به گزارش سرمایه فردا، سال ۹۹ برای بسیاری از فعالان بازارهای مالی، نقطه عطفی بود. کسانی که شناخت کافی از بازار داشتند، توانستند با سودهای فوقالعاده از بازار خارج شوند و زندگی خود را متحول کنند. اما در مقابل، مبتدیانی که بدون شناخت وارد بازار شدند، تجربهای متفاوت داشتند. این وضعیت شباهت زیادی به شرایط فعلی بازار طلا دارد؛ بازاری که به نظر میرسد تنها با داشتن اطلاعات خاص یا همان “رانت جنگ” توجیهپذیر است.
رشد طلا؛ عوامل سیاسی یا اقتصادی؟
رشد قیمت طلا در دو سال اخیر و بهویژه در چند ماه گذشته، بیشتر تحت تأثیر تنشهای سیاسی و خبرهای جنگ بوده است تا عوامل اقتصادی. طلایی که با دلار ۴۰ هزار تومانی وارد شده، اکنون در بازار به فروش میرسد و این رشد قیمتی، برای بسیاری از سرمایهگذاران توجیه اقتصادی ندارد. حتی توصیه رئیس بانک مرکزی برای تبدیل پول به طلا، همزمان با سیاستهای مشابه در کشورهای دیگر، جای تأمل دارد.
نفت و طلا؛ دو روی یک سکه
به نظر میرسد که برای سیاستگذاران، فروش نفت همچنان اولویت اصلی است. اگر فروش نفت بهبود یابد، احتمالاً بازار طلا نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت و روند فعلی تغییر خواهد کرد. این ارتباط نشان میدهد که بازار طلا در ایران، بیش از آنکه به عوامل اقتصادی وابسته باشد، تحت تأثیر سیاستهای کلان و شرایط بینالمللی است.
ریسکپذیری در بازارهای مالی
بازارهای پولی و مالی همواره با ریسک همراه هستند. کسی که وارد این بازارها میشود، باید بداند که پذیرش ریسک بخشی از این بازی است. اگر سود کند، نتیجه ریسکپذیری خود را میبیند و اگر ضرر کند، باید مسئولیت تصمیمات خود را بپذیرد. این اصل ساده اما مهم، اساس فعالیت در بازارهای مالی است.
تصمیمگیری در شرایط تنش
برای کسانی که معتقدند تنشهای سیاسی و احتمال جنگ افزایش مییابد، خرید طلا میتواند گزینهای منطقی باشد. اما برای دیگران، تقسیم سرمایه بین طلا، سهام و صندوقهای ثابت، راهکاری متعادلتر به نظر میرسد. در نهایت، تصمیمگیری در این بازارها نیازمند تحلیل دقیق و پذیرش ریسک است.