سناریوی زن جوان برای قتل همسر

به گزارش سرمایه فردا، چند روزی از یک مرگ مشکوک در یکی از بیمارستانهای غرب تهران گذشته بود، اما آنچه در ظاهر یک حادثه و انتقال اتفاقی یک مرد زخمی به بیمارستان به نظر میرسید، خیلی زود رنگ یک جنایت مسلحانه گرفت؛ جنایتی که یک زن جوان برای پنهان کردن حقیقت آن، سناریویی متفاوت برای کارآگاهان تعریف کرده بود.
ماجرا از اوایل سال جاری و از جایی آغاز شد که مرگ مشکوک مرد جوانی در بیمارستان آتیه تهران به مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ گزارش شد. دقایقی بعد، تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ برای بررسی این مرگ راهی بیمارستان شدند. مأموران در سردخانه با جسد مرد جوانی روبهرو شدند که آثار اصابت گلوله بر بدنش وجود داشت و بررسیهای اولیه نشان میداد او در یک حادثه مسلحانه بهشدت مجروح شده و جان باخته است.
تحقیقات در همان ساعات نخست نشان داد مقتول توسط یک زن جوان به بیمارستان منتقل شده است. همین موضوع باعث شد کارآگاهان تحقیقات خود را از این زن آغاز کنند؛ زنی که مدعی بود هیچ شناختی از مقتول نداشته و تنها به دلیل مشاهده وضعیت وخیم او، تصمیم گرفته است جانش را نجات دهد.
زن جوان در نخستین اظهاراتش گفت: «در حوالی دریای فرحزاد مشغول رانندگی بودم که ناگهان مقتول جلوی خودرویم پرید. او از درد ناله میکرد و گفت تیر خورده است. از من خواست او را به بیمارستان برسانم. من هم او را سوار خودرو کردم و به نزدیکترین بیمارستان در غرب تهران رساندم و تحویل عوامل اورژانس دادم. بعد از آن دیگر اطلاعی از او نداشتم.»
اظهارات این زن در حالی مطرح شد که کارآگاهان از همان ابتدا با سؤالاتی درباره چگونگی وقوع حادثه روبهرو بودند. بررسیهای تخصصی و تحقیقات میدانی ادامه پیدا کرد و مأموران متوجه شدند بخشی از اظهارات زن جوان با شواهد بهدستآمده از پرونده همخوانی ندارد. از سوی دیگر، او در جریان بازجوییهای بعدی چند روایت متفاوت درباره نحوه مواجهه با مقتول ارائه کرد.
همین تناقضها کافی بود تا زن جوان بار دیگر زیر ذرهبین تحقیقات قرار بگیرد. کارآگاهان اداره دهم در ادامه بررسیهای اطلاعاتی متوجه شدند او با مردی جوان زندگی میکند که سابقهدار است و ارتباطاتی نیز با خرید و فروش مواد مخدر در محدوده دره فرحزاد دارد.
این سرنخ مسیر تحقیقات را تغییر داد. مأموران احتمال دادند زن جوان نه یک رهگذر بیخبر، بلکه فردی باشد که از ماجرای تیراندازی اطلاع داشته و تلاش کرده است با ارائه یک روایت ساختگی، مسیر تحقیقات را تغییر دهد.
با هماهنگی مقام قضایی، کارآگاهان راهی مخفیگاه این زن و شوهر شدند و هر دو نفر را در یک عملیات دستگیر کردند. متهمان پس از انتقال به پلیس آگاهی بهصورت جداگانه تحت بازجویی قرار گرفتند و در ابتدا تلاش کردند روایت قبلی را حفظ کنند، اما در ادامه تحقیقات، اظهارات آنها با یکدیگر همخوانی نداشت.
در نهایت، زمانی که کارآگاهان مستندات و مدارک جمعآوریشده را مقابل شوهر زن جوان قرار دادند، این مرد لب به اعتراف گشود و پرده از راز شلیک مرگبار برداشت.
او در اعترافاتش گفت: «مقتول یکی از دوستانم بود و روز حادثه به خانه ما آمده بود. از گذشته یک کلت کمری داشتم و آن روز نمیدانستم اسلحه پر است. از روی شوخی لوله اسلحه را به سمت بدن او گرفتم که ناگهان گلوله شلیک شد و او زخمی شد.»
اما ماجرا پس از شلیک گلوله تمام نشده بود. متهم که حالا با یک دوست زخمی و گرفتار در یک وضعیت بحرانی روبهرو شده بود، به جای تماس با پلیس یا امدادگران، تصمیم گرفت با همسرش برای پنهان کردن حقیقت، داستان دیگری بسازد.
او درباره ادامه ماجرا گفت: «بعد از این اتفاق به همسرم گفتم سناریویی طراحی کنیم و بگوییم مقتول را در محدوده دره فرحزاد سوار کرده است. همسرم هم قبول کرد و او را با خودرو به بیمارستان رساند.»
به این ترتیب، آنچه در ابتدا انتقال یک مرد مجروح توسط یک زن ناشناس به بیمارستان به نظر میرسید، با تحقیقات کارآگاهان به پروندهای جنایی با محوریت یک شلیک مرگبار و تلاش برای صحنهسازی تبدیل شد.
اکنون تحقیقات برای روشن شدن جزئیات بیشتر این حادثه، بررسی نحوه تهیه و نگهداری سلاح، چگونگی وقوع تیراندازی و همچنین میزان نقش و اطلاع زن جوان از ماجرا ادامه دارد. هر دو متهم نیز برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار دارند.
