دوشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۵

روابط پنهانی عامل قتل شد

روابط پنهانی عامل قتل شد

او از مدت‌ها قبل با زن جوانی به نام صدف که از کارمندان شکوفه هم بود ارتباط عاشقانه برقرار کرده بود و همین مسأله سناریو قتل را پایه‌ریزی کرد.

فروردین سال 1402 خانم مدیر یک شرکت در تهران ناگهان در دفتر محل کار خودش زمین خورد و بیهوش شد. همکاران او که در ابتدا گمان می‌کردند ماجرا در حد یک افت فشار یا افت قند منجر به غش کردن خانم مدیر باشد خیلی سریع اورژانس را خبر کردند. بلافاصله امدادگران اورژانس از راه رسیدند و خانم مدیر جوان به نام شکوفه را به بیمارستان منتقل کردند.اما وخامت حال شکوفه هر لحظه بیشتر می‌شد و سطح هوشیاری او پایین می‌آمد. اقدامات درمانی برای نجات جان زن جوان آغاز شد اما او به حالت اغما رفته و در نهایت جان خود را از دست داد.

مرگ ناگهانی شکوفه همه نزدیکانش را در شوک و ناباوری فرو برد و از سویی کادر درمان گزارش مرگ مشکوک او را در اختیار بازپرس جنایی قرار دادند. به این ترتیب رسیدگی به موضوع در دستور کار تیم جنایی و کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. در همین حال جسد برای تعیین علت تامه فوت با دستور بازپرس پرونده راهی سردخانه پزشکی قانونی شد.

علت مرگ

معاینات و آزمایشات پزشکی قانونی نشان می‌داد که شکوفه بر اثر مصرف سیانور به کام مرگ فرو رفته است.در ادامه تحقیقات یکی از همکاران او که شاهد غش کردنش در محل کار بود در جریان تحقیقات جنایی به ماموران گفت:«خانم مدیر سابقه بیماری نداشت و ما همیشه او را سالم و سرحال می‌دیدیم.روز حادثه او مثل همیشه مشغول کارش بود و اصلا به نظر نمی‌رسید که خطری او را تهدید کند اما ناگهان حالش بد شد.»

در ادامه تحقیقات، همسر شکوفه که از کارمندان همان شرکتی بود که همسرش مدیریت آنجا را بر عهده داشت، تحت بازجویی قرار گرفت و گفت:«همسرم افسردگی شدید داشت و از مدتی قبل بارها حرف از خودکشی زده بود.او می‌گفت که در زندگی هیچ چیز خوشحالش نمی‌کند و برای همین می‌گفت می‌خواهم به زندگی‌ام پایان دهم.روز حادثه من از همکاران شنیدم که حال شکوفه ناگهان بد شده است.او در حال انجام دادن کارش بود و من فکر نمی‌کردم تصمیمش را برای خودکشی در محل کار عملی کند.اما وقتی فهمیدم به دلیل مصرف سیانور فوت کرده است دیگر برایم شکی باقی نماند که او به قصد پایان دادن به زندگی‌اش سیانور مصرف کرده است.»

سرنخ مهم

وقتی پدر شکوفه متوجه ادعاهای داماد خود شد با مراجعه به پلیس اظهارات تازه‌ای را مطرح ساخت که سرنخ مهمی در اختیار ماموران قرار داده شد.او گفت:«شکوفه به خاطر رفتارهای شوهرش رنج زیادی می‌کشید ولی او انگیزه خیلی زیادی برای ادامه زندگی داشت.دخترم عاشق فرزندش بود و موفقیت‌های کاری و پیشرفت‌هایش باعث شده بود که امید به زندگی خوبی داشته باشد.

همکاران و کارمندان دخترم می‌گفتند که روز حادثه هم با جدیت و انرژی مشغول انجام کارش بوده. من باورم نمی‌شود که دخترم در چنین شرایطی ناگهان به فکر خودکشی بیفتد.»این مرد در ادامه گفت:«تنها مشکلی که دخترم داشت این بود که متوجه شده بود شوهرش به او خیانت کرده است. دامادم با زن غریبه‌ای ارتباط داشت و وقتی شکوفه متوجه این موضوع شد با او اختلافات جدی پیدا کردند.»

  اعتراف به قتل

با سرنخ مهمی که پدر مقتول در اختیار ماموران جنایی قرار داد، شوهر شکوفه تحت نظر گرفته شد و مشخص شد که او از مدت‌ها قبل با زن جوانی به نام صدف که از کارمندان شکوفه هم بود ارتباط عاشقانه برقرار کرده است.ارتباط شوهر شکوفه به نام حامد با صدف حتی بعد از مرگ شکوفه هم عمیق‌تر شده و به صورت جدی ادامه داشت.به این ترتیب با این فرضیه که زوج عاشق می‌خواستند شکوفه را از راهشان بردارند تا بتوانند در ارتباط با همدیگر راحت باشند؛ هر دو نفر به عنوان مظنونین پرونده تحت بازجویی قرار گرفتند.

حامد در گام‌های ابتدایی سعی می‌کرد از بیان حقیقت طفره برود اما سرانجام خود را در بن بست اطلاعاتی گرفتار دید و به قتل همسرش با خوراندن سیانور اقرار کرد. او در اعترافات ابتدایی خود در مواجهه با بازپرس جنایی گفت:«از چند سال قبل در شرکتی که همسرم مدیر عامل آنجا بود کار می‌کردم. شکوفه زن مقتدر و موفقی بود اما من بعد از آشنا شدن با صدف دلم را به او باختم.»

متهم ادامه داد:«صدف از کارمندان شرکت بود.وقتی با او آشنا شدم بین ما علاقه شدیدی شکل گرفت.مدتی بعد از آشنایی‌مان بود که شکوفه پی به ارتباط من و صدف برد و از همان موقع اختلافات ما شروع شد.من به او گفته بودم که دیگر علاقه‌ای به او ندارم و می‌خواهم با صدف ازدواج کنم.بعد پیشنهاد کردم که از همدیگر جدا شویم اما شکوفه قبول نمی‌کرد.»

همین سبب شد که اختلافات بین متهم و همسرش هر روز بیشتر شود:«زندگی برایم سخت شده بود و نمی‌دانستم باید چه کنم. برای همین تصمیم گرفتم مقداری سیانور تهیه کنم و با کشتن همسرم او را از سر راه رسیدن به عشقم بردارم. منتظر فرصت مناسبی بودم تا بتوانم سیانور را به شکوفه بخورانم تا اینکه روز حادثه دیدم که شکوفه از اتاقش بیرون رفته است. می‌دانستم که همسرم هر روز در همین ساعت یک کپسول تقویتی مصرف می‌کند. به سرعت وارد اتاقش شدم و سیانور را داخل کپسول ریختم.ساعتی بعد شکوفه کپسول را خورد و دقایقی بعد هم حالش به شدت وخیم شد.»

به این ترتیب با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست حامد به قتل عمدی همسرش متهم شد.در حالی که ادله و مستندات به دست آمده نشان می‌داد صدف در ماجرای قتل شکوفه نقش داشته، برای او نیز اتهام معاونت در قتل عمدی از طریق اخفای ادله جرم در نظر گرفته شد.سپس پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.

در دادگاه

در ابتدای جلسه رسیدگی تنها فرزند شکوفه به عنوان یکی از اولیای دم از قصاص پدرش اعلام گذشت کرد. در حالی که بعد از قتل شکوفه مادر او نیز فوت کرده، خواهر و برادران شکوفه به عنوان ورثه مادرشان از متهم اعلام شکایت کرده و تقاضای قصاص کردند. همچنین پدر مقتول نیز تقاضای قصاص کرد. سپس متهم برای دفاع از خود پای میز محاکمه ایستاد و این بار در سناریوی جدیدی که مطرح ساخت اتهام خود را انکار کرد و گفت:

«من اتهام قتل همسرم را قبول ندارم و اعترافات قبلی من تحت فشار بود.من و شکوفه به خاطر رابطه من با صدف به اختلافاتی برخوردیم اما همین اواخر با هم به سفر رفتیم و موضوع را حل کردیم.من هیچ انگیزه‌ای برای قتل همسرم نداشتم.»صدف نیز در دفاع از خود اتهام را به کلی منکر شد و گفت:«شکوفه مدیر من بود و مشکلی با او نداشتم.مدتی با حامد در ارتباط بودم اما هیچ چیز از علت مرگ شکوفه نمی‌دانم.»
قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهمان برای صدور رای وارد شور شدند.

دیدگاهتان را بنویسید