این روزها بازار سهام ایران میان دو نگاه افراطی گرفتار شده است؛ گروهی از تحلیلگران از رشد چندصد درصدی سخن میگویند و گروهی دیگر از سقوطی سنگین تا سطوح پس از جنگ ۱۲ روزه هشدار میدهند. اما واقعیت در میان این هیاهو، نه در شاخص کل بلکه در متغیرهای بنیادی و اثرگذار نهفته است؛ متغیرهایی چون دلار نیمایی، نرخ خوراک، نرخ بهره و جریان نقدینگی که میتوانند مسیر آینده بازار را تعیین کنند.
به گزارش سرمایه فردا، بازار سهام ایران در شرایطی قرار گرفته که دو تحلیل افراطی آن را احاطه کردهاند؛ یکی از رشدهای چندصد درصدی سخن میگوید و دیگری از ریزشی سنگین تا نصف شدن ارزش بازار. اما آنچه اهمیت دارد، نه این پیشبینیهای افراطی، بلکه دلایل و متغیرهای واقعی اثرگذار بر روند بازار است.
بسیاری تصور میکنند شاخص کل با رسیدن به سقف قبلی خود نشاندهنده سودآوری همه سهامداران است، اما واقعیت متفاوت است. شاخص هموزن از کف پس از جنگ تاکنون حدود ۲۴ درصد رشد کرده و هنوز ۵ درصد تا سقف تاریخی فاصله دارد. این شاخص اکنون در محدوده ۹۳۷ هزار واحد قرار دارد و ظرفیت رشد بیشتری دارد. بر اساس نمودار دلاری بازار سهام، هنوز حدود ۳۶ درصد فاصله برای رشد باقی مانده است؛ فاصلهای که در صورت تداوم شرایط میتواند پر شود.
پس از جنگ، بسیاری از سهامها به زیر ارزش ذاتی خود سقوط کردند و در قیمتهای غیرمنطقی معامله شدند. این خود عاملی شد تا بازار دیگر توان ریزش بیشتر نداشته باشد. اما محرک اصلی تغییر روند، ورود پول پرقدرت بود. وزیر اقتصاد اعلام کرد که دولت حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان نقدینگی وارد بازار کرده است؛ اقدامی که فروشندگان را عقب راند و تقاضا را تقویت کرد. نتیجه این ورود نقدینگی، رشد ۵۰ تا ۷۰ درصدی بسیاری از سهامها و صندوقها بود.
بازار سهام از اینجا به بعد به دو دسته عوامل وابسته است:
بازار سهام ایران در برابر ریزشهای افراطی مقاوم است، زیرا متغیرهای بنیادی مانند دلار نیمایی و نرخ خوراک طناب محکمی در برابر سقوط ایجاد کردهاند. اما برای ادامه رشد، بازار نیازمند «بنزین تازه» است؛ محرکی که میتواند از دل سیاستهای داخلی یا تحولات خارجی بیاید. در نهایت، مسیر آینده بورس تهران بیش از آنکه به شاخص کل وابسته باشد، به مدیریت این متغیرهای کلیدی و ورود نقدینگی جدید گره خورده است.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا