بازار در سه‌راهی سیاست؛ توافق، تنش یا درگیری؟

بازار در سه‌راهی سیاست؛ توافق، تنش یا درگیری؟

در شرایطی که بازارهای مالی ایران زیر سایه ابهام‌های سیاسی حرکت می‌کنند، تحلیلگران معتقدند مسیر آینده بازارها نه در اقتصاد، بلکه در سیاست رقم می‌خورد. از توافق تا درگیری، هر سناریو اثر متفاوتی بر دلار، طلا و بورس خواهد داشت.

به گزارش سرمایه فردا، پویان مظفری، کارشناس بازارهای مالی، می‌گوید بازارها بیش از هر زمان دیگری به ریسک سیاسی حساس شده‌اند. او سه سناریوی اصلی پیش‌روی اقتصاد ایران را بررسی می‌کند و توضیح می‌دهد چرا سرمایه‌گذار باید به‌جای پیش‌بینی سیاست، ترکیب دارایی منطقی بچیند.

در روزهایی که بازارهای مالی ایران زیر سایه سنگین ابهام‌های سیاسی حرکت می‌کنند، تحلیل آینده بازارها بیش از هر زمان دیگری به سناریوهای ژئوپلیتیک گره خورده است. پویان مظفری، کارشناس بازارهای مالی، در گفت‌وگویی مفصل سه مسیر احتمالی پیش‌روی اقتصاد ایران را بررسی می‌کند: توافق، عدم توافق و سناریوی درگیری. او معتقد است که برخلاف تصور عمومی، پاسخ به این پرسش که «بازارها به کدام سمت می‌روند؟» پیچیده نیست؛ آنچه پیچیده است خودِ سیاست است، نه واکنش بازار.

 

سهام ریالی و شرکت‌های افزایش‌نرخی

به گفته او، اگر ایران به یک توافق—حتی حداقلی—برسد، نخستین واکنش بازار، رشد جدی بورس خواهد بود. صنایع بزرگ و دلاری که طی ماه‌های گذشته رالی قابل‌توجهی را تجربه کرده‌اند، احتمالاً در کوتاه‌مدت همچنان پیشتاز خواهند بود. اما نکته مهمی که بسیاری از فعالان بازار نادیده می‌گیرند، فشار بر نرخ ارز رسمی و غیررسمی است. با باز شدن مسیرهای صادراتی و افزایش عرضه ارز در سامانه‌های رسمی، احتمال کاهش نرخ دلار—حداقل در کوتاه‌مدت—کاملاً جدی است. مظفری تأکید می‌کند که در چنین شرایطی، پیش‌بینی دلار ۱۸۰ یا ۲۰۰ هزار تومانی برای سال آینده «غیرمنطقی» است.

او معتقد است پس از یک دوره کوتاه رشد در سهام دلاری، بازار به‌تدریج به سمت سهام ریالی و شرکت‌های افزایش‌نرخی می‌چرخد؛ جایی که رشد سودآوری از مسیر افزایش قیمت محصولات داخلی اتفاق می‌افتد، نه از مسیر دلار.

اما اگر سناریوی دوم یعنی ادامه وضعیت فعلی و تداوم تنش‌ها بدون توافق رخ دهد، بازار ارز همچنان در سطحی بالا باقی می‌ماند. مظفری می‌گوید: «دلار امروز گران است، اما این گرانی فقط حاصل اقتصاد نیست؛ حاصل ریسک سیاسی است.» او توضیح می‌دهد که حجم نقدینگی کشور از کل صادرات نفتی و غیرنفتی فراتر رفته و این وضعیت نمی‌تواند پایدار بماند. بنابراین اگر ریسک‌های سیاسی کاهش یابد، بازار ارز و طلا با افت سنگین مواجه خواهند شد و بورس نسبت به بازارهای موازی تقویت می‌شود.

اما سناریوی سوم، یعنی درگیری نظامی، پیچیده‌ترین و غیرقابل‌پیش‌بینی‌ترین حالت است. مظفری یادآوری می‌کند که در دوره‌های مشابه، بازارها عملاً از کار می‌افتند: صندوق‌های طلا با اسپردهای سنگین معامله می‌شوند، تتر در صرافی‌ها قفل می‌شود و بورس با افت‌های ۳۰ تا ۴۰ درصدی مواجه می‌شود. او تأکید می‌کند که در چنین شرایطی، هیچ تحلیلی قابل اتکا نیست، زیرا شدت و نوع درگیری می‌تواند صدها مسیر متفاوت ایجاد کند. با این حال، تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد که پس از شوک اولیه، بازارها به‌تدریج خود را با شرایط جدید وفق می‌دهند.

مظفری در بخش دیگری از تحلیل خود به یک نکته کلیدی اشاره می‌کند: فعال بازار سرمایه نباید اسیر پیش‌بینی‌های سیاسی شود. او می‌گوید: «بازار سرمایه نمی‌تواند سیاست را پیش‌بینی کند. تنها کاری که می‌تواند انجام دهد، چیدن یک ترکیب دارایی منطقی است.» از نظر او، ترکیب بهینه امروز شامل ۱۰ تا ۱۵ درصد درآمد ثابت برای جابه‌جایی بین بازارها، ۱۵ تا ۲۰ درصد طلا به‌عنوان سپر ریسک، و بخش عمده سرمایه در سهام است. او تأکید می‌کند که با وجود گرانی طلا، نگهداری بخشی از آن منطقی است، زیرا احتمال وقوع سناریوهای پرریسک همچنان وجود دارد.

در نهایت، او توصیه می‌کند که سرمایه‌گذاران به‌جای تمرکز بر پیش‌بینی سناریوهای سیاسی، بر ارزش‌گذاری، ارزندگی دارایی‌ها و مدیریت ریسک تمرکز کنند. به باور او، سهام امروز ارزان‌تر از طلاست و در میان‌مدت پتانسیل رشد بیشتری دارد، اما طلا نیز به‌عنوان بیمه‌نامه پرریسک‌ها باید در سبد باقی بماند.

دیدگاهتان را بنویسید