تمایل به زندگی مجردی در دهههای اخیر افزایش یافته است بهطوریکه ۱۷ میلیون ایرانی در سن ازدواج، همچنان تجرد را انتخاب کردهاند.
به گزارش سرمایه فردا، حدیث ملاحسینی: هفده میلیون ایرانی در سن ازدواج، مجردند؛ عددی که زنگ خطر را برای آینده جمعیت کشور به صدا در میآورد. پشت درهای بسته آپارتمانهای ۳۰ و ۴۰ متری، نسلی در حال تجربه سبکی تازه از زیستن است؛ سبکی که در آن «من» بر «ما» پیشی گرفته و استقلال فردی جای تعهد خانوادگی را گرفته است. طبق پیمایشهای رسمی، ۵۸ درصد جوانان تمایل به تکزیستی دارند؛ انتخابی که گاه از سر اجبار اقتصادی و تورم افسارگسیخته است و گاه آگاهانه، برای فرار از کنترلگری و ساختن هویت مستقل.

خانههای مجردی همین چند سال قبل، پدیدهای پنهان به شمار میرفتند. حالا از نواب و نارمک تا جردن، آگهیهای «مناسب مجرد» عادی شده است. زنان تحصیلکرده و شاغل، پیش از همسری و مادری، فصل «استقلال» را تجربه میکنند و مردان مهاجر به کلانشهرها، موفقیت را به قیمت تنهایی میخرند. اما این آزادی، روی دیگری هم دارد که فرسودگی عاطفی، انزوای خاموش و کاهش شدید نرخ ازدواج و فرزندآوری از آن جمله است. ایران در حال عبور از یک دگردیسی عمیق اجتماعی است؛ تحولی که اگر دیده نشود، فردای جمعیتی کشور را با سالمندی شتابان و بحرانهای اقتصادی و حمایتی روبهرو خواهد کرد.
چندی پیش سرپرست مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت اعلام کرد که آمار ایرانیهای مجرد در سن ازدواج از مرز ۱۷ میلیون نفر گذر کرده است و اگر مسئولان برنامهای برای تسهیل ازدواج جوانان نداشته باشند، طی سالهای آتی کاهش فرزندآوری و افزایش سالمندی جمعیت به سرعت تشدید خواهد شد. از طرف دیگر براساس آمارهای منتشر شده، ۱۴ درصد از زنان و ۴ درصد از مردان بالای ۴۵ سال در ایران مجرد بوده و هرگز رخت عروسی و دامادی را به تن نکردهاند.
در میان انبوهی از مجردان کشور، قطعا عدهای از آنان بنا به دلایلی به زندگی تک نفره روی آوردهاند. سبک جدیدی از زندگی که به گفته جامعهشناسان، از آغاز دهه ۹۰ و همزمان با ورود دهه شصتیها به دوره جوانی افزایش یافت. بهطوری که وزیر وقت ورزش و جوانان در سال ۱۳۹۱ اعلام کرد که ۳۰ درصد جوانان در کلانشهرهای تهران، شیراز، مشهد، اصفهان، تبریز و اهواز به تنهایی زندگی میکنند. علاوه بر این، بر اساس پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای جوانان که در سال ۱۳۹۹ انجام شد، ۸/۵۸ درصد از جوانان تمایل به تنها زندگی کردن داشتند.
در این میان، دولتمردان هم به زعم خود همواره برای تشویق جوانان به ازدواج دست به اقدامات و تبلیغات گستردهای زدهاند؛ رونمایی از اپلیکیشنهای همسریابی مختلف و مطرح کردن راهکارهایی همچون قانون تسهیل ازدواج جوانان یا جوانی جمعیت از جمله این موارد هستند. با همه این احوال، آمارها، مشاهدات و اظهارات مردم حاکی از این است که جامعه راه دیگری را در پیش گرفته است.
در این میان برخی افراد به اختیار یا از سر اجبار به تک زیستی روی آوردهاند. عوامل اقتصادیای همچون تورم، نداشتن حداقل پول و امکانات لازم از جمله شغل مناسب برای تشکیل زندگی مشترک باعث شده است که عدهای از افراد قید ازدواج و فرزندآوری را بزنند و در عوض به زندگی تک نفرهای که در آن هزینهها بسیار پایینتر است روی بیاورند.
