مجموعه گردشگری الیمالات در نور مازندران که قرار بود نخستین سافاری حیاتوحش ایران باشد، امروز بیش از هر چیز با مرگهای پیدرپی شیرها و ببرها شناخته میشود. از قطع هزاران درخت برای ساخت جاده تا تلف شدن گونههای نادر، این مجموعه به نمادی از بحران مدیریت محیطزیست بدل شده است.
الیمالات قرار بود ویترین گردشگری نوین ایران باشد؛ جایی که طبیعت و حیاتوحش در کنار تجربه گردشگران به نمایش گذاشته شود. اما آنچه در عمل رخ داده، بیشتر شبیه یک تراژدی است تا یک پروژه توسعهای. هر بار نام الیمالات بر سر زبانها میافتد، نه به خاطر جذب گردشگر یا رونق اقتصادی، بلکه به دلیل مرگ حیوانات و تخریب جنگلها. این مجموعه که با شعار «نخستین سافاری حیاتوحش کشور» آغاز شد، امروز به پرسشی جدی برای افکار عمومی بدل شده است: آیا الیمالات نماد پیشرفت گردشگری است یا نمونهای از بیتوجهی به اصول حفاظت از طبیعت؟
جنجالهای الیمالات تمامی ندارد. هر بار نام الیمالات که به میان میآید، منتظریم که آسیبی به یکی از زیستمندان کره زمین وارد شده باشد. زمستان سال گذشته بود که برای نخستین بار نام این مجموعه گردشگری با قطع سه هزار درخت در جنگلهای الیمالات شهرستان نور آن هم برای ایجاد جاده دسترسی و توقفگاه خودروی طرح گردشگری سد الیمالات، بر سر زبانها افتاد. با ورود مدعیالعموم این پروژه گردشگری متوقف و برای متخلفان پرونده قضائی تشکیل شد. البته این ماجرا تنها یکی از سری ماجراهای رخ داده در الیمالات است.
مجموعه الیمالات که به گفته مسئولان سازمان محیط زیست نخستین سافاری حیاتوحش در کشور به حساب میآید، نه تنها اصول حفاظت از جان حیوانات را بلد نیست بلکه به قتلگاهی برای گونههای نادر تبدیل شده است. فروردین ماه امسال بود که خبر رسید یک شیر ماده باردار در مجموعه الیمالات تلف شده است. ابهامات زیادی درباره علت مرگ این شیرباردار که ملکه نام داشت، مطرح شد. مدیر کل حفاظت محیط زیست مازندران دلیل تلف شدن ملکه را زایمان سخت اعلام کرد، اما فیلم منتشر شده در صفحه حقوق حیوانات در ایران چیز دیگری را نشان میداد. چهار روز پس از انتشار خبر تلف شدن این شیر باردار و دو جنینش تصویر درگیری یک قلاده ببر با یک قلاده شیر وایرال شد و بر اساس اعلام مجموعه حقوق حیوانات در ایران، ملکه الیمالات در حمله ببر این مجموعه جان خود را از دست داده بود.
تیر ماه امسال نیز مرگ یک قلاده شیر نر هفت ساله در مجموعه گردشگری الیمالات مازندران به فاصله سه ماه از تلف شدن شیر ماده باردار هشت ساله، باز هم نگاههای حامیان حقوق حیات وحش را به سمت مجموعه الیمالات برد و این گمانه را تقویت کرد که در این مجموعه، اصول نگهداری حیوانات به درستی رعایت نمیشود.
جدیدترین خبر منتشر شده درباره آنچه بر حیوانات در الیمالات میگذرد، مربوط به مرگ ونداد یک ببر بنگال است که به همراه سه ببر دیگر از مشهد به الیمالات منتقل شده بود.
قهرمان اسماعیلی رئیس اداره محیط زیست شهرستان نور، تلف شدن ونداد را تایید میکند و با اشاره به فیلم منتشر شده از وضعیت بد این ببر که خون از دهانش جاری بود، میگوید: با انتشار این فیلم در فضای مجازی و مطلع شدن از وضعیت ببر در مجموعه حیات وحش الیمالات، بلافاصله به این مجموعه مراجعه کردیم که متاسفانه این حیوان تلف شده بود.
به گفته رئیس اداره محیط زیست شهرستان نور در حال حاضر هماهنگیهای لازم با پزشک معتمد و مجموعه دامپزشکی شهرستان نور انجام شده و کالبدشکافی حیوان در دست پیگیری است.
او با اشاره به سابقه بیماری گوارشی ببر تلف شده و بهبود یافتن حیوان، اظهار نظر قطعی درباره مرگ ونداد را به تکمیل انجام کالبدشکافی و آنالیز نمونهها موکول میکند.
مجموعه گردشگری الیمالات دارای محوطهای برای نگهداری از حیوانات وحشی از جمله شیر و ببر است که در قالب یک سافاری پارک ایجاد شده و گردشگران در ازای پرداخت هزینه و با خودروهای ایمنسازی شده، مجاز به حضور در این محدوده و تماشای این حیوانات میشوند.
مشکل حیات وحش در تهران فقط به باغوحش برنمیگردد. کشف یک محموله جدید از حیاتوحش در استان تهران باز هم این نکته را یادآوری میکند که ایران بهعنوان کشوری که در مسیر دومین تجارت پرسود دنیا قرار دارد، باید گامهای موثرتری برای مقابله با قاچاق حیات وحش بردارد اما نه تنها چنین ارادهای را در سازمان محیط زیست شاهد نیستیم بلکه فعالان محیط زیست بر این باورند که طی سالهای اخیر قانون بازگرداندن حیات وحش به مبدا هم اجرایی نشده است. نگهداری حیوانات عجیب در منازل از نگاه فعالان حقوق حیوانات صرفا به چرخه تجارت آنها دامن میزند و چنین رفتارهایی ریشه در کمبودهای شخصیتی افراد دارد.
شیر، عقاب طلایی و تمساح رود نیل جدیدترین کشفیات یگان حفاظت محیط زیست استان تهران از یک باغ در شهریار است. فرهاد زندی، فرمانده یگان حفاظت محیط زیست استان تهران خبر میدهد که این گونههای تحت حمایت، به باغ پرندگان تهران منتقل میشوند و این یعنی سازمان حفاظت محیط زیست حتی به فکر انتقال حیاتوحش تحت حمایت دنیا به پارک پردیسان نیست و احتمالا با باطل شدن پروانه، این حیوانات به مجموعه باغ پرندگان فروخته شدهاند اما چنین گونههایی از کدام مسیر به ایران وارد میشوند و وظیفه سازمان حفاظت محیط زیست در قبال آنها چیست؟
عبدالرضا باقری، فعال محیطزیست در گفتوگو با هفت صبح احتمال میدهد که منشا چنین محمولهای همان مسیر سنتی قاچاق حیات وحش باشد. ایران در کریدور قاچاق حیوانات قرار دارد و این تجارت سیاه، بهعنوان دومین تجارت پرسود دنیا پس از مواد مخدر از هند آغاز میشود. حیوانات به پاکستان و سپس ایران منتقل میشوند تا از آنجا به ترکیه رفته و در اروپا توزیع شوند. سرریز حیاتوحش قاچاق شده هم در ایران توزیع میشود تا گروهی با انگیزههای عجیب و غریب از آنها در فضاهای خصوصی خود نگهداری کنند.
باقری که ۲۰ سالی است درگیر مباحث مرتبط با حیاتوحش و حقوق آنهاست، میگوید که طبق قانون، سازمان محیط زیست بعد از بازداشت محمولههای قاچاق باید سلامت حیوانات را بررسی کرده و اگر گونههای کشف شده قابلیت رهاسازی در طبیعت داشته باشند، آنها را به مبدا اولیه بازگرداند اما چند سالی هست که چنین گزارشی دریافت نکرده است.
در حالی که دو دهه قبل و از ابتدای شکلگیری انجمن حمایت از حقوق حیوانات، این سمن آنقدر نفوذ داشته که در مبادی گمرکی مستقر میشده و حتی محموله ماهیان وارداتی آکواریومی را هم بررسی میکرده است تا گونههایی مثل پیرانا را ضبط و به مبدا اولیه بازگرداند.او به سرنوشت محموله قبلی کشف شده در سمت شرق تهران اشاره میکند و میگوید: باید پیگیری شود که محمولهای با ۱۰۰ حیوان شامل پرندگان شکاری، چه سرنوشتی پیدا کرده است.
محمولهای که شانس کشف داشته، به جای اینکه به کشور مبدا اعزام شود به باغ پرندگان تهران تحویل داده شده است اما بسیاری از گونههای قاچاق، حتی شانس کشف را هم ندارند. کافی است سری به صفحات مجازی فروش حیوانات بزنید تا شاهد عرضه انواع و اقسام حیات وحش ممنوعه با قیمتهای نجومی پیش چشم مسئولان باشید. در سایت شیپور از کگوی پلنگی گرفته تا مار پیتون و ایگوانا به فروش میرسد و در اینستاگرام هم میتوان دنبال گونههایی مثل تمساح و شیر و … گشت. اما افراد با چه انگیزههایی به خرید گونههای عجیب برای نگهداری در منزل روی میآورند؟
شاهین سپنتا، فعال حقوق حیوانات در گفتوگو با هفت صبح ویژگیهای روانشناسی افراد را در روی آوردن به حیوانات عجیب بهعنوان حیوان خانگی موثر میداند. از نگاه او شخصیت نمایشی فرد و پر کردن خلأهای عاطفی با هدف سرپوش گذاشتن بر ضربههایی که در گذشته تجربه کرده، مهمترین دلایلی هستند که گرایش به نگهداری از حیات وحش به جای حیوان خانگی متعارف را تقویت میکند.
این فعال حقوق حیوانات میگوید: فردی که شخصیت نمایشی دارد، به دلیل تمایل برای دیده شدن به سراغ حیواناتی مثل مارهای بزرگ یا تمساح میرود زیرا بهوسیله نگهداری این حیوانات، بیشتر دیده میشود. یا برخی افراد با نگهداری از حیوانات کوچکتر حس رضایت دارند، در حالی که گروهی ترجیح میدهند با حیوانات بزرگتر خودنمایی کنند.سپنتا همچنین خلأهای روحی و روانی افراد و فرار از کمبودهای گذشته را عامل دیگری میداند که باعث میشود افراد خود را با هیجانات کاذب سرگرم کنند؛ در حالی که ما حق نداریم حیات وحش را از محیط طبیعی خود دور کنیم.
سپنتا در واکنش به افرادی که میگویند حیات وحششان را از باغوحش یا مزارع پرورشی و نه محیط طبیعی تهیه کردهاند، یادآوری میکند که زندگی حیات وحش با محیط انسانی همخوانی ندارد و حتی اگر محیط طبیعی زندگی حیوان شبیه سازی شود، باز هم دخالت در زندگی این موجود زنده رخ میدهد. حتی اگر حیات وحش در مزرعه تکثیر شده باشد، اجدادی داشته که این اجداد صید شدهاند و با خرید چنین حیواناتی، به چرخه تجارت آنها دامن میزنیم. در واقع باعث میشویم گروهی به دنبال جدا کردن والدهایی از محیطهای طبیعی باشند تا آنها را برای زاد و ولد به محیط غیرطبیعی منتقل کنند و حاصل این تکثیر را به فروش برسانند.
این فعال حقوق حیوانات به عبارت «حیوانات به مثابه کالا» اشاره میکند و اقداماتی که باعث میشود یک حیوان تبدیل به کالا شده و در معرض خرید و فروش قرار بگیرد را جرم محیط زیستی میداند زیرا این رفتار بعد از مدتی به حذف حیوان منتهی میشود. سپنتا میگوید: حال اگر حیات وحش تبدیل به کالا شود، جرم سنگینتر میشود.
به گفته او، باغوحشداری در دنیا منسوخ شده است. باغوحشها با هدف تماشای افراد و جنبههای آموزشی ایجاد میشوند با این وجود در سراسر جهان، محصور کردن حیوانات و تغذیه دستی آنها منسوخ شده است. چه برسد به اینکه یک فرد به صورت شخصی این کار را بکند.
سپنتا تاکید میکند که اسارتگاههایی که در ایران نام باغ وحش را یدک میکشند، با هیچ اصول اخلاقی، انسانی، شرعی و حقوقی قابل توجیه نبوده و منسوخ شدهاند.
در دنیا زمینی به وسعت خیلی زیاد برای نگهداری حیوانات طراحی میکنند و سعی میکنند که محیط اکوسیستم طبیعی را برای حیوان شبیهسازی کنند اما باز هم چون امکان زندگی کاملا طبیعی از موجود زنده گرفته میشود، ایجاد چنین محیطهایی محل ایراد است. چه برسد به اینکه قفس درست کنند و حیوانات را در قفسها رها کنند. این روند متاسفانه برای حیوان جز زجرکشیدن هیچ نتیجهای نخواهد داشت.
در شرایطی که هیچ یک از باغوحشهای ایران استاندارد نیست، معلوم نیست سازمان محیط زیست با کدام توجیه به جای کمک به بازگشت حیات وحش به مبدا اولیه، خود به عضوی از چرخه تجارت سیاه حیات وحش تبدیل شده و در قالب باطل کردن پروانه، کشفیاتش را به باغ وحشهای سراسر کشور میفروشد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا