جنگ، چون «آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو»، «ظفر مبارک»، «این پیروزی خجسته باد»، «شهیدان خدایی»، «سلاح را برگیریم»، «هم‌پای جلودار»، «گلبرگ سرخ لاله‌ها»، «ایران‌ ای سرای امید»، «من ایرانیم آرمانم شهادت»، «ایران خورشیدی تابان دارد»، «وطنم»، و به‌خصوص «ای ایران»، که هیچ‌گاه از دوران سلطه بیگانگان بر ایران تا همین امروز از ذهن و زبان مردم حذف نشده است؛ همان سرودی که پس از سیلی یک سرباز انگلیسی در گوش یک افسر ایرانی در خاک کشورمان شکل گرفت و مرحوم حسین گل‌گلاب را اشک‌ریزان و گریان به پیش روح‌الله خالقی و غلامحسین بنان کشاند و شعر و سرود و ترانه این سرود ملی و ضدبیگانه در کوتاه‌ترین زمان خلق و ماندگار شد.

از دیروز تا امروز

در طول جنگ اخیر و حتی از آغاز جنگ ۱۲ روزه، نوحه‌ها و مداحی‌ها و سرودهای فراوانی تولید و ارائه شده و به همین دلیل مردم، به‌ویژه جوانان و نوجوانان هم از آن شدیداً استقبال کرده‌اند که این جای خوشحالی و خوشبختی دارد.

سرودها؛ از شنیدن تا زمزمه، از زمزمه تا فریاد جمعی

امروز هم در میان هجوم این شعارها و آن حماسه شبانه، لایه‌ای عمیق‌تر از تظاهرات جمعی خودنمایی می‌کند؛ لایه‌ای که از گوش‌ها آغاز می‌شود و به قلب‌ها می‌نشیند. تحلیل محتوای سرودهای پخش‌شده در خیابان‌ها و میادین شهر و در تجمعات شبانه نشان می‌دهد این قطعات، دیگر فقط نماهنگ‌های مناسبتی و از پیش ساخته نیستند. سرودهایی با رگلاژ حماسی و تکیه بر مفاهیم «دفاع از خاک»، «سرباز ملی» و «آرامش در سایه اتحاد» طراحی شده‌اند، اما تأثیر واقعی آن‌ها را نه در استودیوها، بلکه در واکنش زنده مردم باید جست. رسانه‌ها و شبکه‌های دیداری و شنیداری این سرودها را پخش می‌کنند، اما معجزه وقتی رخ می‌دهد که یک نوجوان در خیابان، بی‌آنکه میکروفونی در کار باشد، کلمه به کلمه آن را با جمع هم‌آوا می‌خواند.

وقتی همه یک شعر را می‌پسندند…

اما در این میان، هیچ‌کس مانند خود مردم حاضر در صحنه نمی‌تواند بیانگر احساسات و آنچه برای آن به خیابان‌ها آمده‌اند، باشد. روایت‌های شخصی، از جنس همان بافت زنده اجتماع است. محمودی، معلم چهل‌وسه‌ساله، در این باره به «هفت صبح» می‌گوید:«راستش تا پیش از این، سرودهای ملی برایم یک چیز تکراری شده بود، اما اجرای چند شب گذشته در خیابان انقلاب که توسط پدر و پسران حاج‌آقا طاهری بود، عجیب توی دلم نشست. نه به خاطر ملودی که ملودی هم خوب بود، به خاطر این که همه، حتی پسربچه‌ای که کنارم ایستاده بود، کلمه به کلمه‌اش را بلد بود.»  اما این روایت‌های دلی، تنها یک نمونه نیست. برای درک عمیق‌تر این پدیده، باید از احساس فردی به تحلیل جمعی رفت؛ از زبان مردم به نگاه کارشناسانی که خود در همین میانه‌ها ایستاده‌اند.

معتمدی، روانشناس اجتماعی و یکی از حاضران  دیگر شرکت‌کننده در این تجمعات، با بیان اینکه سرودها و شعارها معمولا پاسخ‌هایی به نیازهای جامعه و مردم آن هستند، می‌گوید:«در بعد روانشناختی، سرودهای جمعی نیاز به تعلق را پاسخ می‌دهند. وقتی شما می‌بینید که یک نفر سرودی می‌خواند و صدها هزار نفر در شهرهای مختلف، همزمان آن را زمزمه می‌کنند، این یعنی رمز موفقیت. سرودها توانستند فاصله‌های اجتماعی را تا حدودی پر کنند. دقیقا همین‌جاست که نقش رسانه معنا پیدا می‌کند.»

نقش بستن سرودهایی بر لبان همه اقشار

اما این همزبانی سرودها، فقط مختص به قشر یا گروه خاصی نبوده و نیست. آرزو، بیست‌وهشت ساله، کارشناس ارشد علوم ارتباطات در تهران، اما این مقوله را از منظر ارتباطات اجتماعی می‌نگرد. با نگاهی دقیق و حرفه‌ای می‌گوید:«چیزی که مرا شگفت‌زده کرد، ترکیب جمعیت از همه اقشار بود. در یک قاب، پیرمردی با ریش سپید کنار دختری کم‌حجاب با لباس رنگی و جوانی با موهای بلند، همگی شعار «میدان با شما، خیابان با ما» را با صدای بلند فریاد می‌زدند. این سطح از همبستگی، با وجود نارضایتی از وضعیت اقتصادی، در یک نقطه وفاق داشت و آن نقطه، دفاع جانانه از میهن و خاک سرزمین بود.»  آرزو در واقع به این نکته اشاره دارد که رسانه‌های دیداری و شنیداری، وقتی این تصاویر را پخش می‌کنند، در واقع دارند «امکان دیده شدن این وفاق» را فراهم می‌آورند؛ وفاقی که در هیچ نظرسنجی از پیش تعیین نشده بود.

به رنگ «فرهنگ شفاهی جمعی»

سرودهای این هفتاد و چند شب در میادین شهر، برخلاف دوره‌های قبل، فراتر از پخش ساده، اکنون به «فرهنگ شفاهی جمعی» تبدیل شده‌اند. مردم دیگر شنونده نبودند، بلکه اجراکننده بودند. این رمز اصلی موفقیت در ایجاد همبستگی بود. رسانه پخش می‌کند، روزنامه‌ها بازتاب می‌دهند، رادیو زمزمه می‌کند، اما این لحظه‌های جادویی، در هیچ استودیویی ساخته نمی‌شود، در خیابان ساخته می‌شود.
این هم‌افزایی بی‌سابقه میان رسانه و مردم، نشان‌دهنده فصل نوینی از همدلی و درک متقابل در عرصه دفاع از خاک و ناموس میهن است؛ فصلی که در آن «میدان با شماست و خیابان با ما» به یک مطالبه ملی بدل شده است.

modir

Recent Posts

بازار مسکن تغییر می‌کند

سند کاداستری به مهم‌ترین ابزار حفظ مالکیت و امنیت سرمایه مردم تبدیل شده است.

8 دقیقه ago

نقد سریال بیست‌ و یک

بهنام بهزادی در فیلم «بیست‌ و یک» یک ریسک بزرگ کرده؛ آیا این ریسک جواب…

2 ساعت ago

رشد جمعیت در ایران منفی شد

در برخی استان‌های کشور، تعداد مرگ‌ومیرها از تولدها بیشتر شده و رشد طبیعی جمعیت منفی…

4 ساعت ago

پرونده قصاص برای قتل ؛ چاقوکشی تاوان دارد

قضات دادگاه بعد از بررسی مستندات پرونده متهم را به قصاص محکوم کردند‌ اما‌...

5 ساعت ago

شغل‌های پردرآمد آنلاین مغفول مانده‌اند

شبکه‌سازی با کاربران فعال و آشنایی دقیق با قوانین ویکی‌پدیا، شانس موفقیت صفحات را افزایش…

6 ساعت ago

قیمت دارو کنترل می‌شود ؟

نظارت بر تخصیص ارز دارو برای کنترل قیمت و جلوگیری از افزایش قیمت تمام شده…

6 ساعت ago