همچنین، کسانی هستند که به دلیل ناملایمات زندگی از جمله فوت والدین، شرایط نابسامان خانوادگی و اختلافات شدید و مهاجرت اجباری به شهرها برای پیدا کردن شغل و کسب حداقل درآمد ناچار به پذیرش این نوع سبک زندگی میشوند. اما در مقابل، دستهای هستند که با داشتن تحصیلات بالا و مشاغل خوب، به خواست خود تنهایی را برمیگزینند. این افراد برای ارزشهایی همچون آزادی، استقلال و پیشرفت شخصی اولویت قائلند.
با این اوصاف، این تغییر سبک زندگی باعث شده است تا خانههای مجردی در سطح شهرهای بزرگ رشد فزایندهای بکنند به شکلی که انتشار آگهیهای «خانه مناسب مجردها» امروز به صحنهای عادی بدل شده است. خانههایی که بیشتر در نقاط خاصی از تهران از جمله نواب، جردن، نارمک، سلسبیل و… قرار دارند. خانههایی که اجارهبهای مناسبتری دارند و شاید برخی از آنها از کیفیت مناسبی برخوردار نباشند. نوعی سبک زندگی که ممکن است باب مسائل دیگری از جمله همخانه شدن با غریبههایی که هیچ شناختی از آنان وجود ندارد را باز کند.
«سپیده» دختر ۳۳ سالهای است که چند سالی است در حوزه منابع انسانی فعالیت میکند. او از سن ۱۶ سالگی سودای زندگی مجردی و داشتن خانهای مستقل را در سر میپروراند و برای تحقق این خواسته، از همان دوران نوجوانی شروع به پسانداز پول کرد. سپیده پس از اتمام دوران تحصیلش در انگلستان به ایران برگشت، اما دیگر هرگز به زندگی در کنار خانواده تن نداد؛ «من با پدر و مادرم اختلافات زیادی داشتم. رفت و آمدها و بیرون رفتنهایم خیلی به چشمشان میآمد. به شکلی که مدام کنترلم میکردند که کجا میروم، با چه کسی میروم، چه ساعتی به خانه برمیگردم و درباره جایی که رفتهام و کارهایی که کردهام از من سوال و جواب میکردند.
اگر هم میخواستم جایی بروم که آنها مخالفش بودند یا مانعم میشدند یا این که از من باج میگرفتند. مثلا مجبورم میکردند که یک هفته برایشان آشپزی کنم تا اجازه بدهند بروم.» اکنون شش سال از زندگی مجردی سپیده میگذرد و از هر جهت از تصمیم خود راضی است و احساس آرامش میکند: «واقعا احساس آزادی بیشتری دارم و برنامههای خودم را دنبال میکنم. در حال حاضر بدون این که خانوادهام بدانند به مسافرت میروم و صرفا خبر رسیدن یا بازگشتم را به آنها اطلاع میدهم. دیگر مثل گذشته پیگیر من نیستند و این خیلی برایم مطلوب است.»
«من همیشه کمالگرا و بلندپرواز بودم. رشد و پیشرفت را خیلی دوست دارم و بجای آن که پولهایم را در راه ازدواج و تشکیل خانواده خرج کنم در کار سرمایهگذاری کردم.» اینها صحبتهای «حافظ» ۳۶ ساله است که در کار فروش لوازم یدکی خودروست. او به امید آن که پلههای ترقی را در زمینه شغلی طی کند، حدود هفت سال پیش چمدانهایش را میبندد و روستای پدریاش را به مقصد تهران ترک میکند و زندگی مستقل خود را تشکیل میدهد: «با شرایطی که در روستای ما وجود داشت نمیتوانستم به موفقیت دلخواهم برسم. تنها زندگی کردنم بعد از مهاجرت به نوعی تبدیل به یک اجبار شد. من در تهران کسی را نداشتم و در کنار خانوادهام نبودم. پس باید یک سرپناهی برای خودم درست میکردم».
حافظ در روزهای اول زندگی مجردی احساس انزوا و تنهایی داشت؛ به شکلی که فقدان باهم بودن و جمعهای خانوادگی تا حدی باعث رنجش خاطرش میشد: «یاد و خاطرات آدمهای نزدیک زندگیام در ذهنم پررنگ بود. اما به مرور آن خاطرات رنگ باختند و من احساس خلأیی که داشتم را با دوستان و سرگرمیهای مختلف پر کردم. صادقانه بخواهم بگویم دیگر به تنهایی عادت کردهام».
