انرژی

تناقض آمارهای وزارت نفت با واقعیت اقتصاد ایران

به گزارش سرمایه فردا، کاهش قیمت جهانی نفت به حدود ۵۱ دلار در هر بشکه و تخفیفات سنگین ایران، درآمد واقعی کشور را نسبت به سال گذشته نزدیک به ۴۰ درصد کاهش داده است. این افت درآمد در شرایطی رخ می‌دهد که اقتصاد ایران با بحران ارزی و نوسانات شدید در بازار کالاهای اساسی دست‌وپنجه نرم می‌کند. با وجود این واقعیت تلخ، گزارشی از مجلس شورای اسلامی وزارت نفت را با نمره ۷۳/۵۵ در صدر دستگاه‌های موفق دولت قرار داده؛ ارزیابی‌ای که بیش از آنکه بازتاب عملکرد واقعی باشد، نشانه‌ای از فاصله میان آمارهای رسمی و واقعیت اقتصادی است.

در هفته‌های اخیر، برخی مؤسسات ردیابی نفتکش‌ها از عبور صادرات نفت ایران از مرز دو میلیون بشکه در روز خبر داده‌اند؛ تیترهایی که به‌سرعت در رسانه‌های داخلی بازتاب یافت و مسئولان نفتی آن را «رکوردشکنی تاریخی» نامیدند. اما داده‌های مؤسسه کپلر نشان می‌دهد بخش بزرگی از این محموله‌ها تنها به مخازن ذخیره در بنادر چین منتقل شده‌اند و فروش واقعی اتفاق نیفتاده است. به بیان ساده، نفت ایران روی آب مانده و پولی به چرخه ارزی کشور بازنگشته است.

از مارس ۲۰۲۵ تاکنون، روند فروش واقعی نفت ایران نزولی بوده و حجم صادرات از ۱.۸ میلیون بشکه به حدود ۱.۱ میلیون بشکه سقوط کرده است. همزمان، تخفیف ایران برای هر بشکه نفت از یک دلار به ده دلار افزایش یافته؛ یعنی نفت با حداقل سود یا حتی زیان عرضه می‌شود. ذخایر شناور نفت نیز به بیش از ۹۰ میلیون بشکه رسیده که نشانه رکود فروش است، نه رکورد صادرات.

این بحران بیش از آنکه ناشی از تحریم‌ها باشد، ریشه در تصمیمات مدیریتی دارد. تغییر ساختار شرکت نیکو و انحلال شبکه سنتی فروش نفت، مشتریان آسیایی را از ایران دور کرده و میدان را برای رقبایی چون روسیه، عربستان و عراق باز گذاشته است. در چنین شرایطی، وزارت نفت به‌جای بازسازی اعتماد بازار، بر آمارسازی و تبلیغات تمرکز کرده است.

واقعیت اقتصادی کشور

واقعیت اقتصادی اما چیز دیگری می‌گوید: تنها ۹۰۲ هزار میلیارد تومان از درآمدهای عمومی کشور در نیمه نخست سال تحقق یافته، در حالی که باید بیش از ۱.۲۴۷ هزار میلیارد تومان وصول می‌شد. در بخش فروش نفت نیز از رقم پیش‌بینی‌شده ۴۷۴ هزار میلیارد تومان، تنها ۱۵۱ هزار میلیارد تومان محقق شده است. این یعنی دو سوم اهداف فروش نفت روی زمین مانده است.

نتیجه این افت درآمد در بازار داخلی کاملاً مشهود است؛ صف‌های طولانی تخصیص ارز، جهش قیمت نهاده‌های دامی و افزایش قیمت گوشت، مرغ و لبنیات. وقتی ارز حاصل از فروش نفت به موقع وارد کشور نمی‌شود، زنجیره تأمین داخلی متوقف می‌شود و تورم بی‌رحمانه‌تر از قبل بر سفره مردم فشار می‌آورد.

ادعای رکوردشکنی صادرات نفت، در واقع بازتاب همان خطای قدیمی است؛ خطای تکیه بر «اعداد کاغذی» به‌جای شاخص‌های واقعی. امروز نفت ایران بیش از هر زمان دیگری روی آب است، اما پولش در هوا. تا زمانی که این فاصله میان آمار و واقعیت پابرجا بماند، هیچ گزارشی—even اگر از سوی مجلس منتشر شود—نمی‌تواند چهره واقعی بحران در مدیریت نفت ایران را پنهان کند.

 

پیامدهای اجتماعی و ساختاری بحران نفتی

اگر در بخش نخست روایت، تمرکز بر تناقض میان آمارهای رسمی و واقعیت‌های اقتصادی بود، در ادامه می‌توان به پیامدهای اجتماعی و ساختاری این بحران نفتی پرداخت. کاهش واقعی درآمدهای نفتی نه‌تنها بودجه عمرانی کشور را نیمه‌کاره گذاشته، بلکه اثر مستقیم بر کیفیت زندگی مردم داشته است. وقتی ارز حاصل از فروش نفت به چرخه اقتصادی بازنمی‌گردد، دولت ناچار می‌شود برای تأمین هزینه‌های جاری به استقراض یا چاپ پول روی آورد؛ اقدامی که تورم را تشدید کرده و فشار مضاعفی بر طبقات متوسط و پایین جامعه وارد می‌کند.

از سوی دیگر، بحران نفتی ایران تنها یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه به اعتماد عمومی نسبت به سیاست‌گذاری‌ها ضربه زده است. مردم وقتی می‌بینند آمارهای رسمی از «رکوردشکنی صادرات» سخن می‌گویند، اما در زندگی روزمره‌شان با گرانی کالاهای اساسی، کمبود ارز و رکود بازار مواجه‌اند، شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیسته‌شان عمیق‌تر می‌شود. این شکاف، سرمایه اجتماعی دولت را فرسایش می‌دهد و زمینه بی‌اعتمادی گسترده‌تر را فراهم می‌کند.

در سطح بین‌المللی نیز، سیاست‌های نفتی ایران پیامدهای ژئوپلیتیک دارد. از دست رفتن بازارهای سنتی در شرق آسیا و افزایش نقش واسطه‌ها، جایگاه ایران را در معادلات انرژی منطقه‌ای تضعیف کرده است. کشورهایی مانند روسیه و عربستان با بهره‌گیری از همین خلأ، سهم بیشتری از بازار را تصاحب کرده‌اند. این تغییر توازن، نه‌تنها درآمد ایران را کاهش داده، بلکه قدرت چانه‌زنی سیاسی کشور را نیز محدود کرده است.

در نهایت، بحران نفتی امروز بیش از آنکه به تحریم‌ها یا فشار خارجی گره خورده باشد، نتیجه سوءمدیریت داخلی و فقدان شفافیت در سیاست‌های فروش نفت است. اگر اصلاحات جدی در ساختار مدیریتی و بازگشت به اصول شفافیت و پاسخگویی صورت نگیرد، نفت ایران همچنان «روی آب» خواهد ماند و پول آن «در هوا». این وضعیت نه‌تنها اقتصاد، بلکه آینده اجتماعی و سیاسی کشور را نیز در معرض تهدید قرار می‌دهد.

modir

Recent Posts

گزارش بورس چهارم اسفند ۱۴۰۴؛ بورس سرخ‌پوش شد اما با نفس‌های بریده

پس از روزها انتظار، بالاخره بورس تهران در چهارم اسفندماه رنگ سبز به خود دید.…

24 دقیقه ago

فراسوی چپ و راست؛ چرا قطب‌نمای سیاسی جهان را بهتر نشان می‌دهد؟

برای دهه‌ها، ما عادت کرده‌ایم سیاست را بر روی یک خط مستقیم تصور کنیم؛ چپ…

45 دقیقه ago

جنگ منطقه‌ای در آستانه وقوع / ترامپ جهان را به جنگ می‌کشاند؟

یک جنگ بزرگ منطقه‌ای در آستانه وقوع قرار دارد؛ جنگی که اگر ایالات متحده آمریکا…

5 ساعت ago

واکنش ارزهای دیجیتال به تعرفه‌ها

بازار ارزهای دیجیتال در ۴ اسفند ۱۴۰۴ در وضعیت اصلاح گسترده قرار دارد؛ شش نماد…

5 ساعت ago

تبعات شبکه‌های اجتماعی برای جوانان

تصاویر دست‌چین‌شده موفقیت و شادی در اینستاگرام معیارهای تازه‌ای برای خوب‌زیستن می‌سازد که با واقعیت…

7 ساعت ago

آخرین تحولات سیاسی و اقتصادی

تحول سیاسی همزمان با افت صادرات به آمریکا و تشدید رقابت ژئو‌اقتصادی، پرسش‌های تازه‌ای درباره…

9 ساعت ago