پناهگاه یا دام؟ پردیسان و سرنوشت حیوانات

پناهگاه یا دام؟ پردیسان و سرنوشت حیوانات

گم شدن توله خرس در پارک پردیسان بار دیگر نگاه‌ها را به ناکارآمدی و موقعیت نامناسب مرکز بازپروری حیات‌وحش در این پارک پرتردد تهران جلب کرده است. با وجود اذعان مسئولان به ضعف‌های ساختاری، طرح احداث مرکز جدید باز هم در همان محدوده مطرح شده؛ تصمیمی که کارشناسان آن را تکرار خطای گذشته می‌دانند.

به گزارش سرمایه فردا، پارک پردیسان، با وسعتی بیش از ۲۷۰ هکتار در قلب تهران، سال‌هاست میزبان مرکزی برای نگهداری و بازپروری حیوانات آسیب‌دیده است؛ مرکزی که بارها به دلیل موقعیت نامناسب، ضعف‌های امنیتی و طراحی غیراستاندارد مورد انتقاد قرار گرفته است. گم شدن توله خرس دوساله در تابستان گذشته، تازه‌ترین نمونه از ناکارآمدی این مرکز است؛ اتفاقی که نه‌تنها نگرانی‌های زیست‌محیطی را افزایش داده، بلکه پرسش‌هایی جدی درباره نحوه مدیریت حیات‌وحش در کشور مطرح کرده است.

با وجود این سابقه، سازمان حفاظت محیط زیست از طرحی جدید برای احداث بیمارستان و مرکز بازپروری مجهز در همان محدوده خبر داده است؛ اقدامی که به باور کارشناسان، تکرار یک اشتباه استراتژیک است. در شرایطی که پارک پردیسان در میان اتوبان‌های پرتردد قرار دارد و دسترسی عمومی به آن آسان است، حفظ امنیت و آرامش حیوانات آسیب‌دیده در چنین فضایی دشوار و پرهزینه خواهد بود.

این گزارش، نگاهی دارد به چالش‌های ساختاری مرکز پردیسان، سرنوشت نامعلوم توله خرس، و ضرورت بازنگری در سیاست‌های بازپروری حیات‌وحش در کشور؛ سیاست‌هایی که اگر اصلاح نشوند، ممکن است جان حیوانات بیشتری را به خطر بیندازند معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست از تلاش برای جذب منابع مالی برای ایجاد یک بیمارستان و مرکز بازپروری مجهز در محدوده پارک پردیسان خبر می‌دهند. این در حالی است که کارشناسان ایجاد مرکز فعلی در این پارک پر گردشگر در میان اتوبان‌های پرتردد تهران را اقدامی نادرست توصیف می‌کنند.

 

گم شدن توله خرسی در پارک پردیسان

گم شدن توله خرسی در پارک پردیسان باز هم ذهن‌ها را معطوف به غیر استاندارد بودن این مرکز بازپروری سازمان محیط زیست کرد. یک توله خرس نزدیک به دوساله که در مرکز بازپروری پارک پردیسان نگهداری می‌شد، در حالی مفقود شد که بسیاری از فعالان محیط زیست و کارشناسان این حوزه باور ندارند که توله خرسی در این سن و سال بتواند راه درازی پیموده و از دسترس مسئولان مربوطه خارج شود. از آنجا که پارک پردیسان در میان اتوبان‌های پرتردد تهران قرار دارد، کارشناسان بر این باورند که مرکز بازپروری پردیسان در جای نامناسبی ایجاد شده و باید سازمان محیط زیست چاره‌ای برای رفع نیازهایش بیاندیشد زیرا این اولین بار نیست که حیوانی در مرکز بازپروری پارک پردیسان آسیب می‌بیند. سال ۹۲ هم یک گوزن زرد در این پارک توسط شکارچیان مورد هدف قرار گرفته بود. در آن سال هم مهمترین دلیل این تعرض دسترسی شکارچیان به قفس حیوان از داخل اتوبان اعلام شده بود.

ایجاد مرکز جدید در نزدیکی پارک پردیسان

سرنوشت توله خرس پردیسان هرگز مشخص نشد و حمید ظهرابی در گفت‌وگو با ایسنا از فرار توله خرس سخن می‌گوید در حالی که به نظر می‌رسد احتمال دزدیده شدن توله خرس کوچک، به مراتب بیشتر از فرار باشد.

