به گزارش سرمایه فردا، تنگه هرمز این روزها فقط یک آبراه نیست؛ قلب تپنده اقتصاد جهان است. بسته شدن آن در پی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، زنجیرههای تأمین انرژی را از هم گسسته و قیمت نفت را به بالای ۱۱۰ دلار رسانده است. اما این تنها داستان نفت نیست. در سایه این بحران، صنعت طلا نیز ضربهای کاری خورده است. طی سه هفته گذشته، افزایش ۴۰ تا ۵۰ درصدی قیمت نفت و افت ۸۳۰ دلاری طلا در پی تنشهای منطقهای، حدود ۹۶۰ دلار از حاشیه سود تولیدکنندگان طلا را کاهش داده است. این گزارش نگاهی دارد به ابعاد این بحران و پیامدهای آن برای آینده صنعت طلا.
نفت و طلا از دیرباز رابطهای پیچیده و دوگانه داشتهاند. در شرایط عادی، افزایش قیمت نفت معمولاً به افزایش تورم و در نتیجه افزایش جذابیت طلا به عنوان پناهگاه امن منجر میشود. اما در شرایط بحرانی، این رابطه میتواند برعکس شود.
جنگ کنونی خاورمیانه نمونۀ کامل این رابطه معکوس است. از یک سو، حملات به تأسیسات انرژی ایران و پاسخ تلافیجویانه ایران به تأسیسات قطر، عربستان، امارات و کویت، زنجیره تأمین انرژی را مختل کرده و قیمت نفت را ۴۰ تا ۵۰ درصد افزایش داده است. از سوی دیگر، افزایش قیمت نفت نگرانیهای تورمی را تشدید کرده و فدرال رزرو را مجبور کرده که نرخ بهره را برای مدت طولانیتری بالا نگه دارد. نرخ بهره بالا، جذابیت طلا را که سودی پرداخت نمیکند، کاهش میدهد.
نتیجه این دوئل، کاهش ۸۳۰ دلاری قیمت طلا در سه هفته گذشته بوده است. طلا که در اوج تنش به نزدیکی ۵,۲۰۰ دلار رسیده بود، حالا در محدوده ۴,۶۰۰ دلار معامله میشود.
تولید طلا یکی از انرژیبرترین صنایع جهان است. از استخراج سنگ معدن تا حمل و نقل و فرآوری، همه مراحل به سوختهای فسیلی وابسته هستند. ماینرها و کارخانههای فرآوری طلا برای تأمین انرژی مورد نیاز خود به نفت و گاز نیاز دارند. وقتی قیمت نفت ۴۰ تا ۵۰ درصد افزایش مییابد، هزینه استخراج هر اونس طلا نیز به شدت بالا میرود.
این افزایش هزینه در شرایطی رخ میدهد که قیمت فروش طلا کاهش یافته است. یعنی تولیدکنندگان از یک سو با هزینه بالاتر تولید مواجه هستند و از سوی دیگر، درآمد کمتری از فروش محصولات خود دارند. این فشار مضاعف، حاشیه سود آنها را به شدت کاهش داده است.
بر اساس برآوردها، طی سه هفته گذشته، حدود ۹۶۰ دلار از حاشیه سود تولیدکنندگان طلا کاهش یافته است. این یعنی اگر قبلاً تولید هر اونس طلا ۱,۵۰۰ دلار هزینه داشت و به قیمت ۲,۰۰۰ دلار فروخته میشد، حاشیه سود ۵۰۰ دلار بود. حالا هزینه تولید به ۱,۷۰۰ دلار رسیده و قیمت فروش به ۱,۷۵۰ دلار کاهش یافته، یعنی حاشیه سود فقط ۵۰ دلار.
شرکتهای بزرگ استخراج طلا در سراسر جهان، از جمله نیومانت (Newmont) و بریک گلد (Barrick Gold)، همگی تحت تأثیر این بحران قرار گرفتهاند. آنها ناچار شدهاند برنامههای توسعه خود را به تعویق بیندازند، برخی معادن با حاشیه سود پایین را تعطیل کنند و حتی در مواردی نیروی کار خود را کاهش دهند.
اما نکته جالب اینجاست که این بحران برای همه تولیدکنندگان یکسان نیست. شرکتهایی که معادن آنها در کشورهایی با هزینه انرژی پایینتر قرار دارد، مانند روسیه و آفریقای جنوبی، آسیب کمتری دیدهاند. در مقابل، شرکتهایی که در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی فعالیت میکنند، با افزایش شدید هزینههای انرژی مواجه بودهاند.
برخی تحلیلگران معتقدند که این بحران میتواند به تمرکز بیشتر در صنعت طلا منجر شود. شرکتهای کوچک و متوسط که توان مالی کمتری دارند، ممکن است مجبور به تعطیلی یا فروش شوند و شرکتهای بزرگتر با منابع مالی قویتر، سهم بیشتری از بازار را به دست بگیرند.
کاهش حاشیه سود تولیدکنندگان طلا، پیامدهای گستردهای برای بازار جهانی این فلز گرانبها دارد. نخستین پیامد، کاهش عرضه است. وقتی تولید برای بسیاری از معادن صرفه اقتصادی نداشته باشد، آنها تولید را کاهش میدهند یا متوقف میکنند. کاهش عرضه در بلندمدت میتواند به افزایش قیمت منجر شود.
دومین پیامد، افزایش قیمت تمامشده طلا است. حتی اگر قیمت طلا در آینده افزایش یابد، هزینه تولید نیز بالا رفته است و این یعنی سطح جدیدی از قیمتهای پایدار برای طلا شکل خواهد گرفت. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که پس از بحران، طلا دیگر به قیمتهای زیر ۴,۰۰۰ دلار باز نخواهد گشت.
سومین پیامد، تغییر الگوی سرمایهگذاری در صنعت طلا است. سرمایهگذاران نهادی که پیش از این به دنبال پروژههای جدید استخراج طلا بودند، حالا با احتیاط بیشتری عمل میکنند. ریسکهای ژئوپلیتیکی و افزایش هزینههای انرژی، جذابیت سرمایهگذاری در این صنعت را کاهش داده است.
آینده صنعت طلا به شدت به دو عامل وابسته است: ادامه جنگ خاورمیانه و سیاستهای پولی فدرال رزرو. اگر جنگ ادامه یابد و نفت بالای ۱۰۰ دلار بماند، هزینه تولید طلا در سطوح بالا باقی خواهد ماند. اگر فدرال رزرو نرخ بهره را کاهش دهد، جذابیت طلا به عنوان دارایی بدون بهره افزایش مییابد.
در کوتاهمدت، احتمال ادامه فشار بر قیمت طلا وجود دارد. اما در میانمدت و بلندمدت، کاهش عرضه و افزایش هزینه تولید میتواند به بازگشت قیمتها کمک کند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که طلا در بلندمدت همچنان یک دارایی امن و پوششی مطمئن در برابر تورم و بحرانهای ژئوپلیتیکی خواهد بود.
ضربهای که تنگه هرمز به صنعت طلا وارد کرده، فراتر از یک نوسان قیمتی ساده است. افزایش ۴۰ تا ۵۰ درصدی قیمت نفت و کاهش ۸۳۰ دلاری قیمت طلا در سه هفته، نشاندهنده تغییر بنیادین در معادلات این صنعت است.
تولیدکنندگان طلا با فشار مضاعف هزینههای تولید و کاهش قیمت فروش مواجه شدهاند و حدود ۹۶۰ دلار از حاشیه سود خود را از دست دادهاند. این بحران میتواند به کاهش عرضه، افزایش قیمت تمامشده و تمرکز بیشتر در صنعت طلا منجر شود.
برای سرمایهگذاران، این بحران هم تهدید است و هم فرصت. تهدید از این جهت که قیمت طلا در کوتاهمدت ممکن است تحت فشار باقی بماند. فرصت از این جهت که کاهش قیمت میتواند زمان مناسبی برای ورود به بازار باشد. اما در هر حال، آنچه مسلم است این است که صنعت طلا پس از این بحران، دیگر مثل قبل نخواهد بود.
تجربه جهان نشان میدهد که محیط زیست در دوران پساجنگ یا پسابحران، یا به حاشیه…
بلیت اکران آنلاین با احتساب مالیات به عددی رسیده که برای بسیاری از خانوادهها قابل…
تیمهای سحر با حضور در مناطق بحرانزده در زمان جنگ به آسیبدیدگان کمک میکنند تا…
کارشناسان میگویند استفاده از گونههای بومی و مقاوم به کمآبی میتواند کیفیت فضای سبز پایتخت…
پرونده قتل مشکوک یک کشاورز با نبود ادله قطعی و ناتوانی در اجرای قسامه به…
تصویری از بحران فعلی اقتصاد جهانی پیچیده است. آنچه امروز میتوان گفت این است که…