در دهه ۶۰، فوکهای خزری در اسکلههای شمالی ایران آفتابی میشدند. امروز، تنها نشانهای که از آنها باقی مانده، لاشههایی است که با امواج به ساحل میرسند پوسیده، بیجان و بیپاسخ.
به گزارش سرمایه فردا، در سواحل گیلان، مازندران و گلستان، لاشههای فوک خزری یکی پس از دیگری از دل دریا بیرون میآیند. مردم نگراناند، کارشناسان هشدار میدهند، اما نهادهای مسئول یا سکوت کردهاند یا آمارهای متناقض ارائه میدهند. فوک خزری، پستاندار نمادین دریای خزر، حالا درگیر مرگی تدریجی و بیصدا شده است مرگی که نه دلیلش روشن است و نه ارادهای برای توقف آن دیده میشود. از ابتدای سال جاری، بیش از ۹۰ مورد تلفات گزارش شده، اما سازمان حفاظت محیط زیست هنوز آمار تجمیعی و تحلیل دقیقی ارائه نکرده است. در غیاب پاسخ علمی و اقدام فوری، این مرگهای مرموز میتوانند به انقراض کامل تنها پستاندار خزر ختم شوند—و با آن، زنجیرهای از پیامدهای اکولوژیک آغاز شود که جبرانناپذیر خواهد بود.
جمعیت فوکهای خزری، تنها پستاندار دریای خزر، با سرعتی نگرانکننده در حال کاهش است. در حالیکه لاشهها یکی پس از دیگری در سواحل شمالی ایران پیدا میشوند، هنوز هیچ پاسخ روشنی درباره علت این مرگهای زنجیرهای ارائه نشده است
آمارهای نگران کننده از وضعیت تلفات فوک خزری در سال جاری در حال به ثبت رسیدن است. ۲۴ و ۲۵ مهر چهار لاشه دیگر از فوک خزری در ساحل گیلان کشف شد تا باز هم شرایط نگران کننده و رو به انقراض جمعیت فوک خزری را به کشورهای حاشیه خلیج فارس گوشزد کند. متاسفانه آمار دقیقی از میزان تلفات تنها پستاندار دریای خزر در دسترس نیست و آمارهای ضد و نقیضی در این رابطه ارائه شده است. برخی رسانهها به نقل از سازمان حفاظت محیط زیست میزان تلفات فوکهای خزری، از ابتدای فروردین تا اوایل مهر ماه امسال را ۵۴ قلاده اعلام کردهاند که حدود ۷۰ درصد این تلفات در سواحل استان مازندران، ۲۴ درصد در گیلان و دو درصد در سواحل استان گلستان است. این در حالی است که آمارهای منتشر شده در رسانهها به نقل از مقامات استانی از تلفات حدود ۹۸ قلاده فک خزری در سه استان گیلان، مازندران و گلستان حکایت میکند. فک خزری در بهار و تابستان برای تغذیه به سواحل جنوبی دریای خزر میآید و در پاییز و زمستان در شمال دریا بر روی برف و یخ زایمان میکند تا نسل خود را ادامه دهد.
کارشناسان، فوک خزری تنها پستاندار دریای خزر را بهعنوان شاخصی از سلامت اکولوژیک این دریا معرفی میکنند. این گونه نقش مهمی در توازن زنجیره غذایی ایفا میکند، اما در سالهای اخیر جمعیت تنها پستاندار خزر رو به کاهش گذاشته و این کاهش جمعیت، زنگ خطر برای از دست رفتن توازن حیات در دریای شمال ایران را به صدا در آورده است.
بر اساس آمارهای منتشر شده در رسانهها، روحاله اسماعیلی معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی ادارهکل حفاظت محیط زیست مازندران آمار لاشههای کشف شده فک خزری در این استان از ابتدای سال جاری تا پایان شهریور ۱۴۰۴ را ۴۴ قلاده اعلام میکند.