واضح است که چرخش سبک زندگی به سبک زندگی مجردی و تک زیستی فقط مختص ایران نیست، بلکه این شیوه زندگی اساسا از کشورهای پیشرفته صنعتی شروع شده و یک پدیده جمعیتی جهانی است که جای بحث و بررسی دارد. در بسیاری از کشورهای مرفه، سهم خانههایی که یک فرد مجرد تنها در آن زندگی میکند از مرز ۳۰ درصد گذشته است. در برخی جوامع نیز نزدیک به نیمی از خانهها تنها یک نفر در آن سکونت دارد. بر اساس دادههایی که اخیرا منتشر شده، کشورهای شمال اروپا مانند نروژ، دانمارک، فنلاند و سوئد با حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد خانههای تک نفره در صدر این رتبهبندی قرار دارند. آلمان، استونی، هلند، سوئیس، لیتوانی و اتریش نیز در ردههای بعدی هستند.
در مقابل، در بسیاری از کشورهای کمدرآمد آفریقا و جنوب آسیا، کمتر از ۱۰ درصد از خانهها دارای ساکنین مجرد هستند و خانوادههای چندنسلی همچنان هنجار اصلی و مسلط محسوب میشوند. در عین حال درصد رو به رشدی از جوانان در کشورهای مرفه، به ویژه در مناطق شهری متراکم با هزینههای بالای مسکن اما با درآمد بالا، تک زیستی را انتخاب میکنند. همچنین سهم قابل توجهی از سالمندان، به ویژه زنان بیوه که عمر طولانیتری دارند، به تنهایی در خانههای خود زندگی میکنند. دادههای اروپا نشان میدهد که به طور کلی الگوهای مسکن به سمت خانوارهای کوچکتر و تک نفره حرکت میکند.
برای بسیاری از جوانان، رفتن به سمت زندگی مجردی، نوعی «اعلام استقلالِ سیاسی-اجتماعی» در کوچکترین واحد جامعه یعنی خانواده است. در جامعهای که سنتی باقی مانده، خروج فرزند (بهویژه دختر) از خانه قبل از ازدواج، هنوز در بسیاری از لایهها یک «تابو» محسوب میشود.
اینجاست که پدیده «خانههای پنهانی» شکل میگیرد؛ جوانانی که در ظاهر با خانواده زندگی میکنند اما تمام وقت خود را در خانههای اجارهای تیمی یا مجردی میگذرانند تا فقط از اتمسفر کنترلگر فرار کنند. این نشاندهنده یک گسستِ عمیق است؛ جایی که ارزشهای نسل گذشته (تعهد جمعی) با ارزشهای نسل جدید (فردگرایی) به تصادف شدیدی رسیدهاند.
رشد تکزیستی، ساختار بازار را هم تغییر داده است. از سوپرمارکتهایی که بستهبندیهای تکنفره عرضه میکنند تا ظهور «کافههای تکنشین» و مایکرو-آپارتمانهای ۳۰ متری. در واقع، اقتصاد خودش را با این پدیده وفق داده است، اما سیاستگذار نه. در حالی که آمارهای رسمی (مثل همان ۵۸ درصد تمایل به تجرد) از یک تغییر بزرگ خبر میدهند، قوانین حمایتی و تسهیلات بانکی همچنان فقط «زوجها» را میبینند. این نادیده گرفتنِ جمعیت ۱۷ میلیونی مجردها، باعث شده که این قشر به سمت «اقتصاد خاکستری» و قراردادهای غیررسمی مسکن سوق پیدا کنند که امنیت حقوقی آنها را به خطر میاندازد.
یکی از نوترین ابعاد این پدیده، افزایش «تکزیستیِ زنان» است. زنی که تا دیروز از خانه پدر به خانه همسر میرفت، حالا فصل جدیدی به زندگیاش اضافه کرده به نام «دوره استقلال». این دوره به زنان اجازه میدهد تا قبل از پذیرش نقش همسری یا مادری، هویت فردی، شغلی و مالی خود را تثبیت کنند.
اگرچه نگاه سنگین جامعه در محلههای سنتی هنوز وجود دارد، اما در کلانشهرها، «زنِ مجردِ شاغل» به یک تیپِ اجتماعی محترم تبدیل شده که دیگر لزوماً به دنبال تکیهگاه مالی نیست، بلکه به دنبال «شریک عاطفی همسطح» است؛ موضوعی که خود باعث سختتر شدن معیارها و افزایش سن ازدواج شده است.
اما نباید از یاد برد که تکزیستی همیشه «ماه عسل» نیست. روانشناسان اجتماعی هشدار میدهند که استمرارِ تکزیستی در جامعهای که زیرساختهای تفریحی و حمایتی برای افراد تنها ندارد، میتواند به «فرسودگی عاطفی» منجر شود.
