به گزارش سرمایه فردا، بورس هفته جاری مثبت تمام شد آنهم در شرایطی آغاز که سایه ریسکهای سیاسی همچنان بر ذهن معاملهگران سنگینی میکرد. فشار روانی ناشی از اخبار و گمانهزنیهای سیاسی، همچنین مقاومت شاخص در نیمه نخست معاملات فضای منفی را بر بازار حاکم کرد و شاخصها تحت تأثیر عرضه در گروههای بزرگ همچون خودرو و پالایشی عقب نشستند. اما این وضعیت پایدار نماند.
در نیمه دوم بازار، جریان نقدینگی تغییر مسیر داد. حقوقیها با جمعآوری عرضهها و تقویت سمت تقاضا، ورق معاملات را برگرداندند. نسبت قدرت خرید حقیقیها به فروشندگان ۵۵ میلیون در برابر ۳۷ میلیون تومان شد و نشان داد که بازار در حال آمادهسازی برای خبرهای مثبت است. ارزش معاملات نیز با رسیدن به سطح ۱۷ همت، بار دیگر از حضور فعال پولهای جدید حکایت داشت. به نظر میرسد بازار با پشتوانه اثرات دلاری بودجه، حذف ارز ترجیحی و ورود نقدینگی جدید، در حال حرکت به سمت شاخص ۴.۵ میلیون واحدی است؛ مسیری که اگر با اخبار مثبت سیاسی و اقتصادی همراه شود، میتواند نقطه آغاز یک دوره صعود پایدار برای بورس باشد.
محمود مرادی معتقد است که گروههای شیمیایی، دارویی، غذایی و برقی با تقاضای قابل توجه مواجه شدند، نشانهای که از نگاه فعالان بازار به آینده این صنایع و احتمال انتشار اخبار بنیادی مثبت خبر میدهد
محمود مرادی کارشناس بازار سرمایه در گفتگو با بازار با اشاره به اینکه روز چهارشنبه، خریدهای قوی و هدفمند در صنایع خاص رخ داد، گفت: گروههای شیمیایی، دارویی، غذایی و برقی با تقاضای قابل توجه مواجه شدند، نشانهای که از نگاه فعالان بازار به آینده این صنایع و احتمال انتشار اخبار بنیادی مثبت خبر میدهد. این تمرکز خرید، نشاندهنده تغییر فاز بازار از احتیاط به امیدواری است.
وی افزود: به لحاظ تکنیکی، برخی تحلیلگران معتقدند پس از شکست سقفهای قبلی، بازگشتهای کوتاهمدت طبیعی است اما رفتار امروز بازار نشان داد که حتی در سایه ریسکهای سیاسی، توان تقاضا و نقدینگی میتواند مسیر شاخص را دوباره رو به جلو کند.
واقعیت این است که بازار چهارشنبه تصویری دوگانه داشت آغاز منفی تحت فشار روانی و پایان مثبت با تقویت تقاضا. این تغییر روند، همراه با ارزش معاملات بالا و خریدهای سنگین در صنایع منتخب، نشان میدهد که بازار در انتظار خبرهای تازه است و اگر ریسکهای سیاسی کاهش یابد، مسیر صعودی میتواند با قدرت بیشتری ادامه پیدا کند. به همین دلیل نقدینگی در حال آمادهباش است و صنایع شیمیایی، دارویی، غذایی و برقی بهعنوان پیشروهای جدید، سیگنال مثبت به کلیت بازار دادند.
در هفته اخیر تغییر مسیر معاملات از منفی به مثبت، تنها یک واکنش کوتاهمدت به جریان نقدینگی نبود؛ بلکه نشانهای از اثرگذاری انتظارات دلاری بودجه و حذف ارز ترجیحی بر ذهن فعالان بازار بود.
به گفته رضا روحی صنایع مستقیماً یا غیرمستقیم از تغییرات نرخ ارز و حذف ارز ترجیحی منتفع میشوند؛ شیمیاییها و داروییها به دلیل ارتباط با بازارهای صادراتی و وارداتی، غذاییها به دلیل تغییر مبنای قیمتگذاری مواد اولیه، و برقیها به واسطه افزایش ارزش داراییها و قراردادهای جدید چشمانداز مثبتی را رقم زدهاند
رضا روحی کارشناس بورس در گفتگو با خبرنگار بازار گفت: وقتی ارزش معاملات به نزدیکی ۱۷ همت رسید برتری محسوسی نشان داد، این پیام را منتقل کرد که بازار در حال پیشخور کردن برخی مفروضات کلان است. مهمترین این مفروضات، نرخهای دلاری در بودجه سال آینده و سیاست حذف ارز ترجیحی است که میتواند سودآوری صنایع صادراتمحور و حتی گروههای داخلی وابسته به نرخ ارز را تقویت کند.
وی افزود: صنایع مستقیماً یا غیرمستقیم از تغییرات نرخ ارز و حذف ارز ترجیحی منتفع میشوند؛ شیمیاییها و داروییها به دلیل ارتباط با بازارهای صادراتی و وارداتی، غذاییها به دلیل تغییر مبنای قیمتگذاری مواد اولیه، و برقیها به واسطه افزایش ارزش داراییها و قراردادهای جدید چشم انداز مثبتی را رقم زدهاند.
روحی با بیان اینکه رشد بازار تنها یک حرکت تکنیکی نبود، بلکه بازتابی از انتظار فعالان نسبت به اثر دلاری بودجه و اصلاح سیاستهای ارزی است، گفت: اگر این روند در روزهای آینده با انتشار گزارشهای ماهانه و اخبار بودجهای تقویت شود، میتوان گفت بازار در حال ورود به فاز جدیدی از رشد مبتنی بر متغیرهای بنیادی است؛ رشدی که برخلاف گذشته، نه بر موج هیجان، بلکه بر پایه تغییرات واقعی در سیاستهای اقتصادی بنا خواهد شد.
وی تاکید کرد: در دل فضای سیاسی پرریسک، همچنان عوامل بنیادی میتوانند مسیر شاخص را تغییر دهند. اثر دلاری بودجه و حذف ارز ترجیحی، همان محرکی است که صنایع منتخب را به کانون توجه سرمایهگذاران تبدیل کرده و میتواند موتور اصلی ادامه روند مثبت بورس باشد.
رفتار بازار تنها یک نوسان مقطعی نیست، بلکه نشانهای از شکلگیری یک روند پایدار است. ارزش معاملات نزدیک به ۱۷ همت، برتری قدرت خرید حقیقیها نسبت به فروشندگان و تمرکز تقاضا بر صنایع شیمیایی، دارویی، غذایی و برقی، همه نشان میدهد که بازار در حال آمادهسازی برای یک حرکت بزرگتر است. در واقع، اثر دلاری بودجه و حذف ارز ترجیحی، موتور تازهای برای رشد سودآوری شرکتها روشن کرده است. این تغییرات، هم صنایع صادراتمحور را تقویت میکند و هم گروههای داخلی را از فشار قیمتگذاری دستوری رها میسازد. نتیجه آن، افزایش انتظارات مثبت در صورتهای مالی و جذابتر شدن نسبتهای ارزشگذاری است.به همین دلیل، شاخص کل بورس اکنون در مسیر دستیابی به قله جدیدی قرار گرفته است. عبور از مقاومتهای اخیر و تثبیت جریان نقدینگی، مسیر حرکت شاخص را به سمت محدوده چهار میلیون و پانصد هزار واحدی هموار کرده است. این سطح نه صرفاً یک عدد نمادین، بلکه نقطهای است که میتواند اعتماد دوباره سرمایهگذاران را به بازار بازگرداند و جریان پولهای تازه را تقویت کند.
براساس این گزارش میتوان نتیجه گرفت که رفتار بازار در هفته اخیر بیش از یک نوسان کوتاهمدت بود؛ نشانهای از آغاز فاز تازهای که بر پایه متغیرهای بنیادی بنا شده است. اثر دلاری بودجه و حذف ارز ترجیحی، موتور رشد سودآوری شرکتها را روشن کرده و هم صادراتمحورها و هم صنایع داخلی را از فشارهای پیشین رها ساخته است. با تثبیت جریان نقدینگی و عبور شاخص از مقاومتهای اخیر، مسیر حرکت به سمت چهار میلیون و پانصد هزار واحدی هموار شده است؛ سطحی که میتواند اعتماد دوباره سرمایهگذاران را بازگرداند و نقطه شروع یک دوره صعود پایدار برای بورس باشد.
بورس پس از چند سال رکود با وجود جهش دلار و طلا همچنان با بیاعتمادی فعالان مواجه است، بسیاری از نمادها بیش از ۵۰ درصد پایینتر از قیمتهای سال ۱۳۹۹ معامله میشوند، در حالی که شاخص کل بالاتر از سقف تاریخی قرار دارد. فشارهای سیاسی و ریسکهای بیرونی مانع عبور بازار از مقاومتها شده و آینده آن به تصمیمات دولت در جبران کسری بودجه گره خورده است.
انتظارات تورمی در اقتصاد ایران به سطحی بیسابقه رسیده و همین موضوع باعث شده جریان نقدینگی به حرکت درآید و حتی به بازارهایی که پیشتر در رکود بودند، مانند مسکن، نفوذ کند. این تحولات پرسشی جدی را پیش روی فعالان اقتصادی قرار داده است؛ آیا بورس پس از چند سال رکود و درجا زدن میتواند دوباره به عنوان یک بازار ارزنده برای سرمایهگذاری مطرح شود؟ بسیاری از فعالان بازار نسبت به عدد شاخص کل بیاعتمادند و معتقدند رشد آن نماینده واقعی وضعیت سهام نیست، چرا که هنوز بخش بزرگی از شرکتهای بورسی در سطحی بیش از ۵۰ درصد پایینتر از قیمتهای سال ۱۳۹۹ معامله میشوند، در حالی که شاخص کل حدود ۳۰ درصد بالاتر از سقف تاریخی خود قرار دارد.
بازار سهام در هفته اخیر در موقعیتی بلاتکلیف قرار گرفته است، نه آنقدر مثبت که بتوان از روند صعودی سخن گفت و نه آنقدر منفی که سقوط جدی را نشان دهد. فشارهای سیاسی و ریسکهای بیرونی همچنان سایه سنگینی بر معاملات دارند و هر بار که بازار به قلههای مقاومتی نزدیک میشود، با موجی از عرضه و تردید مواجه میگردد. این وضعیت به قلهای پر دردسر شباهت دارد که هر بار تلاش برای عبور از آن با شکست مواجه میشود.
چند مسیر پیش روی بازار قابل تصور است؛ نخست، حرکت آهسته و تدریجی که در آن ترس فروش فروکش میکند و سهام شرکتهای دارای بنیاد قوی یا گزارشهای مثبت مورد توجه قرار میگیرند. این مسیر هرچند بازدهی چشمگیری ندارد، اما کف بازار را تثبیت میکند و امکان نوسانگیری در تکسهمها را فراهم میسازد. مسیر دوم، وابسته به تحولات سیاسی است؛ اگر فضای سیاسی منفیتر شود، فشار فروش شدت میگیرد و بازار به اصلاح عمیقتر تن میدهد. مسیر سوم، سناریوی مثبت است که در آن انتشار اخبار خوب اقتصادی یا بودجهای، همراه با گزارشهای بنیادی مطلوب، بازار را یک گام به جلو میبرد و امید تازهای ایجاد میکند.
گزارشهای ماهانه شرکتها در پاییز نشان دادهاند که درآمدها در حال تقویت است و نسبتهای بنیادی بازار به محدودههای حمایتی نزدیک میشوند. نسبت P/S در سطح ۱.۵ واحد و نسبت P/E در حدود ۶.۵ واحد قرار دارد که فاصله چندانی با کفهای تاریخی ندارند. این دادهها نشان میدهد که بازار از منظر بنیادی ظرفیت حمایت دارد، اما برای حرکت رو به جلو نیازمند محرکهای بیرونی و اخبار مثبت است.
از این رو بورس در شرایطی ایستاده که انتظارات تورمی و جریان نقدینگی میتواند آن را دوباره به صحنه سرمایهگذاری بازگرداند، اما بیاعتمادی به شاخص کل و فشارهای سیاسی مانع از شکلگیری روند پایدار شده است. اگرچه گزارشهای مالی توانستهاند بخشی از نگرانیها را کاهش دهند، اما بازار همچنان درگیر ابهام و نوسانهای کوتاهمدت است. در چنین فضایی، حتی درجا زدن نیز برای سرمایهگذاران زیان محسوب میشود و تنها ورود اخبار و تصمیمات اقتصادی مثبت میتواند این قفل را بشکند و مسیر تازهای برای بازار سهام ایران ترسیم کند.
واقعیت این است که در شرایط کنونی که انتظارات تورمی به اوج رسیده و نقدینگی به سمت بازارهای مختلف حرکت کرده است، یکی از متغیرهای کلیدی که میتواند مسیر بورس را تعیین کند، سیاست دولت در مواجهه با کسری بودجه است. تجربه سالهای گذشته نشان داده که دولت در مواجهه با کسری، دو مسیر اصلی پیش رو دارد؛ هر کدام از این مسیرها اثرات متفاوتی بر بازار سرمایه خواهند داشت.
از یک سو، احتمال انتشار گستردهتر اوراق بدهی وجود دارد. این اقدام اگرچه میتواند در کوتاهمدت منابع مالی دولت را تأمین کند، اما عملاً به معنای جذب نقدینگی از بازار و کاهش توان سرمایهگذاران برای ورود به بورس است. افزایش عرضه اوراق، نرخ سود را بالا میبرد و جذابیت بازار بدهی را نسبت به بازار سهام بیشتر میکند. در چنین فضایی، سرمایهگذاران ترجیح میدهند به سمت ابزارهای کمریسک حرکت کنند و این موضوع بهطور مستقیم مانع رشد پایدار بورس خواهد شد.
در سناریوی دیگر، دولت ممکن است اجازه دهد بازار سهام با سرعت بیشتری رشد کند و از این فضا برای جبران کسری بودجه بهره ببرد. این مسیر به معنای استفاده از ظرفیت فروش سهام شرکتهای دولتی است؛ رویکردی که پیشتر نیز در لایحه بودجه ۱۴۰۵ مطرح شده بود. در این حالت، دولت با عرضه بخشی از داراییهای خود در بورس، هم منابع مالی جدید جذب میکند و هم به رونق بازار سهام کمک میکند. البته این سیاست اگر بدون برنامهریزی دقیق و در حجم بالا اجرا شود، میتواند فشار عرضه را افزایش دهد و به جای حمایت از بازار، موجب بیثباتی شود.
بهطور کلی، بورس در نقطهای ایستاده که تصمیمات دولت در حوزه بودجه میتواند مسیر آن را تعیین کند. انتشار اوراق بیشتر، به معنای سنگاندازی در برابر رشد بازار است؛ در حالی که فروش سهام دولتی میتواند فرصتی برای تزریق نقدینگی و ایجاد رونق باشد. انتخاب میان این دو مسیر، نهتنها آینده بازار سرمایه، بلکه اعتماد عمومی به سیاستهای اقتصادی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
در شرایطی که بازار طلا به اوج تاریخی خود رسیده و قیمت دلار نسبت به سال ۱۳۹۹ حدود هفت برابر افزایش یافته است، واقعیت تلخ این است که بخش بزرگی از سهامداران آن دوره همچنان در زیان سنگین قرار دارند. این تناقض آشکار میان رشد افسارگسیخته بازارهای موازی و رکود یا افت ارزش سهام، نشان میدهد که سرمایهگذاری در بورس ایران بیش از آنکه تابع منطق اقتصادی باشد، قربانی تصمیمات سیاستگذاران شده است.
سیاستهای ناکارآمد در حوزه بودجه و کنترل تورم، بارها مسیر بازار سرمایه را منحرف کرده و اعتماد عمومی را خدشهدار ساخته است. دولتها به جای ایجاد بستر پایدار برای رشد بورس، یا با انتشار گسترده اوراق بدهی نقدینگی را از بازار خارج کردهاند، یا با بیثباتی در سیاستهای ارزی و مالی، فضای نااطمینانی را تشدید کردهاند. نتیجه این رویکرد آن بوده که سهامداران، حتی پس از گذشت چند سال، نتوانستهاند زیانهای سنگین خود را جبران کنند؛ در حالی که سایر بازارها مانند ارز و طلا رشدهای چند برابری را تجربه کردهاند.
این وضعیت نشان میدهد که سهامداری در ایران همواره در معرض ریسکهای سیاستی قرار دارد و سرمایهگذاران به جای بهرهمندی از منطق عرضه و تقاضا، قربانی تصمیمات کوتاهمدت و غیرکارآمد دولتها میشوند. تا زمانی که سیاستهای اقتصادی بر پایه تأمین کسری بودجه از مسیرهای غیرمولد و کنترل تورم با ابزارهای مقطعی بنا شود، بورس نمیتواند نقش واقعی خود را در تأمین مالی و حفظ ارزش داراییها ایفا کند. در چنین فضایی، سهامداران نهتنها از رشد بازار بیبهره میمانند، بلکه بار دیگر هزینه ناکارآمدی سیاستگذاری را بر دوش میکشند.
درشرایطی که ایمنی خودروهای داخلی افزایش تصادفات را در پی داشته و هر روز قربانی…
ترامپ گفته اجرای سوپربول «افتضاح» و «یکی از بدترینها در تاریخ» بود اجرای دروغین با…
ارزهای دیجیتال نوسان رو به پایین پیدا کردهاند و همه نگرانند، اما برنشتاین پیشبینی کرده…
آمارها نشان میدهد که در شرایط حضور ناوهای آمریکایی در خلیج فارس بهطور متوسط روزانه…
در حالی که انجمن صنفی تایر از حفظ آرامش بازار سخن میگوید، اجرای دو مرحلهای…
یک سال پس از اعتراضات دانشگاه کلمبیا، لقـا کُردیه، زن ۳۳ ساله فلسطینی، همچنان تنها…