مهار نشتی سد لار، تکمیل خط انتقال طالقان و ایجاد شبکه عظیم تصفیهخانههای پساب، قطعات پازلی هستند که قرار است چهره پایتخت را در برابر خشکسالی مقاوم کنند.
به گزارش سرمایه فردا، برای کلانشهری که روزانه بیش از ۳ میلیون متر مکعب آب میبلعد، هر قطره حکایتی از بقا و فنا است. تهران، این شهر بیقرار که بر دامنههای جنوبی البرز جا خوش کرده، سالهاست که بیش از توان سرزمینش رشد کرده است. امروز دیگر قناتهای قدیمی مثل «مهرگرد» و «شاه» کفاف ساختمانهای سر به فلک کشیده را نمیدهند و پایتخت برای تامین جرعهای آب، چنگال خود را به کیلومترها دورتر در دل کوههای طالقان و هراز انداخته است. در این میان، گزارشهای اخیرمنتشر شده از وضعیت سدهای تهران و بودجههای کلانی که مدیریت شهری برای نجات فضای سبز و آب شرب تصویب کرده، نشان از یک نبرد تمامعیار دارد؛ نبردی برای جلوگیری از فرا رسیدن روزی که در شیرهای آب تهران، تنها هوا باقی بماند.
داستان تامین آب تهران را باید در دو پرده دید. پرده اول، دوران قناتها بود؛ زمانی که تهران با چند صد هزار نفر جمعیت، از سفرههای زیرزمینی تغذیه میکرد. اما با آغاز دهه ۳۰ و انفجار جمعیت، مهندسان وقت به این نتیجه رسیدند که «رگهای زمین» دیگر خونی برای پمپاژ ندارند. پرده دوم با افتتاح سد کرج در سال ۱۳۴۰ آغاز شد. این اولین باری بود که آب از حوضهای دیگر به تهران منتقل میشد. پس از آن سد لتیان (۱۳۴۶)، سد لار (۱۳۶۱)، سد ماملو و در نهایت سد طالقان به این زنجیره پیوستند. سیاست «تامین آب به هر قیمت» باعث شد که تهران به جای اصلاح الگوی مصرف، مدام به دنبال منابع جدید باشد. هر بار که بحران جدی شد، سدی جدید ساخته شد یا تونلی طویلتر حفر گردید. اما حالا به نقطهای رسیدهایم که دیگر کوهی برای سد کردن و رودی برای منحرف کردن باقی نمانده است.
در همین راستا، مدیریت شهری تهران با درک این فوریت، در بودجه سال ۱۴۰۴ مبلغ هزار میلیارد تومان را تنها به تکمیل خط انتقال آب از طالقان به تهران اختصاص داد و در نهایت خط انتقال آب از طالقان به تهران چند ماه قبل به بهرهبرداری رسید. با این حال به گفته مسئولان، سد طالقان که همیشه به عنوان بزرگترین و حیاتیترین منبع تامین آب تهران شناخته میشد، این روزها در وضعیت قرمز قرار دارد. گزارشهای فنی حاکی از آن است که روند کاهش حجم ذخیره این سد در ماههای اخیر شدت گرفته است. خشکسالیهای پیاپی و تغییر الگوی بارش از برف به باران، باعث شده تا ذخایر استراتژیک این سد به شدت افت کند. به بیانی به نظر میرسد به زودی دیگر سد «طالقان» هم نتواند آبی به تهرانیها بدهد. موضوعی که از همین الان مسئولان را به تکاپو انداخته تا جایگزینی برای پایتخت پیدا کنند!
در این شرایط بحرانی اما، آب سدها به شکل عجیبی هدر میرود. یکی از عجیبترین و در عین حال تلخترین واقعیتهای مهندسی در ایران، وضعیت سد لار است. این سد که در یکی از پربارانترین مناطق قرار دارد، به دلیل بافت زمینشناسی «کارست» (آهکی)، سالهاست که دچار نشتی عظیم است. آبی که باید پشت سد بماند، از زیر پی سد فرار کرده و به حوضه دیگری میریزد. سالها بود که این ۱۶۵ میلیون مترمکعب آب گرانبها (که معادل حجم چندین سد کوچک است) به هدر میرفت. مهدی پیرهادی، رئیس کمیسیون سلامت و محیط زیست شورای شهر تهران، در گزارش اخیر خود بر این نکته دست گذاشت که مدیریت شهری دوره ششم، تامین آب را از اولویتهای اصلی خود قرار داده است. در حقیقت طبق بودجهبندیهای انجام شده، مقرر شده است که با اختصاص ۳ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۵ آب هدر رفت لار را به تهران منتقل کنیم و بخشی از بحران آب را مدیریت کنیم.
پیرهادی با بیان اینکه هزار میلیارد تومان نیز به انتقال آب از سد طالقان در سال ۱۴۰۴ اختصاص یافت، گفته که؛ خط انتقال آب از طالقان به تهران به اتمام رسید و قسمتی از خط انتقال نشتی آب از سد لار نیز امسال صورت گرفت و با بودجهای که در سال آینده در نظر گرفتهایم، به نظر میرسد تا اواسط سال ۱۴۰۶ نشتی سد لار با حجم ۱۶۵ میلیون متر مکعب به تهران برسد. به گفته وی اگر این اقدامات در سنوات و دهههای گذشته انجام میشد ما امروز شاهد این حجم از بحران در شهر تهران نبودیم.
همانطور که گفته شد، هدفگذاری مدیریت شهری و وزارت نیرو این است که تا اواسط سال ۱۴۰۶، این آب که دهههاست از دست میرود، سرانجام در لولههای پایتخت جاری شود. پیرهادی با نگاهی انتقادی به گذشته یادآور میشود که اگر این اقدامات در دهههای گذشته، زمانی که هزینههای ساخت و ساز و بحران آب به این شدت نبود، انجام میشد، امروز پایتختنشینان با چنین اضطرابی به آسمان نگاه نمیکردند. این ۱۶۵ میلیون مترمکعب میتواند تراز آبی تهران را از وضعیت بحرانی به وضعیت پایدار متمایل کند. اما اینکه این طرح تا چه حد قابل اجرا خواهد بود سوالی است که برای پاسخ به آن باید تا سال ۱۴۰۶ منتظر بمانیم!
کمبود آب اما فقط زندگی تهرانیها را تحت تاثیر قرار نداده بلکه آبیاری درختان و فضای سبز را هم با مشکلات عدیدهای مواجه کرده است. موضوعی که در دنیا تلاش میشود تا با احداث تصفیه خانهها و استفاده از آبهای پسماند و فاضلاب فضای سبز را آبیاری کرده و از مرگ آنها جلوگیری کنند. شاید برای همین باشد که یکی از نقاط عطف گزارش رئیس کمیسیون سلامت شورا، بحث تصفیهخانههاست. به طور سنتی، احداث تصفیهخانههای فاضلاب وظیفه ذاتی وزارت نیرو و شرکت آب و فاضلاب است. اما واقعیتهای اقتصادی نشان داد که مجموعه آبفا شرایط مالی لازم برای احداث سریع این زیرساختها را ندارد. برای همین شهرداری تهران برای احداث این تصفیه خانهها رقمی معادل ۱۰ هزار میلیارد تومان (۱۰ همت) را برای سال آینده پیشبینی کرده است. در این میان از میان هشت تصفیهخانهای که باید با نظارت آبفا ساخته شود، چهار مورد (فیروزبهرام، اکباتان، شهید محلاتی و…) در اولویت قرار گرفتهاند. آنهم با هدف «جداسازی آب شرب از آب فضای سبز» چرا که تهران دیگر نمیتواند اجازه دهد درختانش با آبی سیراب شوند که مردم برای خوردن آن با کمبود مواجهاند.
اما این تصفیهخانهها قرار است کجاها ایجاد شوند؟ پیرهادی در گزارش خود به ساخت چهار تصفیهخانه تخصصی در بزرگترین لکههای سبز تهران یعنی «خرگوشدره»، «غرب دریاچه چیتگر»، «بوستان جنگلی لویزان» و «سرخهحصار» اشاره کرده است. این تصفیهخانههای لوکال (محلی) باعث میشوند که فاضلاب تولید شده در مناطق مجاور، بلافاصله تصفیه شده و برای آبیاری همان بوستانها استفاده شود. این یعنی ایجاد یک «چرخه بسته آبی» که وابستگی فضای سبز به مخازن آب زیرزمینی و سدها را به صفر نزدیک میکند. با این اقدام میتوان امیدوار بود که بوستانهای جنگلی پایتخت که در سالهای اخیر به دلیل کمآبی دچار آفتزدگی و خشکی شده بودند، دوباره به دوران طراوت خود بازگردند.
بخش جالب توجه دیگر در برنامهریزیهای جدید، هدف قرار دادن مراکز پرمصرف دولتی و نظامی است. مدارس، دانشگاهها و پادگانها به دلیل وسعت و قدیمی بودن سیستمهای لولهکشی، از بزرگترین هدردهندگان آب در تهران هستند. به نظر میرسد شورای شهر با اختصاص هزار میلیارد تومان در بودجه ۱۴۰۵ برای خرید تجهیزات و وسایل کاهنده مصرف (فلاشتانکهای کمحجم، شیرآلات پدالی و سنسوردار)، عملاً به سراغ مدیریت تقاضا رفته باشد. در حقیقت این تفاهمنامه میان شهرداری و ارگانهای مختلف، گامی است برای اینکه صرفهجویی از شعار به ابزارهای فیزیکی تبدیل شود.
اعداد در این گزارش در نوع خود قابل تأمل هستند. مقایسه بودجه سال ۱۴۰۰ با سال جاری شهرداری نشان میدهد که بودجه حوزه آب و محیط زیست از ۳۹ میلیارد تومان به ۱۸ هزار میلیارد تومان (۱۸ همت) رسیده است؛ یعنی افزایشی حدود ۴۶۰ برابری. این جهش خیرهکننده نشاندهنده آن است که مدیریت شهری به این نتیجه رسیده که بحران محیط زیست نه یک موضوع فانتزی، بلکه یک «تهدید امنیتی و زیستی» برای تهران است.و بالاخره اینکه باید به این نکته اشاره کرد که تهران در یک پیچ تاریخی قرار دارد. مهار نشتی سد لار، تکمیل خط انتقال طالقان و ایجاد شبکه عظیم تصفیهخانههای پساب، قطعات پازلی هستند که قرار است چهره پایتخت را در برابر خشکسالی مقاوم کنند. اگرچه هنوز سایه خشکسالی بر سر تهران سنگینی میکند، اما حرکت از سمت «سدسازیهای صرف» به سمت «بهرهوری، مهار نشتی و استفاده از پساب»، شاید بتواند تا حدودی از عطش این ابرشهر را در سالهای سخت پیشرو فرو بنشاند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا