نمادهای بنیادی یا جامانده بخریم؟

آزاد کلهر: در پیشبینی بورس روز گذشته، احتمال افزایش حجم و ارزش معاملات پیشبینی شده بود. البته انتظار افزایش ارزش معاملات بیشتر از فردا میرفت، اما از آنجایی که اهالی بورس حرفهایتر شدهاند، زودتر به استقبال ترس رفتند. این وضعیت را دوست داریم. خروجی معاملات امروز، خوب بود. سقف ارزش معاملات شکسته شد و در حالی که در پایان معاملات کماکان ۱۰ همت اوردر خرید روی تابلو بود، ۴۶ درصد از نمادها در محدوده مثبت معامله میشدند. بازار هم در بالا رفتن و هم در اصلاح، خیلی خوب عمل میکند و اگر چشمانداز اقتصادی کشور دگرگون شود، روزهای خوبی در آینده در پیش خواهد بود. البته اگر صرفاً تنگه باز شود و محاصره برداشته شود، بورس فعلاً میتواند یکی از بهترین بازارها برای فعالیت باشد.
چرا فروشندگان بهراحتی خارج میشوند؟
اینکه چشمانداز سیاسی چه خواهد بود و واقعاً خروجی کوتاهمدت و بلندمدت این مناقشه به کجا خواهد کشید، مشخص نیست. اما چیزی که مشخص است، زیر بورس سفت است. در واقع، وقتی بازار به اصلاح روزانه یا هفتگی میرسد، فروشندگان بهراحتی از بازار خارج میشوند و از نظر بنیادی، بورس در وضعیتی نیست که گران باشد؛ لذا عمده فروشندگان، فروشندگان کوتاهمدتی هستند. همین که کف احتمالی اصلاحی بازار چندان پایین نیست، خودش باعث میشود معاملهگران با دل قرصتر معامله کنند.
شناسایی سود؛ داستان تکرارشونده صنایع پرتراکنش
برخی از صنایع و سهمها، چه از پرتراکنشها مثل پالایشیها و چه از صنایع کوچک مثل غذایی، در زمانهایی که بازار شل میشود، فشار فروش بیشتری نسبت به هفتههای قبلتر تجربه میکنند و حتی نسبت به گروههای مشابه، کمی هیجان فروش دارند. یکی از دلایل این رفتار، شناسایی سود سهامداران بلندمدت است که در سود بسیار مناسبی قرار دارند و خریداران عمدتاً دیلیتریدرها هستند که وقتی بازار به ترس میافتد، با هیجان فروش انجام میدهند. فارغ از ریسکهای ذاتی این صنایع و حتی ریسکهای بیرونی مثل جنگ و غیره، این خاصیت شناسایی سود هم در معاملات گروههای مذکور و مشابه، در منفیشدنهای سریع و تشکیل صف فروشها بیتأثیر نیست. در صورتی که چشمانداز بنیادی مناسب گروهها حفظ شود، بعد از مدتی معاملات هیجانی فروکش میکند.
آنچه از تقویم معاملاتی امروز انتظار میرفت، در سقف قیمتها رقم خورد. بازار با فشار عرضه آغاز شد و در لایههای کوچکتر بازار، شاهد عقبنشینی معنادار تقاضا بودیم. نمادهایی که درگیر عرضههای هوشمند بودند، امروز نیز مقاصد اصلی خروج پول شدند؛ جایی که سیو سود نه یک انتخاب، که ضرورتی گریزناپذیر برای محافظت از سرمایه بود. ارزش معاملات امروز، رکوردی خیرهکننده ثبت کرد (۴۷.۹ همت)، اما این آمار دوبرابری نسبت به میانگین ماهانه، روی دیگر سکهای بود که با فشار فروشهای سنگین و خروج ۴.۵ همتی نقدینگی، چهرهای نگرانکننده به خود گرفت. هشداری که در تحلیلهای روزهای گذشته پیرامون غیرهوشمند بودن جریان ورود پول صادر شده بود، امروز با واقعیت بازار همسو شد. تحلیلگران به یک نقطه عطف نزدیک شدهاند؛ شاخص کل در روزهای پیش رو به محدوده حساسی از «زمان» میرسد. این گذار، لزوماً به معنای فروپاشی روند نیست، بلکه همانقدر که مقاومتهای تکنیکال برای بازار سد میسازند، این بازه زمانی نیز میتواند تعیینکننده مسیر باشد. واکنش بازار به این مختصات زمانی، نقشه راه روزهای آتی را ترسیم خواهد کرد. منطقی است که فردا شاهد یک بازار یکپارچه سبز نباشیم. جریان سیو سود که امروز آغاز شد، به احتمال زیاد در معاملات فردا نیز ادامه خواهد داشت.
چرا سهامداران بازار عرضه ها را میخرند؟
چه روزی بود، بزنبزن اساسی و حجمهای سنگین؛ و معتقدیم از این فاز عرضه، بازار سربلند بیرون آمد و این سربلندی را مدیون گزارشهای خوب و ارزندگی نسبی است. برخی بدبینها مدام خاطرات تلخ سال ۹۹ و مرداد آن روزها را مرور میکردند که فردا به این توهمات تاریخی ذهنی کمی بیشتر پاسخ میدهیم، ولی بازار امروز انصافاً در مقابل موج سنگین عرضه به خوبی مقاومت کرد و روز خوبی را رقم زد. اما ببینیم امروز چه خبر بود. از همان ابتدا و در نیمساعت اول، شاهد فشار فروش بودیم، ولی بدون هیچ شکی عالی معامله شد و ارزش معاملات بالای ۶۵ همتی به خوبی این دستبهدست شدن را نشان داد. خبر سیاسی منفی نرسیده بود، ولی طبیعی است که وقتی خبر خاص مثبتی نمیرسد و بازار و سهامداران هم در سود خوبی هستند، میل به عرضه بیشتر و ساختار صفوف خرید سستتر باشد.
چند باری نوشتهایم که این عرضهها برای بازار لازم است. بسیاری از سهمهایی که امروز منفی شدند یا صف فروش بودند، مشکل عملیاتی یا ارزندگی ندارند، بلکه بیشتر بهخاطر رشد سریع ماههای اخیر قربانی عرضه شدند. این دقیقاً اصل ماجراست که بازار ترسناک نیست، مگر اتفاق بیرونی و سیاسی ترسناکی رخ دهد. فعلاً شبها سکوت و آرامش برقرار است. البته یک نکته گوشه ذهن بازار مدام نبض میزد که اگر قرار است توافقی صورت گیرد و بازار بر اساس اصول آن و با خوشبینی آن پیش رفته و سهم بخرد، چرا این توافق حاصل نمیشود و خبر آن مخابره نمیگردد؟ البته این را هم فراموش نکنید که بازار دلار که بازار باهوشتر و باخبرتری است، با افت خود، این احتمال توافق و رفع محاصره را تا حدودی نشان میدهد. اما در بازار سرمایه، هرچه جلوتر میرویم، اگر این تردیدها تقویت شود، جو فعلی خیلی پابرجا نخواهد بود. بله، خبر منفی خاصی نداریم، اما ترس و تردید سهامداران با افزایش قیمتها بیشتر میشود و هرچی جلوتر میرویم و بازار در این فضای بیخبری سر کند، ساختار صفوف خرید شکنندهتر خواهد بود و امروز این شکننده بودن به خوبی دیده شد. اما شاید بیخبری خوشخبری باشد، ولی برای بازار نمیتواند دلیل رشد قیمت شود.
اگر بازار دوباره بلرزد چه؟
بیایید فرض کنیم که اصلاً امروز اخبار جور دیگری میچرخد و دوباره فضا به هم میریزد و مردد میشود و صفوف خرید فردا هم با قدرت بیشتری عرضه میگردد. چیزی که تا حدودی امروز هم شاهد آن بودیم و برای فردا هم ممکن است این اتفاق رخ دهد، اتفاق عجیب و غریبی هم نیست و طبیعیست که در قیمتهای فعلی اینچنینی، این تکاپو و این اتفاق وجود داشته باشد. اگر برخی ناراحت نمیشوند، باید گفت اتفاقاً این رویداد و این اتفاق یعنی عرضه بازار، به بهتر شدن و بهبود آن کمک خواهد کرد و فضای قویتری را برای بازار به وجود میآورد. چرا این موضوع را عرض میکنیم!؟ اگر به خاطر داشته باشید، در ابتدای فصل مرداد بارها نوشتیم که به ماه مرداد امیدوارتریم. یکی از دلایل این امیدواری به مرداد و روزهای آن، این بود که بازار در تیر به بهانههای مختلف سیاسی و اقتصادی حسابی درجا زده بود و اصلاح کرده بود و در واقع بازار حسابی دستبهدست شده بود و این انرژی خوب دستبهدست شدن معاملات تیر بود که مردادی داغ را رقم زد. حالا هم همین است.
اگر این اتفاق رخ داد، ما میتوانیم بگوییم بازار خود را در مقابل تنشهای پیشرو تا حدودی (تاکید میکنیم تا حدودی) بیمه کرده و اصلاح عمیقی را نمیتواند تجربه نکند و در عین حال، ریسک یاد شده را نیز در تابلو لحاظ کند. اما اگر فضا به شکلی هیجانی پیش برود و خبری از عرضه و دستبهدست شدن نباشد، ناگهان جایی که بازار احساس خطر کند یا خطر واقعی سراغ او بیاید، برگشت دردناکتری را خواهد داشت. پس از عرضهها در بازار نترسید و از دستبهدست شدن و حجم خوردن واهمه نداشته باشید. همیشه که نباید همه چیز با صف خرید پیش برود. صد البته همه میدانیم بازار از نظر بازدهی بدهکار است و این بدهی را نیز پاس خواهد کرد، اما در کم و کیف و سرعت آن باید کمی تأمل کرد و باز هم عرض میکنیم این به این معنی نیست که بازار افت داشته باشد، خیر. ولی تمام بحث ما در بالا این بود که از عرضههای فعلی بازار هم نترسیم و این را یک رویداد شیرین در فضای فعلی بدانیم که ما معتقدیم از نان شب برای بازار واجبتر است!
استراتژی انتخاب سهام؛ بنیاد یا عقبماندگی؟
بحث حول این موضوع است که با فرض جفت و جور بودن همه شرایط، مدل حضور ما در بازار چگونه باید باشد. آیا سراغ سهمهای جا مانده از بازدهی اخیر برویم، یا آنهایی را فالو کنیم که ولو با بازدهی سنگین، هنوز قابلیتهای خوب و P/E قوی دارند؟ این پرسشی است که جریان پول این روزها مدام از خود میکند. امروز سعی میکنیم چند نکته در مورد آن بیان کنیم:
نکته اول: شما اگر بتوانید صنعت یا شرکتی را پیدا کنید که بازدهی آنچنانی نداشته یا از بازدهی چند وقت اخیر بازار عقب بوده یا در طی مدت اخیر کمتر از ۳۰ درصد رشد کرده باشد، به اصطلاح گزینه عقبافتادهای به حساب میرود و صد البته اگر شرایط بنیادی خوبی هم پیش روی او باشد، گزینه جامعالشرایطی شده که میتواند مبنای بررسی بازار قرار گیرد.
نکته دوم: سهمی که در مدت اخیر پس از جنگ تا به امروز بازدهیهای بالا و بیش از ۱۰۰ درصد را کسب کرده، حتماً دلیلی داشته که رشد داشته است. این دست شرکتها اگر نتوانند انتظارات بازار را برآورده کنند، سقوط سنگینتری را خواهند داشت، اما به این موضوع توجه کنید که دلیلی وجود داشته که این سهمها با این شتاب رشد کرده و حتی همین حالا نیز قفل هستند. پس در عین این که این سهمها ریسک ریزش را به واسطه عدم برآورد انتظارها دارند، دلایل متعددی برای رشد خواهند داشت و معتقدیم تا این دلایل هست، این شرکتها جریان پول را به دنبال خود خواهند کشاند.
نکته سوم: موضوع گروههایی است که بنا به هر دلیلی در بازار مورد توجه نبودند یا ریسکهای متعددی را داشتند یا جریان قوی سودآوری در چشمانداز آنها نبوده و موارد دیگر. در بین اهالی بازار این موضوع جا افتاده که این سهمها میتوانند عقبافتادگی خود را جبران کنند. بله، ممکن است چنین اتفاقی هم رخ دهد، اما با کدام انگیزه؟ جریان پول در حال حاضر وزن بیشتر را به سودآوری خواهد داد و این جمعبندی بحث بالاست.
دو بال سیاست و کدال؛ چرا برخی عقب ماندند؟
اگر به خاطر داشته باشید، از مدتها قبل نوشتیم که بازار سوار دو بال سیاست و کدال شده و حرکت میکند. اوضاع خوب سیاسی برای همه یکسان بود، چرا برخی عقب ماندند!؟ دلیل عقب افتادن آنها، ایرادات کدالی آنها بود؛ یعنی نتوانسته بودند سهامدار را در کدال ترغیب به خرید نمایند. بیتعارف، اگر این مشکل کماکان وجود داشته باشد و هیچ اتفاق و رویداد و چشمانداز مثبتی پیش روی فرایند فروش و سودآوری و حاشیه سود آنها نباشد، این حرکت موقت هم خیلی زود در نطفه خفه خواهد شد و سرکوب میشود. پس کماکان بهترین روش و بهترین انتخاب، گزینهای است که رشد کمتری داشته و چشمانداز و بازدهی قوی در سودسازی دارد. اما بین دو گزینه سودسازی و عدم رشد، قطعاً وزن تحولات بنیادی و سودسازی قویتر است. حتی در بین گروههایی که رشد نکردند، آنها که جریان عملیاتی و سودسازی قویتری دارند، پیشرو میشوند. به تفاوتهای «ونوین» و «بصادر» و «تجارت» نگاه کنید. «وتجارت» چون چشمانداز معدن مس و فروش دارایی و مواردی نظیر این را دارد، مورد توجه قرار گرفته، اما «وبصادر» با این حجم دارایی و عقبافتادگی، چون در کدال چیزی رو نمیکند، بازار فقط به واسطه سایه بقیه است که در استراحت او نشسته. «ونوین» به همین شکل با تراز عملیاتی خوب پیش میرود.
پس کماکان قبله و نماگر ما در این مسیر، سود است و شرایط بنیادی. اینکه یک شرکت عقب افتاده ممکن است در مقطعی به واسطه بازار مثبت و جریان پول مورد توجه قرار گیرد، ولی آن سوی ماجرا را هم نگاه کنید. اگر کوچکترین تیر و ترقهای در شود، بحران عدم فروش و نقدشوندگی اول گریبان این شرکتها را خواهد گرفت و تجربه بارها و بارها نشان داده که حتی با اصلاح زیاد هم خیلی کسی سراغ آنها نمیرود. این کلیاتی از آن چیزی بود که قصد داشتیم برای تحولات بنیادی در بازار بیان کنیم و البته ترکیب دو مطلب بالا را باید مدنظر قرار دهید. یعنی در عرضهها دنبال گزینه بنیادی و خوب بگردیم و در رشدها از صعود آن بهرهمند شویم و مهمتر از آن اینکه از عرضهها در بازار نترسیم و معتقدیم آن را فرصتی برای تحولات بهتر بدانیم.
صندوقهای تثبیت و توسعه؛ روانکننده جریان معاملات
این بخش را برای روزهای دوباره بهتر شدن مینویسیم. تجربه این فراز و فرودها بارها و بارها تکرار شده و البته امروز بارها با خود بالا و پایین کردیم تا که این نکته را بنویسیم یا خیر. اما به نظر اگر در نظر بگیریم که همه چیز قرار است برای کمک به بازار پیش برود، نوشتن این مطلب بهتر است. معتقدیم در فضای فعلی بازار و در شرایط فعلی، اگر قرار است عرضهای هم در بازار صورت گیرد، چه بهتر و چه عالی که این عرضه از سمت صندوقهای تثبیت و توسعه باشد و امیدواریم امروز هم نقش عمده عرضه بر عهده آنها بوده باشد! و به جد معتقدیم این صندوقها باید در چنین روزهایی روانکننده جریان معاملات شده و خشاب خود را برای روزهای خاص پیش رو پر کنند. فعالتر بودن آنها در چنین روزهایی، خراب کردن روند نیست، ساختن روند است. میدانیم ممکن است مشکلات و اتفاقات نظارتی روی سر همه باشد، اما باید این موضوع برای همه توجیه شود که صندوقها میتوانند در چنین روزهایی کمی به بهبود روند بازار کمک کرده و در روزهایی که عرضه زیاد میشود یا به هر دلیلی صف فروش سراغ بازار میآید، تسهیلگر جریان معاملات باشند. یا به طور خلاصه، آنها هیچ وقت البته نظارهگر و تماشاچی نبودند، اما معتقدیم در حال حاضر باید بازیگران منفعلتری در بازار باشند و دلیل آن را این میدانیم که عرضه این صفوف توسط برخی شبهدولتیها یا حقوقیهای پول لازم، جریان پول را از بازار خارج خواهد کرد و انرژی بازار را میگیرد که این موضوع به جد به عنوان یک چالش برای بازار نگاه میکنیم، چرا که قدرت بازار را ضعیف خواهد کرد.
اما ماندن جریان پول دست این صندوقها میتواند دوباره آن را به بازار تزریق کند. این موضوع به معنی عرضه آبشاری نیست، خیر. میتوانند در هر روز و هر مقطعی با توجه به صفوف خرید، تصمیمات اینچنینی گرفته شود، اما معتقدیم باید در بازار فعالتر باشند. البته این را هم میدانیم که طی همین روزها برخی عرضهها از سمت همین صندوقها بوده، ولی شاید بد نباشد که حجم فعالیت آنها کمی بیشتر شود و فراموش نکنید ما در خاورمیانه زندگی میکنیم که یک ساعت دیگر را نمیتوان پیشبینی کرد. نمیتوانیم ببینیم و بگوییم چه اتفاقی رخ خواهد داد. پس بهتر است این بزرگواران برای هر شرایطی در بازار آماده باشند و البته تجربه این مدت هم نشان داده هیچکس جز خودمان و اهالی بازار به داد ما نخواهد رسید و چه بهتر که همین صندوقها دستشان برای آن روزها پرتر باشد.
بازار امروز شلوغتره، ولی نه از آن شلوغیهای آروم و مطمئنی که خیال آدم رو راحت کنه؛ بیشتر شبیه بازاریه که بعد از مدتها بسته موندن، بالاخره قفلش باز شده و همه با عجله و یه هیجان توأم با نگرانی، ریختن توش. دیروز قصه فرق داشت. بازار انگار نفسش رو حبس کرده بود؛ توی صف خرید قفل مونده بود، خریدار پشت خریدار صف کشیده بود، ولی معاملهای شکل نمیگرفت. تقاضا بود، پول بود، ولی گردشی در کار نبود؛ یه سکوت پر از انتظار. امروز اما آن قفل بالاخره باز شد. با آمدن فشار فروش -بهخاطر همون اخبار منفی که روی دل بازار سنگینی میکرد- صفها ترک خوردن و باز شدن، و بازار نفس کشید و شروع کرد به معامله واقعی. نتیجه؟ حجم معاملات ۵ برابر شد. ولی قبل از اینکه خیلی ذوقزده بشیم، باید صادق بود؛ این افزایش حجم رو نباید به حساب ورود پول قوی و باورمند گذاشت. بیشتر نتیجه اینه که فروشندهها بالاخره دل به دریا زدن و فعال شدن، و عرضه داره رودررو با تقاضا میایسته. شاخص هنوز سبزه، هنوز مثبت وایساده، ولی یک اتفاق مهمتر -چیزی که با چشم عادی دیده نمیشه- داره زیر پوست بازار میافته: کیفیت خریدارها افت کرده. آن اطمینان محکم دیروز، آن قدم استوار، کمرنگ شده و جاش رو داده به خریدهایی سبکتر، مرددتر و کوتاهمدتتر. ساده بگم، خریدار که هست، بازار خالی از خریدار نیست، ولی خریدار با باور و اطمینان بالا کمه. بیشتر پولهایی که الان میبینی، یا دنبال یه نوسان زودگذرن، یا از ترس جا موندن با عجله پریدن وسط ماجرا؛ نه از سر یه باور عمیق. بازار از فاز دیروز -یعنی تقاضای قفلشده و یکطرفه- رسیده به فاز معاملات دوطرفه، با دست بالا گرفتن عرضه. اگر آن تقاضای قوی و باورمند دوباره برنگردد، این فضا بهجای یک روند تمیز و ادامهدار، میتواند خودش را در نوسانهای تند یا حتی یک استراحت ناخواسته بازار نشان دهد. حجم سنگین در سقف، همزمان با خروج پول حقیقی، بیشتر نشانه توزیع و شناسایی سود است تا ورود پول تازه؛ یعنی بازار هنوز مثبت است، اما کیفیت تقاضا در حال افت. اگر این الگو ادامه پیدا کند، کفه احتمال اصلاح از ادامه رشد سنگینتر میشود.
