#داغ های خبری
دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵

سفره ایرانی کوچک‌تر شد

سفره ایرانی کوچک‌تر شد

سفره مردم کوچک‌تر شده، غذاها بی‌روغن‌تر و بی‌تخم‌مرغ‌تر شده‌اند، و نسل آینده ممکن است قربانی سوءتغذیه شود. این هشداری است که نباید نادیده گرفته شود.

سفره ایرانی کوچک‌تر شد؛ تورم ۴۰۰ درصدی روغن و تخم‌مرغ، بحران کالری در راه است، حتی روغن جامد ۴۳۱ درصد گران شد؛

مرکز آمار ایران در تازه‌ترین گزارش خود، تصویر دقیقی از فاجعه تورم مواد غذایی ارائه داده است. ارقام آنچنان shocking هستند که هر خواننده‌ای را میخکوب می‌کند.

رکورددار تورم در میان خوراکی‌ها، روغن جامد با افزایش ۴۳۱ درصدی است. یعنی قیمتی که یک سال پیش حدود یک واحد بود، امروز به بیش از پنج واحد رسیده است. رتبه دوم به روغن مایع با رشد ۳۵۳ درصدی تعلق دارد. تخم‌مرغ با ۳۴۲ درصد و مرغ با ۲۸۷ درصد در رتبه‌های بعدی قرار گرفته‌اند.

به عبارت ساده، کالاهایی که جزو اساسی‌ترین اقلام سبد غذایی هر خانواده ایرانی هستند، طی یک سال بین ۳ تا ۴.۵ برابر گران شده‌اند.

سود نجومی برای شرکت‌های بزرگ؛ غکورش، غبشهر، سپید و سیمرغ در صدر

این تورم سنگین، روی دیگر سکه هم دارد. شرکت‌های تولیدکننده این محصولات، سودآوری نجومی را تجربه می‌کنند. غکورش (کورش)، غبشهر (بشهر)، سپید و سیمرغ از جمله برندگان اصلی این موج تورمی هستند.

هر درصد افزایش قیمت مواد غذایی، مستقیماً به سود این شرکت‌ها اضافه می‌شود. صورت‌های مالی سه‌ماهه و شش‌ماهه آینده این شرکتها، احتمالاً رشدهای خیره‌کننده‌ای را نسبت به مدت مشابه قبل نشان خواهند داد.

اما چرا؟ ریشه در حذف ارز ۲۸,۵۰۰ تومانی دارد

علت اصلی این جهش تورمی مشخص است: حذف ارز ترجیحی ۲۸,۵۰۰ تومانی. سال‌ها بود که واردات بسیاری از مواد اولیه خوراکی با ارز دولتی و بشدت ارزان انجام می‌شد. با حذف این ارز و جایگزینی آن با نرخ‌های نیمایی و آزاد، هزینه تمام شده مواد اولیه جهش کرد و این جهش به سرعت به قیمت مصرف‌کننده منتقل شد.

نکته مهم اما این است که امکان تکرار این جهش با این شدت، بسیار پایین است. حذف ارز ۲۸,۵۰۰ یک اتفاق یک‌باره بود و تا زمانی که ساختار ارزی کشور دچار تحول اساسی دیگری نشود، شاهد تورم ۴۰۰ درصدی دیگر در مواد غذایی نخواهیم بود. اما همین یک بار هم برای سفره مردم کافی بود.

بحران کالری و پروتئین؛ وقتی سبد غذایی ۱۲۰ درصد گران می‌شود، اما دستمزد فقط ۶۰ درصد

بعد اجتماعی این قضیه، بسیار تلخ‌تر از تحلیل اقتصادی آن است. فرض کنید یک سبد حداقلی از کالری و پروتئین مورد نیاز یک فرد را در نظر بگیریم: ۳۵ درصد نان، ۲۵ درصد حبوبات، ۲۰ درصد تخم‌مرغ، ۱۰ درصد برنج و ۱۰ درصد روغن.

قیمت این سبد حداقلی طی یک سال ۱۲۰ درصد افزایش یافته است. یعنی خانواده‌ای که ماهی یک میلیون تومان برای تأمین حداقل نیازهای پروتئینی و کالری خود هزینه می‌کرد، امروز باید ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بپردازد.

در مقابل، میانگین دستمزد خانوار (شامل افزایش حقوق سالانه، اضافه کار و مزایا) در بهترین حالت، حداکثر ۶۰ درصد رشد را تجربه کرده است. در بسیاری از مشاغل غیررسمی و آزاد، این رشد حتی به ۳۰ یا ۴۰ درصد هم نمی‌رسد.

نتیجه؛ فقر پروتئینی در راه است

وقتی قیمت کالری ۱۲۰ درصد رشد می‌کند و درآمد ۶۰ درصد، یعنی توان خرید مردم برای تأمین همین نیازهای اولیه، به نصف کاهش یافته است. یک خانواده مجبور می‌شود به جای ۲۰ درصد تخم‌مرغ، شاید ۱۰ درصد مصرف کند. به جای ۱۰ درصد روغن، شاید ۵ درصد.

این یعنی بحران کالری و پروتئین برای دهک‌های پایین و حتی متوسط جامعه. کمبود مصرف پروتئین و چربی‌های ضروری، در میان‌مدت و بلندمدت، خود را به صورت سوءتغذیه، کاهش بهره‌وری نیروی کار، افزایش هزینه‌های درمان و تضعیف سلامت عمومی نشان خواهد داد.

افزایش نرخ روغن و تخم‌مرغ، فقط یک آمار اقتصادی نیست. این اعداد، ترجمه زبانی ساده دارند: سفره مردم کوچک‌تر شده، غذاها بی‌روغن‌تر و بی‌تخم‌مرغ‌تر شده‌اند، و نسل آینده ممکن است قربانی سوءتغذیه شود. این هشداری است که نباید نادیده گرفته شود.

دیدگاهتان را بنویسید