به گزارش سرمایه فردا، توافق با آمریکا برای ایران و ایرانیان، مثل تزریق سرم به یک بیمار در حال احتضار است. احتمالاً او را از مرگ نجات میدهد و نفس تازهای به او میبخشد. اما سرم به تنهایی بیماری را درمان نمیکند. بیمار برای اینکه دوباره توان راه رفتن پیدا کند و تندرست شود، باید غدد چرکینِ فساد و سوءمدیریت را با تیغ جراحی بردارد. در غیر این صورت، تنها نوع دردهایش عوض میشود و از بحرانی به بحران دیگر سقوط میکند. یدالله کریمیپور، تحلیلگر مسائل راهبردی، در یادداشتی تکاندهنده به واکاوی این معادله پرداخته و هشدار میدهد که توافق یک «فرصت» است، نه یک «نتیجه». و اگر از این فرصت به درستی استفاده نشود، کاسبان تحریم و غولهای فساد، دوباره برنده میدان خواهند بود. گزارشی از قیچی دو لبهای که پیش روی ایران قرار دارد و راههای گریز از آن.
در شرایط کنونی که زیرساختهای اقتصادی ایران بر اثر تحریمهای ظالمانه، جنگ و سوءمدیریت داخلی در آستانه فروپاشی قرار دارد، یک توافق دیپلماتیک با آمریکا میتواند مثل تزریق سرم به یک بیمار در حال احتضار باشد. تزریق سرم، فشار خون را بالا میبرد، ضربان قلب را منظم میکند و بیمار را از مرگ حتمی نجات میدهد. توافق نیز همین کار را با اقتصاد ایران میکند. رفع تحریمها، بازگشت درآمدهای نفتی، گشایش مسیرهای بانکی، و کاهش هزینههای تأمین کالاهای اساسی، همگی مثل یک شوک مثبت به اقتصاد مرده جان میدهند. تجارت خارجی رونق میگیرد، نرخ ارز تثبیت میشود و تورم فروکش میکند. اینها وعدههای اقتصادی یک توافق موفق هستند. اما آیا برای درمان یک بیماری مزمن، سرم کافی است؟ پاسخ، قاطعانه «خیر» است.
نکته مهمی که کریمیپور به آن اشاره میکند، این است که توافق یک «فرصت» است، نه یک «نتیجه». یعنی توافق به تنهایی پایان کار نیست؛ بلکه آغازی است برای یک مسیر دشوار و طولانی. اگر از این فرصت استفاده نشود، تنها نوع دردهایمان عوض خواهد شد. به عبارت دیگر، ممکن است تحریمها برداشته شود، اما فساد ساختاری باقی بماند. ممکن است درآمدهای نفتی برگردد، اما پولها در جیب عدهای خاص سرازیر شود. ممکن است فشار خارجی کم شود، اما فشار داخلی بیشتر شود. چرا؟ چون توافق با آمریکا «یک آچار است، نه یک تعمیرکار». با بهترین آچارها هم بدون یک تعمیرکار ماهر و دلسوز، نمیتوان خرابی پیچیده اقتصاد را تعمیر کرد. تعمیرکار، همان دولت و حاکمیتی است که باید پس از توافق، جراحیهای بزرگ ساختاری را انجام دهد. در غیر این صورت، آچار هیچجا بسته نمیشود و ماشین اقتصاد همچنان لنگ میزند.
یکی از خطرناکترین موانع بر سر راه استفاده از فرصت توافق، «کاسبان تحریم» هستند. کریمیپور به صراحت میگوید: «غولهای خطرناک داخلی یا مافیاهای گسترده در قالب کاسبان تحریم، از خود تحریمها خطرناکترند.» تحریمها برای این گروهها، یک منبع درآمد عظیم است. آنها با واسطهگری در واردات کالاهای تحریمی، قاچاق، و سوءاستفاده از نرخهای ارز ترجیحی، میلیاردها دلار سود کردهاند. طبیعی است که این گروهها از هر توافقی که تحریمها را بردارد، متنفر باشند و تمام توان خود را برای جلوگیری از آن به کار گیرند. بعد از توافق، این مافیاها از بین نمیروند؛ فقط شغل عوض میکنند. بنابراین، دولت پس از توافق باید یک جنگ تمامعیار علیه این کاسبان راه بیندازد و با ابزارهای قانونی و قضایی، رانتهای ناشی از تحریم را از بین ببرد. اگر این کار انجام نشود، توافق نه تنها کمکی نمیکند، بلکه ممکن است اوضاع را بدتر هم بکند؛ چون حالا دیگر تحریمی در کار نیست که فساد را توجیه کند.
اما مشکلات ایران فقط اقتصادی نیست. کریمیپور به چهار بحران عمده دیگر نیز اشاره میکند که توافق به تنهایی قادر به حل آنها نیست. اول، بحران اعتماد. سالها تحریم، وعدههای نافرجام و فسادهای گسترده، باعث شده مردم به حاکمیت بیاعتماد شوند. بازگرداندن این اعتماد، کار نسلهاست. دوم، فرار مغزها. نخبگان ایرانی سالهاست که در حال خروج از کشور هستند. اگر پس از توافق، فضای کسبوکار و پژوهش بهبود نیابد، این فرار ادامه مییابد و شاید سرعت هم بگیرد. سوم، محیط زیست. ایران با بحران شدید آب، ریزگردها و آلودگی هوا مواجه است. توافق نمیتواند باران بباراند. چهارم، خستگی روانی جامعه. مردم ایران پس از دههها انقلاب، جنگ، تحریم و ناآرامی، خستهاند و انرژی روحی برای یک «نهضت اصلاحی دیگر» ندارند. توافق میتواند این خستگی را کمی التیام دهد، اما درمان ریشهای آن، نیازمند بازسازی امید و معنابخشی دوباره به زندگی است. اینها مسائلی هستند که حتی با بهترین توافق هم حل نمیشوند، مگر اینکه حاکمیت اراده جدی داشته باشد.
شاید نگرانکنندهترین بخش تحلیل کریمیپور، این هشدار است: «ممکن است صلح با امپریالیستها، به معنی آشتی با ملت و باز شدن فضای فرهنگی-سیاسی نباشد. برعکس، بستری برای خفقان شود.» این یک سناریوی تلخ اما محتمل است. تجربه تاریخی نشان داده که برخی دولتها پس از کاهش تنشهای خارجی، فشار داخلی را افزایش میدهند. چون دیگر عامل خارجی (تحریم، تهدید جنگ) برای توجیه محدودیتها وجود ندارد، ممکن است سرکوب داخلی را جایگزین آن کنند. بنابراین، مردم و فعالان سیاسی نباید پس از توافق، ذرهای از مطالبات خود برای آزادی، عدالت و شفافیت عقبنشینی کنند. توافق نباید بهانهای برای بستن فضای انتقاد و محدود کردن حقوق شهروندی شود. برعکس، مطالبه اصلی باید این باشد که «حالا که خطر خارجی رفع شده، وقت حل مشکلات داخلی است». اگر این اتفاق نیفتد، توافق میتواند تلختر از خود جنگ باشد.
کریمیپور در پایان، پرسش کلیدی را مطرح میکند: «چه باید کرد؟ چگونه میتوان از این قیچی دو لبه گریخت؟» پاسخ او در لابهلای سطور نوشتهاش نهفته است.
اول، توافق را به عنوان یک «فرصت» ببینیم، نه یک «موفقیت نهایی». هنوز کار اصلی پس از آن انجام نشده است. دوم، قبل از توافق، برنامه دقیقی برای جراحی غدد چرکین فساد و سوءمدیریت داشته باشیم. یعنی ساختارهای فاسد اقتصادی، اداری و سیاسی باید شناسایی و برای برچیدن آنها نقشه راه تهیه شود. سوم، بدانیم که کاسبان تحریم پس از توافق نیز فعال خواهند بود و باید با آنها مقابله کرد. چهارم، انتظارات خود را مدیریت کنیم. توافق نمیتواند معجزه کند و همه مشکلات (محیط زیست، فرار مغزها، اعتماد اجتماعی) را حل کند. برای هر کدام باید برنامه جداگانهای داشت. پنجم، مراقب خفقان پسا-توافق باشیم و اجازه ندهیم صلح با دشمن خارجی، به بهای آشتی نکردن با ملت تمام شود.
در نهایت، توافق یک آچار فرانسه است، نه یک تعمیرکار. با بهترین آچار هم اگر تعمیرکار نداشته باشی، ماشین روشن نمیشود. تعمیرکار، اراده سیاسی برای اصلاحات ساختاری است. اگر این اراده نباشد، توافق نه تنها کمکی نمیکند، بلکه نوع دردها را عوض میکند. از درد مرگ، به درد سرطان مزمن. و شاید سرطان مزمن، از مرگ هم بدتر باشد. پس هوشیار باشیم. توافق را بخواهیم، اما مشروط به اصلاحات. در غیر این صورت، قیچی دو لبه، باز هم ما را خواهد برید.
کارشناسان خواستار انجام مطالعات دقیق و شفاف درباره مضرات پنلهای خورشیدی هستند و میگویند تصمیمگیری…
نسخه سدان ۴۰۸ حدود ۵.۵ تا ۶.۵ میلیارد تومان و نسخه کراساور پلاگین هیبرید حدود…
سازمان بورس بازگشایی بازار را به شفافیت اطلاعات شرکتها و کاهش ریسکهای ژئوپلیتیکی مشروط کرده…
مجله تخصصی تاپگیر، هر سال با آزمودن صدها خودرو، بهترینهای صنعت خودروسازی را در حوزههای…
بهرام رادان فعالیت خودش را با فیلم شور عشق آغاز کرد و با نقشهای متفاوت…
هنوز خیلیها منتظر شنیدن صدای آژیر قرمز یا انفجار هستند تا باور کنند که جنگ…