بورس

حمایت‌های هوشمندانه بورس تا ریسک‌های پنهان صنایع

به گزارش سرمایه فردا،  هفته اول بازگشایی بورس تهران پس از ماه‌ها تعطیلی، فراتر از تمام پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه بود. روز شنبه دوم خرداد، حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد نمادهای معاملاتی در وضعیت صف خرید بودند و سرانه خرید به شدت افزایش یافت. این موفقیت، حاصل ترکیبی از «ارزندگی ارزش دلاری بازار»، «حمایت‌های هدفمند سازمان بورس» و «خاموش شدن موقت کانال‌های هیجان‌ساز» بود. با این حال، کارشناسان ارشد بازار سرمایه نسبت به «سبز بودن همه سهام» هشدار می‌دهند. در حالی که برخی گروه‌ها (دارو، غذا، زراعت و بانک) واقعاً ارزنده و کم‌ریسک هستند، برخی دیگر با ریسک‌های جدی (تامین انرژی، محاصره دریایی و اختلال در زنجیره تأمین) مواجه‌اند و رشد فعلی آنها ممکن است موقتی و هیجانی باشد. این گزارش به تحلیل نحوه بازگشایی، ارزندگی بازار، ریسک‌های کلیدی صنایع و گروه‌های برتر می‌پردازد.

تمجید از حمایت‌ها، انتقاد از مدیریت اختیار معامله

با وجود نگرانی‌های گسترده از ریزش سنگین و صف‌های فروش طولانی در روزهای اول بازگشایی، بازار عملکردی «بسیار خوب و قابل تقدیر» داشت. مهم‌ترین عامل این موفقیت، «تعلیق ۴۲ نماد بزرگ» (حدود ۳۵ درصد از ارزش کل بازار) بود. این نمادها عمدتاً شامل شرکت‌هایی بودند که یا مستقیماً در جنگ آسیب دیده بودند (تأسیسات پتروشیمی و فولاد)، و یا زنجیره تأمین و خوراک آنها (یوتیلیتی‌ها) مختل شده بود. تعلیق این نمادها، فشار فروش ناشی از فروش هیجانی سهامداران آنها را از روی دوش بازار برداشت. علاوه بر این، حمایت‌های سازمان بورس (از جمله اوراق تبعی هم‌وطن با تضمین ۳۰ درصد بازدهی برای پرتفوی زیر یک میلیارد تومان) و همچنین وام ۲۰۰ میلیون تومانی با وثیقه سهام، نقش مهمی در افزایش اعتماد سرمایه‌گذاران خرد ایفا کرد. تیم مدیریتی وزارت اقتصاد و سازمان بورس در این زمینه عملکرد خوبی داشتند.

اما یک نکته منفی قابل توجه، «مدیریت نامناسب معاملات اختیار معامله» بود. محدودیت‌های ناگهانی در معاملات فزاینده اختیار معامله، اجحاف بزرگ و غیرقابل دفاعی در حق دارندگان اختیار فروش (Put Option) ایجاد کرد. افرادی که پیش از تعطیلی بازار، برای پوشش ریسک سهام خود هزینه پرداخت کرده بودند، عملاً از حق خود محروم شدند و متحمل ضرر سنگین شدند. این اقدام، یک لکه تاریک بر کارنامه بازگشایی بود. با این حال، به جز این بخش، سایر بخش‌های بازار (شامل معاملات نقدی سهام و صندوق‌های کالایی) با موفقیت مدیریت شد و جای تقدیر دارد.

ارزندگی ارزش دلاری؛ فرصت یا تله؟

یکی از دلایل اصلی استقبال از بازار، «ارزندگی ارزش دلاری» آن است. ارزش دلاری بازار سرمایه ایران در حال حاضر حدود ۷۰ تا ۷۲ میلیارد دلار برآورد می‌شود. در مقایسه با سایر کلاس‌های دارایی (مانند طلا، ارز، مسکن و خودرو) که در ماه‌های اخیر رشدهای ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی داشته‌اند، بازار سهام با نرخ دلار آزاد (حدود ۱۸۰ هزار تومان) «ارزان» به نظر می‌رسد. بسیاری از سهام، حتی با قیمت‌های فعلی، نسبت قیمت به سود (P/E) پایین و نسبت قیمت به ارزش دفتری (P/B) جذابی دارند. با این حال، هشدار داده می‌شود که «همه سهام ارزنده نیستند». ارزش دلاری پایین بازار، به تنهایی دلیل برای خرید همه سهام نیست. برخی شرکت‌ها با ریسک‌های سیستمی جدی مواجه هستند که در محاسبات ساده ارزندگی لحاظ نمی‌شوند.

سه ریسک کلیدی؛ انرژی، محاصره و زنجیره تأمین

بزرگ‌ترین ریسکی که صنایع ایران در سال ۱۴۰۵ با آن مواجه هستند، «تأمین پایدار انرژی» (برق در تابستان و گاز در زمستان) است. پیش از جنگ، صنایع ایران با مشکل قطعی برق و گاز مواجه بودند. اما پس از حملات هوایی به تأسیسات پارس جنوبی (تخریب حدود ۵ تا ۹ فاز از ۲۴ فاز)، ظرفیت تولید گاز کشور به شدت کاهش یافته است. برآوردها حاکی از کاهش بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون مترمکعب در روز (حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد مصرف زمستانی) است. این یعنی کمبود گاز در زمستان ۱۴۰۵ بسیار شدیدتر از سال قبل خواهد بود و بسیاری از صنایع انرژی‌بر (فولاد، پتروشیمی، سیمان و…) مجبور به تعطیلی چند ماهه خواهند شد. وضعیت برق نیز مشابه است. بخشی از ظرفیت نیروگاه‌ها نیز در جنگ تخریب شده است. هرچند دولت از صنایع خواسته تا برق خود را از طریق «توسعه نیروگاه‌های تجدیدپذیر» تأمین کنند، اما واقعیت این است که احداث نیروگاه خورشیدی یا بادی برای بسیاری از صنایع کوچک و متوسط مقرون به صرفه نیست و هزینه تمام شده محصول آنها را به شدت افزایش می‌دهد.

ریسک دوم، «محاصره دریایی و اختلال در تجارت» است. بسته شدن تنگه هرمز، هر دو سوی تجارت (واردات مواد اولیه و صادرات محصولات) را فلج کرده است. با از دست رفتن حداقل ۵۰ تا ۸۰ درصد ظرفیت تجارت از طریق بنادر جنوبی، بسیاری از شرکت‌های صادرات‌محور (فولاد، پتروشیمی، فلزات اساسی و قیر) با انباشت محصول و عدم ورود ارز مواجه شده‌اند. مسیرهای جایگزین (از طریق عمان و عراق) نیز نمی‌توانند به سرعت جای خالی بنادر جنوبی را پر کنند. ریسک سوم، «اختلال در زنجیره تأمین قطعات و مواد اولیه» است. این ریسک به طور خاص صنایع خودرو و لوازم خانگی و دارو را تهدید می‌کند. اگرچه دولت اجازه واردات «بدون انتقال ارز» را صادر کرده، اما این راهکار موقتی است و نمی‌تواند به طور کامل جایگزین تجارت منظم از طریق بنادر جنوبی شود.

گروه‌های کم‌ریسک و ارزنده؛ دارو، غذا، زراعت، بانک، سیمان

با در نظر گرفتن ریسک‌های فوق، کارشناسان صنایع را به سه دسته تقسیم می‌کنند. دسته اول، «صنایع کم‌ریسک و ارزنده» هستند که به راحتی می‌توان برای سرمایه‌گذاری بلندمدت به آنها اعتماد کرد. این صنایع عبارتند از:

داروسازی: تقاضای غیر قابل انعطاف، توانایی اخذ مجوز افزایش نرخ از سازمان غذا و دارو، و وابستگی کمتر به واردات (بسیاری از مواد اولیه در داخل تولید می‌شود).

غذایی: تقاضای نسبتاً پایدار و توانایی افزایش قیمت همگام با تورم. البته برخی شرکت‌های غذایی (مانند روغن‌های خوراکی) به واردات دانه‌های روغنی وابسته هستند که تحت تأثیر محاصره دریایی قرار دارد. اما شرکت‌های تولید لبنیات، قند و شکر، و کنسانتره میوه وضعیت بهتری دارند.

·زراعت و دامپروری: با وجود وابستگی به واردات نهاده‌های دامی (ذرت و سویا)، حاشیه سود آنها به دلیل افزایش قیمت محصولات (مرغ، تخم‌مرغ، گوشت) افزایش یافته است. همچنین، تقاضا برای محصولات کشاورزی (گندم، جو، برنج) نیز همیشه بالا است.

بانکی: بانک‌ها از دو محل «افزایش نرخ تسعیر ارز» و «افزایش حجم تراکنش‌های ریالی» سود برده‌اند. همچنین، کاهش ارزش پول ملی، ارزش دارایی‌های ارزی بانک‌ها را افزایش داده است.
· سیمان: صنعت سیمان از قیمت‌گذاری دستوری مستثنی است و می‌تواند قیمت خود را متناسب با تورم و افزایش هزینه‌ها (انرژی و دستمزد) افزایش دهد. علاوه بر این، تقاضا برای بازسازی مناطق آسیب‌دیده (توسط جنگ) در ماه‌های آینده افزایش خواهد یافت. با این حال، ریسک قطعی برق و گاز در فصول سرد و گرم برای سیمانی‌ها نیز وجود دارد (هرچند کمتر از فولاد و پتروشیمی).

دسته دوم، «صنایع ارزنده اما با ریسک بالا» هستند.

پالایشگاه‌ها و نیروگاه‌ها سودآوری بسیار بالایی دارند (به دلیل افزایش نرخ ارز و نرخ تسعیر)، اما به دلیل «ریسک هدف قرار گرفتن در جنگ» (همانطور که در جنگ رمضان مشاهده شد)، سرمایه‌گذاری در آنها نیازمند پذیرش ریسک بالایی است. اگر سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر هستید، می‌توانید بخش کوچکی از پرتفوی خود را به این صنایع اختصاص دهید.

دسته سوم، «صنایع با ریسک بسیار بالا» هستند

فولاد، پتروشیمی و فلزات اساسی به دلیل وابستگی به صادرات دریایی و مصرف بالای انرژی، بیشترین آسیب را از جنگ و محاصره دیده‌اند. رشد قیمتی که این نمادها در روزهای اول بازگشایی داشتند، عمدتاً هیجانی و ناشی از جو مثبت بازار بوده و احتمالاً در هفته‌های آینده با اصلاح قیمت مواجه خواهند شد. سرمایه‌گذاران محتاط باید از ورود به این گروه‌ها خودداری کنند.

آرامش بازار، نتیجه حمایت و حذف هیجانات است

بازگشایی موفقیت‌آمیز بورس، یک گام مثبت و قابل تقدیر بود. حمایت‌های هوشمندانه سازمان بورس و تعلیق نمادهای پرخطر، از فروپاشی بازار جلوگیری کرد. با این حال، این آرامش نسبی را نباید به قیمت «ارزندگی همه سهام» تعبیر کرد. سرمایه‌گذاران باید با دقت، صنایع کم‌ریسک (دارو، غذا، زراعت، بانک، سیمان) را از صنایع پرریسک (فولاد، پتروشیمی، خودرو، لوازم خانگی) تفکیک کنند. گزارش‌های عملکرد ماهانه اردیبهشت شرکت‌ها در حال انتشار است.

modir

Recent Posts

شوک قیمتی ارز و طلا در بازار داخلی؛ جهش تتر و دلار نقدی در سایه ابهامات سیاسی

بازار ارز و طلا در روز دوشنبه تحت تأثیر دو نیروی متضاد قرار داشت. از…

45 دقیقه ago

واکنش به صفت زیباترین زن جهان

انتخاب نیونگو برای ایفای نقش شخصیتی که در اسطوره‌های هومر «زیباترین زن جهان» توصیف شده،…

7 ساعت ago

قیمت‌سازی جعلی آگهی‌های مسکن

بازار مسکن ایران در رکود عمیق تولید و کمبود عرضه گرفتار است، اما آگهی‌های جعلی…

8 ساعت ago

سینمای ایران در ۱۴۰۵ چگونه است

در سالی که جنگ و ناآرامی و گرانی با هم آمدند، سینما میان ممیزی، بلیت…

8 ساعت ago

تاثیر استیبل‌کوین‌ها بر بازارها

استیبل‌کوین‌ها با رشد انفجاری، نظام بانکی سنتی و شبکه‌های پرداخت جهانی را وارد مرحله‌ای تازه…

8 ساعت ago

افزایش ترافیک اینترنت در ایران

گزارش‌های تازه نشان می‌دهد سهم کاربران آیفون در ترافیک اینترنت ایران به شکل ناگهانی افزایش…

9 ساعت ago