او پس از کشف لاشه یک قلاده فوک خزری در وضعیت پیشرفته فساد در سواحل جویبار به رسانهها میگوید که به علت فساد بیش از حد لاشه امکان کالبدگشایی و تعیین دقیق علت مرگ مورد کشف شده، فراهم نیست.
در حالی که صدا و سیما به نقل از عباس عاشوری رئیس اداره محیط زیست دریایی اداره کل حفاظت محیط زیست گیلان در ششم مهر ماه، میزان تلفات فوکهای خزری از ابتدای امسال تاکنون را ۲۶ قلاده اعلام کرده و میگوید: بیشتر این لاشهها در سواحل بندر انزلی، بندر کیاشهر و رشت کشف شدهاند. هشت لاشه در بهار، ۱۶ لاشه در تابستان و دو لاشه در روزهای ابتدایی مهر امسال در سواحل گیلان کشف شده است.
اما ایرنا به نقل از همان منبع پس از کشف چهار قلاده جدید فوک خزری در ساحل چونچنان رشت در ۲۵ مهر ماه، تعداد تلفات فوک خزری در این استان را ۵۴ قلاده اعلام میکند و درباره جزئیات این آمار توضیح میدهد: لاشه هشت فوک خزری در فصل بهار، ۱۶ لاشه در فصل تابستان و ۳۰ لاشه در مهرماه در سواحل گیلان کشف شده است. در روزهای پنجشنبه و جمعه(۲۴ و ۲۵ مهرماه) لاشه ۶ فوک خزری در سواحل گیلان کشف شد که دو لاشه در محدوده ساحل پاسداران انزلی و چونچنان زیباکنار بوده است.
در حالیکه لاشههای فوک خزری یکی پس از دیگری در سواحل شمالی کشور کشف میشوند، سازمان حفاظت محیط زیست هنوز آمار تجمیعی و شفاف از تلفات این گونه در معرض انقراض ارائه نکرده است. تناقض در گزارشهای استانی و سکوت نهادهای مسئول، زنگ خطر جدی برای اکوسیستم خزر را به صدا درآورده است
در حالی که مردم به خاطر میآورند در دهه ۶۰ فوکهای خزر در اسکلههای خلوت آرام میگرفتهاند، حالا دیدن فوکهای زنده تبدیل به آرزو شده و لاشههای در حال متلاشی شدن، سهم ساکنان نوار ساحلی شمال کشور از زیباییهای خزر است. متاسفانه هیچ دلیلی هم برای مرگ مرموز فوکهای خزری ارائه نشده است و متولیان امر میگویند که تحقیقات ادامه دارد.
آنچه درباره مرگ فوکهای خزری میدانیم این است که بر اساس اعلام مسئولان و پس از بررسیهای دقیق، مشخص شده است که فوکها داخل دریا مردهاند و هنگامی که لاشه آنها با امواج دریا به ساحل میآیند، پوسیده شدهاند. به همین دلیل امکان نمونهبرداری از بافتها وجود ندارد.
اگرچه هنوز دلیل مشخصی برای مرگ و میر تنها پستاندار خزر کشف و اعلام نشده است اما کارشناسان احتمالاتی نظیر تاثیر کاهش تراز آب دریای خزر، تغییرات اقلیمی و احتمال ابتلا به بیماریها را جزو گزینههایی میدانند که باید درباره مرگ و میر این پستاندار مورد بررسی دقیق قرار گیرند.
تلفات فوک خزری مختص امسال نیست و در اواخر بهار و تابستان سالهای گذشته نیز همزمان با مهاجرت آنها به آبهای ساحلی ایران تلفات این گونه گزارش شده بود. فوک خزری تنها پستاندار دریای خزر است که تعداد آن را تا دو دهه قبل یک میلیون قلاده تخمین میزدند، اما به گفته برخی منابع بیش از ۹۰۰ هزار قلاده فوک خزری به دلایل مختلفی از بین رفتهاند و جمعیت این گونه به نصف کاهش یافته است.
