افزایش نزدیک به صددرصدی قیمت پوشاک، بازار شب عید را به رکود کشاند و مردم بیشتر در خیابان تماشاچی هستند تا خریدار.
مونا موسوی: بازار پوشاک این روزها به یکی از عجیبترین صحنههای اقتصاد ایران تبدیل شده زیرا کوچکترین نشانی از اصول قیمتگذاری در آن دیده نمیشود. کافی است چند قدم در یک خیابان برداری تا ببینی دو مغازه کنار هم، یک پیراهن یا مانتو را با اختلافی تا پنجاه درصد میفروشند؛ نه کیفیت فرق دارد، نه برند، نه حتی محل عرضه. انگار هر فروشنده برای خودش قانون مینویسد و هر کالا قیمتی دارد که از دل هیچ منطقی بیرون نیامده است. با این حال، عجیبتر از بیانصافی بازار و بیتوجهی اتحادیه، رفتار مردم است، جامعهای که با وجود این همه گرانی، همچنان جزو اولویتهایش است، گویی به مرز نوعی سرخوشی رسیده و دغدغه فردا را کنار گذاشته است.
پشت پرده گرانی لوازم خانگی در ایران / تولیدکننده زیر فشار، مصرفکننده بیقدرت
در آستانه نوروز ۱۴۰۵، خیابانها و مراکز خرید پر از جمعیتی است که برای دیدن مدلهای جدید و گرفتن تخفیفهای شب عید به بازار آمدهاند. ویترینها پر از لباسهای بهاره است و تبلیغات تخفیف در هر گوشه دیده میشود، اما پشت این شلوغی، این است که تعداد خرید واقعی نسبت به سال گذشته افت کرده چون قیمتها بسیار بالا رفته و بسیاری از خانوادهها توان خریدشان نصف شده و برخی فقط تماشاچیاند. آنها قیمت میپرسند، مقایسه میکنند، اما در نهایت با یک یا دو قلم خرید از مغازه خارج میشوند. تورم پوشاک که در دیماه نزدیک به ۱۰۰ درصد رشد نقطهبهنقطه داشته، فاصلهای عمیق میان قیمتها و توان خرید مردم ایجاد کرده است.
فروشندگان میگویند هزینه تولید، پارچه، دستمزد و اجاره مغازه چنان بالا رفته که ناچارند قیمتها را افزایش دهند، اما مشتریان هم از این افزایشها شوکهاند. بسیاری از خانوادهها میگویند امسال نمیتوانند مثل گذشته خریدهای گسترده شب عید داشته باشند و مجبورند انتخابهایشان را محدود کنند. حتی تخفیفهای ۱۰ تا ۳۰ درصدی هم نتوانسته رونق واقعی ایجاد کند،مردم دقیقتر از همیشه قیمتها را بررسی میکنند و با احتیاط خرید میکنند.
با این حال، تناقض بزرگ بازار همچنان پابرجاست؛ پوشاک گران است، قیمتها بیقاعدهاند، اما مردم همچنان میخرند و خبری از ناظر یا اتحادیه و … نیست. قدرت خرید مردم کمتر از قبل، شاید محدودتر، اما ادامه دارد. این رفتار نشان میدهد جامعه در وضعیتی قرار گرفته که فشار اقتصادی را حس میکند، اما در برابر آن واکنش منطقی نشان نمیدهد. گویی نوعی بیتفاوتی یا فراموشی جمعی شکل گرفته، نوعی سرخوشی کوتاهمدت که اجازه نمیدهد مردم به آینده و پیامدهای این هزینهها فکر کنند. از این رو میتوان ادعا کرد که بازار پوشاک در ظاهر شلوغ است، اما در عمق، پر از تناقض و بینظمی است. قیمتها افسارگسیختهاند، قدرت خرید تحلیل رفته و با این حال چرخه مصرف ادامه دارد. شاید در روزهای پایانی سال کمی رونق ظاهری ایجاد شود، اما واقعیت این است که بازار پوشاک، بیش از هر زمان دیگری، آینهای از سردرگمی اقتصادی و اجتماعی جامعه شده است.
سوال اساسی این است که چرا قیمت پوشاک در چند ماه دوبرابر افزایش یافته است؟ این هزینه مواد اولیه دو برابر شده یا صرفا جو روانی و انتظارات تورمی عامل گرانی شد؟
افزایش دوبرابری قیمت پوشاک در چند ماه اخیر، بیش از آنکه ریشه در واقعیتهای تولید داشته باشد، محصول یک آشفتگی عمیق در ذهنیت بازار است. فروشندگان از گرانی پارچه، دستمزد و اجاره مغازه میگویند، اما وقتی اعداد را کنار هم میگذاریم، میبینیم هیچکدام از این عوامل بهتنهایی نمیتواند چنین جهش شدیدی را توضیح دهد. هزینه مواد اولیه بالا رفته، اما نه دو برابر. دستمزد رشد کرده، اما نه در حدی که قیمت یک مانتو یا پیراهن را ظرف چند ماه دو برابر کند. آنچه این شکاف را پر میکند، انتظارات تورمی و جو روانی بازار است؛ همان نیروی پنهانی که در اقتصاد ایران بارها قیمتها را بدون پشتوانه واقعی بالا برده است.
در بازاری که هیچ سازوکار نظارتی مشخصی ندارد و قیمتگذاری تابع هیچ قاعدهای نیست، کافی است چند فروشنده قیمتها را بالا ببرند تا موجی از گرانی پیشدستانه شکل بگیرد. فروشندگان از ترس اینکه فردا نتوانند با قیمت جدید کالا جایگزین کنند، امروز قیمت را بالا میبرند. خریداران هم از ترس اینکه فردا گرانتر شود، امروز خرید میکنند. نتیجه این چرخه معیوب، جهشی است که نه تولیدکننده از آن سود واقعی میبرد و نه مصرفکننده توان تحملش را دارد.
واقعیت این است که بخش بزرگی از گرانی پوشاک، نه از دل کارخانهها، بلکه از دل ذهنیت جامعه بیرون آمده است. بازاری که بهجای منطق اقتصادی، با ترس از آینده و عادت به گرانی اداره میشود، طبیعی است که قیمتها را بدون دلیل واقعی بالا ببرد. این همان نقطهای است که اقتصاد از مسیر عقلانی خارج میشود و به سمت رفتارهای هیجانی میرود.
مردم هم ناخواسته به این چرخه کمک میکنند. با وجود گلایه از گرانی، همچنان خرید میکنند، همچنان بخش بزرگی از درآمدشان را صرف پوشاک میکنند و همچنان به بازار شلوغ شب عید رونق ظاهری میدهند. این رفتار، پیام روشنی دارد: جامعه به نوعی بیحسی اقتصادی رسیده؛ جایی که گرانی دیگر شوکآور نیست و آینده، کمتر از همیشه در تصمیمگیریها نقش دارد.
به همین دلیل است که قیمت پوشاک در چند ماه دو برابر میشود، بدون آنکه هزینه تولید دو برابر شده باشد. این جهش، محصول ترکیبی از بینظمی بازار، نبود نظارت، انتظارات تورمی و رفتارهای هیجانی است و اگر شکسته نشود، سال آینده هم همین داستان تکرار خواهد شد، شاید با عددهای بزرگتر و فشارهای سنگینتر بر خانوادهها. در چنین بازاری طبیعی است که قاچاق پوشاک دوباره جان بگیرد. وقتی یک لباس معمولی در بازار داخلی ظرف چند ماه دو برابر میشود، اما همان کالا یا مشابه آن در کشورهای همسایه با یکسوم قیمت فروخته میشود، فاصلهای ایجاد میشود که قاچاقچیان بهخوبی آن را پر میکنند. این شکاف قیمتی، همان سوختی است که موتور قاچاق را روشن نگه میدارد.
بازار پوشاک ایران سالهاست با قاچاق دستوپنجه نرم میکند، اما موج جدید گرانیها دوباره این مسیر را جذاب کرده است. فروشندهای که میبیند مشتری توان خرید ندارد، بهجای کاهش قیمت یا رقابت سالم، به سراغ اجناس قاچاق میرود، اجناسی که بدون پرداخت عوارض، مالیات و هزینههای رسمی وارد کشور میشوند و به همین دلیل میتوانند با قیمت پایینتر عرضه شوند. از سوی دیگر، مصرفکنندهای که از قیمتهای داخلی شوکه شده، ترجیح میدهد به سراغ کالاهای قاچاق برود، حتی اگر کیفیت آنها تضمینشده نباشد، این چرخه، نتیجه مستقیم بینظمی بازار و نبود نظارت موثر است. گرانی بیضابطه پوشاک، بیش از آنکه تولیدکننده داخلی را تقویت کند، او را در برابر رقیبی بیقانون و بیهزینه قرار میدهد.
قاچاقچی نه مالیات میدهد، نه بیمه، نه اجاره سنگین میپردازد و نه با تورم مواد اولیه درگیر است. این رقابت نابرابر، تضعیف تولید داخلی و وابستگی بیشتر بازار به کالاهای بیهویت و بیکیفیت خارجی را به همراه دارد. به طور قطع اگر نظارت جدی بر قیمتگذاری اعمال نشود و اگر سیاستگذار برای مهار انتظارات تورمی اقدامی نکند، قاچاق هر روز گستردهتر میشود و تولیدکننده داخلی بیش از پیش به حاشیه رانده خواهد شد. گرانی بیقاعده، فقط سفره مردم را کوچک نمیکند، بلکه دروازههای بازار را به روی قاچاق باز میکند و آینده صنعت پوشاک را در معرض تهدید قرار میدهد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا