به گزارش سرمایه فردا، آماری که از مصرف گاز ایران در بازه ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ ترسیم شده، صرفاً یک خط صعودی نیست؛ روایتی از یک مزیت استراتژیک است که به جای تبدیل شدن به موتور رشد اقتصادی، در دل خانهها، نیروگاهها و تلفات شبکه سوخته و تمام میشود. مجموع مصرف گاز کشور از حدود ۱۵۰ میلیارد مترمکعب در سال ۱۳۹۰ به نزدیک ۲۵۰ میلیارد مترمکعب در سال ۱۴۰۳ رسیده، اما این رشد چشمگیر، لزوماً معنای توسعه پایدار را یدک نمیکشد. گزارش پیش رو، تصویر شفاف این مصرف و پیامدهای آن را تحلیل میکند.
مهمترین پیامی که نمودار مصرف گاز ایران در بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ منتقل میکند، رشد مداوم و شتابان مصرف است. رقمی که در ابتدای این دوره حدود ۱۵۰ میلیارد مترمکعب بود، اکنون به حوالی ۲۵۰ میلیارد مترمکعب رسیده است. یعنی در فاصلهای نهچندان بلند، مصرف گاز کشور یک جهش حدود ۶۷ درصدی را تجربه کرده است. این رشد، حاصل خوشبختی نبوده؛ محصول گسترش شبکه گازرسانی، افزایش جمعیت، رشد شهرنشینی، و وابستگی روزافزون نیروگاهها و صنایع به گاز طبیعی است.
اما نکته کلیدی اینجاست: این حجم عظیم مصرف، چگونه در بخشهای مختلف توزیع شده است؟ سهم خانگی، تجاری و عمومی از این ۲۵۰ میلیارد مترمکعب، قابل توجه و رو به افزایش است. بخش صنعت نیز سهم بزرگی دارد. نیروگاهها که بدون گاز عملاً قادر به تولید برق پایدار نیستند، حجم بالایی از این گاز را میسوزانند. و در این میان، تلفات شبکه (نشتی و هدررفت) نیز بخش ناچیزی از این عدد نیست. تصویر کلی نشان میدهد که گاز ایران، یک منبع لوکس نیست؛ ستون فقرات اقتصاد روزمره کشور است.
یکی از برداشتهای غلط رایج، این است که افزایش مصرف انرژی حتماً با رشد تولید ناخالص داخلی و رفاه عمومی همبستگی مثبت دارد. اما واقعیت اقتصاد ایران نشان میدهد که گاز در بسیاری از موارد نه در بخشهای مولد (مثل صنایع پتروشیمی یا صادرات)، که در مصارف «حیاتی اما غیرمولد» سوزانده میشود.
وقتی سهم بالایی از گاز در مصرف خانگی (آشپزی و گرمایش)، سوخت نیروگاهها (با راندمان نه چندان بالا) و اتلاف شبکه به هدر میرود، یعنی بخش مهمی از یک مزیت استراتژیک به جای آنکه به ارزش افزوده و صادرات تبدیل شود، در داخل میسوزد و تمام میشود. به عبارت سادهتر، ایران دارد از یک موهبت خدادادی به عنوان یک کالای مصرفی روزمره استفاده میکند، نه به عنوان یک اهرم توسعه اقتصادی. این تفاوت، یک نقطه عطف است.
پراکندگی مصرف گاز در بخشهای مختلف، آسیبپذیری اقتصاد ایران را به خوبی نشان میدهد. کشاورزی، حملونقل (بخشی از CNG)، صنایع بزرگ و کوچک، پالایشگاهها، نیروگاهها و البته خانهها، همگی به این حامل انرژی وابستهاند. در چنین ساختاری، هر اختلالی در تولید، انتقال، یا مدیریت مصرف گاز، اثر زنجیرهای سریعی روی بقیه اقتصاد میگذارد.
به عنوان مثال، قطع گاز نیروگاهها مستقیماً به معنای خاموشی و اختلال در صنعت و زندگی روزمره است. کاهش فشار گاز در زمستان، ابتدا صنایع عمده را متوقف میکند و سپس دامن خانوارها را میگیرد. این وابستگی خطی، نشان میدهد که اقتصاد ایران به جای تنوعبخشی سبد انرژی، همه تخممرغهای خود را در سبد گاز گذاشته است. این یک پیروزی برای شبکه گازرسانی است، اما یک آسیبپذیری برای اقتصاد کلان.
افزایش بیوقفه مصرف، یک سؤال اساسی را پیش میکشد: آیا تولید و عرضه گاز طبیعی در ایران توانسته همپای این رشد پیش برود؟ تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که در فصول سرد سال، شکاف بین تولید و مصرف به طور خطرناکی کاهش مییابد و گاهی به قطعی گاز صنایع و حتی خانگی منجر میشود. سرمایهگذاری در میادین جدید گازی (به ویژه پارس جنوبی) در سالهای اخیر با کندی مواجه شده، و از سوی دیگر، رشد مصرف خانگی و نیروگاهی شتاب گرفته است.
اگر این روند ادامه پیدا کند، ایران ممکن است در افق نهچندان دور از یک صادرکننده خالص گاز به واردکننده تبدیل شود. آن هم کشوری که روی دومین مخزن بزرگ گاز جهان نشسته است. این یک پارادوکس استراتژیک است که تنها با مدیریت مصرف، کاهش تلفات و سرمایهگذاری هدفمند در عرضه میتوان آن را حل کرد.
ایران با داشتن ذخایر عظیم گاز و موقعیت جغرافیایی ممتاز، پتانسیل آن را دارد که به یکی از بزرگترین بازیگران منطقهای و حتی جهانی در حوزه انرژی تبدیل شود. اما شرط این تحقق، تغییر نگرش از «مصرفگرایی انرژی» به «مدیریت راهبردی انرژی» است.
مدیریت مصرف خانگی (با بهینهسازی مصرف، عایقبندی ساختمانها و استفاده از تجهیزات کممصرف)، کاهش تلفات شبکه، افزایش راندمان نیروگاهها، و جایگزینی صنایع انرژیبر با صنایع با ارزش افزوده بالاتر، مسیرهایی هستند که میتوانند این اعداد را تغییر دهند. اما تا آن روز، نمودار مصرف گاز ایران همچنان اوج خواهد گرفت. آنچه در این اوج رقم میخورد، نه صادرات و توسعه، که سوزاندن سرمایه ملی در دل خانهها و نیروگاههای کمبازده است. یک پیروزی برای آسایش کوتاهمدت، اما یک شکست استراتژیک برای آینده پایدار ایران.
گفتوگوی صمیمی و پرشوخی ستاره «برکینگ بد» و بازیگر محبوب «بهتر است با سال تماس…
برنامه احیای ۲۲۶ تالاب کشور بدون اولویتبندی بودجه کافی و تأمین حقابه با خطر تکرار…
افزایش هزینههای زندگی، بسیاری از جوانان را از مشاغل رسمی دور کرده و به سمت…
افزایش دمای هوا، رشد میکروبها و آلودگی آب و غذا، خطر شیوع بیماریهای گوارشی را…
برای سرمایهگذار با ۵۰۰ میلیون تومان، شاید بهترین راه، ۲۵ تا ۳۰ درصد طلا و…
خبر دریافت مجوز توسط مهیار ساعدی، بحث ورود رپ فارسی به جریان رسمی موسیقی و…