به گزارش سرمایه فردا، محاصره چندماهه ونزوئلا که بوی جنگی تمامعیار از آن برخاسته بود، به یک عملیات کوچک اما حسابشده انجامید و نیروهای دلتای ایالات متحده آمریکا با یورش به اقامتگاه نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، او و همسرش را ربودند و با خود به آمریکا بردند و آنها را به دلیل وجود کیفرخواستی در دادگاه نیویورک که پیشتر اتهامات بلند بالایی را علیه این دو مطرح کرده بود، تحویل دادند. فارغ از آنکه عملیات ربایش مادورو و همسرش قانونی بوده یا غیرقانونی، اجرای درست و بینقص آن سبب شد تا ترامپ دچار غروری مضاعف، عجیب و البته کاذب شود.
از این رو، او باز هم به سراغ افاضات سال گذشته خود رفته و چند وقتی است که دوباره مسئله تصاحب گرینلند و الصاق آن به خاک آمریکا چه با توافق و چه با زور، مطرح شده است. از آنجایی که گرینلند متعلق به دانمارک است و این کشور نیز عضوی از اتحادیه اروپا، رابطه کشورهای اروپایی به ویژه فرانسه، آلمان و دانمارک، دچار تنش و مناقشه شده است. آمریکا میگوید به گرینلند برای تصاحب آینده نیاز دارد و اروپا این ایده را خلاف تمام معاهدات و موازین بینالمللی میداند و حتی میگوید اصرار یا اقدام آمریکا میتواند علاوه بر تیره و تار شدن روابط فیمابین، به از هم پاشیدن پیمان ناتو نیز بیانجامد.
از این رو به نظر میآید اکنون ناتو و تمهیداتی که به حفظ آن میانجامد، در صدر محافل و مجالس غربی باشد اما جالب است بدانید که تمرکز دبیر کل سازمان پیمان آتلانتیک شمالی یا همان ناتو، بر روی بخش دیگری از نیمکره شمالی است. اینطور که به نظر میرسد، مارک روته، دبیرکل ناتو، میداند اگر آمریکا بخواهد گرینلند را تصرف کند، تمام کشورهای اروپایی هم نمیتوانند مانع او شوند، بنابراین روته از الان به فکر بدیلی برای گرینلند است و چه بدیلی بهتر و همگونتر از
«قطب شمال.» روته در اظهاراتی اعلام کرد که این اتحاد نظامی به دنبال تقویت توان دفاعی خود در قطب شمال است.مارک روته گفت: «ناتو در جستوجوی راههایی برای تقویت توان دفاعی خود در منطقه قطب شمال است.» وی همچنین با اشاره به اظهارات دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده درباره گرینلند، تاکید کرد که هرگونه اقدام آمریکا برای تصاحب این جزیره با استفاده از نیروی نظامی، سابقه ۸۰ساله همکاری ائتلاف ترنس آتلانتیک را نابود خواهد کرد. رئیسجمهور آمریکا پیشتر در اظهاراتی بار دیگر مدعی شده بود که ایالات متحده به هر صورت، گرینلند را تصاحب خواهد کرد.
جنجالها برسر گرینلند در شرایطی بالا گرفته که ترامپ مدعی است آمریکا برای تضمین امنیت خود در مواجهه با تهدیدهای فزاینده از سوی چین و روسیه در قطب شمال باید بزرگترین جزیره جهان یعنی گرینلند را کنترل کند و کاخ سفید استفاده از نیروی نظامی برای تصاحب این جزیره را رد نکرده است. اما چرا نظر روته هم به قطب شمال جلب شده و چه اتفاقی در آن سرزمین یخبسته در حال انجام است که علاوه بر آمریکا، روسیه و چین، حالا بازیگری به نام ناتو دارد.
چند ماه پیش، کرملین از ورود اولین کشتی چینی از مسیر «دریای شمال» به غرب روسیه و بندر سنپترزبورگ خبر داد. این مسیر حمل و نقل نوین، شرق آسیا را از طریق قطب شمال و شمال روسیه به شرق اروپا متصل میکند و بهطور کلی جایگزینی برای مسیر سنتی و کلاسیک جنوبی و عبور از کانال سوئز به حساب میآید. مسکو امیدوار است این مسیر جدید که بهدلیل تغییرات اقلیمی و گرم شدن کره زمین و در نتیجه آن، آب شدن یخها قابل عبورتر شده، بتواند در آینده به ویژه در تجارت سوخت با مسیر جنوبی رقابت کند. گفتنی است مهمترین مزیت این مسیر، کوتاهتر بودن آن از مسیر عبوری از کانال سوئز است. مقامات فرانسوی نسبت به این اتفاق واکنش نشان دادند و آن را از جاهطلبیهای بزرگ مسکو برای توسعه تجارت بینالمللی خود دانستند.
روسیه با یورش نظامی به مرزهای اوکراین و آغاز جنگی که تاکنون بیش از سه سال به طول انجامیده، روابط خصمانهای با کشورهای غربی به ویژه آمریکا پیدا کرد و در نتیجه این روابط تیرهوتار، تحریمهای گستردهای از جانب آمریکا، انگلیس و اتحادیه اروپا علیه روسیه وضع شد. این تحریمها تجارت و به ویژه حمل و نقل انرژی و کالا را برای روسیه سخت و دشوار کرده است و حالا با گشایش این مسیر که در رسانههای محلی «کریدور شمالی» نامیده میشود، روسیه به گسترش تجارت خود با شرق آسیا بدون دخالتها و مزاحمتهای آمریکا و همپیمانانش امیدوار شده است.البته مسیر جنوبی یا همان مسیر کانال سوئز، همچنان مسیر اصلی انتقال کالا برای روسیه به شمار میرود اما مسکو تلاش میکند مسیر شمالی را به تدریج، ترویج و در نهایت جایگزین این مسیر کند.
سالهاست روسیه برای حمایت از مسیر شمال، اقدام به تقویت زیرساختهای بندری و ساخت تأسیسات گاز طبیعی مایع در این مسیر و یخشکنها کرده است. با این حال، حرکت و جابهجایی در شرایط سخت قطب شمال همچنان یک چالش بزرگ است و این مسیر ترانزینی هنوز تا جایگزینی کانال سوئز فاصله زیادی دارد. مسیر دریای شمال پنج هزار و ۶۰۰ کیلومتر طول دارد و از چهار دریای منشعب از اقیانوس منجمد شمالی میگذرد. به گفته مرکز تحقیقات قطب شمالی، این مسیر میتواند مسافت طی شده در مقایسه با خطوط فعلی کشتیرانی بینالمللی، به ویژه کانال سوئز و کانال پاناما را ۵۰درصد کوتاهتر کند و این یکی از مزیتهای مهم این مسیر به حساب میآید. از این رو روسیه و هند از مارس ۲۰۲۳ میلادی برای استفاده از مسیر جایگزین کانال سوئز برای حمل کالا با استفاده از بنادر روسیه و هند در حال مذاکره هستند.
روسیه سرمایهگذاری زیادی برای آمادهسازی زیرساختهای مسیر دریای شمالی که در امتداد سواحل شمالی آن قرار دارد، انجام داده اما با چالش یخهای متراکم به ویژه در فصل زمستان مواجه است. این یخها مانع حرکت کشتیها میشوند و آنها را در معرض احتمال برخورد با کوههای یخ قرار میدهند. با این حال مسکو قصد دارد بر این موانع غلبه و به زودی حملونقل را از طریق این خط در طول سال آغاز کند. روسیه توانایی خود را برای حل مشکل تراکم یخ در اقیانوس منجمد شمالی از طریق ناوگانی از یخشکنهای پیشرفته و بسیار کارآمد تبلیغ میکند. در آگوست ۲۰۲۲ میلادی، دولت روسیه از برنامه ساخت بیش از ۵۰ کشتی یخشکن، کشتی کلاس یخ، بنادر، ایستگاهها و مراکز اضطراری و نجات، همچنین ساخت یک گروه مداری از ماهوارهها، باتقویت طرح توسعه مسیر دریای شمال خبر داد. براساس گزارش منتشر شده توسط بیزینس استاندارد، روسیه همچنین متعهد شده طی ۱۳سال آینده دو تریلیون روبل (۲۴ میلیارد دلار) برای توسعه مسیر دریای شمال هزینه کند. این موضوع میتواند آغاز یک تهدید واقعی برای کریدور کانال سوئز و کانال پاناما و یک تهدید بزرگتر برای آمریکا و اتحادیه اروپا و کشورهای عضو ناتو باشد. حالا باید منتظر ماند و دید که سرنوشت این رویارویی و کشمکش چه خواهد شد.
