مهدی حاجی وند: در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، سه روایتِ اقتصادی از دلِ سه قاره روایت میکنیم: در کنگو، فوتبال با ذخایر مس و کبالت گره خورده، اما در اردن، با دیپلماسی و گردشگری؛ در کرواسی، امضای کوچکترین کشورِ حاضر در جام، با صادراتِ استعدادهای بزرگ، خطی از توسعه کشیده. جمهوری دموکراتیک کنگو؛ سرمایهای خام به نام فوتبال
جمهوری دموکراتیک کنگو با جمعیتی بیش از ۱۰۰ میلیون نفر، یکی از پرجمعیتترین کشورهای آفریقا و از نظر ذخایر معدنی، ثروتمندترین کشور جهان محسوب میشود. مس، کبالت، الماس و مواد معدنیِ استراتژیک، این کشور را به تأمینکنندهای کلیدی برای صنایع فناوریِ جهان تبدیل کردهاند. اما با وجودِ این ثروتِ خام، اقتصادِ کنگو همچنان وابسته به استخراجِ منابع است و بخشهایی مانندِ خدمات، صنایعِ خلاق و ورزش، سهمِ ناچیزی در تولیدِ ناخالصِ ملی دارند. بیش از ۶۰ درصد از جمعیتِ این کشور زیر ۲۵ سال هستند؛ جمعیتی جوان که فوتبال را به یکی از مهمترین حوزههای اجتماعی و اقتصادی تبدیل کردهاند. اما پرسشِ اصلی اینجاست: چگونه میتوان این علاقه را به یک صنعتِ مولد تبدیل کرد؟
تیمِ ملیِ کنگو با لقبِ «پلنگها»، یکی از تیمهایِ تاریخیِ فوتبالِ آفریقا است. این تیم، دو بار قهرمانِ جامِ ملتهایِ آفریقا شده (۱۹۶۸ و ۱۹۷۴) و در سال ۱۹۷۴، با نامِ «زئیر»، نخستین کشورِ آفریقاییِ جنوبِ صحرا لقب گرفت که در جامِ جهانی حضور یافت. اما با وجودِ این پیشینه، فوتبالِ کنگو نتوانسته است به یک صنعتِ اقتصادیِ پایدار تبدیل شود.
باشگاهِ «مازنبه»، یکی از شناختهشدهترین تیمهایِ آفریقایی است که چندین بار قهرمانِ لیگِ قهرمانانِ آفریقا شده و در سال ۲۰۱۰ به فینالِ جامِ باشگاههایِ جهان رسید. موفقیتی که نشان داد یک باشگاهِ آفریقایی هم میتواند در سطحِ جهانی بدرخشد. با این حال، اقتصادِ فوتبالِ باشگاهیِ کنگو با چالشهایِ بزرگی روبرو است: درآمدِ حقِ پخشِ تلویزیونی محدود است، بازارِ اسپانسرینگ توسعهنیافته، و بسیاری از باشگاهها به حمایتِ افراد یا نهادهایِ خاص وابستهاند.
کنگو در دهههایِ گذشته، استعدادهایِ بزرگی را به فوتبالِ اروپا معرفی کرده است. مدلِ اقتصادیِ آیندهیِ فوتبالِ این کشور نیز میتواند بر پایهیِ صادراتِ استعداد شکل بگیرد؛ مسیری که کشورهایی مانندِ سنگال، ساحلعاج و نیجریه با موفقیت پیمودهاند. برایِ رسیدن به این هدف، کنگو نیازمندِ تقویتِ آکادمیهایِ حرفهای، سیستمهایِ استعدادیابیِ مدرن، آموزشِ مربیان و ارتباطِ مستقیم با باشگاههایِ اروپایی است. زیرساختهایِ ورزشیِ کنگو نیز همچنان با مشکلاتِ جدی روبرو است. ورزشگاهِ «کینشاسا» ظرفیتِ بالایی دارد، اما بسیاری از امکاناتِ تمرینی و ورزشگاههایِ محلی، نیازمندِ بازسازی و سرمایهگذاری هستند.
با رشدِ اینترنت و شبکههایِ اجتماعی در آفریقا، فرصتِ جدیدی برایِ باشگاههایِ کنگویی ایجاد شده تا بازارِ هواداریِ خود را توسعه دهند. فروشِ پیراهن، برنامههایِ عضویت، محتوایِ دیجیتال و پلتفرمهایِ آنلاین، میتوانند منابعِ جدیدی برایِ فوتبالِ کنگو ایجاد کنند؛ اما همچنان این مسیر، در ابتدایِ راه قرار دارد.
اردن با جمعیتی حدود ۱۱ میلیون نفر، برخلافِ بسیاری از همسایگانِ خود، به درآمدهایِ نفتی وابسته نیست. اقتصادِ این کشور بر پایهیِ خدمات، گردشگری، تجارت و فناوریِ اطلاعات شکل گرفته و تولیدِ ناخالصِ داخلیِ آن حدود ۵۰ میلیارد دلار است. این محدودیتِ منابع، اما باعث شده ورزش در اردن، بیش از یک سرگرمی، بهعنوانِ یک ابزارِ توسعهای دیده شود؛ ابزاری برایِ تقویتِ مشارکتِ جوانان، افزایشِ برندِ ملی، جذبِ توجهِ بینالمللی و ایجادِ فرصتهایِ اقتصادیِ جدید.
رسیدنِ تیمِ ملیِ اردن به فینالِ جامِ ملتهایِ آسیا در سال ۲۰۲۳ و صعودِ تاریخی به جامِ جهانیِ ۲۰۲۶، نتیجهیِ یک مسیرِ تدریجی و برنامهریزیشده بود. این موفقیتها، ارزشِ برندِ فوتبالِ اردن را افزایش داده و فرصتهایِ جدیدی در حوزههایِ اسپانسرینگ، درآمدِ رسانهای و توسعهیِ فوتبالِ حرفهای ایجاد کرده است. فدراسیونِ فوتبالِ اردن در دو دههیِ اخیر، با تمرکز بر فوتبالِ پایه، توسعهیِ تیمهایِ ملی، آموزشِ مربیان و ایجادِ مسیری مشخص برایِ پرورشِ استعدادها، زیرساختِ این موفقیت را بنا نهاده است.
لیگِ حرفهایِ اردن، با باشگاههایِ محبوبی مانندِ الفیصلی، الوحدات و الرمثا، از محبوبیتِ اجتماعیِ بالایی برخوردار است، اما اقتصادِ باشگاهیِ آن، همچنان با استانداردهایِ جهانی فاصله دارد. محدودیتِ حقِ پخشِ تلویزیونی، ضعفِ درآمدهایِ تجاری، نبودِ فروشِ گستردهیِ محصولاتِ باشگاهی و وابستگی به حمایتهایِ سنتی، از مهمترینِ چالشهایِ این بخش هستند.
اردنیها برخلافِ برخی از کشورهایِ منطقه که برایِ موفقیتِ سریع به خریدِ بازیکنانِ خارجی متکی هستند، تمرکزِ خود را بر تولیدِ بازیکنانِ داخلی گذاشتهاند. حضورِ بازیکنانِ اردنی در لیگهایِ خارجی، علاوه بر افزایشِ اعتبار، میتواند در آینده به یک منبعِ درآمدیِ ارزی برایِ این کشور تبدیل شود. ورزشگاهِ بینالمللیِ امان و ورزشگاهِ ملکِ عبدالله، مهمترینِ مراکزِ فوتبالِ اردن هستند که با موفقیتِ تیمِ ملی، موضوعِ توسعهیِ آنها جدیتر دنبال شده است.
فوتبال در اردن، طرفدارانِ پرشوری دارد، اما این علاقه، هنوز به درآمدِ کامل تبدیل نشده است. استفاده از شبکههایِ اجتماعی، فروشِ اینترنتیِ محصولات و برنامههایِ عضویتِ هواداری، میتوانند گامِ بعدی باشند. همچنین، اردن یکی از کشورهایِ فعال در توسعهیِ فوتبالِ زنان در منطقه است. رشدِ تیمِ ملیِ زنان و برنامههایِ توسعهیِ این حوزه، فرصتهایِ جدیدی را در زمینهیِ اسپانسرینگ، رسانه و برگزاریِ رویدادها ایجاد کرده است.
کرواسی با جمعیتی کمتر از چهار میلیون نفر، یکی از کوچکترینِ کشورهایِ حاضر در جامِ جهانیِ ۲۰۲۶ است. این کشور، در کمتر از سه دهه پس از استقلال، به یکی از قدرتهایِ بزرگِ فوتبالِ جهان تبدیل شده است. موفقیتهایِ متوالی در جامهایِ جهانی ۲۰۱۸ (نایبقهرمانی) و ۲۰۲۲ (مقامِ سوم)، بهوضوح نشان میدهد که در فوتبال، «اندازهِ اقتصاد» و «جمعیت» لزوماً تعیینکننده نیستند.
پس از استقلال از یوگسلاوی در ۱۹۹۱، کرواسی مسیرِ اصلاحاتِ اقتصادی را در پیش گرفت و امروز، تولیدِ ناخالصِ داخلیِ آن حدود ۸۰ میلیارد دلار است. گردشگری، صنایعِ تولیدی، حملونقل و صادرات، ستونهایِ اصلیِ اقتصادِ این کشور هستند. اما در حوزهیِ فوتبال، کرواسی یک «مدلِ صادراتِ استعداد» را طراحی کرده است. باشگاههایی مانندِ دینامو زاگرب، بهجایِ تکیه بر درآمدهایِ کلانِ داخلی، رویِ توسعهیِ آکادمیها و فروشِ بازیکنان به باشگاههایِ بزرگِ اروپایی تمرکز کردهاند. بازیکنانی مانندِ لوکا مودریچ، بخشی از این زنجیرهیِ ارزشِآفرین هستند.
اقتصادِ فوتبالِ کرواسی، با چالشِ وابستگیِ شدید به فروشِ بازیکنان روبرو است. بازارِ داخلیِ کوچک، درآمدهایِ پایینِ لیگ و خروجِ سالانهِ بهترینِ استعدادها، این مدل را آسیبپذیر میکند. با این حال، موفقیتهایِ تیمِ ملی، به یک ابزارِ قدرتمندِ برندسازیِ ملی تبدیل شده است. کرواسی که پیشتر با سواحلِ آدریاتیک شناخته میشد، امروز با نامِ «مودریچ» و «پیراهنهایِ شطرنجی» در جهان شناسایی میشود. فوتبال، درآمدِ ارزیِ قابلِ توجهی را برایِ این کشور به ارمغان آورده و به یکی از مهمترینِ سفیرانِ گردشگریِ آن تبدیل شده است.
تیمِ ملیِ زنانِ کرواسی نیز با سیاستهایِ توسعهایِ یوفا، موردِ توجهِ بیشتری قرار گرفته است. سرمایهگذاری در این بخش، میتواند یک بازارِ جدیدِ اقتصادی، با زمینههایِ اسپانسرینگ و مشارکتِ ورزشی ایجاد کند.
مقایسهیِ این سه کشور، یک درسِ مهم برایِ اقتصادِ ورزشِ ایران دارد:
– کنگو نشان میدهد که منابعِ طبیعی، بهتنهایی برایِ توسعهیِ ورزش کافی نیستند؛ در این کشورِ ثروتمند، همچنان یک «سرمایهی خام» به نامِ فوتبال، در انتظارِ مدیریتِ حرفهای است.
– اردن ثابت میکند که با «اقتصادِ کمبهره»، اما با «برنامهریزیِ هدفمند»، میتوان به موفقیتِ بینالمللی دست یافت.
– و کرواسی نشان میدهد که «اندازه» مهم نیست؛ آنچه اهمیت دارد، «سیستم» است؛ سیستمی که از استعدادیابی تا صادراتِ ارزش، از برندسازیِ ملی تا جذبِ گردشگر را در بر میگیرد.
ایران با جمعیتی ۸۵ میلیون نفری، بازارِ داخلیِ بزرگ، پیشینهای درخشان و استعدادهایِ فراوان، در میانهیِ این سه الگو قرار دارد. تجربهیِ اردن و کرواسی، چراغِ راهی هستند برایِ عبور از اقتصادِ نفتی و خامفروشیِ استعدادها، و رسیدن به یک صنعتِ پویا، ارزآور و ارزشآفرین.
مینوی بهشت با اعتباری حدود ۵۰ میلیارد تومان ساخته شده و امکاناتی مانند کوشک باغ…
سرش روی فرمان خودرو افتاده بود و بی حال بود.خون زیادی هم از او میرفت...
«کاسبانِ جنگ» و «کاسبانِ تحریم»، بهعنوانِ مهمترین موانعِ پیشِ رویِ این مسیر، شناخته میشوند که…
در این گزارش، به بررسی عوامل کلیدی مؤثر بر بازار شکر و چشمانداز پیشروی آن…
پرتفوی بورسی و غیربورسی، خالص ارزش هر سهم مدیریت به ۶۲۱۹ ریال رسیده و نسبت…
امیر جدیدی از یک آشنایی اتفاقی در زمین تنیس به عنوان مربی وارد سینما شد…