بررسی گزارشهای ۹ ماهه نشان می دهد که شرکتهای صنایع نساجی عملکرد خوبی داشتهاند و نمادهای کاغذی بورس ایران بجز چفیبر که سقوط کرده خوب بودهاند.
به گزارش سرمایه فردا، اکثر سهامداران شرکتهای کاغذی در زبان شدید هستند به خصوص چکاپا، آنهم بعد از ۹ سال در ضرر ۸۰ درصدی باشی یک فاجعه است و آن جفای حقوقی های سهم است که از جیب سهامداران خرد میخورند هرچند مسائل اقتصادی را بهانه می کردن، سالها بود که صنعت کاغذ ایران با کاهش شدید تولید دست و پنجه نرم میکردند و واردات بیرویه، کمبود ارز، قطعی مکرر برق و گاز و انباشت کالا در گمرکات، هر روز بر عمق زخمهای این صنعت میافزود. اما امسال، گویی شرایط بهتر است. نشانههایی از بهبود در این صنعت دیده میشود که میتواند سرآغاز فصل جدیدی باشد. گزارشی از دلایل افت تولید در سالهای گذشته و عواملی که امسال صنعت کاغذ را به مدار رشد بازگردانده است.
شواهد آماری نشان میدهد که تولید کاغذ تحریر داخلی هرگز از مرز ۶۰ تا ۷۰ هزار تن در سال فراتر نرفت، در حالی که نیاز واقعی کشور بین ۱۴۰ تا ۱۷۰ هزار تن برآورد میشد. این شکاف عمیق میان تولید و مصرف، تصویری از سالهای از دست رفته این صنعت را ترسیم میکند. بحران ارز و تأمین مواد اولیه، نخستین و شاید مهمترین این عوامل بود. بخش قابل توجهی از تجهیزات و مواد اولیه مورد نیاز صنعت کاغذ وارداتی است، اما ارز مورد نیاز برای این واردات در سالهای گذشته به تولیدکنندگان اختصاص نیافت. ابوالفضل روغنی گلپایگانی، رئیس سندیکای تولیدکنندگان کاغذ و مقوا، در این باره به بازار میگوید: «تولید کاغذ در ایران به واردات وابسته است. مواد اولیه و مواد شیمیایی پوششدهنده که مرحله بسیار مهمی در تولید کاغذ محسوب میشود، باید از خارج تأمین شود. مشکل غفلت شرکتها نیست، مشکل عدم تخصیص ارز است.»
واردات بیرویه و عدم حمایت از تولید داخلی، عامل سومی بود که سالها تولیدکنندگان را زمینگیر کرد. ابوالفضل روغنی گلپایگانی با اشاره به تجربه کارخانه پارس میگوید: «حتی زمانی که پارس، کاغذ چاپ و تحریر تولید میکرد، ناشران استقبال نمیکردند چون ارز ارزانقیمت در اختیارشان میگذاشتند. علت، کیفیت نبود، ارز ترجیحی بود.» این نگاه باعث شد کاغذ ایرانی هیچگاه به جایگاه واقعی خود نرسد. ارقام واردات سالانه ۲۷۰ تا ۳۰۰ هزار تن که گاهی اعلام میشود، مطابق نظر کارشناسان منعکسکننده نیاز واقعی نیست و منجر به هدررفت منابع ملی شده است.
اختلاف میان ارز ترجیحی و ارز آزاد نیز مزید بر علت شد. کالاهایی که با ارز ترجیحی وارد میشدند، در زمان ترخیص، گمرک و بانک مرکزی محاسبه بر اساس ارز آزاد را مطالبه میکردند. این تفاوت باعث شد حجم عظیمی از محمولههای کاغذ و مقوا در گمرکات زمینگیر شوند و ماهها در انتظار تعیین تکلیف بمانند.