باکلان گونهای غیرحمایت شده
دایره خسارات صید و صیادی در حوزه دریا هر روز رو به گسترش است و کوچک شدن سفره غذایی در دریا، به این خسارات دامن میزند. سالانه آبزیان زیادی به دنبال غذا در تور صیادان گرفتار میشوند و چون مجال رهایی پیدا نمیکنند، در حالی که هدف صید نیستند، جانشان را از دست میدهند. این خسارت از عمق دریاها به آسمانها هم رسیده و از شمال ایران خبر میرسد که تور صیادان پره زمینه ساز مرگ دسته جمعی باکلانها شده است.
عبدالرضا باقری فعال محیط زیست به «هفت صبح» میگوید که هر گاه صیادان پره تور خود را با تراکتور از آب بیرون میکشند، باکلانها شیرجه میزنند تا ماهیهای داخل تور را شکار کنند اما خود گرفتار میشوند.
به گفته او، روزانه صدها باکلان به این شیوه کشته میشوند در حالی که مرگ آنها بدون هیچ استفادهای برای انسان است و کشتاری بدون دلیل در جریان صید پره رخ میدهد.
گویا مرگ جانداران دریایی فقط محدود به صید ضمنی آبزیان نمیشود و دایره این مرگ و میر وسیعتر شده و حالا پرندگان در تور صیادان پره در آبهای شمالی کشور گرفتار میشوند و شاهد مرگ و میر دستهجمعی باکلانها هستیم. اگرچه این پرنده در معرض خطر انقراض نیست اما مرگ آنها فقط به جرم جستجو برای غذا دردآور است و باید برای آن چارهای اندیشید. مسئولان سازمان محیط زیست راهکارهایی برای جلوگیری از این مشکل ارائه داده و از تدوین دستورالعملی برای نجات باکلانها خبر میدهند
در ایران دو دسته باکلان بومی و مهاجر داریم. جمعیت بومی که جوجهآور هم هست در تالاب استیل آستارا، آلالان اسالم و جمعیت کوچکی هم در انزلی جوجهآوری میکنند و جمعیتی مهاجر هم از عرضهای شمالی کره زمین مهاجرت کرده و در شمال ایران سکونت میکنند، بخشی از آنها حتی تا جنوب هم پرواز میکنند تا جای مناسبی برای تغذیه و جوجهآوری بیابند. جمعیت باکلان بزرگ در سطح جهان مشکلی ندارد و یک گونه غیر حمایت شده به حساب میآید اما این بدان مفهوم نیست که در برابر مرگ دسته جمعی و بدون دلیل این پرندگان بیآزار بیتفاوت باشیم. این گونه اگرچه در خطر انقراض نیست اما گیر افتادنش در تورهای صیادی، صحنههای دردناکی ایجاد میکند که باید برای آن چارهای اندیشید.
عباس عاشوری معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی اداره کل محیط زیست گیلان درباره میزان مرگ و میر باکلانها به خاطر گیر افتادن در تور صیادی به «هفت صبح» میگوید: میزان مرگ و میر سرجمع بیش از ۲۰۰ تا ۳۰۰ قطعه در سال نیست و امسال ۵۸ قطعه در چابکسر از این گونه به دلیل گیرافتاد در تور مرده است. البته در برخی نقاط ساحل یک تا دو تا باکلان مرده هم در جریان گشتزنی مشاهده کردیم که احتمالا به دلیل شکار باکلان بود.
او توضیح میدهد که این مرگ و میر فقط دور و بر پرههای صیادی اتفاق میافتد و عموما مرگهای دسته جمعی بعد از روزهای بارندگی و توفانی شدن دریا رخ میدهد. امسال در پاییز بارندگی نداشتیم و اولین مورد مرگ و میر هفته اخیر بود زیرا تاکنون دریا مواج نبوده و توفان نداشتیم. شاید اگر زمان شروع صیادی بعد از توفانها تغییر کند و چند ساعت بعد از بارندگیها ریختن تورها آغاز شود، مشکل گیر افتادن این پرندگان کاهش یابد.
به گفته معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی اداره کل محیط زیست گیلان اغلب باکلانهایی که مردهاند، با توجه به پرهای سفید روی سینه آنها مشخص است که نابالغ بوده و جوجه امسال هستند. این پرندگان مهارت و تجربه لازم را ندارند. در دستگاه گوارششان پر از کرم و انگل است و همین کرمها، پرنده را تحریک میکند که حریصانه دنبال غذا برود. در شرایطی که دریا توفانی است و تورها ریخته شده است، پرندگان گرسنه خود را به آب و آتش میزنند که غذا گیر بیاورند.
او میگوید که فقط باکلانها اسیر تور صیادان نمیشوند و مشابه همین بلا بر سر پلیکانها هم میآید. راه حل این مسئله هم این است که نشست مشترکی با شیلات برگزار شود و از طریق آموزش صیادان، تلاش کنیم که این موجودات از تورها بیرون کشیده شوند. زیرا صیادان باکلانها را رقیب میدانند. باید درباره اهمیت این پرندگان با آنها صحبت کنیم. شاید از طریق ایجاد سر و صدا هم بتوان آنها را از منطقه صید دور کرد تا شاهد مرگ و میرشان نباشیم.
معصومه صفایی معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش نیز در گفتوگو با «هفت صبح» از تهیه دستورالعمل برای نجات باکلانها خبر میدهد تا این دستورالعمل پس از ارسال برای شیلات در سطح استانهای ساحلی به صیادان ابلاغ شود. سازمان محیط زیست هم قرار است که این شیوه نامه را در جامعه صیادان فراگیر کند. شاید همه جامعه صیادان آن را اجرا نکنند اما اگر درصدی از آنها حساسیت پیدا کرده و بدانند خیلی ساده میتوان تلفات پرندگان را مدیریت کرد، اتفاقات خوبی رقم خواهد خورد.
به گفته او، پرندگان غواص در سراسر جهان دچار معضل گرفتاری در تور صیادان هستند و نمیتوان تلفات ناشی از به تور افتادن را به صفر رساند اما میتوان کمک کرد که این تلفات کاهش یابد. کافی است از تورهای با رنگ تند مثل قرمز و نارنجی که زیر آب دیده میشود، استفاده کنیم تا پرنده از آن دوری کند یا اینکه نورهای LED به تورها وصل کنیم که تور درخشان شود و زیر آب دیده شود.
معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش، فعالیت باکلانها را محدود به دم صبح و غروب میداند، بنابراین اگر در این زمان فعالیت صیادان محدود شود یا عمق تورها بیشتر شود تلفات کاهش مییابد زیرا عمق شنای غواصها معمولا تا ۱۰ متر است و باید تورها را به سمت زیر ۱۰ متر ببریم. البته اگر بتوان این عمق را با توجه به شکل صید پره تغییر داد.
به گفته صفایی، راهکارهای ارائه شده قطعا برای صیادان هزینه دارد، بنابراین باید در جلسات مشترک با شیلات راهی برای اجرایی شدن آن پیدا کنیم زیرا باکلان گونهای است که همه جا هست و حتی در سواحل جنوب گونههای مختلف باکلان را میتوان دید و اینگونه نیست که روی ۱۰ زیستگاه اصلی آن تمرکز کنیم و برایش برنامه اجرا کنیم.
هرگونه تغییر در تور صیادی بر میزان صید صیادان هم اثر خواهد گذاشت و نجات باکلانها جز با همراهی جامعه صیادان امکانپذیر نیست. بنابراین باید ببینیم دستورالعمل صادر شده از سوی سازمان محیط زیست با استقبال صیادان مواجه میشود یا اینکه باز هم باکلانها در تورهای پره گرفتار خواهند شد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا