جنایت زوج جوان

جنایت زوج جوان

آن شب وقتی بین من و زینت اختلاف حساب رخ داد او باز هم به من و همسرم توهین کرد و به ما تهمت دزدی زد.

فاطمه شیخ علیزاده: بهمن سال ۱۴۰۲ بود که فرزندان زن ۶۸ ساله‌ای به نام زینت با تماس‌های بی‌پاسخ از سوی مادرشان مواجه شدند.همین سبب شد که آنها نگران زینت شده و راهی منزل او واقع در محدوده مولوی تهران شوند.وقتی فرزندان زینت در خانه مادرشان را باز کردند و بعد از گذر از حیاط خانه قدیمی به اتاق زینت رسیدند؛ با جسد بی‌جان او مواجه شدند که به حالت دمر کف اتاق افتاده بود.

در ابتدا همه چیز عادی به نظر می‌رسید.بچه‌های زینت فکر می‌کردند که مادرشان به دلیل کهولت سن و بیماری، سکته کرده و به کام مرگ فرو رفته است.برای همین مقدمات مراسم تدفین او را فراهم کردند و جسد به غسالخانه بهشت زهرای تهران منتقل شد و درست زمانی که قرار بود فردای آن روز مراسم تشییع برگزار شده و جسد دفن شود؛ گم شدن طلاهای زینت موضوع را وارد فاز جنایی کرد.

راز یک قتل

شب قبل از تدفین زینت فرزندانش با مراجعه به پلیس گفتند:«روز قبل مادر ما فوت کرد و ما با تصور اینکه او سکته کرده و به مرگ طبیعی از دنیا رفته است؛ او را برای انجام مراسم تدفین به سردخانه بهشت زهرا منتقل کردیم.وقتی به خانه‌اش برگشتیم سراغ طلاهای او که همیشه در گنجه بود رفتیم اما انگار طلاها آب شده و در زمین فرو رفته بودند.هر جایی که فکر می‌کردیم گشتیم اما خبری از طلاها نبود و تازه متوجه شدیم که از خانه مادرمان سرقت شده است.به همین دلیل به موضوع مرگ او هم مشکوک شدیم.» با اعلام مرگ مشکوک زینت موضوع در دستور کار بازپرس جنایی قرار گرفت و دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی برای تعیین علت دقیق فوت صادر شد.

هم زمان تحقیقات میدانی از همسایه‌های زینت آغاز شد و یکی از همسایه‌ها سرنخ مهمی در اختیار ماموران پلیس قرار داد.او گفت:«شب قبل از اینکه متوجه مرگ زینت شویم، ساعت حدود دو شب بود که بی‌خوابی به سرم زد و به بالکن خانه‌مان رفتم تا سیگاری بکشم.در همان حال دیدم ناصر و همسرش به نام زهره؛ که مستاجر قدیمی زینت بودند در حالی که هر کدام یک کوله پشتی بر دوش داشتند سراسیمه و با عجله از خانه زینت بیرون آمده و با حالت فرار از خانه دور شدند.از آن روز به بعد هم دیگر خبری از آنها در محل نیست.»

در حالی که پزشکی قانونی در گزارش ابتدایی خود خفگی به دلیل فشار بر عناصر حیاتی را علت مرگ زینت اعلام کرد، جای شکی باقی نمانده بود که زینت در جریان یک جنایت جان باخته است.
فرار زوج جوان نیز نوک پیکان اتهام را به سمت آنها چرخاند و تلاش کارآگاهان پلیس برای یافتن ردی از آنها به عنوان مظنونین اصلی پرونده کلید خورد.

دستگیری زوج جوان

بعداز گذشت چند هفته از وقوع جنایت بالاخره زوج جوان در مخفیگاهشان واقع در حومه شهر شناسایی شده و بازداشت شدند. ناصر در همان برخورد ابتدایی با ماموران جنایی به ارتکاب قتل اعتراف کرد و در توضیح گفت:«از چند سال قبل مستاجر زینت بودیم.خانه او یک خانه خیلی قدیمی است که دور تا دور حیاط اتاق دارد.بزرگترین اتاق را از چند سال قبل ما اجاره کرده بودیم و زینت بقیه اتاق‌ها را به صورت کوتاه مدت به مسافر یا مشتریانی که قصد اقامت چند روزه داشتند اجاره می‌‌داد. اتاق‌های خودش هم طبقه بالا بود.»

