فاطمه برزویی: امروز مردی ۴۲ ساله میشود که شاید بتوان او را «توفان آرام» سینمای ایران در دهه نود نامید. مردی با فیزیک یک قهرمان کلاسیک و نگاهی که میتواند به همان اندازه سرد و محاسبهگر، گرم و شوخطبع باشد. امیر جدیدی در نقطهای ایستاده که بسیاری از همنسلانش برای رسیدن به آن، سالها جنگیدهاند؛ نقش اول فیلم اصغر فرهادی، سیمرغ بلورین دوقلو برای دو نقش کاملا متفاوت در یک سال و اعتباری که نامش را برای هر پروژهای وزین میکند. اما پارادوکس جذاب ماجرا اینجاست: خود او، کمترین شباهت را به یک «سوپراستار» جاهطلب دارد.
وقتی در مصاحبهای قدیمی میگوید «خودم هم نمیدانم سر صحنه چه اتفاقی میافتد» یا «رویای ستاره شدن ندارم و همه عشقام بازی کردن است»، آدم وسوسه میشود که اینها را جملاتی حسابشده برای ساختن یک پرسونای متفاوت و روشنفکرانه بداند. اما کارنامه و منش امیر جدیدی در این سالها، گواهی میدهد که او واقعا از جنس دیگری است. این بازیگر محصول یک آشنایی تصادفی در زمین تنیس است، نه خروجی کلاسهای بازیگری و تلاشهای بیپایان برای دیدهشدن. یک مهندس صنایع که گویی تقدیر، او را از دنیای اعداد و نمودارها به جهان کلمات و احساسات پرتاب کرده است.
قصه امیر جدیدی با هومن سیدی و فیلم «آفریقا» (۱۳۸۹) آغاز شد. مربی تنیسی که به پیشنهاد هومن سیدی، برای اولین بار جلوی دوربین قرار میگیرد. آن هم در یک سکانسپلان طولانی و کنار بازیگری مثل شهاب حسینی. خودش میگوید استرس نداشته و شاید همین راحتی ذاتی، اولین جرقه استعدادش بود. «آفریقا» دیده شد، اما کسی فکر نمیکرد آن جوان تازهوارد، قرار است به یکی از ستونهای اصلی بازیگری نسل جدید تبدیل شود. دو سال بعد، همکاری با سیدی در «سیزده» (۱۳۹۲) تکرار شد و این بار نقش پررنگتری داشت.
کاراکتر «آرش» با آن حسادتها و شیطنتهای پنهان، نشان داد که جدیدی میتواند پیچیدگیهای یک شخصیت را بدون اغراق و با اتکا به بازی درونی به نمایش بگذارد. راحتیاش مقابل دوربین، تسلطش بر زبان بدن و شیمی خوبی که با دیگر بازیگران برقرار میکرد، برایش دیپلم افتخار جشنواره فجر را به ارمغان آورد. همان سال در «پایان خدمت» هم نقش یک سرباز ترکزبان را بازی کرد و برایش آنقدر وقت گذاشت که به تبریز رفت و با مردم محلی زندگی کرد تا لهجه و رفتارش را درونی کند. این همان تعهدی بود که بعدها امضای کار او شد.
اگر بخواهیم یک ویژگی بارز برای مسیر حرفهای جدیدی انتخاب کنیم، آن «جسارت» است. او هرگز در یک قالب نماند و مدام خودش را به چالش کشید. در «من» (۱۳۹۴) ساخته سهیل بیرقی، شمایلش را به هم ریخت تا در نقش «آریا»، خواننده زیرزمینی ظاهر شود. دیالوگهای پینگپنگی و ریتمیک او با لیلا حاتمی و هویتی که به این کاراکتر بخشید، او را به عنوان یک بازیگر جدی تثبیت کرد و نامزدی سیمرغ نقش مکمل را برایش به همراه داشت.
این جسارت در «اژدها وارد میشود!» (۱۳۹۴) مانی حقیقی به اوج خود رسید.
برای اولین بار، او نقش اول یک فیلم پرماجرا و عجیب را بر عهده گرفت. کاراکتر «بابک حفیظی» با آن کاریزمای خاص و حضور قدرتمند، در ذهن مخاطب حک شد. جدیدی در این فیلم نشان داد که میتواند شمایل جوان امروزی را از خود دور کند و به مختصات تاریخی و فانتزی یک نقش پیچیده برسد. این بازیگر حتی از کمدی هم نترسید. در «قانون مورفی» (۱۳۹۶) رامبد جوان، ثابت کرد که میتواند در یک فضای فانتزی و کمیک نیز گلیم خود را از آب بیرون بکشد، هرچند مسیر اصلیاش چیز دیگری بود.
سال ۱۳۹۶ برای امیر جدیدی یک نقطه عطف تکرارنشدنی بود. او با دو فیلم «عرق سرد» و «تنگه ابوقریب» به جشنواره فجر آمد و کاری کرد کارستان. دو نقش که از زمین تا آسمان با هم تفاوت داشتند. در «عرق سرد»، او «یاسر» بود؛ مجری تلویزیونی مذهبی و کنترلگری که در برابر موفقیت همسرش (با بازی باران کوثری) میایستد. بازی جدیدی روی لبه تیغ حرکت میکرد؛ او باید شخصیتی را خلق میکرد که میتوانست به راحتی به یک هیولای منفور تبدیل شود، اما جدیدی با ظرافت، لایههای انسانی، عاطفی و حتی استیصال او را نیز به نمایش گذاشت و شخصیتی خاکستری و قابلبحث ساخت.
در سوی دیگر، «حسن»ِ «تنگه ابوقریب» قرار داشت. رزمندهای شوخطبع، جسور و پرانرژی که در دل آن جهنم آتش و خون، روحیه بچهها را زنده نگه میداشت. بازی او در این فیلم، یک نمونه درخشان از بازی در یک گروه بازیگری است. او تلاش نمیکند تا با نمایشهای فردی، توجه را به خود جلب کند و به عنوان بخشی از یک تیم، درخشان ظاهر میشود. همین حضور بهاندازه و درک درست از دو نقش متضاد، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را به صورت مشترک برای هر دو فیلم برایش به همراه داشت.
بعد از فتح سیمرغ، مسیر جدیدی وارد مرحله تازهای شد. او در «روز صفر» (۱۳۹۸) سعید ملکان، نقش یک مامور اطلاعاتی را بازی کرد که در عملیات دستگیری عبدالمالک ریگی حضور دارد. این نقش، چالش بزرگی بود؛ بازنمایی یک قهرمان امنیتی بدون افتادن در دام کلیشههای شعاری. جدیدی توانست هم از پس جنبه اکشن و فیزیکی نقش برآید و هم لایههای درونی و عاطفی آن را باورپذیر کند.
و سرانجام، «قهرمان» (۱۴۰۰). انتخاب شدن توسط اصغر فرهادی برای نقش اصلی، مهر تاییدی بر جایگاه تثبیتشده جدیدی بود. او در نقش «رحیم»، مردی که از زندان به مرخصی آمده و در یک دوراهی اخلاقی پیچیده گرفتار میشود، یکی از بهترین بازیهای کارنامهاش را ارائه داد. این بازیگر به خوبی توانست آن سرگشتگی، سادگی و تقلای مردی معمولی را که ناخواسته به یک قهرمان رسانهای تبدیل شده و سپس در باتلاق همان قهرمانی فرو میرود، به تصویر بکشد. تندیس حافظ بهترین بازیگر مرد، پاداش این نقشآفرینی ماندگار بود.
امیر جدیدی امروز در ۴۲ سالگی، همچنان همان مرد گریزان از هیاهوست. مردی که میگوید اگر قرار باشد خرج زندگیاش را از سینما درآورد، باید هر فیلمی را بازی کند و برای همین، کار اقتصادی خودش را دارد تا گزیدهکار بماند. او هنوز هم عشق اولش را زمین تنیس میداند و راحتیاش در بازیگری، از همین عدم وسواس برای «دیده شدن» نشات میگیرد. او نمیخواهد ستاره باشد، او فقط میخواهد «بازی» کند. و شاید همین رویکرد، بزرگترین دلیل ستاره شدن اوست.
«کاسبانِ جنگ» و «کاسبانِ تحریم»، بهعنوانِ مهمترین موانعِ پیشِ رویِ این مسیر، شناخته میشوند که…
در این گزارش، به بررسی عوامل کلیدی مؤثر بر بازار شکر و چشمانداز پیشروی آن…
پرتفوی بورسی و غیربورسی، خالص ارزش هر سهم مدیریت به ۶۲۱۹ ریال رسیده و نسبت…
در این گزارش، به بررسیِ اقتصادِ فوتبالِ این سه کشور و درسهایی که برای ایرانِ…
بحث حذف یا ادغام دفتر مشارکتهای مردمی سازمان محیطزیست، نگرانیهایی درباره تضعیف مشارکت اجتماعی و…
فروش آنلاین دارو در ایران پس از سالها فعالیت پرچالش و پراکنده به سمت قانونمندسازی،…