اما داستان درگیری چین و آمریکا در تیم کره غربی چیست؟ کانال پاناما، این گذرگاه ۸۲ کیلومتری که اقیانوس اطلس و آرام را به هم پیوند میدهد، سالهاست دیگر فقط یک مسیر کشتیرانی نیست؛ بلکه به صحنهای فشرده از رقابت قدرتهای بزرگ بدل شده است. تصمیم اخیر دیوان عالی پاناما برای لغو امتیاز شرکت هنگکنگی «سیکی هاچیسون» در اداره بنادر دو سوی کانال، نشانهای روشن از ورود این رقابت به فاز آشکار حقوقی و سیاسی است.
دیوان عالی پاناما با استناد به گزارش حسابرسی رسمی، تمدید ۲۵ ساله امتیاز این شرکت چینی در سال ۲۰۲۱ را «مغایر قانون اساسی» اعلام و قرارداد را باطل کرد. این امتیاز از دهه ۱۹۹۰ به شرکت تابعه هاچیسون اجازه میداد ترمینالهای کانتینری در ورودیهای اقیانوس آرام و اطلس کانال را اداره کند؛ بنادری که اگرچه مستقیماً آبراه را کنترل نمیکنند اما نقش کلیدی در زنجیره لجستیک جهانی دارند.
پکن بلافاصله واکنش نشان داد و اعلام کرد «اقدامات لازم» برای دفاع از منافع شرکتهای چینی را در دستور کار قرار میدهد؛ چیزی که به طور عمده مبهم و مجهول باقی ماند اما بهوضوح حامل پیامی سیاسی برای آمریکا بود. در مقابل، این حکم در واشنگتن با رضایت سرشار، همراه شد؛ چراکه مهار نفوذ چین در زیرساختهای حساس آمریکای لاتین، بهویژه کانال پاناما، سالهاست در اولویت سیاستگذاران آمریکایی قرار دارد.
حدود ۵ تا ۶ درصد تجارت جهانی و نزدیک به ۴۰ درصد از کالاهای کانتینری مرتبط با آمریکا از کانال پاناما عبور میکنند. برای ایالات متحده، این آبراه نهتنها یک مسیر تجاری، بلکه یک دارایی امنیتی-تاریخی است؛ مسیری که تا پایان قرن بیستم به طور عملی زیر چتر نفوذ واشنگتن قرار داشت. اما در دو دهه گذشته، چین با راهبردی آرام و تدریجی، شامل سرمایهگذاری در بنادر، انرژی، معادن، راهآهن و زیرساختهای دیجیتال، جای پای خود را در آمریکای لاتین محکم کرده است. ابتکار «کمربند و جاده» موتور اصلی این نفوذ بوده و بیش از ۲۰ کشور آمریکای لاتین و کارائیب به آن پیوستهاند.
پاناما از منظر پکن، تنها یک کشور کوچک نیست؛ بلکه حلقهای کلیدی در زنجیره تجارت جهانی چین است. تصمیم پاناما در سال ۲۰۱۷ برای قطع روابط دیپلماتیک با تایوان و به رسمیت شناختن سیاست «چین واحد»، یکی از نقاط عطف نفوذ سیاسی پکن در منطقه بود. پس از آن، حضور شرکتهای چینی در بنادر، مناطق آزاد تجاری و پروژههای زیرساختی پاناما پررنگتر شد. در مقابل، آمریکا این روند را نه همکاری اقتصادی، بلکه نفوذ راهبردی در حیاط خلوت تاریخی خود تلقی میکند. نگرانی واشنگتن فقط به مالکیت یا مدیریت بنادر محدود نیست، بلکه به امکان اعمال فشار سیاسی، اختلال لجستیکی یا استفاده دوگانه از زیرساختها در شرایط بحران بازمیگردد.
ماجرای کانال پاناما را باید در قاب وسیعتری دید. چین اکنون بزرگترین شریک تجاری آمریکای جنوبی و دومین شریک کل آمریکای لاتین است. حجم تجارت دوجانبه چین و منطقه در سالهای اخیر به صدها میلیارد دلار رسیده و به طور عمده بر صادرات مواد خام از آمریکای لاتین و واردات کالاهای صنعتی و فناوریمحور از چین استوار است؛ الگویی که اگرچه رشد اقتصادی کوتاهمدت ایجاد کرده اما به افزایش بدهی، تضعیف صنایع بومی و وابستگی ساختاری نیز دامن زده است.
پکن در قالب «همکاری جنوب-جنوبِ» حزب کمونیست چین ادعا میکند که شریک «قابل اطمینانی» برای آمریکای لاتین است و از این ایده که منطقه «حیاط خلوت» یک کشور خاص باشد فاصله گرفته است. همچنین، شی جین پینگ از زمان به قدرت رسیدن در سال ۲۰۱۳ دستکم ۵ مرتبه به آمریکای لاتین سفر کرده و قراردادهای دوجانبه و شراکتهای راهبردی جامعی را با کشورهایی مانند آرژانتین، برزیل، شیلی، اکوادور، مکزیک، پرو و ونزوئلا به امضا رسانده است. در همین حال، آمریکا تلاش کرده با ابزارهای سیاسی، امنیتی و تجاری، از فشار بر دولتها گرفته تا برجستهسازی مخاطرات امنیتی حضور چین در زیرساختهای حیاتی، بخشی از این نفوذ را مهار کند.
لغو امتیاز شرکت چینی در پاناما را نمیتوان نتیجه یک اختلاف حقوقی دانست. این تصمیم، بازتاب فشارهای متقاطع داخلی و خارجی و نشانهای از تغییر موازنه در کشوری است که نمیخواهد به میدان نبرد مستقیم قدرتها تبدیل شود اما باید اعتراف کرد که چه بخواهد و چه نخواهد، در مرکز آن قرار گرفته است.
برای چین، این پرونده آزمونی است برای سنجش میزان تحمل نفوذش در نزدیکی شریانهای حیاتی آمریکا. برای واشنگتن اما این شرایط یک پیروزی نمادین در مهار پیشروی رقیب با ادغام سیاستهای «اول آمریکا» و «صلح از طریق قدرت» است . برای پاناما، شرایط فعلی یادآور این واقعیت است که کانال استراتژیک پاناما در قرن بیستویکم بیش از هر زمان دیگری سیاسی شده است.
نرخ بهره ۴۰ درصدی، قیمتگذاری دستوری، فاصله معنادار نیما با ارز آزاد؛ اینها بخشی از…
سیاست کنترل ترازنامه بانکها نه تنها بانکهای ناسالم را مهار نکرده، بلکه آنها با شیب…
در روزی که شاخص مثبت شد، خودروییها و بانکیها خلاف سبز ماندند. ارزش معاملات ۱۲…
ماه رمضان ۱۴۰۴ (۱۴۴۷ هجری قمری) از ۲۹ بهمن آغاز میشود و تا ۲۸ اسفند…
تحلیل پویا مظفری از بازگشت مدیریت نرخ ارز با صرافیهای ملی تا معمای انبساط یا…
یک کارشناس بازار سرمایه با اشاره به تشدید ریسکهای سیاسی و اجتماعی به سرمایهگذاران هشدار…