مطالبات نسلی در شعارها نیست؟

مطالبات مشخص نسلی در شعارها دیده نمی‌شد. این موضوع نشان می‌دهد باید لایه‌های عمیق‌تری از کنش نسل جدید را دید. جزئیات این موضوع را در گفتگو با سیدآبادی بخوانید؛

در سال‌هایی که درباره نوجوانان، فراوان حرف زده ‌‌شده و تحلیل پشت تحلیل منتشر می‌شود، جای یک مسئله خالی مانده: شنیدن صدای خودشان. «زیستن با فلسفه دلقک‌ها» نوشته علی‌اصغر سیدآبادی دقیقا از همین نقطه شروع می‌کند. او به جای نسخه پیچیدن از بالا، سراغ تجربه زیسته نوجوان ایرانی رفته و تلاش کرده جهان را از زاویه نگاه نسلی ببیند که اغلب موضوع قضاوت بزرگ‌ترهاست، نه شریک گفت‌وگو.

  دلقک‌ها در برابر حافظان قطعیت

عنوان کتاب برگرفته از مقاله‌ای است از لشک کولاکوفسکی  است که بر پایه یک تمایز استعاری شکل گرفته است: «فلسفه کاهن‌ها» در برابر «فلسفه دلقک‌ها». کاهن نماد نظم تثبیت‌شده، پاسخ‌های آماده و مراقبت از ساختارهای موجود است. دلقک اما عادت‌های فکری را به‌هم می‌ریزد، سؤال می‌پرسد و با وارونه کردن وضعیت‌ها، امکان دیدن زوایای تازه را فراهم می‌کند. سیدآبادی نوجوانان دهه هشتادی را در افق همین نگاه دوم می‌نشاند؛ نسلی که بیش از هر چیز، صورت مسئله‌ها را زیر سؤال می‌برد و به پاسخ‌های قطعی با تردید نگاه می‌کند.
پشتوانه این تحلیل، گفت‌وگوهای میدانی با صدها نوجوان از مناطق مختلف کشور است. این صداهای متنوع در کنار داده‌های پژوهش‌های ملی و مطالعات جامعه‌شناختی قرار گرفته‌اند تا تصویری چندلایه شکل بگیرد. حاصل کار، پرتره نسلی است که در دل جهان شبکه‌ای رشد کرده، خانواده‌ای متفاوت از گذشته را تجربه کرده و همزمان با انبوهی از روایت‌های متناقض روبه‌رو بوده است.

نسلی با شیوه شناخت متفاوت

سیدآبادی تغییرات این نسل را با برچسب‌های ساده توضیح نمی‌دهد. او از دگرگونی در شیوه شناخت جهان حرف می‌زند. نوجوان امروز در فضایی بزرگ شده که منابع خبر و معنا متکثرند. در چنین شرایطی، نگاه او مقایسه‌گر، سیال و نقاد است. قطعیت‌های تک‌منبعی جای خود را به ذهنیتی داده‌اند که مدام میان روایت‌ها جابه‌جا می‌شود و از دل این رفت‌وآمد، تصویر شخصی‌تری از جهان می‌سازد.
کتاب در بخش خانواده نشان می‌دهد تجربه «شنیده شدن» در خانه، برای نوجوان معیار تازه‌ای ساخته است. وقتی این تجربه در مدرسه یا نهادهای رسمی تکرار نمی‌شود، احساس نادیده‌ گرفته‌شدن شکل می‌گیرد و همین شکاف، بخشی از حساسیت اجتماعی نسل جدید را توضیح می‌دهد.نثر اثر میان زبان پژوهشی و بیانی زنده حرکت می‌کند. نویسنده حکم نهایی صادر نمی‌کند، نشانه‌ها را کنار هم می‌گذارد و خواننده را دعوت می‌کند تصویر بزرگ‌تری ببیند. «زیستن با فلسفه دلقک‌ها» یادآوری می‌کند برای فهم نسل تازه، پیش از هر چیز باید گوش داد.

باید صدای نوجوان‌ها را مستقیم شنید
گفت‌وگو با نویسنده «زیستن با فلسفه دلقک‌ها»

سیدآبادی درباره انگیزه نگارش این کتاب می‌گوید دغدغه اصلی‌اش کمبود داده‌های معتبر درباره نوجوانان بوده است:

«در ایران پژوهش‌های ملی با تمرکز بر نوجوانان کم است و بیشتر مطالعات موجود از زاویه روان‌شناسی انجام شده‌اند. در این رویکردها لزوماً قرار نیست صدای خود بچه‌ها شنیده شود. من تلاش کردم نگاه جامعه‌شناختی را پررنگ کنم و خود نوجوانان را در مرکز قرار بدهم.» او توضیح می‌دهد ‌برای این کار به گفت‌وگوی مستقیم با نوجوانان رو آورده است: «با ۲۵۰ نوجوان از مناطق مختلف کشور صحبت کردم؛ شهری، روستایی، با زمینه‌های متفاوت.

در کنار این گفت‌وگوها، سراغ پیمایش‌های ملی و پژوهش‌هایی رفتم که بخشی از داده‌های‌شان به نوجوانان مربوط می‌شد. این مجموعه داده‌ها در کنار مطالعات جهانی درباره نسل‌ها، چارچوب کتاب را ساخت.» به گفته او، انتشار کتاب همزمان شد با رخدادهای اعتراضی سال‌های اخیر و همین موضوع باعث شد احساس کند بحث نیاز به تکمیل دارد: «بعد از انتشار کتاب، مقاله‌ای نوشتم تا با تکیه بر داده‌های رسمی و روندهایی که در کتاب به آنها اشاره کرده بودم، این تحولات را هم بررسی کنم. برای من مهم بود ببینم حضور نوجوانان در این فضاها چه معنایی دارد.» او به نکته‌ای اشاره می‌کند که از نظرش کمتر دیده شده است:

«در برخی شهرها که محدودیت‌های فرهنگی شدیدتر بوده، حضور نوجوانان پررنگ‌تر گزارش شده. به نظر من این محدودیت‌ها اثر بازدارنده نداشته و گاهی نتیجه معکوس داده است. از سوی دیگر، با وجود حضور زیاد نوجوانان، مطالبات مشخص نسلی در شعارها دیده نمی‌شد. این موضوع نشان می‌دهد باید لایه‌های عمیق‌تری از کنش نسل جدید را دید.»

سیدآبادی درباره دلیل شخصی ورودش به این موضوع می‌گوید: «من سال‌ها در حوزه ادبیات کودک و نوجوان کار کرده‌ام و پیش‌تر هم درباره شناخت مخاطب نوجوان نوشته بودم. در مقطعی با این پرسش روبه‌رو شدم که چرا مدام گفته می‌شود ما زبان این نسل را نمی‌فهمیم. احساس کردم باید تا جایی که می‌توانم، بستری فراهم کنم که خودشان حرف بزنند. این کتاب یک شروع است؛ کاری که می‌تواند کامل‌تر شود و دیگران هم به آن اضافه کنند.» او در پایان تأکید می‌کند هدفش دفاع یا محکوم کردن یک نسل نیست:
«می‌خواستم تصویری دقیق‌تر ارائه دهم. وقتی صدای نوجوان شنیده شود، امکان گفت‌وگو بیشتر می‌شود. بدون این گفت‌وگو، فاصله‌ها عمیق‌تر خواهد شد.»

دیدگاهتان را بنویسید