به گفته ظهرابی، قرار است برای بهبود شرایط مرکز بازپروری پارک پردیسان چندین اقدام انجام شود تا از تکرار اتفاقات مشابه جلوگیری شود. یکی از این اقدامات دوربین‌گذاری و رفع نواقصی است که در مرکز وجود داشته و به‌سرعت در حال اصلاح است. علاوه بر آن فرآیند استانداردسازی محل‌های نگهداری حیوانات نیز در حال انجام است.

او اگرچه قبول دارد که مرکز بازپروری پردیسان از ابتدا در مسیر نامناسب با استانداردهای نادرست ساخته شده است اما از طرحی جدید درباره ایجاد یک بیمارستان و مرکز بازپروری استاندارد و مجهز رونمایی می‌کند که در صورت تامین اعتبار،‌ باز هم در محدوده پارک پردیسان احداث خواهد شد.

 

حال این پرسش مطرح است که اگر معاون محیط زیست طبیعی سازمان محیط زیست قبول دارد که مرکز در جای مناسبی ساخته شده است، چرا این اتفاقات در مرکز رخ می دهد؟ نکته جالب توجه برنامه جدید سازمان محیط زیست برای تخلیه مرکز است؟!

 

سازمان حفاظت محیط زیست قصد دارد به دلیل نگرانی از انتقال آنفلوانزای فوق حاد پرندگان و گم شدن احتمالی حیوانات در پارک پردیسان، مرکز بازپروری این مجموعه را با صدور پروانه انتفاعی تخلیه کند و تمام جنبندگان موجود در قفس‌های مرکز بازپروری را به باغ‌وحش‌ها واگذار کند. اقدامی که در واقع فروش این حیوانات به باغ وحش‌ به حساب می‌آید. در میان حیوانات قابل واگذاری نام برخی گونه‌های بومی هم به چشم می‌خورد. کارشناسان بر این باورند که مرکز نگهداری حیوانات در پارک پردیسان نه تنها قابلیت بازپروری حیات وحش را ندارد بلکه به دلیل انتفاع سازمان محیط زیست از نقل و انتقال گونه‌ها، ممکن است به محلی برای مهر تایید زدن به قاچاق حیوانات بومی ایران هم تبدیل شود.

نامه شماره ۳۲۲۸۲/۳۲۰/۱۴۰۴ که به امضای معصومه صفایی معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست رسیده است، نشان می‌دهد که سازمان محیط زیست به دلیل تراکم جمعیت حیوانات موجود در مرکز بازپروری پردیسان و نگرانی از انتقال بیماری‌های همه‌گیر مثل آنفلوانزای فوق حاد پرندگان در فصل سرما یا فرار قریب الوقوع حیوانات موجود در این مرکز، آنها را با صدور پروانه انتفاعی به باغ وحش‌ها واگذار کنند. در لیست ضمیمه نامه هم نام گونه‌های بومی و غیر بومی قابل واگذاری ردیف شده است. برخی از این گونه‌ها از دوران شیرخوارگی در پارک پردیسان بوده‌اند و معلوم نیست در مرکزی که نام بازپروری را یدک می‌کشد، چرا اقدامی برای آماده سازی حیوان به‌منظور رهاسازی انجام نشده است. این نقل و انتقالات نگرانی‌هایی را در میان دوستداران حیات وحش به دلیل شرایط غیر استاندارد باغ وحش‌های ایران ایجاد کرده است.

 

پارک پردیسان مرکز بازپروری نیست

اما چرا سازمان محیط زیست وظیفه بازپروری حیات وحش را رها کرده است؟ ایمان معماریان دامپزشک در گفت‌وگو با «هفت صبح» بیان می‌کند: پارک پردیسان قابلیت بازپروری حیوانات را نداشته و گونه‌های موجود در این مجموعه هم بر اساس روابط و نه ضوابط به مراکز دیگر منتقل می‌شوند.

او توضیح می‌دهد که به دلیل جایگاه‌های نامناسب در پارک پردیسان، این مرکز نمی‌تواند یک مرکز بازپروری باشد و این نشان می‌دهد سازمانی که ناظر باغ وحش‌هاست و باید توانایی نظارت بر باغ وحش‌ها را داشته باشد، خودش وضعیت بدتری دارد و اگر بخواهد کار بازپروری را در این مرکز انجام دهد، باید حتما بخش قرنطینه، بازپروری و پیش رهاسازی برای آموزش برخی رفتارها به حیوان قبل از رهاسازی را طراحی کند اما چنین ساختاری در مرکز نگهداری حیوانات پارک پردیسان برنامه‌ریزی نشده است.

