حکم تجاوز اعدام شد

حکم تجاوز اعدام شد

وقتی دم در خانه آمدم شهاب به من گفت سوار ماشین بشو تا داخل خودرو با همدیگر حرف بزنیم، اما …

فاطمه شیخ علیزاده: مدتی قبل دختر جوانی به نام پریسا با مراجعه به مراجع قضایی شکایت خود را از دو پسر همسایه‌شان به اتهام تجاوز و آزار و اذیت به ثبت رساند. او ادعا کرد که از سوی دو جوان در جایی واقع در حاشیه شهر مورد تجاوز قرار گرفته است.

پریسا در شرح ابتدایی شکایت خود به مأموران گفت: «من کارگر یک رستوران در مرکز شهر هستم و هر شب دیروقت به خانه برمی‌گردم. خانه‌مان واقع در حاشیه شهر است. من باید تا پایان کار رستوران آنجا بمانم و بعد هم مدتی در مسیر هستم برای همین تا به خانه برسم دیروقت می‌شود.»

او ادامه داد: «من از مدتی قبل با دو پسر جوان همسایه‌مان اختلاف و درگیری داشتم. آنها برای من مزاحمت ایجاد می‌کردند و به بهانه‌های مختلف سر راهم سبز می‌شدند. شماره ‌تلفن همراهم را هم پیدا کرده بودند و با تماس‌های وقت و بی‌وقتشان برای من در محل کارم دردسر درست کرده بودند. به همین خاطر بارها با همدیگر بحثمان شده بود.»

شب حادثه

پریسا در ادامه گزارش شکایت خود درباره شب حادثه گفت: «آن شب مثل همیشه خیلی دیر به خانه رسیدم. داشتم از سر کوچه به سمت خانه‌مان می‌رفتم که آن دو جوان همسایه به نام‌های شهاب و سینا بار دیگر سر راهم آمدند و از من خواستند سوار ماشین شوم. من ابتدا اعتنا نکردم و به راهم ادامه دادم؛

اما شهاب از ماشین پیاده شد و گفت تو بچه‌محل ما هستی و درست نیست این‌طور بین ما کدورت و لجبازی وجود داشته باشد برای همین می‌خواهیم با تو حرف بزنیم تا موضوع را حل کنیم. من هم به او اعتماد کردم و گمان می‌کردم واقعاً نیت خوبی دارد. برای همین گفتم پس صبر کنید به خانه‌مان بروم و کیفم را در خانه بگذارم بعد پایین می‌آیم و با شما حرف می‌زنم. آنها هم قبول کردند.»

شاکی در ادامه گفت: «وقتی دم در خانه آمدم شهاب به من گفت سوار ماشین بشو تا داخل خودرو با همدیگر حرف بزنیم. من گفتم همین‌جا جلوی در خانه‌مان حرفتان را بگویید. اما او گفت اینجا اهالی محل عبور می‌کنند و اگر ما را در حال حرف‌زدن ببیند، ممکن است حرف‌وحدیث درست کنند و برایمان حاشیه‌سازی شود. من هم با اصرار او سوار خودرو شدم. اما ناگهان سینا پایش را روی گاز گذاشت و با سرعت به سمت جاده خروجی شهر رفت. آنها بی‌توجه به التماس‌هایم، من را به‌جای تاریک و خلوتی بردند و هر دو نفر من را مورد تجاوز قرار دادند.»

با طرح این شکایت دستور بازداشت شهاب و سینا صادر شد. سپس پریسا برای انجام معاینات و آزمایش‌های لازم به پزشکی قانونی معرفی شد که در نتیجه بررسی‌ها، آثار به‌جامانده از ارتباط با شهاب روی بدن پریسا تأیید شد.  به‌این‌ترتیب متهمان در شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفتند.

در دادگاه

در ابتدای جلسه رسیدگی پریسا بار دیگر شکایت خود را مطرح کرد. سپس شهاب پای میز محاکمه رفت و در دفاع از خود گفت: «پریسا دروغ می‌گوید و ما هیچ خصومتی با او نداشتیم. رابطه ما با هم خیلی خوب بود و شب حادثه به خواست خودش سوار ماشین شد و با من ارتباط برقرار کرد. من اتهامم را قبول ندارم.»

سینا نیز با رد اتهام خود در دفاع گفت: «من آن شب به خواسته شهاب با ماشین دنبالش رفتم و قرار شد همراه پریسا گشتی بزنیم. اتهامم را قبول ندارم و بعد از اینکه او چنین شکایتی از ما مطرح کرد من استشهاد محلی جمع کردم که همه اهالی سرشناس محله‌مان تأیید کردند که من و شهاب جوان‌های سربه‌زیری هستیم و هرگز برای کسی ایجاد مزاحمت نکردیم.»

متهمان استشهاد محلی را به دادگاه ارائه کردند؛ اما قضات دادگاه برابر ادله و مستندات موجود در پرونده شهاب را به اعدام و سینا را به تحمل ۹۹ ضربه شلاق محکوم کردند.

پریسا به‌حکم صادر شده اعتراض کرد و اعتقاد داشت که سینا نیز درخور اشد مجازات است. با شکایت شاکی، پرونده بار دیگر در شعبه سوم دادگاه کیفری برای رسیدگی مجدد به اتهام سینا مورد رسیدگی قرار گرفت و قضات این شعبه نیز بعد از بررسی مستندات موجود در پرونده بار دیگر سینا را به تحمل ۹۹ ضربه شلاق محکوم کردند.

دیدگاهتان را بنویسید