بحران آب در تهران: کاهش ۸۷ درصدی ذخایر سدها

بحران آب در تهران: کاهش ۸۷ درصدی ذخایر سدها

خشکسالی شدید و کاهش بی‌سابقه بارندگی‌ها در تهران، ذخایر آب سدهای پایتخت را به تنها ۱۳ درصد از ظرفیت نرمال رسانده است. این بحران جدی منابع آبی، زنگ خطری برای تأمین آب شرب شهروندان تهرانی است و نیازمند اقداماتی فوری از سوی مسئولان و همکاری مردم در مدیریت مصرف است.

به گزارش سرمایه فردا، حجم بحرانی آب سدهای تهران کاهش بارندگی‌ها پایتخت را در مواجهه با یکی از سخت‌ترین سال‌های آبی خود قرار داده است. در حال حاضر، حجم آب موجود در سدهای پنج‌گانه تهران به تنها ۲۷۲ میلیون مترمکعب رسیده که معادل ۱۳ درصد از ظرفیت نرمال این سدهاست. این کاهش شدید، نتیجه کاهش ۴۵ درصدی بارندگی نسبت به میانگین بلندمدت است. برای مثال، در نیمه نخست اسفندماه، میزان بارش تنها ۴.۳ میلی‌متر ثبت شده که کاهش ۷۷ درصدی نسبت به میانگین بلندمدت را نشان می‌دهد. وضعیت کنونی به‌طور مستقیم زنگ خطری جدی برای تأمین آب شرب شهروندان تهرانی به صدا درآورده است.

اثرات کاهش منابع سطحی و افزایش فشار بر منابع زیرزمینی

کاهش منابع آب سطحی، وابستگی تهران به منابع زیرزمینی را افزایش داده است؛ اما استفاده بی‌رویه از این منابع تبعاتی مانند فرونشست زمین و کاهش کیفیت آب را به دنبال دارد. عیسی بزرگ‌زاده، سخنگوی صنعت آب، هشدار داده که استانداردهای کیفی آب شرب اجازه نمی‌دهد که تمام کمبودها از طریق منابع زیرزمینی جبران شود. همچنین، کاهش ذخایر آبی به حدی بوده که کف سدهای مهمی نظیر سد امیرکبیر و لتیان نمایان شده است و حتی امکان موتورسواری در برخی نقاط این سدها فراهم شده است.

عملکرد ملی در مدیریت منابع آب

در سطح ملی نیز شرایط ذخایر آبی نگرانی‌های جدی ایجاد کرده است. میزان ورودی آب به سدهای کشور در ۱۶۸ روز ابتدایی سال آبی جاری، ۸.۷ میلیارد مترمکعب بوده که کاهش ۳۳ درصدی نسبت به مدت مشابه سال گذشته را نشان می‌دهد. در همین دوره، خروجی آب از سدها برای تأمین نیازهای شرب، کشاورزی و صنعت ۲ درصد کاهش داشته است. در حال حاضر، تنها ۴۳ درصد ظرفیت مخازن سدهای کشور پُر بوده و ۵۷ درصد ظرفیت این مخازن خالی است.

دلایل بروز بحران آبی

این بحران دلایل متعددی دارد که برخی از آن‌ها شامل:

  1. کاهش بارندگی: میانگین بارش‌ها در سال آبی جاری ۸۲.۹ میلی‌متر بوده که کاهش ۴۵ درصدی نسبت به میانگین بلندمدت دارد. در برخی استان‌ها این کاهش تا ۷۶ درصد رسیده است.
  2. تغییرات اقلیمی: افزایش دما و تغییر در الگوهای بارش موجب تشدید خشکسالی در کشور شده است.
  3. مصرف بی‌رویه: عدم مدیریت مصرف آب در بخش‌های کشاورزی، صنعتی و خانگی باعث فشار بیشتر به منابع آبی شده است.
  4. سوءمدیریت: عدم برنامه‌ریزی دقیق و اجرای پروژه‌هایی نظیر انتقال آب بین‌حوضه‌ای و سدسازی غیرکارآمد، مشکلات منابع آبی را عمیق‌تر کرده است.

راهکارهای مدیریت بحران آب

برای عبور از این بحران آبی، لازم است سیاست‌ها و برنامه‌های متعددی در سطح ملی و محلی اجرا شود:

  • اصلاح الگوی مصرف: ترویج صرفه‌جویی در مصارف خانگی از جمله شست‌وشوی کم‌مصرف، خاموش کردن شیر آب هنگام مسواک زدن و استفاده از آب‌های بازیافتی.
  • بهینه‌سازی در کشاورزی: استفاده از فناوری‌های آبیاری نوین برای کاهش هدررفت آب.
  • سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها: توسعه سیستم‌های بازیافت و تصفیه آب برای استفاده بهینه از منابع موجود.
  • آموزش و آگاه‌سازی عمومی: ارتقای سطح آگاهی مردم درباره اهمیت منابع آبی و نقش آن‌ها در مدیریت بحران.
  • تقویت همکاری‌های بین‌استانی: هماهنگی بیشتر میان استان‌ها برای تخصیص بهینه منابع آبی.

پیش‌بینی پیامدها و اقدامات ضروری

اگر روند کنونی مصرف ادامه یابد، خطرات جدی‌تری برای منابع آبی و زندگی روزمره مردم ایجاد خواهد شد. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که:

  • کیفیت و کمیت آب شرب کاهش یافته و تأمین نیازها با چالش‌های بیشتری روبه‌رو خواهد شد.
  • وابستگی بیشتر به منابع زیرزمینی ممکن است باعث فرونشست بیشتر زمین و آسیب به زیرساخت‌های شهری شود.
  • افزایش هزینه تأمین آب و اثرات تورمی آن بر اقتصاد خانوارها محسوس‌تر خواهد بود.

برای مقابله با این شرایط، همراهی مردم با سیاست‌های مدیریت بحران و اجرای دقیق برنامه‌های صرفه‌جویی ضروری است. در نهایت، عبور موفق از این بحران نیازمند تلاش‌های همه‌جانبه و برنامه‌ریزی دقیق‌تر است.

اثرات خشکسالی بر اقتصاد و امنیت غذایی

کاهش منابع آبی تنها بر تأمین آب شرب تأثیر نمی‌گذارد، بلکه چالش‌های عمیقی در بخش‌های کشاورزی و صنعت نیز ایجاد می‌کند. با توجه به اینکه بیش از ۹۰ درصد آب مصرفی کشور در بخش کشاورزی استفاده می‌شود، کاهش منابع آبی موجب کاهش تولید محصولات کشاورزی و افزایش قیمت مواد غذایی خواهد شد. این وضعیت می‌تواند امنیت غذایی کشور را تهدید کرده و به افزایش وابستگی به واردات محصولات اساسی منجر شود.

در بخش صنعتی نیز، کمبود آب باعث کاهش تولید و اختلال در فعالیت‌های واحدهای صنعتی می‌شود. بسیاری از صنایع، به‌ویژه در بخش‌های فولاد، پتروشیمی و برق، به آب به‌عنوان ماده اولیه اصلی وابسته هستند. محدودیت‌های منابع آبی می‌تواند بهره‌وری این صنایع را کاهش داده و در بلندمدت بر اقتصاد کشور تأثیر منفی بگذارد.

پیامدهای زیست‌محیطی بحران آب

خشکسالی و کاهش منابع آبی تأثیرات مخربی بر اکوسیستم‌های طبیعی دارد. خشک شدن تالاب‌ها و رودخانه‌ها، از دست رفتن زیستگاه گونه‌های جانوری و کاهش تنوع زیستی از جمله پیامدهای زیست‌محیطی این بحران است. به‌عنوان مثال، دریاچه ارومیه که روزگاری یکی از بزرگ‌ترین دریاچه‌های شور جهان بود، اکنون با کاهش شدید سطح آب مواجه است. این وضعیت نه‌تنها به اکوسیستم این منطقه آسیب وارد کرده، بلکه معیشت جوامع محلی وابسته به آن را نیز تهدید کرده است.

تأثیرات اجتماعی و فرهنگی بحران آب

افزایش مهاجرت از مناطق دچار کم‌آبی به شهرهای دیگر، یکی از پیامدهای اجتماعی بحران آب است. این مهاجرت‌ها می‌توانند فشار بیشتری بر منابع شهری وارد کرده و نابرابری‌های اجتماعی را تشدید کنند. از سوی دیگر، کمبود آب بر کیفیت زندگی روزمره مردم نیز تأثیر می‌گذارد و موجب ایجاد تنش‌های اجتماعی در مناطقی که با محدودیت‌های شدید منابع آبی روبه‌رو هستند، می‌شود.