ناترازی انرژی قاتل خاموش تولید، ضربه مهلکی بر پیکر این صنعت وارد کرد. قطعی مکرر برق و گاز، امکان تولید مستمر و منظم را از کارخانهها سلب کرده بود. روغنی گلپایگانی تأکید میکند: «عدم تطابق عرضه برق، گاز و آب امروز بسیار بدتر از قبل است. در گذشته دو روز در هفته قطعی داشتیم، حالا سه چهار روز است.» امیرسامان اسفندیاری، دبیر سندیکای ملی تولیدکنندگان کاغذ و مقوا، نیز بر این نکته تأکید دارد که «مسأله ناترازی انرژی» یکی از چالشهای جدی پیش روی تولیدکنندگان داخلی است.
همچنین مشکلات نقدینگی و سرمایه در گردش، چهارمین عاملی بود که بر زخمهای این صنعت نمک پاشید. کمبود منابع مالی، عدم حمایت بانکی و نبود سرمایه در گردش کافی، در شرایطی که کارخانهها برای تأمین مواد اولیه به نقدینگی نیاز داشتند، آنها را زمینگیر کرد.
صنعت محصولات نساجی، چوب و کاغذ در ۹ ماهه امسال یکی از بهترین دورههای تاریخ خود را پشت سر گذاشته است. مجموع درآمد این صنعت با رشد ۶۷ درصدی به ۹ هزار و ۶۸۰ میلیارد تومان رسیده است. این ارقام نشان میدهد که با وجود چالشهای اقتصادی، بسیاری از شرکتهای این حوزه توانستهاند نه تنها خود را حفظ کنند، بلکه جهشهای بزرگی را نیز رقم بزنند.
طبق گزارش عملکرد ۹ ماهه صنعت چوب و کاغذ درآمد این صنعت با رشد ۶۷ درصدی به ۹ هزار و ۶۸۰ میلیارد تومان رسیده و بسیاری از شرکتها رشدهای انفجاری و بیسابقهای را تجربه کردهاند. چخزر با رشد ۱۹۲ درصدی، چکاوه با جهش ۱۰۷ درصدی و چکارن با رشد ۹۹ درصدی، سه نماد بلامنازع این دوره هستند و محتشم نیز با رشد ۹۰ درصدی، عملکردی درخشان داشته است. در میان این همه رشد، یک نماد به طرز عجیبی فروپاشیده است. چفیبر با درآمد ناچیز ۲۳ میلیارد تومان و افت ۸۷ درصدی، نه تنها از قافله رشد عقب مانده، بلکه سقوطی آزاد را تجربه کرده است
محتشم با درآمد ۲ هزار و ۱۶۷ میلیارد تومانی و رشد ۹۰ درصدی، بزرگترین نماد این گروه است. این شرکت با اختلافی قابل توجه، بیش از ۲۲ درصد از کل درآمد صنعت را به خود اختصاص داده است. رشد ۹۰ درصدی محتشم در حالی ثبت شده که این شرکت بر روی یک پایه درآمدی بزرگ حرکت میکند و این دستاورد را دوچندان میکند. محتشم نشان داده که نه تنها بزرگترین، بلکه یکی از چابکترین شرکتهای این صنعت نیز هست.
نمرینو با درآمد ۱۶۵ میلیارد تومانی و رشد ۳۳ درصدی، عملکردی ضعیف و پایینتر از میانگین صنعت داشته است. رشد ۳۳ درصدی نمرینو در حالی که میانگین صنعت ۶۷ درصد است، یک شکست نسبی محسوب میشود. این شرکت که درآمد آن بسیار ناچیز است، میتوانست با مدیریت بهتر، رشد بسیار بالاتری را ثبت کند.
