سریال جدید از جهان وستروس، بهجای آنکه مخاطب را با شکوهِ همیشگیِ جنگ و سیاست مرعوب کند، دست او را میگیرد و به سفری انسانیتر میبرد.
به گزارش سرمایه فردا، در جهانی که سالها با صدای برخورد شمشیرها، پرواز اژدها و زمزمههای قدرت تعریف شده، «شوالیه هفت پادشاهی» ورود آرامتری دارد؛ مثل کسی که بیسر و صدا در را باز میکند، وارد اتاق میشود و بعد از چند دقیقه تازه متوجه حضورش میشوی. این سریال جدید از جهان وستروس، بهجای آنکه مخاطب را با شکوهِ همیشگیِ جنگ و سیاست مرعوب کند، دست او را میگیرد و به سفری انسانیتر میبرد.
سالها عادت کردهایم وستروس را از ارتفاع ببینیم؛ از فراز قصرها، میدانهای نبرد و تالارهای قدرت. «شوالیه هفت پادشاهی» دوربین را پایین میآورد، همقدِ آدمها. اینجا خبری از بازیهای عظیم قدرت نیست؛ جهان همان جهان است، اما زاویه دید تغییر کرده. قصه همراه دو مسافر شکل میگیرد: سر دانکن بلند، شوالیهای سادهدل با قامتی غولآسا و قلبی بزرگ، و اِگ، ملازم نوجوانش؛ پسری با چشمانی بیدار و ذهنی تیز. سریال در همین انتخاب جسورانه جان میگیرد. بهجای شاهزادگان، ژنرالها و خاندانهای افسانهای، تمرکز روی آدمهایی است که بیشتر شبیه انسانهای معمولیاند؛ کسانی که اشتباه میکنند، شک دارند، میترسند و گاهی با سادهترین امیدها به حرکت ادامه میدهند.
هسته اصلی سریال رابطه میان دانکن و اِگ است. رابطهای که با لطافت و جزئیات شکل میگیرد. دانکن مردی است گرفتار آرمانهای خودش؛ شوالیهای که بیش از آنکه درگیر شکوه جنگ باشد، با مفهوم شرافت دستوپنجه نرم میکند. او گاهی کودکانه به جهان نگاه میکند، گاهی با صداقتی که در وستروس کالایی کمیاب است.
در مقابل، اِگ نوجوانی است با درکی فراتر از سنش؛ کسی که مناسبات قدرت، خطر و فریب را زودتر از استاد بلندبالایش فهمیده. همین تضاد، سرچشمه لحظات جذاب سریال است. گفتوگوهایشان گاه خندهدار، گاه تلخ، گاه عمیقاً تأثیرگذار. رابطهای که بهمرور از یک پیوند شغلی عبور میکند و به رفاقتی زنده تبدیل میشود.تماشاگر کمکم احساس میکند کنار این دو نفر نشسته؛ در جادهها، مهمانخانهها، میدانهای کوچک. حس نزدیکی، یکی از ارزشمندترین دستاوردهای اثر است.
یکی از غافلگیریهای بزرگ سریال، لحن آن است. جهان همچنان خشن، پیشبینیناپذیر و پرتنش است، اما سریال با فریاد جلو نمیآید. ریتم آرامتر، نگاه متفکرانهتر. بسیاری از صحنهها بر پایه فضا، نگاهها و جزئیات انسانی بنا شدهاند. در جهانی که اغلب آثار فانتزی برای جلب توجه به اغراق متوسل میشوند، این خویشتنداری به نقطه تمایز تبدیل شده. حتی لحظات درگیری و تنش نیز بیشتر بر حس موقعیت تکیه دارند تا نمایش پرزرقوبرق. خشونت حضور دارد، اما تبدیل به نمایش هیجانزده نمیشود. تأکید روی حالوهوای شخصیتها، سنگینی موقعیت و پیچیدگی انتخابها باقی میماند.
از نظر بصری، سریال همچنان استانداردهای بالای جهان وستروس را حفظ کرده. طراحی صحنه، لباسها، نورپردازی و ترکیببندی قابها حس آشنایی دارند، اما در مقیاسی صمیمیتر عمل میکنند. بهجای کاخهای عظیم، فضاهای کوچکتر، جادهها، اردوگاهها و میدانهای محلی سهم بیشتری دارند. این تغییر مقیاس، کیفیت تصویری را تضعیف نکرده؛ برعکس، به جزئیات زندگی روزمره رنگ تازهای داده. خاک جاده، خستگی چهرهها، سرمای هوا، نور آتش در شب – همه چیز ملموستر شده.
ریتم آرامتر سریال برای همه مخاطبان تجربهای یکسان ایجاد نمیکند. گروهی از بینندگان که با انتظار تنشهای پیدرپی و شوکهای دراماتیک سراغ اثر آمدهاند، ممکن است با حس کندی مواجه شوند. «شوالیه هفت پادشاهی» زمان میخواهد؛ حوصله میطلبد؛ اجازه میدهد لحظات نفس بکشند.
برای مخاطبی که دنبال قصهای عمیقتر و شخصیتمحور است، همین ویژگی به امتیاز بزرگ تبدیل میشود. سریال تلاش میکند بهجای هیجان لحظهای، پیوند احساسی بسازد. تجربهای که بیشتر شبیه همسفر شدن با شخصیتهاست تا تماشای یک نمایش پرتنش.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا