اسقاط خودرو به نفع ریههای شهر

به گزارش سرمایه فردا، به تازگی اعلام شده که از ابتدای سال ۱۴۰۳ تا امروز، بیش از ۶۰۰ هزار دستگاه خودروی فرسوده از رده خارج شدهاند. در نگاه اول، این یک رکورد بزرگ و یک پیروزی برای محیط زیست به نظر میرسد، اما وقتی کمی عمیقتر به آمارها نگاه میکنیم، میبینیم که این پیروزی هنوز در ابتدای راه است. حقیقت این است که ما با کوه عظیمی از خودروهای قدیمی رو به رو هستیم. آمارها نشان میدهند که بیش از ۲۰ میلیون خودرو و موتورسیکلت در کشور ما وجود دارند که یا کاملاً فرسوده شدهاند و یا در مرز فرسودگی قرار دارند. این یعنی نیمی از وسایل نقلیهای که هر روز در خیابانهای شهرها و جادههای کشور میبینیم، در واقع بمبهای ساعتی آلودگی هستند که هم ریههای ما را میسوزانند و هم مقدار زیادی سوخت گرانبها را هدر میدهند.
قانون هوای پاک همچنان روی کاغذ
اگر بخواهیم بدانیم راه حل قانونی برای این وضعیت چیست، باید به سراغ قانون هوای پاک برویم. در ماده ۸ این قانون، تکلیف هر مالکی که وسیله نقلیه دارد کاملاً روشن شده است. فرقی نمیکند ماشین شما سواری باشد یا یک کامیون سنگین و یا حتی یک موتورسیکلت کوچک؛ قانون میگوید هر وقت وسیله نقلیه به سن فرسودگی رسید، باید از رده خارج شود. حتی برای اینکه این قانون جدی گرفته شود، محدودیتهای سختی هم پیشبینی شده است. مثلاً خودروهای فرسوده اجازه ندارند مسافر یا بار جابهجا کنند. همچنین کارهای اداری سادهای مثل گرفتن معاینه فنی، خرید بیمه شخص ثالث، نقل و انتقال سند یا حتی تردد عادی در شهرها برای این خودروها ممنوع شده است.
هدف قانونگذار این بود که مالکان را مجبور کند به جای تعمیرات موقت و خطرناک، به فکر جایگزینی ماشینهایشان باشند. جالب این است که قانون حتی به فکر بودجه هم بوده است. طبق قانون، دولت باید از پولی که از طریق مدیریت درست سوخت و صرفهجویی در مصرف آن به دست میآورد، استفاده کند و این مبالغ را به صورت تسهیلات و وامهای کمبهره در اختیار رانندگانی قرار دهد که میخواهند ماشین فرسوده خود را با یک مدل نو جایگزین کنند. اما مشکل اینجاست که سالها بین این قوانین زیبا و اجرای واقعی آنها فاصله زیادی بود و بسیاری از خودروهای فرسوده همچنان به ترددشان در خیابانها ادامه دادند.
جهشی ناگهانی در روند اسقاط
تا همین چند سال پیش، روند خروج ماشینهای قدیمی از خیابانها بسیار کند بود و انگار همه چیز در رکود قرار داشت. برای مثال، اگر به آمارها نگاه کنیم میبینیم که از زمان تصویب قانون تا سال ۱۴۰۲، در مجموع فقط ۲۰۰ هزار خودرو اسقاط شده بود که در برابر نیاز کشور، عدد بسیار ناچیزی است. اما در دو سال اخیر، ورق برمیگردد و شاهد یک شتاب ناگهانی در اسقاط خودروها هستیم. فقط در سال ۱۴۰۳، حدود ۳۵۰ هزار دستگاه خودرو از رده خارج شدند تا مجموع اسقاطها به عدد ۶۰۰ هزار برسد.
این جهش نشان میدهد که احتمالاً ترکیب فشار قانونی و ایجاد انگیزههای مالی باعث شده مالکان بیشتر به سمت مراکز اسقاط بروند. با این حال، هنوز هم تا رسیدن به اهداف تعیین شده فاصله داریم. قانون برنامه هفتم هدفگذاری کرده بود که سالانه ۵۰۰ هزار خودرو اسقاط شوند. یعنی اگر بخواهیم طبق برنامه پیش برویم، باید سرعت کار را باز هم بیشتر کنیم. این موضوع نشان میدهد که ما با یک چالش ساختاری رو به رو هستیم؛ یعنی همزمان که باید خودروهای قدیمی را بیرون بیندازیم، باید راهی برای تامین جایگزینهای ارزان و باکیفیت برای مردم پیدا کنیم تا کسی از وسیله نقلیهاش محروم نشود.
موتور محرک نوسازی ناوگان
برای اینکه این روند صعودی ادامه پیدا کند، سازمان حفاظت محیط زیست و دولت تصمیم گرفتند قوانین اجرایی را اصلاح کنند. یکی از مهمترین اقدامات، تدوین آییننامه جدید برای اسقاط ناوگان دیزلی است، مخصوصاً برای ماشینهای سنگین بالای ۲۰ تن. در این طرح از مکانیزم گواهی صرفهجویی استفاده شده تا انگیزهای مالی برای مالکان ایجاد شود. همچنین اصلاحات در قانون ساماندهی صنعت خودرو باعث شده تا موانع قانونی که سرعت اسقاط را میگرفت، تا حد زیادی برطرف شود.
یکی از جالبترین و اثرگذارترین تصمیمات اخیر، گره زدن تولید خودروهای نو به اسقاط خودروهای قدیمی است. طبق مصوبه جدید هیئت وزیران، حالا خودروسازان و موتورسیکلتسازان داخلی یک تکلیف جدید دارند. آنها موظف شدهاند به ازای تولید هر چهار دستگاه خودرو یا موتورسیکلت، یک گواهی اسقاط از مراکز معتبر دریافت کنند. به زبان ساده یعنی اگر یک شرکت بخواهد ۱۰۰ تا ماشین تولید کند، باید ثابت کند که ۲۵ ماشین فرسوده را از خیابانها جمع کرده و اسقاط نموده است. حالا شمارهگذاری ماشینهای نو منوط به ارائه این گواهیهاست. این یک ضربه هوشمندانه به ناوگان فرسوده است، چون باعث میشود خودِ تولیدکنندگان برای پیشبرد تولیداتشان، به دنبال پیدا کردن ماشینهای قدیمی و تشویق مالکان به اسقاط باشند.
وقتی گواهی اسقاط تبدیل به سود مالی میشود
یکی از بزرگترین دغدغههای مردم در مورد اسقاط، این است که «ماشین قدیمی من را به چه قیمتی میخرند؟». برای حل این مشکل و ایجاد انگیزه بیشتر، بعد از سه سال بالاخره قیمت گواهیهای اسقاط بهروزرسانی شد. نرخهای جدید به این صورت است که گواهی اسقاط برای خودروهای سواری ۶۰ میلیون تومان، و برای خودروهای دیزلی سبک و سنگین ۱۲۰ میلیون تومان تعیین شده است. این مبلغ شاید در برابر قیمت ماشینهای نو خیلی زیاد به نظر نرسد، اما در کنار تسهیلات بانکی میتواند یک کمک هزینه اولیه برای مالکان باشد.
همچنین برای اینکه عدالت رعایت شود، اعلام شده کسانی که از ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ خودروی خود را به مراکز اسقاط سپردهاند، مشمول همین قیمتهای جدید میشوند. این بهروزرسانی قیمتها بسیار حیاتی بود، چون با توجه به تورم، قیمتهای قدیمی دیگر هیچ جذابیتی برای مردم نداشت و کسی حاضر نبود ماشینش را به مرکز اسقاط ببرد. حالا با این مبالغ، مالکان انگیزهی بیشتری دارند تا به جای نگه داشتن یک ماشین پردردسر و آلاینده، آن را اسقاط کنند و از مزایای قانونی بهرهمند شوند.
بحران غولهای آلاینده در جادهها
اگرچه خودروهای سواری و موتورسیکلتها تعدادشان زیاد است و آلودگی شهرها را بالا میبرند، اما وقتی صحبت از حجم آلودگی میشود، خودروهای سنگین و کشندهها واقعاً تکاندهندهاند. آمارها نشان میدهد که حدود ۱۱۰ هزار کشنده فرسوده در کشور داریم. اما نکته شوکهکننده اینجاست که حدود ۱۲ هزار دستگاه از این کشندهها، بالای ۵۰ سال عمر کردهاند! تصور کنید ماشینهایی که متعلق به دهه ۵۰ یا ۶۰ میلادی هستند، هنوز در جادههای ما تردد میکنند و بار جابهجا میکنند.
این ماشینهای قدیمی به دلیل تکنولوژی بسیار ابتدایی، مقدار زیادی سوخت مصرف میکنند و دودی که از اگزوز آنها خارج میشود، چندین برابر ماشینهای مدرن است. این موضوع باعث میشود که هم ناترازی سوخت در کشور بیشتر شود و هم کیفیت هوای جادهها و شهرها به شدت افت کند. برای حل این مشکل، تصمیم گرفته شده که در کارگروه ملی کاهش آلودگی هوا، قانون سختگیرانهتری وضع شود. حالا مقرر شده است که به ازای واردات هر یک دستگاه کشنده نو، حتماً یک کشنده فرسوده اسقاط شود. این یعنی دولت میخواهد با هر ورود تکنولوژی جدید به کشور، یک غول آلاینده قدیمی را برای همیشه حذف کند.
راهی طولانی تا آسمان آبی
در نهایت باید گفت که اسقاط ۶۰۰ هزار خودرو، اگرچه یک رکورد است، اما فقط شروع یک مسیر طولانی است. وقتی میبینیم نیمی از ناوگان کشور در مرز فرسودگی است، متوجه میشویم که ما با یک بحران جدی رو به رو هستیم. اسقاط به تنهایی کافی نیست؛ ما به یک سیستم جامع نیاز داریم که در آن تولید خودروهای پاک (مثل برقیها یا هیبریدیها) رشد کند و هزینه جایگزینی برای مردم عادی کاهش یابد.
اگر بخواهیم به آسمانی آبی و شهری بدون دود برسیم، باید فشارها را بر روی ناوگان حمل و نقل عمومی و خودروهای سنگین بیشتر کنیم، چون اثر آنها روی محیط زیست مشخص تر است. در عین حال، دولت باید به وعده های خود در مورد تسهیلات مالی عمل کند تا رانندگان بپذیرند که دولت در کنار آنهاست و نمیخواهد آنها را از وسیله نقلیهشان محروم کند. نوسازی ناوگان فقط یک مسئله فنی یا محیط زیستی نیست، بلکه یک مسئله اقتصادی و اجتماعی است که اگر درست مدیریت شود، میتواند هم صنعت خودرو را نجات دهد و هم سلامت میلیونها ایرانی را تضمین کند. مسیر طولانی است، اما با تداوم این رکوردها و اصلاح قوانین، شاید بتوانیم روزی را ببینیم که دیگر نیازی به ماسک زدن در روزهای آلوده نباشد.