متهم ادامه داد:«تا اینکه حدود یک ماه قبل زینت گفت که قصد دارد به شهرستان برود و گفت می‌خواهد حدود یک ماه نزد اقوام خود بماند.او از ما که مستاجر ثابت او بودیم خواست که اجاره‌ها را از بقیه مستاجرها جمع آوری کنیم.در مدت زمانی که او سفر بود، من و همسرم حواسمان به خانه بود و پول‌ها را برای زینت از مستاجرها گرفتیم.شب حادثه زینت تازه از سفر برگشته بود و من حساب و کتاب اجاره را با او انجام دادم.اما در آخر بین من و او اختلاف حسابی حدودا ۵ میلیون تومانی به وجود آمد.زینت فکر می‌کرد که پول‌ها کم است و من برای اینکه ابهام برطرف شود به اتاق خودم رفتم تا فیش‌های واریزی را بیاورم که بتوانم به زینت ثابت کنم مبلغ پرداخت شده درست است.»

متهم درباره لحظه حادثه گفت:«همسرم که در آن زمان باردار بود در اتاق زینت ماند و من وقتی دوباره به اتاق زینت برگشتم دیدم که در ادامه بحث من با زینت، همسرم با او درگیر شده و او همسرم را به راه پله هول داده بود.همسرم کف زمین افتاده بود و خونریزی داشت.از دیدن این صحنه به حدی عصبانی شدم که به سمت زینت حمله کردم و روی سینه او نشستم و دستانم را روی گلویش فشار دادم تا خفه شد.بعد طلاهایش را برداشتم و همراه همسرم وسایل ضروری‌مان را برداشتیم و فرار کردیم.» با اعتراف متهم برای او و همسرش کیفرخواست صادر شد و پرونده برای رسیدگی به شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.

در دادگاه

در ابتدای جلسه رسیدگی فرزندان زینت به عنوان اولیای دم تقاضای قصاص قاتل مادرشان را کردند. سپس ناصر به اتهام مباشرت در قتل عمدی برای دفاع از خود پای میز محاکمه رفت و گفت:«زینت در تمام سال‌هایی که مستاجر او بودیم همیشه با ما رفتار تحقیرآمیز داشت و بارها به همسرم فحاشی کرده بود.در حیاط خانه‌اش یک سرویس بهداشتی وجود داشت که همه اتاق‌ها باید از همان استفاده می‌کردند و او همسرم را مجبور می‌کرد که هر روز توالت را نظافت کند.با همه رفتارهای بد صاحبخانه، من و همسرم به خاطر وضع مالی بدی که داشتیم چاره‌ای نداشتیم جز اینکه شرایط را تحمل کنیم و آنجا بمانیم.ما توانایی اجاره کردن جای دیگری را نداشتیم.»

متهم درباره شب حادثه گفت:«آن شب وقتی بین من و زینت اختلاف حساب رخ داد او باز هم به من و همسرم توهین کرد و به ما تهمت دزدی زد.من وقتی همسرم را در حال وخیم دیدم به حدی عصبانی شدم که انگار تمام رفتارهای قبل او باز هم برایم تداعی شد.برای همین روی سینه‌اش نشستم و بدون هیچ نقشه قبلی گلویش را فشار دادم.اما همسرم در این ماجرا هیچ نقشی نداشت.او یک گوشه ایستاده بود و با وحشت من را نگاه می‌کرد و گریه می‌کرد.او بیگناه است و بعد از این ماجرا هم فرزندش سقط شد.»

قاضی گفت:«چرا بعد از قتل طلاهای زینت را ربودی؟»  متهم گفت:«چون نیاز مالی داشتم.من جای طلاهایش را می‌دانستم و به خاطر احتیاج مالی فکر سرقت به سرم زد.» سپس زهره پای میز محاکمه رفت و گفت:«من اتهامم را قبول ندارم.اصلا نمی‌دانستم زمانی که شوهرم از اتاق خودمان بالا بیاید چه اتفاقی خواهد افتاد.من هیچ نقشی در مرگ زینت نداشتم.» وکیل زینت نیز در دفاع از او گفت:«موکلم با متهم ردیف اول وحدت قصد نداشته و تنها نظاره گر صحنه جنایت بوده است.»

قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهمان، ناصر را به قصاص محکوم کردند اما زهره از اتهام خود تبرئه شد.

دیدگاهتان را بنویسید