محبوبه کلانتری: برگی از تاریخ امروزمان را به فردوسی اختصاص دادیم؛ امروز ۲۴ اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی است؛ اینجا سرگذشت فردوسی را از جوانی تا پیری و در نهایت مرگ غمانگیز او را به روایت سپنتا با فیلم «فردوسی» مرور میکنیم. اولین فیلم ساخته شده درباره فردوسی در تاریخ سینمای ایران که برای نخستینبار در جشن هزاره این شاعر بلند آوازه به نمایش درآمد.
عبدالحسین شیرازی مشهور به «سپنتا» از پیشگامان تولید فیلم و شکلگیری صنعت سینمای ایران در خرداد ۱۲۸۶ در تهران به دنیا آمد. پدرش غلامرضاخان از فضلاء و شعراء اصفهان و مترجم پزشک مخصوص مظفرالدینشاه بود. عبدالحسین تحصیلاتش را به ترتیب در مدرسه سن لویی، زرتشتیان تهران، کالج اصفهان و کالج آمریکایی تهران گذراند و فعالیت هنریاش را در مدرسه زرتشتیان با هنر تئاتر شروع کرد.
او سال۱۳۰۶ به هندوستان رفت و در آنجا با عدهای از پارسیان همنشین شد و به تالیف کتابهایی در حوزه تاریخ و ادبیات ایران پرداخت.
سپنتا هنر فیلمسازی را نیز در آنجا فراگرفت. او پس از آشنایی با «خان بهادر اردشیر ایرانی» در سال ۱۳۱۲ اولین فیلم ناطق ایران را به نام «دخترلر» در کمپانی امیریال فیلم ساخت. دلبستگی سپنتا به مضامین تاریخی و گنجینه ادبیات ایران، زمینهای شد تا در سینما به ترویج تاریخ و فرهنگ ایران بپردازد.
از همین رو دومین فیلم خود را به شاعر پارسیگوی ایران، فردوسی اختصاص داد. او سال ۱۳۱۳ با همکاری اردشیر ایرانی و با بودجه وزارت معارف، فیلم «فردوسی» را ساخت. فیلمی که ششمین فیلم تاریخ سینمای ایران لقب گرفت و برای نخستینبار در جشن هزاره این شاعر بلند آوازه به نمایش درآمد. این فیلم که تولید آن یکسال به طول انجامیده، سرگذشت فردوسی را از جوانی تا پیری و در نهایت مرگ غمانگیز او را روایت میکند. در این فیلم نصرتالله محتشم نقش سلطان محمود و خود سپنتا نقش فردوسی را بازی میکنند.
داستان فیلم از خانه و اتاق فردوسی آغاز میشود. او از پنجره با چهره اندوهگین به پل خراب شهر توس نگاه میکند. در جایی دیگر، فردوسی صحنههایی از شاهنامه را در مقابل سلطان محمود برای حاضرین میسراید. در پایان، انتهای زندگی شاعر حماسهسرای ایران نشان داده میشود. فردوسی دوران کهولت زندگی خود را در انزوا میگذراند و زمانی که از پنجره بیرون را مینگرد، میشنود که بچههای رهگذر اشعار او را میخوانند. صحنه آخر مرگ شاعر است و جنازه او که بر دوش دو نفر و روی پل توس حمل میشود. پشت سر جنازه فقط یک نفر راه میرود و او کسی نیست جز دختر شاعر.
فیلم فردوسی از ظرافتهای هنری و بیان سینمایی نیز برخوردار است. کارگردان برای بیان تیرگی و اندوه و مرگ در صحنه تشییع جنازه شاعر از شیوه تصویربرداری ضد نور استفاده کرده است. از نظر داستانگویی نیز در جاهایی به خوبی عمل میکند؛ مانند صحنهای که فردوسی در ایام پیری و انزوا صدای کودکان شاهنامهخوان را میشنود.
عبدالحسین سپنتا سال ۱۳۱۵ به ایران آمد و به روزنامهنگاری پرداخت و هفتهنامه «سپنتا» را منتشر کرد. او در کنار ساخت فیلم به تالیف و ترجمه کتاب نیز مشغول بود. اخلاق ایران باستان، زرتشت که بود و چه کرد، پرتویی از فلسفه ایران باستان و… از جمله آثار ادبی این هنرمند است. از سپنتا یک دیوان شعر نیز بهجا مانده است. عشق و علاقه او به فیلمسازی سبب شد تا بین سالهای ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۸مجددا دوربین را به دست بگیرد و به تولید فیلم بپردازد. این روند ادامه داشت تا آنکه در ۸ فروردین ۱۳۴۸ دیده از جهان فرو بست.
(برگرفته از کتابهای: فرهنگ فیلمهای سینمای ایران، تاریخ سینمای ایران از آغاز تا سال ۱۳۵۷، فرهنگ سینمای ایران، فرهنگ کارگردانهای سینمای ایران، تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران و…)
تهران در برابر زلزله کاملا بی دفاع است چون گسل مشا که ریشه آن در…
کافئین مزایای کوتاهمدتی در بهبود تمرکز و توجه ارائه میدهدو اثرات آن فراتر از مغز…
آگهیهای صوری در پلتفرمهای آنلاین باعث شده قیمت خودرو سریعتر از واقعیت اقتصادی بازار افزایش…
ماجرایی که با یک لحظه کوتاه در برابر دوربینها آغاز شد، با انتشار روایتهایی درباره…
چین در بسیاری از مسائل کلیدی از جمله تحریمها، کنترل در حوزه فناوری، عناصر کمیاب…
شاید باورش سخت باشد اما کارت قرمز این هفته به کریستیانو رونالدو فوقستاره پرتغالی میرسد!…