به گزارش سرمایه فردا، ایران، نه یک کشور معمولی، بلکه تصویری کاملاً متفاوت از جایگاه واقعی آن در اقتصاد جهانی ترسیم میشود. ایران فقیر نیست؛ ایران بد قیمتگذاری شده است. با استفاده از همان فرمولها و روشهای استانداردی که والاستریت و صندوقهای ثروت جهانی برای ارزشگذاری کشورها و شرکتهای بزرگ به کار میبرند، میتوان به ارزش واقعی ایران پی برد. این گزارش به تحلیل این ارزشگذاری و مقایسه آن با سایر کشورهای ثروتمند منطقه میپردازد.
بر اساس برآوردهای معتبر جهانی (از جمله موسسات زمینشناسی و انرژی)، ارزش منابع طبیعی ایران (نفت، گاز، معادن، جنگلها، و آبها) حدود ۲۷ تریلیون دلار است. (بیست و هفت هزار میلیارد دلار). این رقم باورنکردنی است، اما واقعی است. این گنج پول نقد نیست؛ یک گنج است که باید استخراج، مدیریت، و به جریان نقدی تبدیل شود. برای تبدیل این منابع به ثروت واقعی، نیاز به سرمایهگذاری، فناوری، مدیریت کارآمد، و مهمتر از همه، قیمتگذاری واقعی است. روشهای استاندارد جهانی برای ارزشگذاری چنین منابعی عبارتند از: روش جریان نقدی تنزیلشده (DCF) بر اساس جریان نقدی آینده و عمر ذخایر، ارزش فعلی خالص (NPV) با در نظر گرفتن تمام هزینههای استخراج و فروش، مدل رشد گوردون برای ارزشگذاری درآمدهای پایدار، و روش جمع اجزاء (SoTP) برای جمع کردن ارزش تمام داراییها و بخشها. با استفاده از ترکیبی از این روشها، میتوان به یک ارزش واقعی و قابل دفاع برای ایران دست یافت.
برای جلوگیری از هرگونه اغراق، یک فرض محافظهکارانه در نظر میگیریم. فرض میکنیم که تنها ۵ درصد از منابع طبیعی ایران هر سال به پول واقعی تبدیل میشود (با در نظر گرفتن همه ناکاراییها، تحریمها، و هزینهها). ۵ درصد از ۲۷ تریلیون دلار ≈ ۱.۳۵ تریلیون دلار در سال. برای اینکه محاسبه فوقالعاده محافظهکارانه باشد، نرخ رشد سالانه صفر و نرخ تنزیل ۲۵ درصد (برای ریسکهای تحریم، سیاست، و ناکارایی) در نظر گرفته میشود. حتی در این بدبینانهترین سناریو، ایران میتواند بیش از ۱,۰۰۰ میلیارد دلار پول واقعی در سال تولید کند. این رقمی است که تولید ناخالص داخلی (GDP) بسیاری از کشورها به آن نمیرسد.
با استفاده از روشهای استاندارد جهانی و با لحاظ تحریمها، ریسکهای سیاسی، ناکاراییهای داخلی، و بیاعتمادی بازارهای جهانی، ارزش واقعی ایران حدود ۵ تریلیون دلار برآورد میشود.این عدد نه تبلیغاتی است و نه رؤیایی. این حاصل محاسبات مهندسی مالی حرفهای و مبتنی بر استانداردهای جهانی است. بر این اساس، ارزش سرانه هر ایرانی حدود ۵۵,۵۰۰ دلار خواهد بود (۵ تریلیون دلار ÷ ۹۰ میلیون نفر). اگر تنها ۵ درصد از این ارزش به شکل جریان نقدی سالانه تبدیل شود، درآمد سالانه هر ایرانی حدود ۲,۸۰۰ دلار (حدود ۵۰۰ میلیون تومان) و درآمد ماهانه حدود ۲۳۰ دلار (حدود ۴۰ میلیون تومان) خواهد بود. و این فقط از محل منابع طبیعی است و سایر ظرفیتها (ترانزیت، گردشگری، اقتصاد دانشبنیان، کشاورزی، و انرژیهای تجدیدپذیر) در این محاسبه لحاظ نشده است.
برای درک بهتر این اعداد، بیایید ایران را با کشورهای ثروتمندی مقایسه کنیم که منابع داشتند و توانستند آنها را به جریان نقدی تبدیل کنند. سهم هر نفر از ثروت ملی (برآورد شده توسط صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی) به شرح زیر است:
این مقایسه نشان میدهد که ایران با وجود داشتن منابع قابل مقایسه (و حتی بیشتر) با قطر و کویت، به دلیل تحریمها، ناکاراییهای داخلی، و قیمتگذاری غیرواقعی، نتوانسته است این منابع را به ثروت سرانه تبدیل کند. اگر ایران بتواند تنها ۲۰ درصد از پتانسیل خود را عملیاتی کند، ثروت سرانه ایران از ۵۵,۰۰۰ دلار به ۱۱۰,۰۰۰ دلار (بیش از دو برابر) افزایش مییابد و از عربستان نیز پیشی میگیرد. اگر ۵۰ درصد از پتانسیل عملیاتی شود، ثروت سرانه به ۲۷۵,۰۰۰ دلار میرسد و ایران را در ردیف کشورهایی مانند کویت و نروژ قرار میدهد.
غرور ملی از شعار نمیآید؛ از عدد میآید. و عددها خیلی واضح میگویند: ایران فقط یک کشور نیست؛ ایران یک ابرسرمایه است. بزرگترین سرمایه ایران، مردم نجیب و اصیل آن هستند. ایران فقیر نیست؛ ایران بد قیمتگذاری شده است. وظیفه دولت و ملت ایران این است که ارزش واقعی این ابرسرمایه را به جهان نشان دهند و قیمتگذاری منصفانه را برای منابع و داراییهای خود به دست آورند. این کار نیازمند مذاکره هوشمندانه برای رفع تحریمها، جذب سرمایهگذاری خارجی، بهبود فضای کسبوکار، و افزایش شفافیت و مبارزه با فساد است. اگر این کار انجام شود، ثروت سرانه هر ایرانی نه ۵۵,۰۰۰ دلار، که صدها هزار دلار خواهد بود و ایران به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان تبدیل خواهد شد.
احکام جدید برای بیش از پنج میلیون بازنشسته صادر شده و افزایش حقوقها بر اساس…
آمارهای رسمی نشان میدهد نرخ سزارین در ایران به حدود ۶۰ درصد رسیده و فاصله…
آزادسازی ورود خودروهای مناطق آزاد میتواند عرضه را افزایش دهد، رقابت ایجاد کند و بخشی…
در شرایط پساجنگ و محاصره دریایی، بخش قابل توجهی از جامعه برای تأمین کالاهای اساسی…
باغتالارها با فروش بلیت و برگزاری مهمانیهای عمومی تلاش میکنند صندلیهای خالی و ظرفیت بلااستفاده…
وحدت ملی شکلگرفته در دوران جنگ و پساجنگ، اکنون با آزمون پاسخگویی به مطالبات اجتماعی،…