توافق با آمریکا یا جنگ دو احتمالی که اخیرا در تنش بین ایرن و این کشور به صورت جدی از سوی رسانه های داخلی و خارجی بررسی شده است. در این مطلب سناریوها بررسی شده است.
به گزارش سرمایه فردا، محمود جامساز: آمریکا دو فروند دیگر از هواپیماهای B2با خاصیت حمل و پرتاب بمب افکن های سنگین سنگر شکن به دیه گو گارسیا اعزام کرده .آمریکا با تجهیز این پایگاه و در اختیار داشتن ۴۰ هزار نیروی نظامی در پایگاه های خود در منطقه خاورمیانه و همچنینج انتقال سامانه های دفاعی ضد هوایی پاتریوت از کره جنوبی به این پایگاه ، آرایش جنگی بخود گرفته و روز به روز بر تهدیدات خود میافزاید . این در حالیست که بگفته مقامات إیرانی ، جمهوری اسلامی از طریق عمان مداکرات غیر مستقیم با آمریکا را آغاز کرده اما بنظر میرسد با توجه به تکرار تحریمهای ترامپ و تقویت بنیه نظامی در دیه گو گارسیا که احتمالا” فراتر از بازدارندگی است ، مذاکرات غیر مستقیم در جهت مثبت پیش نمیرود و یا اصولا” مذاکره اى انجام نشده است . جمهوری اسلامی هم با رونمایی از شهرهای موشکی حاوی تعداد کثیری از موشکهای دور برد مستقر در تونل های مطول ، قدرت نظامی خود را بنمایش گذاشته و توان تقابل نظامی خود را در حد بسیار بالا به رخ کشیده و حتی با تهدید متقابل از حمله به پایگاه دیه گو گارسیا خبر داده است .
گرچه رجز خوانی و تهدیدات متقابل یک شیوهٔ متعارف در رویارویی نظامی در جنگهای کلاسیک است . اما نکته کلیدی در این رجزخانی ها امکان بفعل در آوردن آنهاست . اگر این امکان موجود نباشد بی تردید ، این رجزخانی ها بی اعتبار و طرف مقابل را مصمم تر میکند . مسلما توان جنگی جمهوری اسلامی نسبت به آمریکا بعنوان بزرگترین قدرت اقتصادی و نظامی جهان در حدی نیست که با توجه به تحریمها و تنگناهای ارزی و بحران های اقتصادی و اجتماعی بتواند در بلند مدت مقاومت کند . پس باید پرسید جمهوری اسلامی از مذاکره غیر مستقیم با آمریکا در عمان در پی چه هدفی است . ترامپ و تیم او صراحتا مواضع خود را اعلام کرده واز آن عقب نشینی نخواهند کرد . جمهوری اسلامی هم زیر بار توافقی که ایدئولوژی نظام را نفی کند نخواهد رفت . آیا این بمفهوم آغاز جنگی خانمان براندازاست ؟ .
اگر چه ترامپ جمهوری إسلامی را در صورت عدم پذیرش مذاکره به حمله نظامی سخت، تهدید کرده است . اما، تصمیم نهایی درباره اقدام نظامی یا تهدیدات دیگر به عوامل متعددی بستگی دارد و نمیتوان با قطعیت پیشبینی کرد که آیا ایالات متحده در صورت عدم پذیرش مذاکره مستقیم از سوی ایران، به اقدام نظامی دست خواهد زد یا خیر.
آنچه از تحولات اخیر مستفاد میشود اینست که تأکید ترامپ بر مذاکره مستقیم لزوماً به معنای عدم پذیرش مذاکره غیرمستقیم نیست، بلکه نشاندهنده ترجیح ترامپ برای گفتوگوی رو در رو است. با این حال، ایران تاکنون به این پیشنهاد واکنش محتاطانهای نشان داده و خواستار شواهدی از حسن نیت از سوی ایالات متحده شده است.
مقامات ایران میگویند مذاکره غیر مستقیم در جریان است اما آیا آمریکاییها واقعا” در حال گفتگوی غیرمستقیم با جمهوری اسلامی هستند؟ برخی گزارشها حاکی از آن است که ایران تمایل خود را برای مذاکرات غیرمستقیم با ایالات متحده ابراز کرده است. جدعون ساعر، وزیر امور خارجه اسرائیل، نیز اشاره کرده که تهران آمادگی خود را برای چنین گفتگوهایی اعلام کرده است.
اما بنظر نمیرسد در حال حاضر مذاکرات غیر مستقیم فعالی بین جمهوری إسلامی و ایالات متحده در جریان باشد زیرا اگر چنین بود ، دونالد ترامپ بر اساس ضوابط دیپلوماتیک ، تا زمانیکه مذاکره در جریان است ، تهدیدات خود را تکرار و بر آن تأکید نمیکرد.
بنابراین، به نظر میرسد که مذاکرات غیرمستقیم بین ایران و آمریکا در حال حاضر بمرحله عمل وارد نشده ، اما احتمالا” ،امکان شروع آن در آینده وجود دارد.
