خودرو و حمل و نقل

کیترینگ ایرلاین‌ها اتوبوسی شد !

مهدی خاکی فیروز: یک زمانی بخشی از هیجان سفر هوایی، همان لحظه‌ای بود که مهماندار چرخ غذا را در راهروی هواپیما جلو می‌آورد. مسافرها حدس می‌زدند امروز ته‌چین سرو می‌شود یا باقالی‌پلو با مرغ. بعضی‌ها نان اضافه می‌خواستند، بعضی دسر را برای سرگرم شدن پرواز نگه می‌داشتند. بچه‌ها منتظر باز شدن جعبه غذا بودند. غذا آنقدر زیاد بود که گاهی بخشی از آن را برای همراه خود به بیرون از هواپیما می‌بردند.

سفر هوایی، حتی در پروازهای کوتاه داخلی، حس پذیرایی خوبی داشت. حالا اما اوضاع فرق کرده است. چند هفته‌ای می‌شود که مسافران پروازهای داخلی با جعبه‌هایی روبه‌رو می‌شوند که حتی کوچک‌تر از میان‌وعده‌اند و حتی با اغماض نمی‌توان نام غذای پرواز بر آنها گذاشت. در بعضی مسیرها فقط یک کیک کوچک و نوشیدنی سرد توزیع می‌شود. در برخی پروازها هم ساندویچی سرو می‌کنند که اندازه‌اش با ساندویچ‌های سال‌های قبل فاصله زیادی دارد. خیلی‌ها همان لحظه اول، بعد از باز کردن بسته، به هم نگاه می‌کنند و می‌خندند. خنده‌ای که از جنس تعجب است.

‌از جوجه و چلو تا کیک و آبمیوه

مسافرهای قدیمی پروازهای داخلی غذاهای بعضی ایرلاین‌ها را یادشان هست. مخصوصا مسیرهای طولانی مثل تهران ـ بندرعباس، تهران ـ اهواز یا تهران ـ مشهد. ده دقیقه بعد از این که هواپیما از زمین بلند می‌شد بوی برنج و زعفران داخل کابین می‌پیچید. بعضی شرکت‌ها باقالی‌پلو با مرغ می‌دادند، بعضی جوجه‌کباب، بعضی خوراک گوشت یا ته‌چین. کیفیت همه عالی نبود، ولی بالاخره چیزی شبیه «غذا» روی سینی قرار می‌گرفت.

یکی از مسافران قدیمی پروازهای داخلی می‌گوید: «قبلا حتی اگر پرواز کمتر از یک ساعت هم طول می‌کشید، مطمئن بودی غذا داری. الان بسته را باز می‌کنی می‌بینی یک کیک گذاشته‌اند کنار آبمیوه. آدم می‌ماند دقیقا پول چه چیزی را داده.» مسافر دیگری که هفته قبل از شیراز به تهران پرواز کرده، می‌گوید: «ساندویچ آن‌قدر کوچک بود که بیشتر شبیه فینگرفود بود. تازه کیفیت نان هم خوب نبود. آدم حس می‌کند همه چیز کوچک شده؛ جز قیمت بلیت.» همین جمله را این روزها از زبان مسافران هوایی زیاد می‌شود شنید. همه چیز کوچک شده، جز قیمت بلیت.

سفر هوایی، کالای لوکس طبقه متوسط

قیمت بلیت هواپیما در یکی دو سال گذشته آن‌قدر بالا رفته که خیلی از خانواده‌ها، سفر هوایی را از برنامه‌های عادی‌شان حذف کرده‌اند. مسیرهایی که زمانی با چند صد هزار تومان قابل خرید بود، حالا حوالی 8 تا 10 میلیون تومان قیمت دارد. برای همین، مسافر وقتی سوار هواپیما می‌شود، انتظار دارد دست‌کم خدمات قابل قبولی ببیند.