پیشنهادات تکمیلی برای مدیریت بحران آب برای کاهش اثرات بحران آب و جلوگیری از تشدید آن، سیاست‌ها و اقدامات زیر می‌تواند مورد توجه قرار گیرد:

  1. بازبینی سیاست‌های کشاورزی: تغییر الگوی کشت به سمت محصولات کم‌آب‌بر و استفاده از فناوری‌های نوین آبیاری می‌تواند کمک بزرگی به کاهش مصرف آب در این بخش کند.
  2. سرمایه‌گذاری در پروژه‌های بازیافت آب: توسعه سیستم‌های بازیافت آب شهری و صنعتی به بهره‌وری منابع آبی کمک می‌کند.
  3. تقویت همکاری‌های منطقه‌ای: استفاده از تجربه و دانش سایر کشورهایی که با بحران آب مواجه بوده‌اند، می‌تواند راه‌حل‌های مؤثری ارائه دهد.
  4. ایجاد سیاست‌های تشویقی برای صرفه‌جویی: ارائه مشوق‌های مالی و غیرمالی به شهروندان و صنایع برای کاهش مصرف آب.
  5. افزایش آگاهی عمومی: برگزاری کمپین‌های اطلاع‌رسانی و آموزشی برای آگاه‌سازی مردم درباره اهمیت صرفه‌جویی در مصرف آب.

 

آب شرب حوضه آبریز زاینده رود تامین می شود؟

به روز رسانی خبر ۳۰ آذر ۱۴۰۴/ بحران آب یک چالش چندبعدی است که تمامی ابعاد زندگی اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. ادامه روند کنونی مصرف و مدیریت ناکارآمد منابع آبی می‌تواند منجر به تشدید مشکلات و عواقب جبران‌ناپذیر شود. اما با اقدامات هوشمندانه و همکاری مردم و دولت، می‌توان این بحران را مدیریت کرد و آینده‌ای پایدارتر برای کشور فراهم ساخت.

سد ماندگان که ضرورت اجرای آن هم با شک و تردیدهای زیادی همراه بود، به مشکلی جدید برخورده است. مطالعات لایه‌بندی حرارتی و تغذیه گرایی مخزن سد ماندگان نشان می‌دهد که میزان تغذیه گرایی در مخزن این سد بالاست و اگر برای آن راه علاجی پیدا نشود، آب ذخیره شده در پشت سد از نظر کیفی قابل استفاده نخواهد بود یا دست کم برای مصرف شرب مناسب نیست. از آنجا که پروژه‌های علاج بخشی در ایران چندان خوش سابقه هم نیستند و اجرای چنین پروژه‌هایی بسیار هزینه‌بر است، باید نگران صرف هزینه‌های هنگفت اضافی برای اجرای این پروژه غیر ضروری باشیم.

 

سد ماندگان که قرار است آب شرب حوضه آبریز زاینده رود را تامین کند، سدی است که ساختش با اعتراضات گسترده جامعه دهنده آب مواجه شده است. در ضرورت ساخت این سد تردیدهای جدی وجود دارد و کارشناسان بر این باورند که هنوز پروژه‌های مدیریت مصرف به‌طور تمام و کمال در حوضه پذیرنده آب اجرا نشده و بنابراین اصول انتقال بین حوضه‌ای در این پروژه رعایت نشده است.

اگرچه شینا انصاری رئیس سازمان حفاظت محیط زیست مدعی است که قرار است پروژه بهشت آباد از دستور کار خارج شود و به جای آن ماندگان اجرا شود، اما اسناد رسیده به «هفت صبح» نشان می‌دهد وزارت نیرو از اجرای پروژه بهشت آباد نه تنها عقب نشینی نکرده، بلکه آن را مصوبه شورایعالی آب به‌عنوان مرجع بالادستی می‌داند. از سوی دیگر رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ادعا می‌کند که سازمان محیط زیست با پروژه ماندگان موافقت نکرده است. این در حالی است که پروژه یاد شده در جلسه ۲۸ اسفند ۱۴۰۳ و با حضور لاهیجان زاده معاون دریایی سازمان حفاظت محیط زیست به نمایندگی از سوی این سازمان به تصویب شورایعالی آب رسیده است و این یعنی مهر تایید سازمان حفاظت محیط زیست پای پروژه‌ای که دنا را تخریب می‌کند، خورده است.

 

تولید آب بی‌کیفیت

مسئله سد ماندگان فقط ورود آسیب جدی به محیط زیست دنا و آورد رودخانه کارون نیست. گویا مدلسازی‌های مخزن این سد نشان می‌دهد که تغذیه‌گرایی در این سد بالاست و در صورت عدم اجرای پروژه‌های علاج بخشی با صرف هزینه‌های بیشتر، امکان استفاده از آب این سد دست کم برای تامین نیازهای شرب وجود ندارد.

مطالعات لایه‌بندی حرارتی و تغذیه گرایی مخزن سد ماندگان نشان می‌دهد که غلظت جلبک از حد دو دهم میلی‌گرم بر لیتر برای جلبک در محدوده مزوتروفیک بیشتر بوده و شرایط مغذی برای مخزن پیش‌بینی می‌شود. در این گزارش آمده است: «پتانسیل لایه‌بندی و تغذیه‌گرایی مخزن بالاست. مدل‌سازی‌ها نشان می‌دهد غلظت جلبک مخزن در بیشتر ماه‌های سال بالاتر از حد مزوتروفیک است. با توجه به منابع آلوده کننده سطح حوزه شامل فاضلاب روستایی و مراکز پرورش ماهی احداث سیستم تصفیه و رعایت حدود استاندارد تخلیه می‌تواند شرایط تغذیه گرایی ورود به مخزن را تا حدود بالایی کاهش دهد». بر اساس این گزارش برای بهبود کیفیت آب هم حذف ۹۰ درصدی بار مغذی می‌تواند کیفیت آب را به استانداردهای مورد نظر برساند اما آیا دسترسی به این هدف امکان‌پذیر است؟

 

نوشته‌های روی کاغذ، اجرایی نمی‌شود

یک کارشناس که نخواست نامش فاش شود در گفت‌وگو با «هفت صبح» کنترل تغذیه‌گرایی به میزان ۹۰ درصد را بسیار هزینه‌بر توصیف می‌کند و بر این باور است که این موضوع خیلی راحت کنترل نمی‌شود. زیرا در شرایط ایران منابع عامل تغذیه گرایی به صورت پراکنده و غیر نطقه‌ای هستند، بنابراین کنترل آنها سخت است. باید با تک تک کشاورزان بالادست صحبت کنید، زه‌آب را مدیریت کنید، شرایط فرسایش را کنترل کنید؛ همه این موارد روی کاغذ می‌آید اما عملیاتی شدن آن امکان‌پذیر نیست.

او درباره امکان تامین کیفیت آب برای شرب توضیح می‌دهد که همه این موارد بستگی به شدت تغذیه‌گرایی و غلظت فسفر و جلبک دارد. اگر این عوامل لب مرز باشد با اجرای روش‌های بالادست تا حدی قابل کنترل است و با کارهایی که در مخزن انجام می‌شود و به کمک چرخه حیات آبزیان، ممکن است بتوان عوامل را به حد استاندارد رساند اما در یک سدی مثل سد ژاوه، تغذیه گرایی به حدی بالاست که نمی‌توان آن را آبگیری کرد.

 

باز هم مایه عبرت سایر کشورها می‌شویم؟

تامین کیفیت آب مخزن سد ماندگان به اجرای پروژه‌های علاج بخشی گره خورده است اما ایران در اجرای چنین پروژه‌هایی چندان خوش سابقه نیست! سد گتوند که به کارخانه شورابه سازی شهرت یافته پس از آبگیری با صرف هزینه‌های بالا درگیر اجرای پروژه‌های علاج بخشی برای جلوگیری از انحلال بیشتر نمک شد. تلاش شد پتویی رسی در مخزن سد ایجاد شود تا از انحلال بیشتر نمک در آب جلوگیری شود اما این پتو بیش از سه روز دوام نیاورد و پس از ترک خوردن، در مخزن سد فروریخت تا همه امیدها را ناامید کند. امروز هم افتخار سازندگان گتوند این است که مدیریت این سد به الگویی برای دنیا تبدیل شده است! انگار ما قصد داریم با پول نفت سد بسازیم و مایه عبرت سایرین شویم.

وزارت نیرو با چراغ سبز سازمان حفاظت محیط زیست دست به اجرای پروژه‌ای زده است که هیچ بعید نیست در آینده تبدیل به مایه عبرت دیگری برای سایر کشورها شود. آیا همچنان باید بودجه کشور را به اجرای پروژه‎هایی اختصاص دهیم که نه تنها غیر ضروری هستند، بلکه منابع آب ارزشمند ایران را با مشکلات جدی از نظر کیفیت مواجه می‌کنند؟

 

آمارهای شرکت منابع آب ایران

آمارهای شرکت منابع آب ایران تا پنجم بهمن ماه نشان می‌دهد که همچنان ۱۴ سد در مراکز جمعیتی حساس ایران زیر ۱۰ درصد پرشدگی دارند و درصد پرشدگی برخی سدهای تهران نسبت به آمارهای ارائه شده در آذرماه با یک درصد کاهش روبه‌رو شده است. انوش اسفندیاری عضو اندیشکده تدبیر آب امیدوار است با ادامه بارندگی‌ها، این کمبودها جبران شود. او کاهش جمعیت با توجه به ظرفیت طبیعی شهرها را یکی از راهکارهای بلند مدت برای مسئله مدیریت منابع آب در ایران معرفی می‌کند.

ظرفیت زیستی در ایران، مهمترین مسئله‌ای است که در سیاستگذاری‌های جمعیتی و استقرار شهرها به آن توجهی نشده و حالا آثار این بی‌توجهی را به وضوح می‌توان در کشور مشاهده کرد. درباره ظرفیت زیستی این سرزمین، اختلاف نظر کارشناسی بسیار است. برخی حداکثر گنجایش پذیرش جمعیت در ایران را ۴۰ میلیون نفر و گروهی دیگر تا سقف ۲۰۰ میلیون نفر می‌دانند

اما آنچه مسلم است، آن است که بسیاری از تمدن‌های بزرگ دنیا در کنار رودخانه‌های عظیم شکل گرفته‌اند اما تهران که تقریبا هشت درصد جمعیت ایران را در خود جای داده، در کنار باریکه‌های آب درکه، دربند و فرحزاد بنا شده که نیازهای یک جمعیت روستایی را هم تامین نمی‌کند و سیاستگذاران را مجبور می‌کند که چشم به آب‌هایی در خارج از حوضه آبریز تهران داشته باشند. این روزها که آسمان بخیل شده و تعداد فصول کاهش یافته، بارش برف در بسیاری از نقاط به خاطره تبدیل شده و سرعت بارش باران زیاد و زمان آن کم شده است، اهمیت توجه به ظرفیت واقعی زیستی ایران بیش از گذشته خود را نشان می‌دهد.

 

  بحران در سدهای تهران

آمارهای شرکت مدیریت منابع آب ایران درباره ذخایر سدهای شرب-کشاورزی تا پنجم بهمن امسال نشان می‌دهد که همچنان ذخایر پشت ۱۴ سد کشور زیر ۱۰ درصد است. این سدها در نقاط مهم از نظر جمعیتی و کشاورزی قرار دارند. سدهای استان تهران و البرز، اصفهان و خراسان رضوی زیر ۱۰ درصد آب دارند و سفیدرود گیلان هم به‌عنوان یکی از قطب‌های مهم تولید برنج، فقط ۱۰ درصد پر شده است.

نکته حائز اهمیت این است که در سدهای پایتخت با وجود بارش برف و باران از آذر ماه تاکنون، شاهد افت یک درصدی پرشدگی هستیم و این یعنی میزان مصرف آب در این محدوده از ورودی آب بیشتر بوده است. بر اساس این آمار در بهمن ماه سدهای امیرکبیر، لار، لتیان – ماملو به ترتیب سه درصد، یک درصد و هفت درصد پرشدگی دارند، در حالی که منابع آب سد لار پس از یک ماه بارش دست نخورده باقی مانده و امیرکبیر و لتیان- ماملو هم که در آذرماه به ترتیب چهار و هشت درصد پرشدگی داشتند، منابع آبشان کاهش یافته و ذخایر خود را از دست داده‌اند. به این ترتیب آیا باید نگران تامین آب مراکز جمعیتی مهم کشور بود؟ آیا در چنین شرایطی می‌توان به تامین حقابه محیط زیست امیدوار بود؟

 

  امیدی به تامین حقابه محیط زیست نیست

انوش اسفندیاری، عضو اندیشکده تدبیر آب ایران در گفت‌وگو با هفت صبح با توجه به اولویت‌های سیاستگذاران برای تامین نیاز شرب و کشاورزی، بر این باور است که خیلی نمی‌توان به تامین حقابه محیط زیست امیدوار بود. اگرچه قوانین اصلاح شده و اولویت تامین آب محیط زیست به اولویت دوم ارتقا یافته اما او بر این باور است که این اولویت رعایت نمی‌شود و در شرایطی که سدهای مراکز مهم جمعیتی زیر ۱۰ درصد پرشدگی دارند، محیط زیست فراموش می‌شود.

البته او می‌گوید که بارش‌ها به صورت سیلاب تا حدودی به شکل ناخواسته جبران نیازهای محیط زیست را خواهد کرد و سهم محیط زیست از منابع آب را بالا می‌برد اما تخصیص این سهم، به‌صورت برنامه‌ریزی شده نیست.

 

مولفه‌هایی که کمتر به آن توجه می‌شود

عضو اندیشکده تدبیر آب که امیدوار است بارش‌های آتی بتواند پرشدگی سدهای دارای مشکل را جبران کند، به مولفه‌هایی اشاره می‌کند که اهمیت آنها از بارش کمتر نیست و تمام شهرهای بزرگ ما هم به دلیل دچار بودن به این چهار مشکل اصلی، نیازمند اصلاحات و تغییر رویه هستند. او می‌گوید که در مناطق شهری در حالی از آب زیرزمینی برای آبیاری فضای سبز استفاده می‌شود که باید این منابع برای جلوگیری از فرونشست حفظ شوند.

مهمترین شهر در این رابطه هم تهران است که تلاش‌هایی برای کنترل برداشت آب از منابع آب زیرزمینی با هدف تامین نیازهای فضای سبز آن انجام شده است. قرار بود که بخشی از چاه‌های دارای قابلیت شرب، صرف تامین نیازهای این بخش شود اما بقیه چاه‌ها با هدف مقابله با فرونشست مسدود شوند. در این رابطه همه چانه‌زنی‌ها انجام شده ولی بر سر قیمت به توافق نرسیدند.

 

افت کیفیت آب با کاهش فشار

اسفندیاری دومین مشکل کلانشهرهای ایران را تلفات بالا در شبکه توزیع و مسئله آب به حساب نیامده می‌داند. به دلیل همین تلفات، مدیران بخش آب فشار شبکه را تغییر می‌دهند تا میزان تلفات ناشی از شبکه فرسوده را کاهش داده و از سوی دیگر مصرف را هم مدیریت کنند اما این راه‌حل اصولی نیست؛ زیرا مردم را مجبور به استفاده از پمپ و مخزن می‌کند. از آنجا که به هر حال سیستم توزیع ما نشتی دارد، فشار منفی ایجاد شده ناشی از پمپ‌های خانگی باعث می‌شود که آلودگی وارد شبکه شده و روی کیفیت اثر بگذارد.

همین‌طور قطع و وصل کردن آب سبب می‌شود باکتری‌های موجود در آب راکد لوله‌ خانه‌های بدون سکنه مجددا وارد شبکه شود. در واقع این سیاست کیفیت آب را نشانه رفته است. این عضو اندیشکده تدبیر آب نبود کنتورهای فرعی برای محاسبه مصرف دقیق هر خانوار و متوسط گیری مصرف در مجتمع‌های مسکونی را عاملی معرفی می‌کند که کارآمدی سیاست‌های مدیریت مصرف را زیر سوال می‌برد.او اتکا به سیاست‌های انتقال آب را به دلیل وجود مشکل در سه مورد اول، سیاست راهگشایی نمی‌داند و معتقد است که باید برنامه‌های مرتبط با کنترل ظرفیت شهری با توجه به ظرفیت طبیعی منطقه در دراز مدت در دستور کار قرار گیرد.

دیدگاهتان را بنویسید