این درحالیست که دونالد ترامپ ضرب الآجل ۲ ماهه برای توافق برای مذاکره تعیین کرده است .
۱ سناریوی اول
توافق با آمریکا برا مذاکره مستقیم:
اگر مقامات ایران با ورود به مذاکره موافقت کنند، بهنوعی چارچوب پیشنهادی ترامپ را پذیرفته است، اما این بدان معنا نیست که دیگر هیچ موضوعی برای چانهزنی باقی نمیماند. مواردی که احتمالاً در مذاکره مطرح خواهند شد، میتوانند شامل این موارد باشند:
-نحوه و زمان بندی رفع تحریم ها – جمهوری اسلامی ایران ممکن است بخواهد تحریمها بهصورت فوری و یکجا برداشته شوند، درحالیکه آمریکا احتمالاً خواهان اجرای گامبهگام آن در ازای اقدامات مشخص از سوی ایران خواهد بود.
-راستی آزمایشی تعهدات – ایالات متحده ممکن است به دنبال مکانیسمهایی برای نظارت بر پایبندی ایران به تعهدات خود از جمله راستای آزمایی توسط عوامل إمریکائی باشد، که این خود میتواند موضوعی چالشبرانگیز در مذاکره باشد.
محدوده و دامنه تعهدات ایران ممکن است بخواهد برخی از موضوعات را از دستور کار مذاکرات خارج کند، مانند برنامه موشکی یا نفوذ منطقهای، درحالیکه آمریکا ممکن است بر گنجاندن این موارد پافشاری کند.
– تضمین های بلند مدت – یکی از نگرانیهای ایران این است که هرگونه توافقی، مانند برجام، در آینده دوباره از سوی آمریکا نقض شود. لذا ممکن است تهران به دنبال تضمینهای محکمتری برای اجرای توافق باشد.
– نقش سایر بازیگران – جمهوری اسلامی احتمالاً تلاش خواهد کرد تا نقش اروپا، روسیه، و چین را در فرآیند مذاکره و اجرای توافق پررنگتر کند تا تعهدات آمریکا را مستحکمتر نماید.
-آزاد سازی داراییهای بلوکه شده – بخشی از مذاکره میتواند مربوط به نحوه دسترسی ایران به پولهای مسدودشده در بانکهای خارجی باشد.
-رفع محدودیت های تجاری و بانکی – ایران ممکن است خواهان لغو تحریمهای ثانویهای باشد که تجارت با سایر کشورها را دشوار کرده است.
به طور کلی، حتی اگر جمهوری اسلامی پیشنهادات ترامپ را بپذیرد، همچنان فضای چانهزنی بر سر نحوه اجرا، جزئیات توافق، و ضمانتهای اجرایی وجود خواهد داشت. اما این مذاکرات زمانبر است ، در حالیکه بحرانهای داخلی روز به روز شدت میگیرد و رژیم را بیش از پیش از درون تضعیف و بی اعتبار خواهد کرد .
سناریوی دوم –
ترامپ بارها عدم تمایل خود بجنگ و ترجیح دیپلًماسی را اعلام داشته است .
اما اگر مذاکرات غیرمستقیم به نتیجه نرسد، ترامپ بین دو گزینه قرار میگیرد: ادامه تنش ها و فشار حداکثری یا ورود به در گیری نظامی . اما گزینه دوم برای او یک معضل بزرگ خواهد بود.چرا که ترامپ برخلاف رؤسای جمهور سنتی آمریکا ، جنگهای طولانی و پر هزینه را نقطه ضعف سیاسی میداند با این وصف حمله نظامی بایران میتواند تبعات گسترده ای را برای آمریکا رقم بزند . از جمله :
– تطویل جنگ ودر نتیجه افزایش هزینه های سرسام آوری که در نهایت از جیب مالیات دهندگان آمریکا پرداخت میشود
-حمله به پایگاههای آمریکا در منطقه (قطر، امارات، بحرین، عراق)، ایران تهدید کرده است درصورت حمله نظامی ، به پایگاه های إمریکا در منطقه حمله خواهد کرد .
-تهدید اسرائیل از سوی حزبالله و گروههای نیابتی. گرچه حزب الله و حماس از هم پاشیده و حوثی ها زیر بمباران شدید آمریکا تضعیف شده اند اما هنوز کاملا” از بین نرفته و وجود دارند و امکان بسیج مجدد آنها ناممکن نخواهد بود .
-بیثباتی شدید در بازار نفت و افزایش قیمتها
-واکنش سرد افکار عمومی آمریکا نسبت به یک جنگ دیگر در خاورمیانه
با این وجود اگر ترامپ در صورت شکست مذاکرات ،حملهای انجام ندهد، این
میتواند بهعنوان یک عقبنشینی تلقی شود و بر اعتبار او، بهویژه در سیاست خارجی، تأثیر منفی بگذارد. چنین وضعیتی این پیام را به تهران و سایر بازیگران بینالمللی میرساند که تهدیدات ترامپ بیشتر جنبه روانی دارد تا عملی.
لذا چنانچه ایران درخواست مذاکره مستقیم را رد کند، آمریکا گزینههایی غیر از یک حمله گسترده را نیز پیش روی خود دارد ،از جمله
-حمله نقطه ای به یک شخصیت ارشد نظامی یا سیاسی ایران (مانند عملیات علیه سلیمانی)
-حمله دقیق به یک مرکز حساس در تهران که قبلاً تصور آن نمیرفت، برای ارسال یک پیام هشدارآمیز
-افزایش عملیات سایبری برای مختل کردن زیرساختهای حساس ایران
-تحریم های شدید تر بهعنوان جایگزین اقدام نظامی
حمله نقطهای به یک شخصیت ارشد نظامی یا طرفه آنکه اگر ترامپ دست به اقدامی نزند، ممکن است ایران خود را برنده این تقابل بداند، اما اگر یک حمله محدود و محاسبهشده انجام دهد، هدفش بیشتر ایجاد ترس و فشار برای وادار کردن تهران به مذاکره خواهد بود تا شروع یک جنگ تمامعیار.
بسیاری از نشانهها حاکی است که لشگرکشی آمریکا احتمالا” نوعی دیپلوماسی نظامی است نه مقدمه ای برای یک جنگ تمام عیار . جمهوری إسلامی نیز با این تصور ، حضور نظامی آمریکا را جدی نمیگیرد اما بهعنوان تهدیدی غیرقطعی ارزیابی میکند، به همین دلیل هم از مذاکره مستقیم طفره خواهد رفت و به سیاست خرید زمان ادامه میدهد.
اگر آمریکا تنها به حملات محدود و مقطعی اکتفا کند، جمهوری اسلامی با این تحلیل که این حملات منجر به جنگ گسترده نخواهد شد، وارد یک منازعه محدود اما مستمر خواهد شد که همزمان میتواند از آن برای اهداف داخلی خود بهره ببرد—مثلاً سرکوب مخالفان داخلی تحت عنوان “شرایط جنگی و تهدید خارجی”.
در حال حاضر مشکل اصلی، نه تهدید نظامی آمریکا، بلکه نابسامانی اقتصادی ، تورم افسار گسیخته ،و کاهش ارزش پول ملی است.
افزایش نرخ ارز، کمبود منابع مالی دولت، و بحرانهای اجتماعی، همگی عواملی هستند که بعنوان اسلحه خطرناکی در دست جامعه مدنی معترض میتوانند باعث آغاز دور جدیدی از اعتراضات گسترده مردمی شوند.
۱-منازعه کنترل شده با آمریکا و متحدان منطقه ای
برای نمایش اقتدار در سطح بین المللی
۲- مدیریت خرابکاری های داخلی که میتواند خطرناکتر از تهدید خارجی باشد.
حتی احتمال تغییر در سیاست خارجی وجود دارد. در اینصورت اتفاقی که خواهد افتاد تضعیف هرچه بیشتر جمهوری اسلامی و بی اعتنائی جامعه به باورهای ایدئولوژیک نظام است . در چنین وضعیتی فرو پاشی اقتصادی غیر قابل اجتناب است، زیرا ارزش دلار تحت تاثیر عوامل متعدد خارجی و داخلی بسرعت سطوح بالاتری را خواهد پیمود که هیچ نیرویی قادر به کنترل آن نخواهد بود. دشمن واقعی جمهوری اسلامی تورم ، کاهش ارزش پول ملی و افزایش قیمت دلار است . ممکن است که با هزینه کرد منابع ثروت ملی این تنازع تداوم یابد ، اما قطعا لویاتان تورم کشور را نابود خواهد کرد.
اگر ناگهان جنگ اتفاق افتد ؟
در اینحالت ، جنگ میتواند سهوا” آغاز شود بطور مثال از طریق یک اتفاق ناخواسته ویا شدت گرفتن یکباره تنش ها و نظیر
-حمله اشتباه یا پاسخ شدیدتر از حد انتظار از سوی یکی از طرفین
-یک عملیات نظامی محدود که به درگیری گسترده تبدیل شود
-یک اقدام از سوی اسرائیل یا گروههای منطقهای که آمریکا را به واکنش وادار کند
-در منطقهای مثل خاورمیانه که پر از تنشهای کنترلنشده است، همیشه یک جرقه کافی است تا آتش جنگ شعلهور شود
درچنین شرایطی ، حتی اگر ترامپ هم شخصا” خواهان جنگ نباشد ، ممکن است در مسیری قرار بگیرد که خروج از آن دشوار باشد . احتمالا” برخی از کشورهای منطقه که پایگاههای نظامی آمریکا در آنها استقرار دارند نیز ناخواسته وارد جنگی خواهند شد که منطقه را بیش از هر زمان دستخوش نا آرامی و تنش خواهد نمود . که جمهوری إسلامی بزرگترین بازنده آن خواهد بود .
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا