تجارت سیاه هویت

تجارت سیاه هویت

کانال‌های بی‌نام و نشان تلگرام ویترینی از مدارک جعلی می‌چینند؛ از دیپلم و کارشناسی تا کارت پایان‌خدمت و پاسپورت. معامله‌ای که با وعده استعلام قطعی آغاز می‌شود، با پرداخت‌های سنگین ادامه می‌یابد و در نهایت با ناپدید شدن کانال و پاک شدن همه پیام‌ها به کلاهبرداری ختم می‌شود.

به گزارش سرمایه فردا،  آنچه در نگاه نخست تنها یک کانال تلگرامی ساده به نظر می‌رسد، در واقع بازاری زیرزمینی است که با ظرافتی خاص طراحی شده؛ بازاری که قوانین خودش را دارد، مشتری را با مکث‌ها و لحن سرد می‌سنجد و سپس او را وارد بازی پیچیده‌ای از اعتمادسازی و فرار می‌کند. اینجا مدارک تحصیلی، کارت‌های هویتی و حتی پاسپورت، نه نشانی از هویت واقعی، بلکه کالاهایی با قیمت و زمان تحویل مشخص‌اند. پشت هر پیام پاک‌شدنی، شبکه‌ای از سودجویان ایستاده که هویت انسان را به کالایی قابل معامله بدل کرده‌اند. روایت این بازار، بیش از آنکه درباره مدارک جعلی باشد، درباره سایه‌هایی است که بر اعتماد و امنیت اجتماعی سنگینی می‌کنند.

در سکوت نیمه‌شب، صفحه تلگرام با چراغ سبز اعلان‌ها روشن است. کانال‌هایی که پشت عکس‌های پروفایل بی‌هویت و نام‌های جعلی، تجارت سیاه، انواع «مدرک‌« فروشی را پیش می‌برند. از مدرک تحصیلی تا کارت ملی و گواهینامه رانندگی و حتی سند املاک! کافی است یک پیام کوتاه بفرستید تا ادمین، با لحنی مطمئن و حرفه‌ای، فهرست قیمت‌ها و تضمین قطعی استعلام را برایتان ارسال کند.

 

سکانس اول؛ ورود به اتاق تاریک یک معامله ممنوعه

از بین دهها کانالی که با یک جستجوی ساده در تلگرام در برابرم باز می شود یکی را انتخاب می کنم برای خرید ظاهری مدرکی تقلبی. کانالی به نام «سرهنگ ص»! .

پیامی که می فرستم، ساده است. اما سکوت بعدی شبیه لحظه‌ای رقم ومی خورد که درِ یک زیرزمین نیمه‌روشن را آرام هل می‌دهی و منتظر می‌مانی  تا کسی از آن‌سوی تاریکی پاسخت را بدهد. صفحه تلگرام کم‌نوراست و تصویر پروفایل محو، با چهره‌ای که انگار رویش پرده‌ای از مه کشیده باشند. نه شماره‌ای وجود دارد، نه هویتی و نه نشانی، فقط سایه‌ای که می‌تواند پشت هر پیام، یک قدم عقب‌تر یا جلوتر برود.۰

نقطه‌چین «در حال نوشتن…» چندین بار ظاهر و محو می شود، مثل نور چراغ‌قوه‌ای که در ته یک تونل روشن می‌شود و دوباره خاموش. همین بازی کوتاه کافی است تا متوجه شوم آن طرف، فردی است که پیش از حرف زدن، مشتری را می‌سنجد و تصمیم می‌گیرد چگونه وارد معامله شود.

وقتی بالاخره جواب می رسد، موجی از اعتمادبه‌نفس سرد در آن موج می‌زتد. لحنی که نه نیازمند مشتری است، نه عجله ای در آن به چشم می خورد! فروشنده آن طرف کانال، توضیح می دهد که «مدرک» کارشناسی واقعی صرفاً از چهل میلیون به بالا معنی دارد و اینکه خرید زیر این قیمت یعنی ریسک، دردسر و کار جعلی. و اینگونه است که خط مرز میان بازار خودش و بازار تقلبی‌ها از همان ابتدا روشن می شود.

مرد در مورد زمان صدور مدرک هم اینگونه توضیح می دهد: حداقل دو هفته طول می‌کشد تا همه چیز در سیستم ثبت شود. عبارتی که هم روند را توجیه می‌کرد و هم مشتری را در موقعیتی قرار می‌داد که گمان کند مسیر رسمی در جریان است، حتی اگر تنها رد رسمی آن چند پیام پاک‌شدنی در تلگرام باشد.

مکث‌ها و تغییرات لحن در پیام‌ها، گاهی سریع و پشت‌سرهم و گاهی طولانی و پرمعنا است. وقتی صحبت به مدارک لازم می رسد، مکث طولانی‌تری می کند و سپس می نویسد که برای کارشناسی حتماً باید دیپلم داشته باشم. نوشتم که دیپلم ندارم. جمله ای که باعث می شود تا سکوتی سنگین صفحه را پر کند. بالاخره با همان لحن مطمئن می نویسد؛ که دیپلم را یا باید خودم تهیه کنم یا آماده از او بخرم، با قیمت پانزده میلیون تومان.

این گفت و گو با مکث‌های حساب‌شده، سه‌نقطه‌های پی‌درپی و لحن سرد، نشان می‌دهد وارد فضایی شده‌ام که قوانین خودش را دارد. جایی که مدارک تحصیلی نشانی از تلاش و سال‌ها درس خواندن ندارند، بلکه کالایی با قیمت، زمان تحویل و حاشیه سودهای فراوان هستند. پشت صفحه‌ای که تنها با یک لمس خاموش می‌شود، بازاری جریان دارد که آدم‌ها را از هویت واقعی‌شان جدا می‌کند و آنها را وارد بازی سایه‌ها می کند.

 

سکانس دوم؛ معماری یک معامله پنهان

اما این پایان ماجرا نیست. گفت و گو از مرحله عملیاتی و پرس و جو در مورد چگونگی صدور مدارک آغاز می شود. این بار ادمین بدون هیچ مقدمه‌ای، با لحنی خونسرد و دقیق شروع می کند به تشریح جزئیات!. انگار می‌خواهد نشان دهد پشت وعده‌های اولیه، شبکه‌ای سازمان‌یافته و حساب‌شده وجود دارد که هر مرحله از آن با دقت طراحی شده است.

ابتدا در مورد نحوه دریافت مدرک مدعی می شود که همه چیز به رشته و مقطع تحصیلی بستگی دارد و پرونده هر مشتری به دانشگاه مرتبط با آن رشته ارسال می‌شود. فرآیند صدور از همان نقطه آغاز می‌شود و اطلاعات به‌صورت دیجیتال ثبت می‌شود تا همه چیز قابل استعلام باشد.

بحث صدور مدرک، جایی است که ادمین حس حرفه‌ای بودن خود را بیشتر نشان می دهد. می گوید که با برخی دانشگاه‌ها یا افراد مرتبط در آنها ارتباط دارد. نام‌ها یا جزئیات مشخصی ارائه نمی کند، اما با مهارت کافی، ذهن مخاطب را متقاعد می‌کند که مدارک به‌صورت واقعی و قابل استعلام صادر می‌شوند. اوهمچنین اضافه می کند که همه اطلاعاتی که لازم است از خریدار گرفته شود، شامل مشخصات فردی و سوابق تحصیلی، به دقت جمع‌آوری می‌شود و پس از ثبت، روند صدور آغاز می‌شود. هر مدرک یک پرونده جداگانه دارد و هیچ‌چیزی به شانس واگذار نمی‌شود.

وقتی بحث به هزینه می رسد، ادمین تصویر شفاف‌تری ارائه می کند. پرداخت می‌تواند به دو شکل انجام شود، اما به جای بیان این گزینه‌ها به شکل جداگانه، توضیح می دهد که در هر حالت، مبالغ به‌گونه‌ای تنظیم شده‌اند که ریسک مشتری و تلاش مورد نیاز برای کانال محاسبه شود و اینکه اگر نصف هزینه در ابتدا واریز شود، همان رقمی که از ابتدا اعلام شده، از مشتری دریافت می‌شود اما اگر پرداخت هنگام تحویل مدرک انجام شود، کمی بر مبلغ اولیه اضافه می‌شود. دلیلش نیز ساده و حساب‌شده است. پرداخت دیرتر یعنی هماهنگی بیشتر، تلاش اضافی برای حضور در مکان تحویل و اطمینان از دریافت نقدی. او تصویر فردی منتظر در دانشگاه یا دفتر مشخص را به‌گونه‌ای توصیف می کند که مخاطب بتواند فرآیند را به‌طور کامل در ذهنش تصور کند، گویی تمام مراحل واقعی و قانونی است.

علاوه بر این، ادمین توضیح می دهد که مدارک پس از صدور، امکان استعلام آنلاین را هم دارند. او توضیح می دهد  که کدهای مخصوص یا شماره پیگیری برای هر مدرک ایجاد می‌شود و حتی اگر دانشگاه واقعی نیز تماس بگیرد، اطلاعات ثبت شده با جزئیات دقیق و ریز نمرات، امکان انکار را به حداقل می‌رساند. در حقیقت همه چیزبه گونه ای طراحی شده  تا مشتری حس کند درگیر یک روند رسمی اما پنهانی است، سیستمی واقعی که تنها محدود به کانال و شبکه‌های زیرزمینی است.

یکی دیگر از جزئیات جذاب، زمان‌بندی دقیق برای آماده شدن مدارک است. به گفته ادمین برای مدارک کارشناسی، حداقل دو هفته زمان لازم است  تا تمام مراحل دیجیتال و ارتباطات داخلی تکمیل شود. مدارک کوتاه‌تر، مانند گواهی‌نامه یا کارت پایان‌خدمت، تنها چند روز تا یک هفته زمان می‌برد، اما به گفته وی حتی در آنجا هم فرآیند ثبت در سامانه داخلی و صدور شماره پیگیری رعایت می‌شود. در نهایت، ادمین با آرامشی که ترکیبی از تجربه و احتیاط است ، توضیح می دهد که نحوه تحویل نیز جزئی از معماری معامله است.

تحویل مدارک می‌تواند حضوری باشد یا در بسته پلمپ‌شده‌ای ارسال شود که هیچ نشانی از فرستنده نداشته باشد، انگار مدارک در خلأ تولید شده‌اند و از ناکجا آباد آمده‌اند.

این جزئیات دقیق، نشان می‌داد که بازاری که به ظاهر تنها خرید و فروش مدرک است، در واقع یک شبکه پیچیده با طراحی حرفه‌ای است که هر مرحله آن، هم خریدار را مطمئن می‌کند و هم مسیر فرار فروشنده را هموار می‌سازد.

 

سکانس سوم – بازارِ بی‌انتها

گفت و گو با ادمین تاجایی پیش می رود که کنجکاوی‌ام کم‌کم از مدارک تحصیلی فراتر می رود. در کانال‌ یاد شده، چیزهایی دیده بودم که تصویر دیگری از این بازار زیرزمینی ارائه می‌دادند. تصاویری از گواهی‌نامه، کارت پایان‌خدمت و حتی پاسپورت. مدارکی که هرکدام‌شان در دنیای واقعی، مسیر و روند مستقلی دارند، اما در این کانال کنار هم چیده شده بودند، مثل ویترین مبهم یک مغازه پنهان.

ادمین اما آماده است تا مانند رباتی طراحی شده، توضیحات لازم را برای صدور انواع مدارک جعلی ارائه دهد. وی برای گواهی‌نامه رانندگی، مبلغ سی میلیون تومان ناقابل کافی است!. فرآیندی که چند روز بیشتر طول نمی‌کشد. سپس گواهی آماده می‌شود. شبیه نمونه‌های رسمی و صادرشده از مراجع قانونی، اما در واقع از طریق مسیر غیررسمی کانال آماده می‌شود. فرایند تحویل هم همانند مدارک تحصیلی بود.

کارت پایان‌خدمت هم تقریبا روندی مشابه دارد اما با حساسیت بیشتر. صدورش حدود یک هفته زمان می‌برد با مبلغ ۵۰ میلیون تومان و مثل مدارک تحصیلی، همه‌چیز در یک سامانه داخلی ثبت می‌شود. سامانه‌ای که هیچ‌وقت نامی از آن برده نمی شود، اما وجودش درست در لحظه‌ای مناسب، برای ساختن حس اعتماد، روی میز گذاشته می شود. ادمین مدعی می شود که بعد از صدور، حتی شماره پیگیری هم ارائه می‌شود تا همه چیز واقعی به نظر برسد.

اما چیزی که در کانال بیشتر از همه توجهم را جلب کرده بود، صدور پاسپورت است. کالایی لوکس در این بازار ممنوعه. قیمتش را دقیق و بدون چانه‌زنی اعلام می کند: صد و پنجاه میلیون تومان. صدور آن را پیچیده‌تر از بقیه معرفی کرد. نه از طریق دانشگاه، نه سازمان خاص، بلکه از طریق شبکه‌ای محدود و ارتباطات داخلی که باز هم جزییاتی از آن گفته نمی شود. زمان تحویلش حدود یک ماه است و نحوه پرداخت هم همان قاعده همیشگی را دارد.

اینجا هر مدرکی، هر هویتی و هر نشانه‌ای از رسمی بودن، کالایی است با قیمت مشخص، موعد تحویل تعریف‌شده و بسته‌بندی شسته‌رفته. بازاری که آن‌قدر گسترده بود که مرز میان مدارک اداری و هویت فردی را هم پاک می‌کرد. بازاری که در آن، هر سندی قابل خرید است، اگر فقط پول کافی را وارد کنید!.

 

سکانس آخر؛ پایان معامله یا آغاز خیال؟

این کانال ها اما معمولا چند روز یا چند هفته پس از واریز پول به یکباره ناگهان ناپدید می شوند. حتی تمام پیام‌های من و ادمین در چت هم به یکباره بعد از چند ساعت پاک می شود تا اثری از فهرست قیمت‌ها، مدارک و وعده‌های استعلام باقی نمانده باشد. تجربه‌ای که برای خریدار حس نظم و قانونی بودن ایجاد کرده بود، حالا به معنای واقعی مهر تاییدی می شود بر کلاهبرداری گروهی سودجو. بعد از آن خریدار می‌ماند با تصمیمش، با ریسک پرداخت‌ها و با سوالی که هیچ پاسخی ندارد. اینکه چه چیزی واقعی بود و چه چیزی تصویر ساخته‌شده‌ای از اعتبار و امنیت؟

حس حضور در این بازار، شبیه ایستادن روی لبه‌ای نامرئی بود. لبه‌ای که زیر آن پرتگاه ناشناخته‌ای از تقلب، اعتمادسازی و بازی با هویت انسان‌ها جریان دارد. هیچ نشانه‌ای از مسیر درست باقی نمی‌ماند، جز همان مدارکی که حالا در دست خریدار است و خاطره‌ای از فرآیندی پیچیده و غیرقابل پیش‌بینی. در نهایت، این بازار، بیشتر از هر چیز، یادآور قیمت هویت انسان و سایه‌هایی است که حتی بهترین ضمانت‌ها هم نمی‌توانند آن را محو کنند.

دیدگاهتان را بنویسید