نخریس با درآمد ۹۳۹ میلیارد تومانی و رشد ۲۰ درصدی، دومین عملکرد ضعیف این گروه را دارد. رشد ۲۰ درصدی نخریس در بازاری با میانگین ۶۷ درصد، یک ضعف محسوب میشود. این شرکت عملاً از قافله رشد عقب مانده و سهم بازار خود را به طور کامل به رقبا واگذار کرده است. سوال اینجاست که چرا نخریس با درآمد نزدیک به هزار میلیارد تومان، نتوانسته همگام با بازار حرکت کند؟ آیا با مشکلات خط تولید مواجه است؟ یا مدیریت آن توانایی رقابت را ندارد؟
نطرین با درآمد ۸۹۹ میلیارد تومانی و رشد ۶۱ درصدی، عملکردی نزدیک به میانگین صنعت داشته است. رشد ۶۱ درصدی نطرین قابل قبول است، اما در مقایسه با رقبایی که رشدهای ۹۰ و ۱۰۰ درصدی دارند، این شرکت میتوانست بهتر از این ظاهر شود.
چافست با درآمد ۱ هزار و ۱۶۰ میلیارد تومانی و رشد ۴۱ درصدی، عملکردی ضعیف و پایینتر از میانگین داشته است. رشد ۴۱ درصدی چافست در حالی که میانگین صنعت ۶۷ درصد است، نشان میدهد این شرکت نتوانسته از فرصتهای بازار بهره کافی ببرد.
لطیف با درآمد ۶۷۴ میلیارد تومانی و رشد ۴۲ درصدی، عملکردی مشابه چافست دارد. رشد ۴۲ درصدی لطیف نیز پایینتر از میانگین است و این شرکت را در زمره ضعیف های این دوره قرار میدهد.
چکاپا با درآمد ۱ هزار و ۲۷۲ میلیارد تومانی و رشد ۶۷ درصدی، دقیقاً همگام با میانگین صنعت حرکت کرده است. این شرکت توانسته سهم بازار خود را حفظ کند و عملکردی قابل قبول داشته باشد.
چکارن با درآمد ۴۱۳ میلیارد تومانی و رشد ۹۹ درصدی، یکی از پدیدههای این گروه است. رشد ۹۹ درصدی چکارن نشان میدهد این شرکت توانسته با جهشی قابل توجه، سهم بازار خود را افزایش دهد و از بسیاری از رقبا پیشی بگیرد. اگر این روند ادامه یابد، چکارن در سالهای آینده به یکی از بازیگران اصلی این صنعت تبدیل خواهد شد.
چکاوه با درآمد ۵۱۵ میلیارد تومانی و رشد ۱۰۷ درصدی، دومین پدیده این گروه است. رشد ۱۰۷ درصدی چکاوه که فراتر از میانگین صنعت و حتی بالاتر از چکارن است، نشان میدهد این شرکت برنامه مشخصی برای توسعه داشته و توانسته آن را عملیاتی کند.
چخزر با درآمد ۱ هزار و ۴۵۳ میلیارد تومانی و رشد ۱۹۲ درصدی، قهرمان بلامنازع این صنعت از حیث رشد است. این جهش تاریخی نشان میدهد چخزر در بازارها سهم خود را افزایش داده است.
چفیبر با درآمد ۲۳ میلیارد تومانی و افت شدید ۸۷ درصدی، بدترین عملکرد این صنعت و یکی از بحرانیترین شرکتهای بورس را به خود اختصاص داده است. در بازاری که مجموع درآمد صنعت ۶۷ درصد رشد کرده و شرکتهایی مثل چخزر رشد ۱۹۲ درصدی و چکاوه رشد ۱۰۷ درصدی را تجربه میکنند، چفیبر با افت ۸۷ درصدی مواجه شده است. این یعنی این شرکت نه تنها از قافله رشد عقب مانده، که با سرعتی وحشتناک به سمت پرتگاه سقوط کرده است. درآمد ناچیز ۲۳ میلیارد تومانی برای شرکتی که در این صنعت فعالیت میکند، یک شکست تمامعیار است. چفیبر در میان ۱۱ نماد این گروه، بدترین عملکرد را دارد و این یک فاجعه برای سهامداران و مدیران این شرکت است.
چفیبر با این روند احتمالا در مسیر ورشکستگی عملیاتی قرار میگیرد. افت ۸۷ درصدی در شرایط رونق صنعت، تنها با مدیریت کاملاً بحرانزده و ناکارآمد قابل توضیح است و در ادامه باعث بدهیهای انباشته و مشکلات نقدینگی مواجه میشود که توان تأمین مواد اولیه را از آن میگیرد
صنعت نساجی و کاغذ با رشد ۶۷ درصدی مجموع درآمد و ثبت جهشهای ۱۹۲ و ۱۰۷ درصدی توسط چخزر و چکاوه، روزهای طلایی را پشت سر میگذارد. محتشم، چکارن و چکاپا نیز با رشدهای ۹۰، ۹۹ و ۶۷ درصدی، جزو برندگان این دوره هستند. اما در این میان، بازندگان بزرگ و نگرانکنندهای نیز وجود دارند. چفیبر با افت ۸۷ درصدی، در آستانه حذف از بورس و تعطیلی کامل قرار دارد. سرمایهگذاری در چفیبر در شرایط فعلی، نه یک انتخاب که یک خودکشی مالی محسوب میشود. سهامداران این شرکت حق دارند از مدیریت شفافسازی فوری در مورد دلایل این سقوط آزاد و برنامههای آتی را مطالبه کنند، هر چند به نظر میرسد دیگر دیر شده است. در بازاری که فرصتهای طلایی با بنیاد قوی و رشدهای چشمگیر کم نیستند سهامداران سراغ نمادهای زیان ده نمیروند.
تغییر نگاه به مصرف کاغذ داخلی، نخستین و مهمترین این عوامل است. روغنی گلپایگانی اذعان میکند که «در سالهای اخیر، مصرفکنندگان داخلی، وزارت آموزش و پرورش و بازار داخلی به کاغذ ایرانی اقبال بیشتری نشان دادهاند و کاغذ کیفیت لازم را هم دارد.» این تغییر رویکرد، هرچند دیرهنگام، میتواند آغازگر فصل جدیدی برای صنعت کاغذ باشد.
رشد بازارهای جایگزین و افزایش تقاضا، عامل موثری است. گزارشهای پژوهشی نشان میدهد بازار خمیر و کاغذ ایران به لطف توسعه صنعت بستهبندی و افزایش تقاضا برای محصولات بهداشتی، رشد ثابتی را تجربه کرده است. عواملی مانند رشد تجارت الکترونیک و افزایش نرخ باسوادی، به گسترش بازار کمک کردهاند.
تلاش برای رفع موانع ارزی، نویدبخش بهبود شرایط است. یکی از وعدههای مسئولان در سال جاری، تخصیص پایدار و قابل اتکای ارز برای واردات مواد اولیه بوده است.
آغاز حرکت به سمت خودکفایی، چهارمین نشانه امیدبخش است. بر اساس پیشبینیها، صادرات کاغذ ایران تا پایان سال به ۱.۷ میلیون تن خواهد رسید. این رقم نشاندهنده عزمی جدی برای افزایش تولید داخلی و حرکت به سمت خودکفایی است. هرچند هنوز راه زیادی تا رسیدن به این هدف باقی مانده، اما شروع حرکت خود میتواند نویدبخش باشد. هماهنگی بیشتر میان نهادهای مسئول، عاملی است که میتواند به بهبود شرایط کمک کند. درواقع صنعت کاغذ ایران، همچون بیماری که پس از سالها رنجوری، نفس تازهای میکشد، این روزها نشانههایی از حیات دوباره از خود بروز داده است. باید دید این نفسها به بازگشتی واقعی به مدار تولید منجر خواهد شد یا باز هم در گرداب مشکلات فرو خواهد رفت.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا