حاشیه‌های جشنواره فجر امسال

حاشیه‌های جشنواره فجر امسال

حاشیه‌های جشنواره فجر امسال بیشتر به موضع‌گیری بازیگران و کارگردانانی برمی گردد که در جشنواره شرکت کرده و منتقدان به خود را برنتابیدند.

به گزارش سرمایه فردا، در هفته اخیر واکنش ها در شبکه‌های اجتماعی علیه هنرمندانی که در جشنواره فجر شرکت حضور پیدا کرده‌اند افزایش یافته‌است بخشی از این موضوع ناشی از ناراحتی مردم نسبت به حکومت به علت قربانی شدن عده‌ای از جوانان در اعتراضات بهمن ماه است، اما بازیگرانی که در جشنواره شرکت کرده‌اند این موضوع را حق طبیعی خود می دانند.‌

واقعیت این است که در مقاطعی که جامعه زیر فشار همزمان بحران اقتصادی و خاطره ناآرامی‌های اجتماعی نفس می‌کشد، هر رویداد عمومی از دایره سرگرمی فراتر می‌رود و به نشانه‌ای از سیاست‌گذاری بدل می‌شود. جشنواره فجر در چنین فضایی صرفاً یک گردهمایی هنری دیده نمی‌شود؛ این رویداد به ویترین رسمی سیاست فرهنگی دولت تبدیل شده و به همین دلیل، حساسیت سیستم اجرایی نسبت به برگزاری آن چند برابر شده است. برای ساختار دولتی، استمرار جشنواره حامل پیامی روشن است: تأکید بر تداوم نظم نمادین و نمایش جریان عادی زندگی فرهنگی در شرایطی که جامعه با نااطمینانی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

از این زاویه، جشنواره فجر کارکردی فراتر از انتخاب فیلم برتر یا تقدیر از هنرمندان پیدا می‌کند. این رویداد به زبان تصویر و صحنه، روایت رسمی از پایداری فرهنگی را بازتولید می‌کند. طبیعی است که در چنین شرایطی، تمام نقاط قوت و ضعف جشنواره زیر ذره‌بین افکار عمومی قرار بگیرد و هر تصمیم اجرایی معنا و پیام سیاسی تلقی شود.

نگاه سختگیرانه جامعه به هنرمندان

همزمان با این اهمیت فزاینده برای سیستم دولتی، جامعه نیز موضعی پیچیده نسبت به هنرمندان حاضر در جشنواره اتخاذ کرده است. بخش قابل توجهی از مخاطبان، حضور هنرمند در فجر را صرفاً یک انتخاب حرفه‌ای ارزیابی نمی‌کند؛ این حضور به‌عنوان کنش اجتماعی خوانده می‌شود و به همین دلیل قضاوت‌ها سختگیرانه‌تر شده‌اند. هنرمند در چنین فضایی میان نقش خلاقه و جایگاه اجتماعی قرار می‌گیرد و هر حرکتش حامل معناهای چندلایه می‌شود.

این فشار اجتماعی از یک سو نشان‌دهنده افزایش آگاهی عمومی نسبت به نقش نمادین چهره‌های فرهنگی است و از سوی دیگر، خطر تقلیل هنر به بیانیه سیاسی را به همراه دارد. جشنواره فجر در این میان به میدان کشمکش نگاه‌ها بدل شده؛ جایی که اثر هنری پیش از دیده شدن، در نسبت با موضع سازنده‌اش سنجیده می‌شود. نتیجه چنین وضعیتی، فرسایش اعتماد میان بخشی از جامعه و ساختار رسمی جشنواره است؛ اعتمادی که بازسازی آن نیازمند گفت‌وگویی شفاف‌تر میان هنرمندان، مدیران فرهنگی و مخاطبان خواهد بود.

غیبت جشنواره‌های خصوصی؛ خلأ ساختاری

در کنار این چالش‌ها، ضعف ریشه‌دارتری خودنمایی می‌کند: فقدان جشنواره‌های خصوصی قدرتمند در بسیاری از حوزه‌های هنری ایران. در اکوسیستم فرهنگی پویا، تنوع برگزارکنندگان به تعادل معنا می‌دهد و امکان انتخاب را برای هنرمند و مخاطب گسترش می‌کند. هنگامی که بار اصلی رویدادهای بزرگ بر دوش ساختار دولتی می‌افتد، جشنواره فجر به‌ناچار نقش انحصاری پیدا می‌کند و همین انحصار حساسیت‌ها را تشدید می‌سازد.

جشنواره‌های خصوصی می‌توانند فضای آزمون، ریسک‌پذیری و تجربه‌گرایی را تقویت کنند و از تمرکز نگاه‌ها بر یک رویداد بکاهند. غیبت این فضاها باعث شده فجر به تنها سکوی دیده‌ شدن برای بسیاری از هنرمندان تبدیل شود و هر تصمیم آن پیامدهای گسترده اجتماعی داشته باشد. در چنین شرایطی، تقویت بخش خصوصی و ایجاد بسترهای مستقل، اقدامی لوکس به شمار نمی‌آید؛ این مسیر یک ضرورت ساختاری برای کاهش تنش، توزیع مسئولیت فرهنگی و بازگرداندن تمرکز به خود اثر هنری است.

دیدگاهتان را بنویسید