به گفته این دامپزشک، اگر حیواناتی که به پارک پردیسان می‌آیند، قابلیت رهاسازی نداشته باشند، می‌توان آنها را به باغ وحش منتقل کنند یا در همان مرکز بازپروری نگهداری کرد اما مشکل جایی پیش می‌آید که سازمان حفاظت محیط زیست قوانین واگذاری حیوانات را تغییر داده است. چند سال قبل مالکیت حیوانات به باغ وحش‌ها واگذار نمی‌شود و کماکان محیط زیست مالک حیوان واگذار شده به حساب می‌آمد اما در حال حاضر این سازمان برای واگذاری حیوانات به باغ وحش پروانه باطل می‌کند و مجموعه‌ای که حیوان را تحویل می‌گیرد، باید به سازمان محیط زیست پول پرداخت کند زیرا پروانه واگذاری مشابه پروانه شکار، قیمت دارد.

 

ایجاد مونوپل در واگذاری خرس سیاه

در باغ وحش‌های مدرن دنیا اجازه خرید و فروش حیوان وجود ندارد و حیوانات بر اساس صلاحیت یا لزوم تولید مثل جابجا می‌شوند بدون اینکه پولی رد و بدل شود اما در ایران سازمان محیط زیستش برای جابجایی حیوانات پروانه صادر می‌کند! معماریان بر این باور است که همین انگیزه مالی می‌تواند سبب شود که محیط زیست به خودش زحمت ایجاد یک مرکز استاندارد برای بازپروری حیوانات را ندهد. او به یک داستان شوک آور هم اشاره می‌کند که بسیار قابل تامل است. در دو سه سال اخیر تعداد زیادی توله خرس سیاه آسیایی از طبیعت گرفته شده و پس از ضبط خرس‌ها از قاچاقچیان، سازمان محیط زیست آن را به یک باغ وحش خاص تحویل داده است و در واقع در واگذاری خرس سیاه به صورت مونوپل عمل کرده است. این رفتار شائبه برانگیز است زیرا ممکن است صاحبان باغ وحش‌ها به قاچاقچی پول بدهند که خرس سیاه از طبیعت بگیرد، بعد خودشان قاچاقچی را لو بدهند و در ازای پرداخت مبلغ اندکی به سازمان محیط زیست، همان خرس‌ها را به صورت قانونی از سازمان متولی حیات وحش تحویل بگیرند.

 

ایجاد کلاف سردرگم در پارک پردیسان

نکاتی که معماریان به آن اشاره می‌کند، نگرانی‌ها درباره وضعیت حیات وحش ایران را حتی پس از تحویل به سازمان حفاظت محیط زیست بیشتر می‌کند. علیرضا شهرداری فعال محیط زیست هم درباره دلیل عدم موفقیت سازمان متولی حیات وحش در بازپروری حیواناتی که به پردیسان تحویل می‌شوند، به نکاتی اشاره می‌کند که بسیار قابل توجه است.

شهرداری به «هفت صبح» می‌گوید: ما در پردیسان یک مرکزی داریم که نامش مرکز بازپروری است و دلیل وجود چنین مراکزی هم در دنیا مشخص است. به هر حال تعداد زیادی حیوان به دلیل کشف و ضبط از متخلفان، زخمی شدن، بیماری یا شکار مادر و سایر حوادث از طبیعت جدا می‌شوند. متولی این حیوانات سازمان محیط زیست است و باید آنها به دست این سازمان برسد. سازمان محیط زیست وظیفه تیمار، درمان و نگهداری و بازپروری حیواناتی که به هر دلیلی تحویل این مجموعه می‌شوند را به عهده دارد و اگر حیوان تحویل شده شرایط رهاسازی داشته باشد در طبیعت آزاد می‌شوند، در غیر این صورت باید به مراکز مناسب منتقل شوند.

این فعال محیط زیست مرکز موجود در پارک پردیسان را دارای فاصله زیاد با استانداردهای جهانی معرفی می‌کند و درباره مراکزی که در همین کشور همسایه یعنی ارمنستان وجود دارد، توضیحاتی ارائه می‌کند.

به اعتقاد او، در مراکز بازپروری استاندارد گونه‌های مشخصی را نگه می‌دارند اما در پردیسان همه گونه‌ها در کنار هم نگه داشته می‌شوند و نمی‌توان انتظار داشت که بازپروری درست انجام شود. ضمن آنکه بازپروری برخی گونه‌ها هم شرایط خاص خودش را دارد و ظرفیت مراکز بازپروری در موفقیت اقدامات بسیار تاثیرگذار است. برای پستانداران مرکز بازپروری که در ارمنستان هست، فقط مخصوص خرس قهوه‌ای است یا یک مرکز مخصوص بازپروری هما در آنجا وجود دارد اما در ایران چنین چیزی نداریم.

به گفته شهرداری، ما در پردیسان متخصص بازپروری حیات وحش هم نداریم و بنابراین باید اسم مرکز بازپروری را از روی مرکز نگهداری حیوانات پردیسان برداریم. زیرا همواره یک تعداد حیوان به این مرکز تحویل می‌شوند و بعد تصمیم می‌گیرند که با این حیوانات چه رفتاری انجام شود. از آنجا که ورودی حیوان در پارک پردیسان زیاد است، جابجایی گونه‌های تحویل شده اجتناب‌ناپذیر است زیرا به هر حال مراکز بازپروری در تمام دنیا یک ظرفیتی دارند و باید به سرعت حیوانات را به مراکزی برای نگهداری منتقل کنند اما در ایران مراکزی مثل باغ پرندگان و باغ وحش‌ها هم تخلفات زیادی دارند که خیلی از آنها رسانه‌ای نمی‌شود.

 

تحویل حیوان به باغ وحش‌ها برای گونه‌ها مشکل ایجاد می کند؟

این فعال محیط زیست موضوع مرکز بازپروری حیات وحش پردیسان را کلاف سردرگمی توصیف می‌کند که از هر طرف بگیریم، مسئله دارد. زیرا با تحویل حیوان به باغ وحش‌ها برای گونه‌ها مشکل پیش می‌آید. اگر محیط زیست خودش بخواهد حیوانات را نگهداری کند، چقدر و چند گونه می‌تواند نگهداری کند؟ ضمن آنکه مجبور هستند حیوانات جدید را وارد مرکز کنند.

شهرداری آزادسازی‌های انجام شده توسط سازمان محیط زیست را هم غیر کارشناسی می‌داند. او که در دوره‌ای سابقه حضور در مرکز بازپروری پارک پردیسان را داشته از روزهایی سخن می‌گوید که ۲۰ تا ۳۰ روباه در مرکز داشته‌اند و مجبور بودند آمار آنها را به سازمان محیط زیست ارائه دهند تا این سازمان درباره حیوانات موجود تصمیم بگیرد. مسئولان هم تصمیم می‌گیرند که روباه‌ها را در سرخه حصار رها کنند، بدون آنکه بررسی کنند که این پارک جنگلی چقدر ظرفیت دارد یا آزادسازی موفق بوده است یا خیر.

او ادامه می‌دهد: دم عید ۵۰۰ لاکپشت برکه‌ای از متخلفانی که اقدام به فروش آنها می‌کردند، به پارک پردیساان می‌رسد و به یکباره همه این لاکپشت‌ها را در تالابی آزاد می‌کنند بدون اینکه در نظر بگیرند زیستگاه ظرفیتش را دارد یا کار کارشناسی روی آن انجام شود. بنابراین در پارک پردیسان علاوه بر اینکه شیوه بازپروری غلط است، مکانی که حیوانات به آن واگذار می‌شوند هم مشکل دارد و روش آزادسازی و غیره هم غلط است.

سازمانی که هنوز درباره سرنوشت یک توله خرس قهوه‌ای گمشده در پارک پردیسان به افکار عمومی پاسخ درستی نداده است، توانایی ساماندهی مجموعه‌ای از حیوانات زخمی و آسیب دیده را در مجموعه بازپروری خود ندارد و در نهایت چوب حراج حتی به گونه‌های بومی کشور می‌زند، از محل فروش این حیوانات منتفع می‌شود و فروش پروانه شکار حتی در سال‌های به شدت خشک را متوقف نمی‌کند از سوی دیگر به دنبال ترویج قرق‌های اختصاصی با توجیه سیاست نوین محیط زیستی است، آیا به واقع حامی و دلسوز حیات وحش ایران است؟

 

مرگ و میر در مرکز بازپروری پردیسان

 توله کاراکال یکساله مرکز بازپروری پردیسان که یکی از هشت گربه‌سان ارزشمند ایران است، قربانی ابتلا به پنلوکوپنی شده و گربه‌ای جنگلی یا وحشی قربانی دیگر این ویروس کشنده در پردیسان است.

پنلوکوپنی یا ویروس گربه‌سانان به جان گونه‌های ارزشمند حیات وحش کشور که در مرکز بازپروری پردیسان نگهداری می‌شوند، افتاده است. تاکنون دست کم یک کاراکال و گربه وحشی در اثر ابتلا به این ویروس که به سادگی از طریق تزریق واکسن قابل کنترل بود از دست رفته‌اند و کارشناسان می‌گویند غیر استاندارد بودن مرکز بازپروری پردیسان باعث از دست رفتن این گونه‌ها شده است.

نام مرکز بازپروری پارک پردیسان گویا قرار نیست هیچ‌گاه از صدر اخبار خارج شود. خرداد ماه امسال، گم شدن توله خرسی که در این مرکز نگهداری می‌شد، نگرانی‌هایی را درباره استانداردهای این مرکز ایجاد کرد. متاسفانه، تا امروز هم از سرنوشت این توله خبری در دسترس نیست؛ اما این تمام ماجرای مرکزی که نام بازپروری را یدک می‌کشد، نیست. به بهانه عدم تکرار گم شدن حیوانات و استانداردسازی این مرکز، اواخر آبان خبر رسید که همه حیوانات پردیسان به باغ وحش‌ها فروخته خواهند شد و حالا علیرضا شهرداری فعال محیط زیست به هفت صبح خبر می‌دهد که ویروس پنلوکوپنی به جان گربه‌سانان ساکن در پردیسان افتاده است.

این ویروس، یک ویروس کشنده برای گربه سانان است و آن‌طور که شهرداری می‌گوید: توله کاراکال یکساله مرکز بازپروری پردیسان که یکی از هشت گربه‌سان ارزشمند ایران است، قربانی ابتلا به این ویروس شده و گربه‌ای جنگلی یا وحشی قربانی دیگر این ویروس کشنده در پردیسان است.

 

شیوع ویروس به دلیل تعارض با گربه‌های اهلی

نکاتی که شهرداری درباره مرکز بازپروری پردیسان به آن اشاره می‌کند، بسیار تکان دهنده است. ویروس پنلوکوپنی در تعارض با گربه‌های اهلی و آزاد امکان انتقال به گربه‌سانان وحشی را دارد و در مرکز بازپروری پردیسان، به راحتی امکان رفت و آمد برای گربه‌های بلاصاحب فراهم است! اگرچه لباس آلوده هم می‌تواند این ویروس را منتقل کند اما لازمه‌اش این است که پرسنل مرکز بازپروری پارک پردیسان یک گربه آلوده را بغل کرده باشند یا در خانه از آن نگهداری کنند و همراه با اینکه به آن گربه بیمار می‌رسند، به حیات وحش هم رسیدگی کنند و ویروس را به حیوانات ارزشمند طبیعت ایران منتقل کنند.

جالب آنکه سه سال و نیم پیش این فعال محیط زیست در مرکز بازپروری پردیسان فعالیت داشته و شاهد بوده که یکی از جایگاه‌های این مرکز به گربه‌های اهلی اختصاص یافته بود. همان کارگری که بخش نگهداری از گربه‌های اهلی را نظافت می‌کرد، بدون آنکه پوشش را تغییر دهد به همه حیوانات وحشی هم غذارسانی می‌کرده و به این ترتیب به راحتی امکان انتقال بیماری‌های ویروسی را فراهم می‌کرده است.

شهرداری تاکید می‌کند که مرکز بازپروری حیات وحش پردیسان استاندارد نیست و به همین خاطر باید اسم بازپروری از آن حذف شود. زیرا اگر آنجا مرکز بازپروری است، نباید حیوانات اهلی غیر واکسینه آنجا تردد کنند. در شرایطی که چنین نظارتی در مرکز پارک پردیسان وجود ندارد، به راحتی همه جور بیماری منتقل می‌شود.

به اعتقاد شهرداری، پارک پردیسان نه تنها مرکز بازپروری نیست بلکه فقط محل نگهداری از گونه‌های حیات وحش بلاتکلیف است که از قاچاقچی گرفته شده یا از مردم کشف می‌شود. گاهی هم حیات وحش از استان‌هایی که شرایط نگهداری ندارند، به تهران انتقال داده می‌شوند و در این مرکز نگهداری می‌شوند. نکته قابل تامل اینکه در این مرکز همه حیوانات در کنار هم نگهداری می‌شوند و این رویه زمینه بروز تلفات در حیوانات پارک پردیسان را فراهم می‌کند.

 

واکسینانسیون راه کنترل بیماری پنلوکوپنی

آیا راهی برای کنترل ویروس خطرناکی که به جان حیات وحش پردیسان افتاده وجود دارد؟ بهرنگ اکرامی دامپزشک حیات وحش در این رابطه به هفت صبح می‌گوید: پنلوکوپنی جزء ویروس‌های رایج در گربه سانان است. در پردیسان چون گربه‌های خیابانی داریم، پراکنش ویروس بالاست. بهترین راه کنترل و پیشگیری، واکسیناسیون است.

به گفته او، واکسن‌های این بیماری در کشور موجود است. واکسن سه گانه گربه سانان یکی از اجزای واکسن پنلوکونی است. راه دیگر کنترل ویروس، قرنطینه و ضدعفونی کردن جایگاه نگهداری حیوانات همچنین کنترل ورود و خروج حیوانات بیمار است. علی الخصوص در جاهایی مثل پردیسان که مرکز نگهداری، بازپروری و تیمار حیوانات است، باید افراد بیمار تست شوند و اگر بیماری داشته باشند، حتما قرنطنیه شده و در مجاورت حیوانات سالم نباشند.

تزریق واکسن راه مهم جلوگیری از ویروس گربه‌سانان است اما آیا تزریق واکسن سه گانه گربه‌سانان در محدوده سنی مشخصی باید انجام شود؟ اکرامی در این رابطه توضیح می‌دهد: واکسن سه گانه گربه سانان را می‌توان از بالای ۴۵ روز که سیستم ایمنی بدن گربه سانان فعال می‌شود، به آنها تزریق کرد. دو دوز اول را به فاصله سه هفته می‌زنند و دوز سوم اختیاری است؛ می‌توانند سه هفته بعدتر بزنند ضمن آنکه سالیانه این واکسن باید تکرار شود.

این دامپزشک حیات وحش هم دلیل تلفات با ویروسی که به راحتی قابل کنترل است را تردد گربه‌های آزاد در پردیسان می‌داند و بر این باور است که آنجا تجمع گربه‌ها بالاست و بحث ایزولاسیون مرکز بازپروری زیر سئوال است.

 

تلفات با وجود خرید واکسن خارجی

با توجه به اینکه ویروس پنلوکوپنی به راحتی و با تزریق واکسن قابل کنترل است آیا مسئولان سازمان محیط زیست تدابیری برای حفاظت از گونه‌های ارزشمند حیات وحش کشور نداشته‌اند؟ یک منبع مطلع که نخواست نامش فاش شود به هفت صبح می‌گوید: سازمان حفاظت محیط زیست همه اقدامات لازم برای واکسیناسیون گونه‌های حیات وحش را انجام داده است.

او اضافه می‌کند: حتی این سازمان زیر بار خرید واکسن ایرانی نرفته و از طریق یک رابط بین‌المللی با صرف چند هزار دلار اقدام به خرید واکسن خارجی کرده است.

توضیحات او شرایط را پیچیده‌تر می‌کند. اگر واکسن خارجی توسط سازمان حفاظت محیط زیست خریداری شده، چطور این واکسن اثرگذار نبوده و شاهد تلفات در گربه‌سانان مرکز بازپروری پارک پردیسان هستیم. آیا واکسن‌های خریداری شده تاریخ مصرف گذشته بوده‌اند؟ اساسا واکسن‌های خریداری شده به گربه‌سانان مرکز بازپروری تزریق شده‌اند؟ خبرنگار هفت صبح برای دریافت پاسخ این پرسش‌ها با حمید ظهرابی معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست تماس می‌گیرد اما این تماس بدون پاسخ باقی می‌ماند.

آنچه امروز در مرکز بازپروری پردیسان رخ می‌دهد، صرفاً مرگ چند گربه‌سان نیست؛ بلکه نشانه‌ای هشداردهنده از ضعف مدیریت، نبود استانداردهای بهداشتی و بی‌توجهی به اصول اولیه حفاظت از حیات وحش است. وقتی ویروسی شناخته‌شده و قابل پیشگیری، گونه‌هایی نادر و ارزشمند را قربانی می‌کند، افکار عمومی حق دارد بداند مسئولیت این تلفات بر عهده چه کسی است و چرا نظارت مؤثر وجود ندارد؟ پردیسان اگر قرار است «مرکز بازپروری» باشد، باید امن‌ترین نقطه برای حیات وحش باشد، نه مکانی که بیماری، بی‌نظمی و ابهام در تصمیم‌گیری به بهای جان گونه‌های در خطر تمام شود؛ گونه‌هایی که جایگزینی برای آن‌ها وجود ندارد.

الزامات IUCN و چالش استانداران در مناطق حفاظت‌شده

 

حمید حسینی، فعال محیط زیست: با توجه به معیارهای اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN)، حکمرانی و مدیریت مناطق تحت حفاظت باید به‌گونه‌ای طراحی شود که هدف اصلی آن، یعنی حفاظت از تنوع زیستی و ارزش‌های اکولوژیک، همواره بر ملاحظات توسعه‌ای و سیاسی اولویت داشته باشد. در این چارچوب، مرجع راهبر یا دبیر مدیریت مناطق حفاظت‌شده باید مأموریت اصلی و تخصصی در حوزه حفاظت داشته و تصمیم‌گیری‌های او از فشارهای سیاسی و مطالبات کوتاه‌مدت محلی مصون باشد.

استانداران، بر اساس وظایف قانونی، مسئول توسعه اقتصادی، عمرانی و سرمایه‌گذاری در سطح استان هستند و به‌طور طبیعی در معرض فشارهای مرتبط با پروژه‌های توسعه‌ای، مطالبات محلی و الزامات سیاسی قرار دارند. قرار گرفتن استاندار در جایگاه دبیر یا مرجع راهبر مناطق تحت حفاظت، موجب تداخل مأموریت‌های توسعه‌ای با الزامات حفاظتی می‌شود و این وضعیت، از منظر معیارهای IUCN، مصداق تعارض منافع است؛ زیرا مدیر منطقه حفاظت‌شده نباید در موقعیتی قرار گیرد که ناچار به انتخاب میان حفاظت و توسعه باشد.

همچنین IUCN تأکید می‌کند که مدیریت مناطق حفاظت‌شده یک فعالیت تخصصی محیط‌زیستی است که نیازمند دانش فنی، تجربه و ساختار حرفه‌ای مشخص است. اگرچه مشارکت مقامات محلی، دانشگاه‌ها و گروه‌های اجتماعی یک ظرفیت ارزشمند برای تقویت حفاظت محسوب می‌شود، اما این مشارکت نمی‌تواند جایگزین مدیریت تخصصی و حرفه‌ای مناطق حفاظت‌شده شود. ایفای نقش دبیر توسط استاندار، به‌دلیل ماهیت غیرتخصصی این جایگاه در حوزه محیط‌زیست، با این اصل همخوانی ندارد.

از سوی دیگر، معیارهای IUCN بر یکپارچگی و یکنواختی استانداردهای حفاظتی در سطح ملی تأکید دارند. واگذاری نقش دبیر مناطق به استانداران مختلف می‌تواند منجر به تفاوت در سطح حفاظت، تفسیر مقررات و شدت اعمال محدودیت‌ها در استان‌های مختلف شود که این امر با اصل هماهنگی ملی نظام مناطق حفاظت‌شده مغایرت دارد. علاوه بر این، IUCN بر ضرورت پایش مستقل و تفکیک نهاد تصمیم‌گیر از نهاد ناظر تأکید می‌کند؛ در حالی که تمرکز نقش تصمیم‌گیری و اجرا در سطح استانداری، امکان شکل‌گیری سازوکارهای پایش مستقل و پاسخ‌گو را تضعیف می‌کند.

بر این اساس، از منظر معیارهای IUCN، استانداران می‌توانند نقش مهمی در هماهنگی بین‌بخشی، حمایت اجرایی و تسهیل مشارکت‌های محلی ایفا کنند، اما قرار گرفتن آنان در جایگاه دبیر یا مرجع راهبر مدیریت مناطق تحت حفاظت، با اصول استقلال تصمیم‌گیری حفاظتی، پرهیز از تعارض منافع، مدیریت تخصصی و یکپارچگی ملی نظام حفاظت همخوانی ندارد و نیازمند بازنگری در تعریف نقش‌ها و مسئولیت‌هاست.