انسان موجودی اجتماعی است و وقتی تمام بارِ مالی، عاطفی و مراقبتی زندگی روی دوش یک نفر باشد، با اولین بحران (مثل بیماری یا بیکاری)، این ساختارِ مستقل به شدت آسیبپذیر میشود. پدیده «افسردگیِ پشتِ درهای بسته» در آپارتمانهای مجردی، سویه تاریکِ این استقلالِ پرزرقوبرق است.
فریده ملاعسگری، جامعهشناس و پژوهشگر اجتماعی بر این باور است که پدیده تک زیستی و زندگی مجردی، میتواند هم به عنوان یک تحول اجتماعی درنظر گرفته شود و هم بهعنوان یک آسیب اجتماعی. در وهله اول تک زیستی یک تحول اجتماعی است، چرا که ارزشهای فردگرایانه و استقلال فردی در جامعه امروز ایران بسیار اهمیت پیدا کرده. اما از طرف دیگر ممکن است یک آسیب قلمداد شود، به این دلیل که باعث تضعیف روابط اجتماعی میشود: «وقتی به یک خانواده سنتی نگاه میکنیم، میبینیم که رابطه عاطفی بین اعضای خانواده هست و رفت و آمد خانوادگی صورت میگیرد.
اما وقتی شما فرد مجردی هستید که تنها زندگی میکنید، شاید یک خلأ احساسی وجود داشته باشد و آن رابطه عاطفی و حمایت لازم را نداشته باشید. اما در عوض در زندگی تک نفره، شما مستقل هستید، هویت فردی خود را میسازید و میتوانید در حوزههای مختلف زندگیتان تصمیم بگیرید و عاملیت دارید.» این جامعهشناس به دلایلی که جامعه این روزها ارزشهای فردگرایانه و استقلال فردی را بر تعهد جمعی و ارزشهای خانوادگی ترجیح میدهد میگوید: «این اتفاق به دلیل دگرگونی ارزشها و هنجارهای اجتماعی رخ داد. درواقع متولدین دهه شصت به این طرف در اثر تغییر در ارزشها و هنجارها به فردگرایی و زندگی مجردی گرایش پیدا کردهاند.
آنها دیگر ارزشها و هنجارهای سنتیِ قدیمی و پدرسالارانه را برنمیتابند و قبول نمیکنند که صرفا با ازدواج میتوانند مستقل شوند.» او در ادامه توضیح میدهد: «این مسئله به خصوص در دختران امروزی دیده میشود. به شکلی که تا چند سال پیش دختران نمیتوانستند تنها زندگی کنند. اما با بالا رفتن تحصیلات، ورود به بازار کار و افزایش حضور در عرصههای مختلف اجتماعی ما شاهد زندگی مجردی دختران به خصوص در کلان شهرها هستیم. آنها با استقلال اقتصادیای که کسب کردند به یک عاملیتی دست یافتند که میتوانند چنین انتخابی را در زندگیشان بکنند.»
ملاعسگری با اشاره به کتاب «موج سوم» اولین لویس تافلر، نویسنده و آیندهپژوه آمریکایی، به این مسئله میپردازد که پدیده تک زیستی به یک نوعی نشانه بازتعریف زندگی خانوادگی است. به این دلیل که نگارنده از خانوادههای تک نفره هم به عنوان شکلی از خانواده یاد میکند. شکلی از خانواده که به دلیل اختیار و عاملیتی که فرد در آن دارد مورد اقبال قرار میگیرد: «در اینجا فرد دست به یک انتخاب فرهنگی و یک حرکت آوانگارد میزند. او همه هنجارهای پذیرفته شده دست و پاگیر را میشکند و زیر سوال میبرد». این پژوهشگر اجتماعی خاطرنشان میکند که مشکلات و مضیقههای اقتصادی امر ازدواج را هم برای دختران و هم برای پسران دشوار ساخته است:
«گاهی افراد از هنجارهای سنتی تخطی میکنند و به تک زیستی روی میآورند به این دلیل که توانایی مالی اداره یک زندگی مشترک را ندارد». براساس گفتههای ملاعسگری، مسئله مهاجرت از روستاها به کلانشهرها به پدیده تک زیستی گره خورده است: «بسیاری از افراد به منظور پیدا کردن شغل یا پیشرفت کاری به شهرهای بزرگ مهاجرت میکنند و همین امر باعث میشود که از محیط بسته و سنتی روستا فاصله بگیرند و یک آزادی عمل بزرگی را تجربه کنند. این آزادی عمل درواقع به دلیل ویژگی ناشناس بودن شهروندان در شهرهایی همچون تهران است.»
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا