چالش جدی زیست‌بوم ایران

چالش جدی زیست‌بوم ایران

افزایش بی‌رویه جمعیت سگ‌های بلاصاحب در ایران، نه‌تنها تهدیدی برای حیات وحش و سلامت عمومی است، بلکه با مصرف منابع غذایی و آبی انسان، به بحرانی چندوجهی در حوزه محیط زیست، بهداشت و مدیریت منابع تبدیل شده است. در غیاب سیاست‌گذاری منسجم و نهاد متولی، این پدیده به رقابتی نابرابر میان سگ‌ها و دیگر گونه‌های جانوری بدل شده و چرخه هاری را نیز تسریع کرده است.

به گزارش سرمایه فردا، در سال‌های اخیر، منظره سگ‌های بلاصاحب در کوه‌ها، سواحل و حاشیه شهرها به تصویری آشنا در زیست‌بوم ایران بدل شده است. حیواناتی که نه‌تنها از انسان نمی‌گریزند، بلکه با رفتارهای دوستانه و وابسته، به بخشی از زندگی روزمره برخی شهروندان تبدیل شده‌اند. اما پشت این تصویر پرعاطفه، واقعیتی نگران‌کننده پنهان است: رقابت ناعادلانه بر سر منابع، تهدید حیات وحش، مصرف بی‌رویه آب مجازی، و گسترش بیماری‌هایی چون هاری. کارشناسان محیط زیست و دامپزشکی هشدار می‌دهند که در نبود نهاد ناظر و سیاست‌گذاری مشخص، غذادهی بی‌ضابطه به سگ‌های بلاصاحب، به بحرانی چندلایه تبدیل شده که پیامدهای آن از مرگ کاکایی‌ها در ساحل تا افزایش مرگ‌ومیر انسانی ناشی از هاری را دربرمی‌گیرد. این گزارش، نگاهی دارد به ابعاد پنهان و آشکار این بحران خاموش.

جمعیت سگ‌های بلاصاحب در ایران رو به افزایش است. این را حقیقت را می‌توان وقتی صبح زود در کنار ساحل دریا قدم می‌زنید یا برای کوه‌پیمایی به کوه‌های اطراف تهران مراجعه می‌کنید، با گوشت و پوست خود لمس کنید. سگ‌هایی که نه تنها وقتی انسان را می‌بینند فرار نمی‌کنند بلکه اطراف افراد حلقه می‌زنند تا شاید غذایی دریافت کنند. برخی برای این سگ‌ها سفره پهن می‌کنند، گروهی آنها را نوازش می‌کنند و عده‌ای دیگر معتقدند که باید غذای این حیوانات بلاصاحب را شست، در ظرف قرار داد و روبرویشان گذاشت تا درگیر انگل نشوند و زندگی طولانی داشته باشند. همه این اتفاقات در شرایطی رخ می‌دهد که همین دو دهه پیش هیچ خبری از این رفتارها نبود. سگ‌های بلاصاحبی که یله و رها همه محیط‌های شهری و غیر شهری را اشغال کرده‌اند، در کنار ساحل به جان کاکایی‌ها می‌افتند تا سفره مشترکی که برایشان از بقایای گوشت مرغ پهن شده را به تسخیر خود درآورند. افزایش جمعیت این سگ‌های بلاصاحب زمینه حمله سگ‌ها به انسان را هم فراهم کرده و هاری در کشور را توسعه داده است. این روزها حتی روستاییان هم از افزایش جمعیت سگ‌ها گله دارند.

جمعیت سگ‌های بلاصاحب، صدرنشین گوشتخواران ایران

هفته گذشته رئیس سازمان دامپزشکی کشور جمعیت سگ‌های بلاصاحب را ۱۰ میلیون قلاده پیش‌بینی کرده و وزارت بهداشت هم تعداد حیوان گزیدگی در ۱۰ ماهه نخست ۱۴۰۳ را ۷۰۰ هزار مورد اعلام کرده است. مجید دریکوند دارنده دکترای تنوع زیستی و کارشناس محیط زیست در گفت‌وگو با «هفت صبح» بر این باور است که اگر فقط ۱۰ درصد جمعیت سگ‌های کشور به انسان حمله کرده باشند، با توجه به آمارهای وزارت بهداشت نزدیک به پنج میلیون قلاده سگ در کشور وجود دارد.

او که تخمین زدن جمعیت سگ‌های بلاصاحب در کشور را کار بسیار دشواری می‌داند، با در نظر گرفتن میانگین جمعیت اعلام شده از سوی دامپزشکی و تخمین جمعیت حاصل از گزش سگ‌ها، تعداد سگ‌های بلاصاحب ایران را ۶ تا هفت میلیون قلاده اعلام می‌کند.

به گفته این کارشناس محیط زیست ما در هیچ گوشتخواری، جمعیت ۶ میلیونی نداریم. بزرگترین گوشتخوار ایران پلنگ است که جمعیت آن زیر هزار قلاده است. اگر ارزیابی صحیح باشد، بین هزار تا دو هزار قلاده پلنگ در ایران داریم. حتی جمعیت روباه، گرگ یا شغال هم ۶ میلیون نیست. سگ به تنهایی رقیب همه گوشتخواران ایران است. سگ گونه‌ای اهلی است از دست مردم غذا می‌خورد و از انسان نمی‌ترسد اما در طبیعت خرگوش را می‌خورد، به قوچ و میش و کل و بز حمله می‌کند، با گرگ‌های وحشی هیبرید به‌وجود می‌آورد و آسیب‌های زیادی دارد.

۹۰ میلیون لیتر آب، پنهان در غذای سگ‌ها

دریکوند در تحلیل اثرات غذادهی به سگ‌ها، دریچه جدیدی را می‌گشاید و از منظر آب مجازی به تحلیل این پدیده می‌پردازد. به اعتقاد او، اگرچه طرفداران غذادهی معتقدند که ضایعات بخش تولید پروتئین را به سگ‌های بلاصاحب می‌دهند اما این تحلیل‌ها اشتباه است زیرا نه تنها افرادی هستند که مرغ را پخته و به سگ‌ها می‌دهند بلکه غذادهی به سگ‌ها بخش تقاضای مواد پروتئینی را تحریک کرده و منجر به افزایش خرید در این بخش می‌شود. یعنی اگر نیاز روزانه تهران به گوشت مرغ هزار تن باشد، با در نظر گرفتن پدیده غذادهی، این نیاز به روزانه ۱۳۰۰ تن افزایش می‌یابد.

برای تولید هر کیلوگرم گوشت و پروتئین ۱۸ هزار لیتر آب مصرف می‌شود و دریکوند با یک حساب سرانگشتی و لحاظ کردن مصرف سالانه یک کیلوگرم گوشت برای هر سگ بلاصاحب با در نظر گرفتن جمعیت پنج میلیونی این حیوان، به مصرف ۹۰ میلیون لیتر آب مجازی صرفا برای غذادهی به سگ‌های بلاصاحب می‌رسد و این در حالی است که تالاب‌های ایران یکی پس از دیگری خشک شده و برای انتقال آب خلیج فارس، پروژه‌های کلان با ۱۲ ایستگاه پمپاژ اجرا می‌شود.

او از زاویه‌ای دیگر هم به رقابت جمعیت سگ‌های بلاصاحب با حق حیات در ایران می‌پردازد و با در نظر گرفتن جمعیت ۱۳ میلیون نفری تهران، بر این باور است که اگر یک میلیون نفر در پایتخت سگ یا گربه نگه دارند، این حیوان به مثابه یک شهروند آب برای رفع نیازهایش مصرف می‌کند، آن هم در کشوری که در مدیریت منابع آب شکست خورده است.

 

توسعه هاری با افزایش جمعیت سگ‌های بلاصاحب

تاکید دریکوند در غذادهی به حیوانات بلاصاحب استفاده بیش از حد و بی‌تدبیر از منابعی است که این منابع به شدت رو به پایان است اما آیا این تمام ماجرای غذادهی به سگ‌های بلاصاحب است؟

پیام محبی به‌عنوان یک دامپزشک به یک سوی دیگر از ماجرای غذادهی به سگ‌ها اشاره دارد. او به «هفت صبح» می‌گوید: غذادهی به سگ‌ها چرخه هاری در کشور را تسریع می‌کند. هرچه به حیوانات بلاصاحب شهری غذا دهیم، تعدادشان را زیاد کرده و حیوانات دیگر را به خطر می‌اندازیم در واقع حق حیات را از حیوانات دیگر می‌گیریم.

به گفته این دامپزشک، سگ‌ها و همه دام‌های اهلی که توسط انسان برای مزارع ساخته شده‌اند، نباید به صورت آزاد وجود داشته باشند. افراد می‌توانند از این حیوانات در خانه‌های خود نگهداری کنند اما نباید حیوانات اهلی از چارچوب خانه خارج شوند.

او همه حیوانات خونگرم را ناقل هاری معرفی می‌کند اما اگر حیوان دندان داشته باشد، می‌تواند شرایط ابتلای افراد را تشدید کند اما داستان زمانی وحشتناک‌تر می‌شود که بدانیم ویروس هاری بعد از ورود به بذاق سگ به سرعت خود را نشان داده و حیوان بعد از ۱۰ روز می‌میرد اما همین سگ‌های آلوده اگر ویروس را به روباه منتقل کنند، این ویروس در بدن حیوان باقی می‌ماند و به‌عنوان مخزن عمل کرده و هاری را توسعه می‌دهد.

محبی با اشاره به شیوع بیماری هاری در گربه‌های تهران از دو رقمی شدن آمار مرگ و میر انسانی ناشی از هاری خبر می‌دهد در حالی که پیش از این تعداد کشته‌های ناشی از این بیماری تک رقمی بوده است.

اگرچه بارها نسبت به تبعات ناشی از غذادهی به حیوانات بلاصاحب شهری از سوی کارشناسان محیط زیست هشدار داده شده است، اما مسئولان نه تنها چاره‌ای برای حل این مشکل ندارند بلکه یک متولی مشخص برای ساماندهی حیوانات بلاصاحب هم وجود ندارد. اقدامات پراکنده، بلاتکلیفی در مواجه با حیوانات بلاصاحب و رفتارهای افراطی برخی افراد هر روز گره حل مشکل حیوانات بلاصاحب را کورتر می‌کند و گویا هیچ مسئولی نگران کاهش منابع و توسعه هاری در ایران نیست.

 

 

عدم مدیریت پسماند، جمعیت حیواناتی پناه برده به شهر را تغییر می‌دهد

اکثر پارک‌های تهران گربه‌های ضعیف دارند یا مواد غذایی داخل آنها رها شده و سطل زباله هم آشغال دارد و می‌تواند تبدیل به منبع غذایی روباه‌ها شود.

سوتیتر دو: یکی از رزروارهای هاری روباه است. بیماری‌های دیگر مثل هیداتید خوشه‌ای یا خود کیست هیداتید، بیماری‌های انگلی مختلف و … جزء بیماری‌های مشترکی است که روباه‌ها می‌توانند میزبان اصلی آن باشند. این بیماری‌ها علاوه بر اینکه قابل انتقال به انسان است، می‌تواند به بقیه حیوانات شهری هم آسیب بزند.

روباه‌ها که زمانی فقط در قسمت‌های شمالی شهر دیده می‌شدند، این روزها آزادانه در نقاط پرترافیک و شلوغ تهران در حال شکار دیده می‌شوند. کارشناسان فصل حضور این حیوان را محدود به ماه‌های سرد سال می‌دانند و عدم مدیریت پسماند را یکی از دلایلی معرفی می‌کنند که باعث شده جمعیت گونه فرصت‌طلبی مثل روباه توسعه یافته و خطر ابتلا به بیماری‌های مشترک با انسان را افزایش دهد. ضمن آنکه روباه می‌تواند دیگر حیوانات را هم بیمار کند.

تهران دیگر شهر شلوغی نیست که گنجشک‌ها هم از آن فرار می‌کنند و شهرداری با اضافه کردن گونه‌ای مثل بلبل خرما به دنبال افزایش تنوع زیستی آن است. این روزها به لطف عدم مدیریت پسماند روباه‌ها به عضو ثابت این کلانشهر تبدیل شده‌اند. در جریان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه مردمی که در پارک‌ها پناه گرفته بودند، گزارش می‌کردند که تعدادی روباه در پارک‌های قلب تهران دیده‌اند و این یعنی عضو جدیدی در شهر داریم که می‌تواند برایمان مخاطراتی به همراه داشته باشد. روباه‌هایی که در قلب تهران پرجمعیت مشغول شکارند یا در حال پناه گرفتن در داخل ساختمان‌های نیمه ساخته سطح شهر هستند، چرا و چگونه به محله‌هایی مثل هفت تیر، ولیعصر و محدوده خیابان معلم راه یافته‌اند.

 

کمبود غذا، عامل مهاجرت

بهروز بهروزی راد بازنشسته سازمان حفاظت محیط زیست در گفت‌وگو با هفت صبح دلایل مختلفی برای مشاهده روباه در داخل شهر تهران اعلام می‌کند. از کم شدن غذا در طبیعت محل سکونت روباه شامل پارک خجیر یا ارتفاعات شمال گرفته تا سرد شدن هوا پس از بارندگی‌های اخیر که سبب شده حیوان در جستجوی غذا به داخل شهر بیاید، در گروه این دلایل جا می‌گیرند.

بهروزی راد می‌گوید که ریخت و پاش‌های غذایی در تهران زیاد است و در اکثر مناطق تهران افراد یا رستوران‌ها به دلایل مختلف غذای زیادی را رها می‌کنند و روباه‌ها یاد گرفته‌اند که از چه جاهایی غذا پیدا کنند. آنها آموخته‌اند که گربه‌های ضعیف پارک‌ها را شکار کرده و از موش‌ها هم که به وفور در جوی‌های تهران یافت می‌شوند، تغذیه کنند.

به گفته او، اکثر پارک‌های تهران گربه‌های ضعیف دارند یا مواد غذایی داخل آنها رها شده و سطل زباله هم آشغال دارد و می‌تواند تبدیل به منبع غذایی روباه‌ها شود. به این ترتیب، این رفتارهای تغذیه‌ای به تدریج در جمعیت‌های روباه اطراف تهران گسترش می‌یابد.

به اعتقاد این بازنشسته سازمان محیط زیست، روباه‌ها بیشتر در فصل سرد سال و زمانی که غذا در طبیعت یافت نمی‌شود، ناچار می‌شوند که به شهرها بیایند. آنها در شهر لانه‌گزینی نمی‌کنند و اغلب به همان منطقه‌ای که از آن آمده‌اند، باز می‌گردند اما اگر شکارشان طول بکشد، به دلیل ترافیک و شلوغی مجبور می‌شوند که لابه‌لای پوشش گیاهی شهری مثل وسط بلوارها یا قسمت‌هایی از پارک‌ها که انسان‌ها کمتر تردد دارند، مخفی شوند تا شب فرصتی برای بازگشت به محیط اولیه پیدا کنند.

بهروزی راد سال گذشته شاهد حضور سه روباه در پارک قطریه بوده که ساعت چهار صبح معمولا گربه‌ها را شکار کرده یا مواد غذایی سطل آشغال‌ها را مورد استفاده قرار می‌دادند و بعد با عبور از یک دیوار دو متری، لابه‌لای پوشش گیاهی زمین مجاور پارک مخفی می‌شده‌اند. این سه روباه در فصل بهار منطقه را ترک می‌کنند.

