توسعه ارتباطات و غول چراغ جادو

توسعه ارتباطات و غول چراغ جادو

توسعه سریع تکنولوژی و ارتباطات باعث شده است که بحران های جدیدی رخ دهند. از سوی دیگر جوامع بشری هنوز تجربه و دانش لازم برای کنترل این مسائل را ندارند

محمد ناصری: امروزه اینترنت و بطور خاص شبکه های اجتماعی نقش پر رنگی در اطلاع رسانی و تنویر افکار عمومی جوامع کشورهای دنیا را دارند. حتی کشورهای توسعه نیافته و جهان سوم هم در صورت دسترسی به اینترنت تا حد زیادی درگیر مسئله ای بنام شبکه های اجتماعی هستند. این امر مانند هر پدیده دیگری در دنیای مدرن کنونی محاسن و معایب خود را دارد. در این فرصت کوتاه میخواهیم به طور مختصر به بررسی شبکه های اجتماعی در فضای مجازی بپردازیم.

مدرنیسم و ظواهر آن طی یک قرن اخیر از جوامع غربی با گسترش اختراعات و اکتشافات متعدد بیشتر و سریعتر از قبل در جهان جاری شده است. قطعا توسعه ارتباطات در این امر نقش مهمی داشته. از چاپ کتاب و نشریات مختلف، تلگراف، تلفن تا ماهوار و اینترنت در چند دهه گذشته همگی بخشی از ظواهر مدرنیسم و پست مدرن هستند که همچون سیل به دنیای حاضر جاری شده اند.

هریک از این پدیده ها تاثیرات خود را در جهان بجا گذاشته اند. مثلا ماشین چاپ و نشریات در زمان خود سهم بزرگی در توسعه و انتقال دانش و اندیشه داشتند. به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران وقوع بسیاری از انقلاب ها و تغییرات اجتماعی در جهان حاصل اختراع ماشین چاپ بود، که به اندازه انقلاب صنعتی اهمیت داشت. اختراع تلفن و شبکه های ارتباطی هم در تسریع تحولات جهان نقش بسیار مهمی داشتند.

 

اهمیت توسعه ارتباطات تصویری

اما ظهور ماهواره ها برای توسعه ارتباطات تصویری و انتقال اخبار، و بدنبال آن ورود اینترنت به دنیای معاصر فضای جدیدی را بوجود آورد. برای درک بهتر آن باید بدانیم که قبل از ماهواره ها و شبکه های خبری، تلکس حاکم بود. طبیعتا بخاطر هزینه ها و محدودیت های فنی تلکس در اختیار عموم مردم دنیا نبود. رسانه های خبری اخبار را از طریق تلکس دریافت میکردند. بعد از پالایش و انتخاب آن بر اساس سیاست خبری و سلیقه سردبیران اخبار منتشر می شد. رسانه های کلاسیک سلسله مراتب خاص خود را داشتند. انتشار مقالات و دیدگاه ها، مشروط به خط مشی کلی سرمایه گذار رسانه ها و منوط به موافقت مدیران و دبیران رسانه های مکتوب و تصویری بود. ثانیا این رسانه ها کاملا یک طرفه بودند و باز خورد سریع از سوی مخاطبان نداشتند.

اما با ظهور اینترنت در دنیا، و خصوصا مسئله هزینه ها و محدودیت های فنی، دیگر تلکس مقرون به صرفه نبود. بنابراین ابتدا خبرگزاری های بزرگ دنیا و بعد از آنها سایر خبرگزاری ها یکی یکی به اینترنت روی آوردند. اینترنت فرصت های جدیدی را بوجود آورده بود. “گستردگی جهانی” فرصتی بود که هر خبرگزاری کوچکی در دنیا بدست آورد. بنابراین پالایش و انتخاب اخبار و مقالات توسط سردبیران و خبرنگاران رسانه های  قبلی کم رنگ شد.  تحول بعدی که در دل فضای مجازی شکل گرفت، وبلاگ بود.

سایتهایی که براحتی و فقط با اتصال به اینترنت امکان ایجاد وبلاگ را به اشخاص میدادند. ایجاد سایت های شخصی امکانات فنی و مالی نیاز داشت. اما وبلاگ به افراد بیشتری در دنیا فرصت داد تا دیدگاه و نظرات شخصی خود را بیان کنند. ولی این امکان هنوز بصورت عام و گسترده نبود.

تحول مهمی که تقریبا در یک دهه اخیر رخ داد، تلاقی اختراع گوشی های تلفن هوشمند یا همان اسمارت فون، و ایجاد شبکه های اجتماعی مانند وایبر، تلگرام و واتزآپ امروزی بود. گوشی های هوشمند امکان دریافت اینترنت با سیم کارت تلفن همراه را فراهم کرد، و شبکه های اجتماعی به همه افراد جامعه امکان ایجاد یک اکانت یا حساب کاربری داد.

به این صورت بود که تحول بزرگی در جهان معاصر اعم از کشورهای توسعه یافته، در حال توسعه و حتی جهان سوم رخ داد.

با رواج و توسعه گوشی های هوشمند و اینترنت همراه، تحولات بزرگی در زمینه اقتصادی رخ داد و انتقال خبرهای متنی و تصویری بوجود آمد. دسترسی عموم مردم به اینترنت در گستره جهانی و توسعه شبکه های اجتماعی، فرصت بزرگی بود برای ظهور و بروز پدیده “افکارعمومی”.

 

تاثیر اینترنت بر هدایت و شکل گیری افکار عمومی

افکار عمومی همواره برای جوامع غربی و توسعه یافته بسیار مهم بوده است. پیش از ظهور اینترنت به شکل کنونی رسانه ها  در جوامع توسعه یافته با تکیه بر تشکل های سیاسی، روشنفکران، هنرمندان، هنرپیشه ها و … به هدایت و شکل گیری افکار عمومی اقدام میکردند. گروه های مرجع فوق بعنوان الگو برای اکثریت مردم مخاطب مطرح بودند و گروهی دیگر نیز بعنوان رابط و تفسیر کننده نظرات آنها را برای عموم مردم تشریح  می کردند. به این ترتیب یک سلسله مراتب و سیستم شناخته شده در این جوامع وجود داشت.

اما پس از توسعه اینترنت به شکل کنونی نه تنها افکارعمومی جدی تر شد، بلکه حتی نقش گروه های مرجع  بعنوان الگو و گروهای واسطه جهت تفسیر و تبدیل نظر آنها برای فهم عمومی هم کم رنگ شد.

زیرا با توسعه شبکه های اجتماعی و استقبال عموم مردم از آنها برای ارتباطات شخصی و اجتماعی عملا جمع زیادی از مردم میتوانستند نظرات خود را درمورد هر مسئله ای که میخواهند مطرح کنند و بازخورد آنرا نیز بسرعت با امکانات موجود در آن شبکه دریافت کنند. امکانی که دررسانه های مکتوب و تصویری سابق وجود نداشت یا به این سرعت مقدور نبود. بنابراین رفته رفته کنترل افکار عمومی از شکل سنتی خود خارج شد.

ولی درکنار همه مزایای این شرایط جدید، توده کم سواد یا بقول معروف عوام جامعه هم قدرت بیشتری گرفتند. البته نباید فراموش کرد که آنها هم بخشی از جامعه و افکارعمومی هستند. مالیات می دهند و در زمان انتخابات رای آنها میتواند تعیین کننده باشد. اما سطح دانش و شناخت آنها در مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و … در حد لازم نیست. در دهه های قبل آنها به گروه های مرجع نگاه میکردند و پیرو نظر آنها بودند.

در شرایط جدید که گروه های مرجع هم کم رنگ شدند، و اکثریت مردم ساکن در این جوامع از الگوهای قبلی به دلایل متعدد مایوس یا روی گردان شده اند، دیدگاههای مردم عادی بدون نگاه به نظرات کارشناسی شکل گرفت. مثلا در مورد گرانی یا بیکاری دیگر به نظرات اقتصاددانان و تئوری های آنها توجه نکردند. یا در مورد رابطه مهاجرت و بیکاری نظر ناراضیان اجتماعی از دیدگاه های سیاستمدران و کارشناسان جمعیتی پیشی گرفت.

 

جنبش های خود جوش راست افراطی

توده های مردم شروع به صحبت با هم کردند و نظرات آنها مانند پیوستن جوی های باریک آب به هم، تبدیل به یک رود خروشان شد. نمونه آن جنبش جلیقه زردهای فرانسه بود که هر یکشنبه در پاریس گرد هم می آمدند و به مقابله با نظرات و قوانین جدید دولتمردان پرداختند. یا جنبش های خود جوش راست افراطی در اکثریت جوامع غربی برای اخراج مهاجران خارجی که تصور می کردند آنها فرصت های شغلی را اشغال کرده اند و اغلب هم به خشونت با مهاجران و پلیس ختم شد.

برای توضیح بهتر این شرایط میتوان یک مثال زد. زمانی که قطار اختراع شد، مسافران از یک ایستگاه مشخص و یک مسیر خاص که همان ریل بود، به مقصد مشخص دیگری میرفتند و راننده قطار  هم یک مهارت لازم را داشت. اما زمانی که اتومبیل شخصی رایج شد، این فرصت را به مردم میداد که جاده و حتی مسیر ناهموار را برای رسیدن به مقصد دلخواه خودشان را انتخاب کنند. شبکه های اجتماعی هم مانند همین تغییر بود. امکان انتخاب مسیرهای دلخواه و استدلال های دلخواه را فراهم کرد. ضمن اینکه مهارت راننده هم دیگر چندان مهم نبود.

این پدیده نه تنها در جوامع توسعه یافته غرب، بلکه در سایر جوامع در حال توسعه و جهان سوم هم با فاصله زمانی رخ داد. انتقال تکنولوژی ارتباطات و نفوذ شبکه های ماهواره ای به این کشورها، هم با فراز و نشیب خاص خود درگیر این تحولات شدند. افکارعمومی توده های مردم در این جوامع، با توسل به شبکه های اجتماعی مانند غولی که از چراغ جادو خارج میشود ظهور کرد.

 

 

بررسی وقوع تحولاتی مانند بهار عربی

بسیاری از تحلیلگران مسائل سیاسی جهان سوم وقوع تحولاتی مانند بهار عربی را حاصل توسعه ارتباطات و شبکه های ماهواره ای در این کشورها میدانند. زیرا تا پیش از آن دولتهای جهان سومی هیچ علاقه ای برای توجه به افکارعمومی، حقوق مردم، حق طبیعی یا خواست عمومی نداشتند، به همین خاطر هم دولتهای دیکتاتوری در آنها حکمرانی میکرد.

برای نتیجه گیری و جمع بندی این بحث قصد دارم توجه شما را به ترکیب و تاثیرمتقابل زیر جلب کنم:

۱- شبکه های ماهواره ای (اعم از خبری، تجاری و فیلم).

۲- اینترنت با گستردگی جهانی آن.

۳- شبکه های اجتماعی و امکان حضور عموم مردم و توده های جامعه.

تاثیر متقابل این سه در هر کشور و جامعه ای متفاوت بوده است. مثلا در ایالات متحده آمریکا بحث نفوذ روسیه در انتخابات ریاست جمهوری با انتشار گسترده اخبار نادرست مطرح شد. در کشورهای اروپایی نارضایتی های طبقات کم درآمد از احزاب سیاسی و شرایط بد اقتصادی و مهاجرت بسیار پررنگ شد و به ظهور راست افراطی منجر گردید. در برخی از کشورهای اروپایی مانند سوئد و آلمان حتی راست افراطی از کنترل هم خارج شد و دست به خشونت های اجتماعی و مسلحانه زد.

کشورهای درحال توسعه با بحران توقعات فزاینده و انتظارات شدید از دولت های حاکم واکنش نشان دادند. مانند جنبشی که در بنگلادش علیه شیخه حسینه رخ داد و دولت او سقوط کرد. کشورهای جهان سوم هم بحران های بی نتیجه متعددی را تجربه کرده و میکنند. برخی کشورهای دیگر مانند چین سعی کردند که شبکه های اجتماعی خاص خود را ایجاد کنند. کره شمالی که اصلا در دنیای ارتباط را به روی مردم خود بست.

نکته کلیدی در موارد اخیر آنست که اینترنت و شبکه های اجتماعی با قدرت گرفتن توده های مردم در همه این جوامع، یک عنصر مهم مفقود شده دارند، “دانش و شناخت لازم برای حل مسائل که باید از محافل آکادمیک و متخصصان امور کسب شود”.

فقدان این عناصر صرف نظر از اینکه در کدام کشور و جامعه باشند، باعث شده است که خبری نادرست و غلط با اهداف خاص گسترش یابند. احساسات عمومی تحریک شوند و بحران های متعددی در هر یک از این جوامع بوجود آید.

دلیل آن هم اینست که چون اکثر مخاطبان، عوام جامعه هستند و انها عادت و علاقه ایی به تحقیق و پژوهش و راستی ازمایی اطلاعات و اخبار دریافتی را ندارند. و همچنین فرصت و حوصله ای هم برای تبیین و توضیح دلایل ندارند. ضمن آنکه در چند دهه اخیر بی اعتمادی مردم در کشورهای مختلف به احزاب، سیاستمداران و دولت ها نیز بیشتر شده است.

نکته پایانی آن که توسعه سریع تکنولوژی و ارتباطات باعث شده است که بحران های جدیدی رخ دهند. از سوی دیگر جوامع بشری هنوز تجربه و دانش لازم برای کنترل این مسائل را ندارند و متاسفانه باید گفت که “عوام گرایی و عوام زدگی” بشدت در شبکه های اجتماعی رشد کرده و بیش از پیش در حال قدرت گرفتن است.

به همین خاطر برخی این سوال را مطرح می کنند که “آیا توسعه تکنولوژی همواره به سود انسانها بوده است؟”

 

 

دیدگاهتان را بنویسید