ماجرا فقط غذا نیست. موضوع اصلی این است که مردم حس می‌کنند کیفیت خدمات، درست همزمان با گران‌تر شدن بلیت‌ها، پایین آمده است. صندلی‌ها همان صندلی‌های قدیمی و به هم فشرده‌اند، تاخیرها سر جایشان مانده، فضای کابین تغییر خاصی نکرده و حالا غذا هم آب رفته است. یکی از مسافران پرواز تهران – کیش می‌گفت: «قبلا حداقل آدم دلش خوش بود وسط پرواز یک غذای درست‌وحسابی می‌خورد. الان بسته پذیرایی را می‌بینی حس می‌کنی در جلسه امتحان مدرسه بهت میان‌وعده داده‌اند.»

کترینگ هوایی در دنیا چه شکلی است؟

در خیلی از ایرلاین‌های بزرگ دنیا، غذا بخشی مهم از تجربه پرواز محسوب می‌شود. شرکت‌ها برای منوی پرواز هزینه می‌کنند، سرآشپز استخدام می‌کنند و حتی بعضی مسافرها ایرلاین محبوب‌شان را بر اساس کیفیت غذا انتخاب می‌کنند.مثلا در پروازهای Emirates، حتی کلاس اقتصادی هم معمولا غذای گرم کامل دارد؛ برنج، مرغ یا گوشت، سالاد، دسر و نان. بسته‌بندی غذاها مرتب و شیک است و سعی می‌کنند ظاهر غذا هم اشتهابرانگیز باشد.

Turkish Airlines سال‌هاست روی شهرت غذاهایش کار کرده. در بعضی مسیرها کوفته ترکی، پاستا، صبحانه گرم و دسرهای معروف ترکی سرو می‌شود. بسیاری از مسافرها از کیفیت نان و شیرینی‌های این ایرلاین تعریف می‌کنند.در پروازهای Qatar Airways هم معمولا غذای گرم مفصل سرو می‌شود. از مرغ بریان گرفته تا خوراک برنج عربی و دسر، در پروازهای این شرکت به چشم می‌خورد. حتی نوع چیدن سینی غذا هم بخشی از هویت برند این شرکت شده است.

Singapore Airlines  پا را از این هم جلوتر گذاشته. در بعضی مسیرها مسافر قبل از پرواز غذایش را انتخاب می‌کند. آن هم از فهرست متنوع غذای آسیایی، دریایی، گیاهی یا رژیمی. البته در دنیا همه ایرلاین‌ها این‌طور نیستند. شرکت‌های اقتصادی مثل Ryanair یا easyJet اساسا غذای رایگان نمی‌دهند. مسافر اگر چیزی بخواهد باید جداگانه پول بدهد. تفاوت مهم اینجاست که بلیت این پروازها هم ارزان‌تر است و مسافر از اول می‌داند قرار نیست خدمات کامل دریافت کند.

چرا غذاها کوچک شد؟

فعالان صنعت هوایی می‌گویند هزینه کترینگ به شدت بالا رفته است. قیمت برنج، گوشت، مرغ، بسته‌بندی، حمل‌ونقل و حتی ظروف یکبارمصرف رشد زیادی داشته. از طرف دیگر ایرلاین‌ها با هزینه‌های سنگین ارزی، تعمیرات و قطعات مواجه‌اند و سعی می‌کنند از هر بخشی که می‌شود هزینه کم کنند. غذا هم یکی از ساده‌ترین جاها برای کم کردن هزینه است.

حذف غذای گرم در چند پرواز روزانه، برای شرکت هواپیمایی رقم قابل توجهی صرفه‌جویی ایجاد می‌کند.اما مسئله اینجاست که مسافر، این صرفه‌جویی را مستقیم داخل جعبه غذا می‌بیند. یعنی دقیقا همان بخشی که جلوی چشم او قرار می‌گیرد.یک فعال صنعت گردشگری می‌گوید: «کترینگ هوایی چیزی فراتر از خدمات غذا و در واقع، بخشی از تجربه سفر است. وقتی کیفیت پذیرایی پایین می‌آید، مسافر احساس می‌کند ارزش پولی که پرداخت کرده کمتر شده است.»

نوستالژی باقالی‌پلوهای آسمانی

شاید عجیب به نظر برسد، ولی غذاهای پرواز برای خیلی‌ها تبدیل به خاطره شده‌اند. آدم‌هایی هستند که از باقالی‌پلوهای بعضی ایرلاین‌ها تعریف می‌کنند. بعضی‌ها ته‌چین یک شرکت خاص را یادشان مانده. حتی کیفیت کره و نان صبحانه پروازها هم برای نسل قدیمی‌تر خاطره ساخته است. در فرودگاه‌ها هم کترینگ‌ها زمانی بخش مهمی از رقابت ایرلاین‌ها بودند.

بعضی شرکت‌ها سعی می‌کردند غذای متفاوت‌تری ارائه کنند تا مشتری دوباره سراغ‌شان برود. الان اما رقابت بیشتر روی پیدا کردن بلیت است تا کیفیت خدمات.
یکی از مهمانداران سابق می‌گوید: «قبلا مسافرها درباره غذا نظر می‌دادند، تعریف می‌کردند یا حتی غر می‌زدند. الان بیشترشان بسته را می‌گیرند و کنار می‌گذارند. انگار خودشان هم انتظار زیادی ندارند.»

شاید فردا غذا کاملا پولی شود

بعضی کارشناسان می‌گویند احتمال دارد ایرلاین‌های داخلی هم به سمت مدلی بروند که در آن غذا جداگانه فروخته شود. یعنی هنگام خرید بلیت، مسافر انتخاب کند غذای گرم می‌خواهد یا فقط پذیرایی ساده. این مدل در بسیاری از پروازهای اقتصادی دنیا اجرا می‌شود. اما تفاوت بزرگ اینجاست که در آن کشورها، قیمت بلیت متناسب با خدمات تعیین می‌شود. مسافر حس نمی‌کند هم پول کامل داده، هم خدمات نصفه گرفته است.

فعلا چیزی که مسافران ایرانی می‌بینند، کوچک‌تر شدن تدریجی خدمات است. از اندازه ساندویچ گرفته تا حذف غذاهای گرم. شاید برای بعضی‌ها موضوع مهمی نباشد، ولی برای خیلی‌ها این تغییر، نماد چیز بزرگ‌تری است. اینکه سفر هوایی آرام‌آرام از یک تجربه دلپذیر، به جابه‌جایی ساده تبدیل شده است و شاید به همین دلیل است که وقتی اسم پروازهای قدیمی می‌آید، بعضی‌ها قبل از هر چیز یاد همان باقالی‌پلوهای داغی می‌افتند که وسط آسمان سرو می‌شد.

modir

Recent Posts

نقد فیلم مرجان ؛ زخم‌ها کهنه جامعه کجاست؟

بزرگ‌ترین چالش فیلم، ناهمواری بازی‌هاست؛ موضوعی که نمی‌توان از کنارش گذشت. در فیلمی که تمام…

17 دقیقه ago

چرا سیاست اقتصاد غربی جواب نداد؟

به گفته یزدی زاده بازار آزاد ارز یعنی نارنجکی که توی جیب تو ضامن خورده،…

2 ساعت ago

نویسنده‌ای زندانی شد اما عاشق ماند

صد کتاب، ده‌ها شغل، چند بار زندان و یک عمر عاشقی؛ ابراهیمی ثابت کرد که…

3 ساعت ago

بازار خودرو گران و سرد !

افزایش شدید قیمت خودرو باعث شده بسیاری از خریداران واقعی به بازار خودروهای دست دوم…

4 ساعت ago

ترانه جدید تیلور سوئیفت

ترانه جدید «می‌دانستم که تو را می‌شناسم» برای فیلم «داستان اسباب‌بازی ۵» توجه هواداران موسیقی…

4 ساعت ago

چرا حمایت آمریکا از اسرائیل ادامه دارد؟

یک سال پس از ارائه طرح «بمب‌ها را متوقف کنید»، صدای مخالفت با ارسال سلاح…

5 ساعت ago