 

توسعه روباه‌ها به دلیل نبود مدیریت پسماند

حضور گسترده روباه در سطح شهر تهران چه مخاطراتی برای شهروندان می‌تواند ایجاد کند؟ ایمان معماریان دامپزشک در این رابطه به هفت صبح می‌گوید: توسعه جمعیت روباه‌ها در شهر متعاقب مشکل مدیریت پسماند است. دسترسی به منابع غذایی انسانی سبب می‌شود که حیوانات وارد محیط‌های شهری شده و جمعیتشان افزایش یابد. روباه‌ها گونه‌های فرصت طلبی هستند و هر وقت شرایط غذایی مناسب باشد، مثل خیلی از بندپایان، حشرات و حتی کلاغ و زاغی جمعیتشان به بیش از ظرفیت بردشان می‌رسد و وارد محیط‌های شهری می‌شوند. این مسئله می‌تواند مخاطرات جدی برای شهروندان از نظر بیماری‌های مشترک ایجاد کند.

به گفته معماریان مدیریت شهری حتما باید برای مدیریت پسماند برنامه داشته باشد یعنی باید باقیمانده مواد غذایی انسانی در اختیار هیچ حیوانی قرار نگیرد و پسماند درست مدیریت شود تا روباه‌ها به سطح شهر نیایند. ضمن اینکه در شهرها علاوه بر اینکه پسماند درست مدیریت نمی‌شود، یکسری افراد به اسم کمک و غذارسانی، زباله‌های خود را در محیط شهری رها می‌کنند و این رفتار، وضعیت را بدتر می‌کند.

شکار گربه و موش منابع گسترده‌تری در اختیار روباه‌ها قرار می‌دهد و این موضوع قطعا مدیریت جمعیت حیوانی مثل روباه را با مشکلات بیشتری روبرو می‌کند اما معماریان بر این باور است که گربه‌ها و موش‌ها غذای اصلی روباه نیستند و خود این حیوانات هم به خاطر مدیریت نامناسب پسماند، جمعیتشان رو به افزایش است. پس شاه کلید مسئله، مدیریت پسماند است و تا پسماند رها باشد، کنترل جمعیت گونه‌های مختلف امکان‌پذیر نیست و دور کردن حیوانات از شهرها هم دچار مشکل می‌شود.

 

روباه منشا بیماری‌های مشترک

به گفته این دامپزشک، روباه می‌تواند منبع بیماری‌های مشترک باشد. این گونه یکی از رزروارهای (میزبان مخزن به گونه‌ای از جانوران گفته می‌شود که یک عامل بیماری‌زا (مثل ویروس، باکتری یا انگل) را به‌طور طبیعی در بدن خود نگه می‌دارند) بیماری هاری است. ایران سومین کشور از نظر تلفات گاز گرفته شدن توسط سگ‌های هار است و یکی از رزروارهای هاری هم روباه است. بیماری‌های دیگر مثل هیداتید خوشه‌ای یا خود کیست هیداتید، بیماری‌های انگلی مختلف و … جزء بیماری‌های مشترکی است که روباه‌ها می‌توانند میزبان اصلی آن باشند. این بیماری‌ها علاوه بر اینکه قابل انتقال به انسان است، می‌تواند به بقیه حیوانات شهری هم آسیب بزند.

معماریان تاکید می‌کند که باید افرادی که در معرض گزش یا خراش ناشی از چنگ زدن روباه قرار می‌گیرند، واکسن هاری و کزاز دریافت کنند. این واکسن به صورت مجانی در مراکز بهداشت زده می‌شود و هزینه خیلی بالایی هم برای واکسیناسیون مجانی هاری در ایران پرداخت می‌شود زیرا تا زمانی که نتوانسته‌اند این بیماری را کنترل کرده و جمعیت حیوانات را ساماندهی کنند، مجبورند که واکسیناسیون رایگان را انجام دهند.

با توجه به اینکه هرگونه گزش یا چنگ روباه می‌تواند مخاطره آمیز باشد و افزایش جمعیت روباه‌ها در شهر احتمال بروز برخورد بین انسان و حیوان را افزایش می‌دهد آیا شهرداری و دیگر متولیان شهری نگران تغییرات جمعیتی حیوانات در تهران و دیگر شهرها هستند یا همچون مسئله افزایش جمعیت سگ‌های بلاصاحب که در حال تبدیل شدن به معضلی لاینحل است، افزایش جمعیت روباه‌ها هم به لیست معضلات لاینحل شهری اضافه خواهد شد؟

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید